«زهرا واگن‌کنشت»، نماینده ایرانی‌تبار بوندستاگ چگونه نماد چپ افراطی آلمان شد؟

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

یورونیوز: همزمان با نزدیک شدن به میهن تجارتات حساس در مناطق شرقی آلمان، رویکرد منحصر به فرد زهرا واگنکنشت به «چپ محافظه کار» چشم انداز سیاسی این کشور را تغییر داده است.

سایت پولیتیکو روز دوشنبه 26 اوت (5 شهریور 1403) در مقاله ای مفصل به دیدگاه ها و زندگی سیاسی زهرا واگنکنشت پرداخته و اعلام کرد که پس از شنیدن سخنان این نماینده ایرانی تبار که نماد چپ افراطی آلمان به شمار می رود، برخی ممکن است فکر کنند که بزرگترین تهدید برای دموکراسی ناشی از تفکر “چپ گرایی سبک زندگی” است که از نوشیدن از فنجان های قابل استفاده مجدد و خرید محصولات ارگانیک از بازارهای کشاورزان حمایت می کند.

او معتقد است که این سنت‌گرایان شهرنشین و محیط‌زیست، دیدگاه‌های «اخلاقی بی‌عیب و نقصی» در مورد همه چیز از اوکراین گرفته تا تغییرات آب و هوایی دارند، اما خودشان این باورها را با تعصب شدید به مردم عادی تحمیل می‌کنند.

Wagenknecht – حزب نوپا که در آستانه میهن تجارتات ایالتی روز یکشنبه در شرق آلمان از حمایت قابل توجهی برخوردار است – در عین حال معتقد است که تعداد زیادی از پناهجویان به کشور وارد شده اند و ادعا می کنند که “دیگر جایی برای آنها وجود ندارد”.

او همچنین از حزب سبز آلمان انتقاد می‌کند و سیاست‌های انرژی پاک آن‌ها را عامل صنعتی‌زدایی کشور می‌داند و از روابط قوی‌تر با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه حمایت می‌کند.

خانم واگنکنشت که اکنون یکی از محبوب ترین سیاستمداران آلمان است، فعالیت سیاسی خود را با عضویت در حزب کمونیست آلمان شرقی آغاز کرد و مدت هاست که به عنوان چهره چپ افراطی این کشور شناخته می شود. اما اخیراً او اظهاراتی کرده است که به نظر نزدیک به راست افراطی است.

نظرات و انتقادات تند زهرا واگنکنشت از جریان اصلی چپ، حمایت قابل توجهی از راست افراطی را به خود جلب کرده است. بیورن هوکه، یکی از چهره های برجسته حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان و رهبر این حزب در ایالت تورینگن، به قدری تحت تاثیر واگنکنشت، به ویژه موضع او در مورد پوتین قرار گرفت که علناً از او خواست به حزب آلترناتیو برای آلمان بپیوندد. سال گذشته دعوت کرد

در عوض، واگنکنشت نیروی سیاسی جدید خود را تشکیل داده است که توسط دو ایدئولوژی ظاهراً ناسازگار محافظه‌کاری و چپ‌گرایی تعریف می‌شود که او آن را «محافظه‌کاری چپ» می‌نامد.

دورانی که احزاب سنتی بزرگ در آلمان (Volksparteien) می توانستند به تنهایی جهت گیری سیاسی کشور را شکل دهند، به پایان رسیده است. اکنون احزاب جدیدتری مانند آلترناتیو برای آلمان و حزب وابسته به خانم واگنکنشت به نام اتحاد زهرا واگنکنشت (BSW) جریان اصلی سیاسی را به چالش می کشند و باعث تغییر در چشم انداز سیاسی می شوند.

این وضعیت به‌ویژه در مناطقی که آلمان شرقی سابق را تشکیل می‌دهند، که به‌رغم بیش از سه دهه تلاش برای جذب و ادغام دولت کمونیستی سابق پس از فروپاشی دیوار برلین، به‌طور فزاینده‌ای واقعیت سیاسی موازی خود را دنبال می‌کند، قوی است.

وضعیت احزاب خارج از جریان اصلی در آستانه میهن تجارتات

در آستانه سه میهن تجارتات ایالتی در شرق آلمان – در ایالت های زاکسن و تورینگن در روز یکشنبه، و در ایالت براندنبورگ در 22 سپتامبر – حزب آلترناتیو برای آلمان در همه نژادها پیشرو است یا نزدیک به پیشرو است. میزان مقبولیت حزب جدید واگنکنشت در نظرسنجی ها نیز بین 13 تا 18 درصد است که برای یک حزب تازه تاسیس نتیجه قابل توجهی است.

Wagenknecht در محو کردن طیف سنتی چپ و راست تنها نیست. مارین لوپن، رهبر راست افراطی فرانسه، سیاست‌های اقتصادی و رفاهی را نیز از چپ سنتی میهن تجارت کرده و در این روند، بسیاری از رای‌دهندگان سابق حزب کمونیست فرانسه را به خود جذب کرده است.

وقتی از خانم واگنکنشت پرسیده شد که آیا شباهت هایی بین خودش و چهره های راست افراطی مانند مارین لوپن می بیند یا خیر، کمی شگفت زده شد. او استدلال می‌کرد که چنین احزاب نماینده «به اصطلاح آدم‌های کوچک» نیستند، در حالی که سیاست‌های خودش این کار را می‌کند، زیرا به نابرابری اقتصادی می‌پردازد و از سیاست‌های اجتماعی حمایت می‌کند که «سنت‌ها، ثبات و امنیت» را ترویج می‌کند.

واگنکنشت ظهور جناح راست افراطی را اولاف شولتز صدراعظم آلمان و ائتلاف چپ “متکبر” می داند.

زندگی سیاسی زهرا واگنکنشت

خانم واگنکنشت به متفاوت بودن عادت کرده است. او در سال 1969 در آلمان شرقی از پدری ایرانی که برای تحصیل به برلین غربی آمده بود و مادری آلمانی که به عنوان دلال آثار هنری کار می کرد و در آن سوی دیوار برلین زندگی می کرد، به دنیا آمد.

وقتی واگنکنشت سه ساله بود، پدرش به ایران رفت و دیگر برنگشت. او توسط پدربزرگ و مادربزرگش در دهکده ای کوچک در تورینگن بزرگ شد، جایی که بچه های دیگر به خاطر موهای سیاه و چشمان تیره اش مورد تمسخر قرار گرفتند. او به پولیتیکو گفت: «من در آنجا نسبتاً تنها بودم. هیچ فرزندی با والدین خارجی وجود نداشت.

در سن 19 سالگی، درست قبل از فروپاشی دیوار برلین، او به حزب کمونیست آلمان شرقی پیوست و می‌خواست به جلوگیری از فروپاشی دولت به دلیل آنچه به‌عنوان «نیروهای ضدانقلاب» می‌دید کمک کند. پس از سقوط دیوار، او به جایگزین آن، حزب سوسیالیسم دموکراتیک پیوست.

واگنکنشت به لطف جوانی و روشی که از ایده های رادیکال دفاع می کرد، به یک چهره برجسته در رسانه های آلمان تبدیل شد. در حالی که حزب او به دنبال فاصله گرفتن از خاستگاه آلمان شرقی بود، او بر دفاع از رژیم قدیمی و مخالفت با غرب، ناتو و سرمایه داری اصرار داشت. وی در مصاحبه تلویزیونی عمومی در سال 96 اظهار داشت: آلمان شرقی با دیوار بهتر از شرایط اجتماعی امروز است.

نظرات سفت و سخت واگنکنشت پس از ملاقات او با اسکار لافونتن، یکی از چهره های برجسته چپ که 26 سال از او بزرگتر بود، خدشه دار شد. لافونتن که یکی از رهبران کلیدی حزب سوسیال دموکرات (SPD) در دهه 1990 بود، حزب خود را در پی جنگ قدرت با گرهارد شرودر صدراعظم وقت ترک کرد. او احساس می کرد که حزب سوسیال دموکرات به طبقه کارگر و دولت رفاه خیانت کرده است.

در سال 2007، حزب منشعب لافونتن با حزب سوسیالیسم دموکراتیک (PDS) ادغام شد و Die Linke را تشکیل داد و واگنکنشت به کمیته اجرایی آن پیوست. او و واگنکنشت بعداً ازدواج کردند.

پس از اینکه لافونتن در سال 2009 به دلایل سلامتی در موقعیت سیاسی پایین تری قرار گرفت، واگنکنشت به یکی از صداهای پیشرو حزب تبدیل شد.

در سال‌های بعد، واگنکنشت به چهره‌ای بحث‌برانگیز در حزب چپ تبدیل شد، به‌ویژه در جریان بحران پناهجویان در سال ۲۰۱۵، زمانی که از تصمیم آنگلا مرکل صدراعظم وقت برای پذیرش صدها هزار پناهنده انتقاد کرد و با واکنش هم حزبی‌هایش مواجه شد.

ماجرا به همین جا ختم نشد، روابط او با بسیاری از همکاران حزبش پس از انتقاد شدید از «قفل‌های بی‌پایان» دولت در طول همه‌گیری کووید-19 و بعداً اظهارنظرهایی در مصاحبه‌های تلویزیونی که تبلیغات همه جانبه کرملین را تکرار می‌کرد، تیره شد. روسیه به اوکراین بود، تاریک تر شد.

سرانجام، سال گذشته او اعلام کرد که او و گروهی از متحدانش در سمت چپ حزب خود را تشکیل خواهند داد و همسرش لافونتین بعداً به آن ملحق شد.

دیدگاه های واگنکنشت و نظریه نعل اسبی در مورد سیاست

واگنکنخت تأکید می کند که داشتن یک دولت رفاهی قوی مستلزم ایجاد حس همبستگی در میان شهروندان است، در غیر این صورت ممکن است مالیات دهندگان از حمایت از مزایای اجتماعی خودداری کنند.

او همچنین با لایحه اخیر آلمان که تغییر جنسیت را تسهیل می کند، مخالفت کرد و گفت که این لایحه به نفع صنعت داروسازی است.

علاوه بر این، واگنکنشت بارها خواستار پایان دادن به کمک نظامی آلمان به اوکراین و پیگیری مذاکرات با پوتین شده است و علیرغم همسویی اش با دیدگاه های راست افراطی، خود را موضعی ضد جنگ که ریشه در اصول چپ دارد، معرفی کرده است.

همسویی او با دیدگاه های راست گرایانه در این موضوعات، «نظریه نعل اسبی سیاست» را تداعی می کند. این نظریه که اغلب با کتاب «عصر ایدئولوژی‌ها» نویسنده فرانسوی ژان پیر فای در سال 1996 مرتبط است، نشان می‌دهد که افراط‌گرایی چپ و راست به جای اینکه در قطب‌های مختلف سیاسی در افراط مخالف قرار گیرند، شباهت نزدیکی به یکدیگر دارند. آنها شبیه نعل اسبی هستند که دو طرف آن در نهایت به هم می رسند.

واگنکنشت، مانند برخی دیگر از رهبران حزب، تشکیل ائتلاف با آلترناتیو برای آلمان را رد کرده است. با این حال، او همکاری با آلترناتیو برای آلمان را برای پیشبرد قوانینی که از نظر او حساس می‌داند رد نکرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *