استفان والت در فارین پالیسی نوشت: تماشاگران سینما می دانند که مالتی پلکس ها به ندرت خوب عمل می کنند و اغلب دنباله ها موفقیت قسمت های اول را تکرار نمی کنند. اولین تجربه ریاست جمهوری ترامپ برای بسیاری ناامید کننده و برای برخی کشنده بود، که توضیح می دهد که چرا ترامپ در میهن تجارتات 2020 شکست خورد. تکرار این تجربه حتی بدتر از تجربه قبلی خواهد بود. در اینجا به ده پیامد میهن تجارتات ریاست جمهوری 2024 می پردازم.
به گزارش سرویس بین الملل میهن تجارتدر ادامه این مقاله: سیاست آمریکا مرموز است. اکنون بر همگان روشن شده است که هیچکس نمی تواند درک کند که تحولات سیاسی میهن تجارتات آمریکا چگونه کار می کند و بخشی از خرد متعارف در پیش بینی ها و تحلیل های خود در این زمینه به شدت دچار اشتباه شده است. نظرسنجیها قابل اعتماد نیستند، واقعگرایی را نمیتوان در مورد اهمیت تحولات روی زمین به کار برد، و همه افراد باهوشی که فکر میکردند میدانند چه اتفاقی میافتد کاملاً در اشتباه بودند. در سال 2016، رئیس جمهور سابق دونالد ترامپ و تیمش به اندازه همه ما از پیروزی خود در میهن تجارتات شگفت زده شدند. تصور من این است که نخبگان آمریکایی هنوز میزان تأثیر خشم و ترس سفیدپوستان بر تحولات سیاسی این کشور را دست کم می گیرند. یک سری تحلیلها در مورد اینکه محاسبات دموکراتها کجا اشتباه بوده و چرا کارشناسان دوباره حقایق را از دست دادهاند، در حال انجام است، اما همان کارشناسان ۸ سال فرصت داشتند تا درک عمیقتری از تحولات پیدا کنند و باز هم نتوانستند این کار را انجام دهند.
ترامپ غیرقابل پیش بینی خواهد بود. خوب، ترامپ غیرقابل پیش بینی بودن را به عنوان دارایی می بیند که او را در مقایسه با سایر رقبا متمایز می کند و شهرت او برای رفتارهای وحشیانه و دمدمی مزاج باعث می شود انتقاد از او به خاطر رفتار ناسازگارش دشوارتر شود. به همین دلیل، هیچ کس، حتی حامیان ترامپ، نباید مطمئن باشند که دقیقاً می دانند او چه خواهد کرد. می توان شرط بندی کرد که او کاری را انجام ندهد که به نفع منافع سیاسی و مالی شخصی او نباشد، اما نمی توان پیش بینی کرد که این رفتار چگونه در سیاست ظاهر شود. او در طول مبارزات میهن تجارتاتی اظهارات دیوانه وار زیادی کرده است، اما چه تعداد از آنها بلوف و چه تعداد مواضع صادقانه بوده است، هیچکس نمی داند.
علاوه بر این، اختلافات مهمی در درون حزب جمهوری خواه در برخی مسائل کلیدی به ویژه چین وجود دارد. واقعگرایان میخواهند از اروپا (و احتمالاً خاورمیانه) فاصله بگیرند و بر آسیا تمرکز کنند و تعهد آمریکا به تایوان را تقویت کنند، اما انزواطلبها و آزادیخواهان میخواهند تقریباً از تمام مناطق دیگر جهان فاصله بگیرند و بر برچیدن دولت اداری در داخل تمرکز کنند. . برخی از این افراد ایده های وحشتناکی در مورد استفاده از سلاح های هسته ای در آسیا دارند. باید دید چه کسی در چه سمت هایی منصوب می شود، اما حتی دانستن این موضوع همه چیز را به شما نمی گوید، زیرا اختلافات همچنان در داخل دولت باقی خواهد ماند و ترامپ ممکن است سیاست پینگ پنگ را بین سیاست های این دو طیف مختلف اتخاذ کند. .
همچنین مشخص نیست که ترامپ چقدر قصد دارد به امور خارجی توجه کند. آیا او بر انتقام گرفتن از رقبای دموکرات خود و پیگیری یک برنامه داخلی رادیکال که در پروژه بدنام 2025 شرح داده شده است، تمرکز خواهد کرد، یا تلاش خواهد کرد تا سیاست آمریکا را در سراسر جهان متحول کند؟ منم مثل شما نمیدونم اما به یاد داشته باشید که ترامپ نیز انسان است و انرژی و توانایی او برای تمرکز به وضوح در حال کاهش است. منصوبان او تا زمانی که مشکلی پیش نیاید و مجبور به بیرون راندن شوند، آزادی عمل زیادی خواهند داشت. در پایان، هیچ کس نباید مطمئن باشد که می داند ترامپ چه خواهد کرد، از جمله من.
هژمونی لیبرال مرده است. پرزیدنت جو بایدن، آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه، جیک سالیوان مشاور امنیت ملی، کامالا هریس معاون رئیس جمهور و بقیه اعضای تیم آنها تلاش کرده اند استراتژی هژمونی لیبرال را که از پایان جنگ سرد هدایت سیاست خارجی آمریکا را هدایت کرده است، احیا کنند. برای تصحیح اما تلاش آنها موفقیت آمیزتر از نسخه های قبلی نبود و رأی دهندگان مخالفت شدید خود را با آن اعلام کردند. مردمی که به ترامپ رای داده اند علاقه ای به گسترش دموکراسی ندارند، به حقوق بشر اهمیت نمی دهند، عمیقاً به تجارت آزاد بدبین هستند، می خواهند خارجی ها را از کشورشان دور نگه دارند و نگاهی محتاطانه به نهادهای جهانی دارند. آنها می دانند که ترامپ یا با همه اینها مخالف است یا نسبت به آنها بی تفاوت است و این برای آنها خوب است.
با توجه به اینکه من بارها از دموکرات ها و جمهوری خواهان به دلیل پافشاری بر این استراتژی شکست خورده انتقاد کرده ام، ممکن است فکر کنید که از نتیجه میهن تجارتات راضی هستم. اما نه، من راضی نیستم، زیرا معتقدم رویکرد ترامپ در سیاست داخلی و خارجی، مردم آمریکا را فقیرتر، پراکندهتر و آسیبپذیرتر خواهد کرد. فقط به این دلیل که وضعیت بد است به این معنی نیست که نمی تواند بدتر شود.
از جنگ تجاری آگاه باشید. این احتمال وجود دارد که سخنان کمپین ترامپ مبنی بر اعمال تعرفه های دهه 1930 بر تمامی کالاهای وارداتی فقط یک بلوف باشد و افراد آگاه تر او را از این اقدام مخرب منصرف کنند. اما باز هم، سخت است که بدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد، و بستگی به این دارد که آیا او موضوع تعرفهها را به چهرههای محافظهکاری مانند رابرت لایتیزر واگذار کند یا به صحبتهای دوستان جدیدش در فناوری گوش دهد که طرفدار بازارهای نسبتاً باز و زنجیرههای تامین جهانی هستند. وابسته هستند ترامپ هرگز نشان نداده است که درک پیچیده ای از نحوه عملکرد اقتصادهای مدرن دارد. بنابراین من انتظار دارم که اگر او یک جنگ تجاری جدی را آغاز کند، عواقب منفی ناخواسته ای در پی خواهد داشت. در چنین شرایطی او کسی را جز خودش مقصر نخواهد داشت، اما من مطمئن هستم که ترامپ قربانی آسانی برای این کار خواهد یافت.
اروپا دچار مشکل شده است. ترامپ متحدان اروپایی ایالات متحده را به عنوان یک دارایی استراتژیک نمی بیند و مدت هاست که آشکارا با اتحادیه اروپا دشمنی می کند. او در گذشته از اتحادیه اروپا به عنوان یک دشمن یاد می کرد و فکر می کرد که برگزیت ایده بزرگی است، زیرا به نظر او اتحادیه اروپا قدرتمند می تواند با یک صدای واحد در مورد مسائل اقتصادی صحبت کند و برای آمریکا سخت خواهد بود. تا این صدای واحد را با اروپا همراه کند. می سازد
در مورد ناتو، ترامپ ممکن است به طور کلی تصمیم به خروج از این اتحاد بگیرد، اگرچه این سازمان در میان اکثریت مردم آمریکا محبوبیت دارد و خروج رسمی از آن انتقادات زیادی را به همراه خواهد داشت. گزینه محتملتر این است که او در ناتو بماند، اما همچنان از اروپاییها به خاطر پرداخت نکردن سهم خود از هزینههای امنیتی انتقاد کند.
اوکراین در شرایط سختی قرار خواهد گرفت. من معتقدم که هریس نیز در صورت رئیس جمهور شدن برای پایان دادن به جنگ در اوکراین تلاش زیادی خواهد کرد و بهترین توافق ممکن هنوز برای کی یف چندان مطلوب نخواهد بود. ترامپ به احتمال زیاد کمک های آمریکا به اوکراین را قطع می کند و به اروپایی ها می گوید که اوکراین مشکل آنهاست. افکار عمومی نیز از رویکرد او حمایت خواهند کرد. تنها نگرانی ترامپ این است که روسیه بقیه اوکراین را تصاحب کند و او را ضعیف و ساده لوح جلوه دهد. اما اگر پوتین تقسیم دائمی را بپذیرد و آنچه باقی میماند اوکراین آسیبدیده و اسماً مستقل است که دیگر در مسیر عضویت در ناتو نیست، اکثر آمریکاییها از مسئله اوکراین عبور خواهند کرد. در این صورت، ترامپ اعتبار پایان جنگ را به عهده خواهد گرفت.
درگیری های خاورمیانه ادامه خواهد داشت. سوء مدیریت بایدن و بلینکن در مسائل خاورمیانه به هریس در این میهن تجارتات صدمه زد. هریس نیز با عدم تمایل خود به فاصله گرفتن از سیاست غیرانسانی و ناکارآمد دولت فعلی، این آسیب را تشدید کرد. چنین وضعیتی تلاش های او برای به تصویر کشیدن یک تصویر افراطی خطرناک از ترامپ را که به حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون اهمیت نمی دهد، تضعیف کرد. اما هیچ کس نباید دچار این توهم باشد که در دوران ترامپ در کاخ سفید اوضاع بهتر خواهد شد. او در دوران ریاست جمهوری خود به بنیامین نتانیاهو هر آنچه را که می خواست داد، از توافقی که ایران را از دستیابی به تسلیحات هسته ای باز داشت خارج شد و در دولت آینده هیچ توجهی به تلفات انسان های بی گناه در غزه ندارد. لبنان و کرانه باختری نمی دهند.
اما او ممکن است از کمک به اسرائیل برای حمله به ایران خودداری کند، به خصوص اگر محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی به او توصیه کند که این کار را انجام دهد، اما در غیر این صورت، اسرائیل همچنان چراغ سبز برای نابودی یا اخراج فلسطینیان خواهد داشت.
در عین حال حتی تصور میکنم ترامپ از دیدار با رئیسجمهور جدید ایران خوشحال خواهد شد، همانطور که در دور قبل با رهبر کره شمالی دیدار کرد. اما از آنجایی که ترامپ نه حوصله و نه ظرفیت انجام یک مذاکره واقعی را دارد، هیچ نتیجه ای از این اقدامات تبلیغاتی حاصل نخواهد شد.
چین رها شده است. همانطور که گفته شد، مشاوران ترامپ در مورد نحوه مدیریت روابط با چین توافق ندارند. و این باعث می شود که پیش بینی نحوه برخورد دولت جدید با این کشور غیرممکن باشد. ترامپ تقریباً در تجارت سختگیر خواهد بود، و سخت است باور کنیم که محدودیتهای صادرات تراشه یا سایر اشکال انتقال فناوری به شرکتهای چینی را لغو کند. دشمنی با چین احتمالاً یکی از مسائل فراجنایی در واشنگتن است و این تصور توافق بزرگ بین واشنگتن و پکن را دشوارتر می کند.
بحران آب و هوا این آسان است، اما همچنان هشدار دهنده است. ترامپ همچنان یک بدبین به تغییرات اقلیمی است و معتقد است که سیاست انرژی درست حفاری برای سوختهای فسیلی است و اهمیتی به عواقب آن نمیدهد، زیرا تا زمانی که عواقب آن مشخص شود، مرده است. پیشرفت جهانی در این زمینه کند خواهد شد، تلاش ها برای تسریع انتقال به انرژی پاک متوقف خواهد شد و تلاش های بلندمدت برای تامین آینده بشریت با پیگیری منافع کوتاه مدت جایگزین خواهد شد.
قدرت متحد در جامعه دو طبقه برخی ناظران ممکن است پیروزی ترامپ را نشانه وحدت ملی بدانند. اما این ایده بسیار گمراه کننده است. دموکراتها دستور کار جنبش حامیان ترامپ را بهویژه در حوزه سیاستهای داخلی نمیپذیرند و اقدامات ذکر شده در پروژه ۲۰۲۵، بذر اختلاف و تفرقه بیشتر را در سیاست آمریکا خواهد کاشت.
تسویه حساب با رقبای سیاسی، غیرممکن کردن سقط جنین، انتصاب یک مخالف واکسن به عنوان متولی یکی از مهم ترین نهادهای بهداشتی، تلاش برای اخراج میلیون ها نفر و حمله به دیگر نهادهای جامعه مدنی آمریکا را متحد نمی کند.
همزمان، کمپین بلندمدت حزب جمهوری خواه برای ایجاد یک هیئت حاکمه واحد اکنون با کنترل کامل کاخ سفید، دیوان عالی، سنا و مجلس نمایندگان به ثمر نشسته است. مشکل قدرت یکپارچه و کنترل نشده این است که کشف اشتباهات آن و اصلاح آنها به موقع دشوار است.
مکانیسم های پاسخگویی در ایالات متحده ضعیف تر از آن چیزی است که باید باشد و نتیجه این میهن تجارتات آنها را حتی ضعیف تر خواهد کرد.
بدون توجه به پیامدهای داخلی در حوزه های بهداشت و درمان، ایمنی، حقوق زنان، استقلال بانک مرکزی و غیره، تعمیق دوقطبی حاکم، توانایی دولت را در اجرای سیاست خارجی موثر نیز تهدید خواهد کرد.





