به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، خبرگزاری المیادین در گزارشی نوشت: اعتقاد به جنگ فرهنگی آمریکا که شامل دو مجموعه کاملا متضاد سیاست هویتی است، اکنون بحث بر سر این است که از میان «دونالد ترامپ» و «کامالا» چه کسانی هستند. هریسکه می تواند نامزد بهتری در مورد فلسطین و نسل کشی مداوم اسرائیل در غزه باشد. پاسخ کوتاه هیچ است، اما مهم است که دلایل آن را درک کنید.
به عنوان “آرون بوشنلوی پیش از خودسوزی در بهمن ماه اظهار داشت: بسیاری از ما دوست داریم از خود بپرسیم اگر در دوران برده داری زندگی می کردم چه می کردم؟ یا در دوران قانون جیم انجامش بده (قانون جداسازی در ایالت های جنوبی آمریکا)؟ یا آپارتاید؟ اگر کشورم مرتکب نسل کشی شود، چه کار خواهم کرد؟ پاسخ این است که شما در حال انجام آن هستید.
با در نظر گرفتن این نقل قول تکان دهنده، آنچه در این مقاله گفته می شود را باید در این زمینه قرار داد که هرکس به حمایت از نسل کشی غزه رأی دهد یا از نظر اخلاقی فاسد است یا سردرگم. کسانی که آنقدر بی رحم هستند که جنایات غزه – که با دلارهای مالیاتی آنها و توسط مقاماتی که به آنها رای می دهند – مرتکب شده اند – در تصمیم آنها در مورد اینکه به چه کسی رای بدهند، حتی ارزش پرداختن به آنها را ندارند. با این حال، کاملاً قابل درک است که چرا بسیاری از آمریکایی ها و به طور کلی غربی ها بسیار سردرگم هستند.
هدف از دوگانگی دموکرات و جمهوری خواه چیست؟
نظام سیاسی ایالات متحده به طور قاطع توسط مردم اداره نمی شود و رأی دهندگان انتخاب کمی در مورد اینکه چه سیاست هایی اتخاذ می شود، ندارند. اگرچه بسیاری سوگند یاد می کنند که نامزد آنها درخشان و متعهد به نمایندگی از اراده مردم است، شما اغلب می توانید موقعیت تقریباً هر مقام منتخب ایالات متحده را بر اساس منابع مشارکت های انتخاباتی آنها پیش بینی کنید.
هر دو حزب جمهوری خواه و دموکرات پنجره Orton خود را دارند (گفتمان قابل قبول برای عموم) که از بالا به پایین توسط دو عامل اصلی – اهداکنندگان و پایگاه رأی دهندگان آنها شکل می گیرد و دیکته می شود. مشکل هر دو طرف این است که مردم ناراضی آمریکا فراتر از آنچه گفتمان قابل قبول تلقی می شود، حرکت کرده و از مواضع سیاسی که توسط سیستم تحت فشار قرار گرفته اند، استقبال کرده اند. الیگارشی “بیش از حد رادیکال” در نظر گرفته شد. روندی که عملاً در دوران دولت «باراک اوباما» رئیس جمهور سابق آمریکا شکل گرفت. این تغییر در تفکر عمومی آمریکا ناشی از طیف وسیعی از علل است. مشکلات شدید اقتصادی علت اصلی هستند، زیرا ساختن آینده ای پایدار را برای کسانی که نسل والدینشان زمانی چنین فرصت هایی را داشتند غیرممکن می کند.
سیستم دو حزبی آمریکا در حال از دست دادن ایمان بود و طبقه کمک کننده دریافت که زمان تغییر فرا رسیده است، با این حال، آنها نمی خواستند کاری انجام دهند تا آنها را از جمع آوری پول و دارایی بیشتر باز دارد. بنابراین دستوراتی داده شد. حزب دموکرات به نمایندگی از سیاست های هویتی تقریباً همه گروه های اقلیت در ایالات متحده می آید، در حالی که حزب جمهوری خواه نیز به نمایندگی از سیاست های هویت سفیدپوستان تکامل می یابد. بدیهی است که این بدان معنا نیست که دموکراتها پایگاهی از حامیان سفیدپوست ندارند یا جمهوریخواهان حامیانی از گروههای اقلیت مختلف ندارند، اما از نظر ایدئولوژیک، این دو اردوگاه اردوگاههای هویتی هستند.
اگر واقعاً به آن فکر کنید، این استراتژی که امروزه شاهد اجرای آن هستیم، یک نبوغ از جانب نخبگان غربی است. کاری که آنها در انجام آن موفق بودهاند این است که با بازی روی حساسیتها و تعصبات عاطفیشان، تودههایی را که روز به روز از نظر اقتصادی محروم هستند و به دنبال جایگزینهای واقعی برای بهبود زندگیشان هستند، بازگردانند. . به قول معروف تفرقه بینداز و حکومت کن.
آنچه ما اکنون کشورهای غربی می نامیم بر اساس اشکال مختلف سیاست هویتی ساخته شده اند، چه از طریق ناسیونالیسم، نژادپرستی، جنسیت گرایی، برتری دینی یا ترکیبی از همه. با این حال، هر یک از این روش های تقسیم بندی محدودیت های خاص خود را دارد و باید با تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سازگار شود. شاید ایالات متحده از تاریخچه سیاست هویتی خود دچار مشکل است بیشترین کشور جهان، و این موضوع را طعنه آمیز می کند که هویت گرایان جمهوری خواه ادعا می کنند که با سیاست های هویتی مخالف هستند در حالی که هویت گرایان دموکرات آن را نیرویی برای برابری می دانند.
وقتی به دونالد ترامپ و به قدرت رسیدن او نگاه می کنیم، نمی توان او را تنها به مردی که روی صحنه ایستاده تقلیل داد، بلکه باید او را در چارچوب مجموعه ایده هایی که نماینده اوست دید. اگر به مسائل مختلفی که او مطرح می کند نگاه کنید، متوجه خواهید شد که او اغلب در سراسر ایالات متحده سفر می کند و ادعاها و وعده های مختلفی می دهد که هرگز قصد ندارد آنها را دنبال کند. به عنوان مثال، در آستانه انتخابات 2016، او گفت که در مورد قاچاق جنسی کودکان، قتل جان تحقیق خواهد کرد. اف او کندی و اسناد 11 سپتامبر را آزاد کرد و در حالی که متعهد شد که آمریکا را از جنگ های بی پایانش خارج کند، حتی به زندان انداختن هیلاری کلینتون نیز اشاره کرد، اما هرگز این کار را انجام نداد.
به عنوان مثال، حامیان دونالد ترامپ می توانند مخالفان سرسخت واکسن کووید-19 باشند و برخی از آنها با برافراشتن پرچم های “ترامپ 2020” به اعتراضات ضد قرنطینه ای روی آورده اند. در همین حال، ترامپ عملیات Warp Speed را برای سرعت بخشیدن به توزیع واکسن و تشویق مردم به واکسینه شدن راه اندازی کرده است. به همین ترتیب، امروز طرفداران کامالا هریس آنها اقدامات او را به عنوان “پلیس ارشد” توجیه می کنند که سیاه پوستان آمریکایی را به خاطر جنایات جزئی زندانی می کند و ادعا می کند که ظاهراً در راستای منافع آمریکایی های آفریقایی تبار کار خواهد کرد.
خیلی ساده، بسیاری از سفیدپوستان طبقه کارگر و طبقه متوسط، دونالد ترامپ را مظهر «رویای آمریکایی» می دانند و وقتی صحبت های او را می شنوند، دلتنگی «روزهای خوب قدیم» را می شنوند. به همین ترتیب، زمانی که لیبرال ها و بسیاری از آمریکایی ها از جوامع اقلیت مختلف کامالا هریس آنها می بینند، می بینند که یک زن سیاه پوست با یک نژادپرست زن ستیز مبارزه می کند. برای هر دو طرف، واقعیت ها اصلا مهم نیست، بلکه فقط شعار و ظواهر مهم است، همین!
برای مثال، بسیاری از رای دهندگان سنتی حزب دموکرات وجود دارند که در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده تصمیم گرفتند به رئیس جمهور جو رای دهند. بایدن به حمایت او از نسل کشی غزه رای نداد، اما اکنون از حامیان سرسخت کامالا است هریس این ساده است، جو بایدن پیرمرد سفید پوست و کامالا هریس یک زن سیاه پوست! دیگر مهم نیست که کامالا موضع سیاسی روشنی ندارد هریس از جو بایدن متمایز کند و این مهم نیست هریس این بخشی از دولت بود که در نسل کشی غزه دست داشت. حامیان هریس آنها اغلب شعارهای خود را بر شعارهایی مانند “ما باید ترامپ را شکست دهیم”، “نجات دموکراسی” و “شادی” یا “امید” متمرکز می کنند تا سیاست های خاص. دلیلش این است که آنها در شناسایی سیاستهایی که واقعا دنبال میکنند مشکل دارند، و سیاستهای معدودی که منطقی هستند مانند دادن خرده نان به یک مرده گرسنه است.
طبقه حاکم آمریکا اکنون یک حواس پرتی کامل ایجاد کرده است زیرا اکثریت سفیدپوست را علیه جوامع اقلیت معطوف کرده است و آنها را مجبور می کند بر روی هر گروه اقلیتی که بیشتر از همه از آنها متنفر هستند تمرکز کنند. در حالی که از سوی دیگر، مخالفان سیاست هویت سفید که از رسانه ها و نهادهای سیاسی آلت راست برخاسته اند، معتقدند وجود گروه یا نمایندگانی متنوع تر که از شعارهای صلح و محبت استفاده می کنند، برای نجات آنها از شر آن کافی است. ترامپ قاتل
کامالا هریس تقریبا همین جو بایدن است، با این تفاوت اصلی که می تواند یک جمله کامل بگوید! او از سمت سیاسی جو است بایدن او از غزه منحرف نمی شود و علیرغم تلاش هایی که برای نشان دادن او به عنوان چهره ای متفاوت انجام می شود، لفاظی های او تقریباً مشابه است. از سوی دیگر، دونالد ترامپ آشکارا نژادپرستانه علیه فلسطینی ها است و به نظر می رسد در حمایت از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، از این هم فراتر رفته است. اگر نسل کشی تا اوایل سال آینده ادامه یابد، ترامپ ممکن است بدتر شود. مردم غزه در حال حاضر از واقعیتی جهنمی رنج می برند که تا به حال ندیده ایم.
ترامپ ممکن است حمایت خود را از نسل کشی اعلام کند و کمپین انتخاباتی او توسط ثروتمندترین میلیاردر اسرائیل حمایت می شود. “من می روم ادلسون که 100 میلیون دلار برای پیروزی ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری کمک کرد، حمایت مالی میشود. با این حال، در مورد کامالا هریس داستان متفاوت نیست و بر اساس صحبت های او در آیپک در ستایش اسرائیل، برای مشارکت در حمایت کامل از جو بایدن از نسل کشی مداوم در غزه و پذیرش میلیون ها دلار کمک از گروه های لابی طرفدار اسرائیل، او بدون شک یک نامزد طرفدار صهیونیست ها است.
در مورد فلسطین، تفاوت ترامپ و هریس بسیار کم است. حتی اگر دونالد ترامپ بخواهد جنایات بدتری در فلسطین مرتکب شود، چه کاری جز قطع کامل کمکها و ایجاد قحطی گسترده برای هر فلسطینی در غزه میتواند انجام دهد؟ موضوعی که اکنون مردم غزه با آن دست و پنجه نرم می کنند.
در پایان، اگر شما قربانی نسل کشی هستید، واقعاً برایتان مهم نیست که فردی که این کار را انجام می دهد سفید باشد یا سیاه، یا از زبان ملایم تر یا خشن تر برای توجیه قتل عام عزیزانتان استفاده کند. همانطور که برای مردم عراق اهمیتی نداشت که وزیر امور خارجه در زمان حمله دولت بوش به کشورشان سیاه پوست بود، هیچ مردم مظلومی از بمباران شدن با مهمات ارسال شده توسط یک زن سیاهپوست علیه یک مرد سفیدپوست احساس بهتری ندارند. در حالی که مادری جسد بی سر کودک نوپای خود را در چنگ می گیرد و از درد و ناباوری فریاد می زند، به این فکر نمی کند که یک بمب کسی که فرزندش را کشت از دونالد ترامپ یا شخص دیگری بود.
منبع : به گزارش میهن تجارت








