تحولاتی که باید در ۲۰۲۵ زیرنظر داشته باشید / از مذاکرات احتمالی ترامپ با ایران تا معامله بزرگ آمریکا با شی جین پینگ

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

کامفورت ارو و ریچارد اتوود در یادداشتی در فارین پالیسی نوشتند: با بازگشت ترامپ به قدرت، سوال این است که آیا تغییر روی میز مذاکره خواهد آمد یا در میدان جنگ.

به گزارش سرویس بین الملل «میهن تجارت»، در ادامه این مقاله آمده است: در این دوران پرتلاطم، به نظر می رسد بازگشت دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا به کاخ سفید، اوضاع را بیش از پیش متزلزل کند. اما چگونه یک فرد مخل با دنیایی که قبلاً از هم گسیخته شده برخورد می کند؟

در خاورمیانه، یک واکنش زنجیره ای که با حمله حماس به اسرائیل در 7 اکتبر 2023 آغاز شد، سالی پر از تغییرات شگفت انگیز را رقم زد. اسرائیل غزه را زیر آوار مدفون کرد. شبکه نیابتی منطقه ای ایران را تضعیف کرده و ناخواسته زمینه را برای سرنگونی خانواده اسد در سوریه توسط شورشیان اسلام گرا فراهم کرده است.

در آسیا، جایی که چین برای برتری با ایالات متحده و متحدانش رقابت می کند، نقاط حساس دریای چین جنوبی، آب ها و آسمان اطراف تایوان و شبه جزیره کره بی ثبات تر به نظر می رسند. بر اساس تهدیدات ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، تهاجم روسیه به اوکراین بخشی از تلاش برای بازنگری ترتیبات پس از جنگ سرد است و می تواند به یک رویارویی گسترده تر در اروپا تبدیل شود.

در هفت منطقه دیگر، موجی از درگیری – از جمله جنگ داخلی میانمار، شورش تحت حمایت رواندا در جمهوری دموکراتیک کنگو، جنبش‌های باندی که میلیون‌ها نفر از هائیتی‌ها را درگیر جنگ کرده‌اند، به‌علاوه ویرانی‌ها در سودان – اکنون بر جهان جهانی افزوده است. آمار مردگان، آوارگان و گرسنگان

اگر ماجراجویی در حال افزایش باشد، پیش بینی اثرات حاصله دشوارتر است. تعارضات مرتبط به هم، عواقب ناخواسته را محتمل تر می کند. یحیی سینوار، رهبر حماس که طراح حمله 7 اکتبر بود، باید ویرانی را که اسرائیل تا حد زیادی کنترل نشده در پاسخ به غزه در غزه به بار می آورد، دست کم گرفته باشد.

حتی اسرائیل، با همه جاسوسی هایش، پیش بینی نمی کرد که حملاتش به حزب الله لبنان به شاخه اصلاح شده القاعده کمک کند تا دمشق را تصرف کند.

بازگشت ترامپ ابهامات جدیدی را به همراه دارد. در اروپا، آسیا-اقیانوسیه و خاورمیانه، وعده های ترامپ اغلب متناقض است، همانطور که نظرات اعضای کابینه و وفاداران او نیز متناقض است. اگر اصرار بر رویارویی داشته باشد چقدر ریسک می کند؟ اگر به دنبال توافقی باشد، چه مبادلاتی ممکن است به همراه داشته باشد و چه عواقبی ممکن است برای متحدان ایالات متحده داشته باشد؟ در خارج از این عرصه ها، اگر واشنگتن عمدتاً غایب باشد، دیگران چگونه این خلأ را پر خواهند کرد؟

طرفداران ترامپ قدرت او را در بی پروایی او می بینند. آماده نگه داشتن رقبا و متحدان می تواند مانع از اقدام رقبای سابق و گرفتن امتیاز از متحدان شود. آنها می گویند پوتین در دوران ریاست جمهوری ترامپ از اقدامات تحریک آمیز خودداری کرد و مواضع مبهم ترامپ در قبال ناتو، اروپایی ها را از خواب غفلت در مورد امنیت این قاره به اندازه حمله کرملین به اوکراین بیدار کرده است.

اما غیرقابل پیش بینی بودن می تواند به همان اندازه معکوس باشد. در حالی که هیچ کس خواهان جنگ همه جانبه نیست، محاسبات نادرست به همان اندازه که در جاهای دیگر خطری در خطوط بزرگ قدرت دارد. اگر ترامپ یا مقامات ارشد دولت بیش از حد تهاجمی شوند، یک رقیب می‌تواند به همین شکل پاسخ دهد و هدفش ترسیم یک خط قرمز جدید، اما از خط خودش باشد. واشنگتن به تصویب برسد. یا یک متحد ایالات متحده – به عنوان مثال، فیلیپین، تایوان، یا اسرائیل- می تواند بیش از حد از چین یا ایران تلافی کند و تحریک کند، که این خطرات منجر به عقب نشینی ایالات متحده می شود.

از سوی دیگر، اگر ترامپ اتحادهای واشنگتن را تضعیف کند، یک دشمن – به احتمال زیاد مسکو، اما منطقی تر، پیونگ یانگ یا حتی پکن – می تواند تصمیم بگیرد که تمایل ترامپ برای کمک به متحدان آمریکا را آزمایش کند، ایجاد یک تحول سیاسی در واشنگتن، رئیس جمهور را مجبور به واکنش خواهد کرد.

ستیزه جویی ممکن است منجر به مقاومت بیشتر متحد شود. صحبت از “محور” چین – روسیه – کره شمالی – ایران با توجه به اینکه چهار پایتخت جز مقاومت در برابر قدرت آمریکا و فرار از تحریم ها منافع کمی دارند، اغراق آمیز است. با این حال، آنها به طور فزاینده ای به یکدیگر کمک می کنند. تسلیحات ایران و کره شمالی، قطعات دو منظوره چینی و اکنون نیروهای کره شمالی به تداوم تلاش های جنگی پوتین در اوکراین کمک می کنند. پیمان دفاعی که پوتین با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی در نوامبر امضا کرد، اساساً پیونگ یانگ و احتمالاً امنیت شبه جزیره کره را با جنگ در اروپا مرتبط می کند.
اگر ترامپ خصومت‌ها را در همه جبهه‌ها تشدید کند، احتمالاً روابط بین این دشمنان تقویت می‌شود – به‌ویژه اگر او اروپا را برای تشدید محدودیت‌های تجاری با چین تحت فشار قرار دهد یا ناتو را تشویق کند تا بیشتر در آسیا مشارکت کند.

برای توافق، ناهمگونی ترامپ ممکن است یک مزیت اضافی باشد – اگر در جهت درست هدف قرار گیرد. به نظر می‌رسد دور از انتظار، یک کلان توافق با رهبر چین شی جین‌پینگ – که توسط برخی نزدیکان به ترامپ طرح‌ریزی شده است- واشنگتن برتری چین در آسیا، از جمله بر تایوان را بپذیرد. واکشی

توافق با روسیه برای غیرنظامی شدن اوکراین و بدون ضمانت های امنیتی، همانطور که پوتین می خواهد، به سرعت در حال فروپاشی است. حتی اگر ترامپ بتواند متحدان آمریکا را متقاعد کند که غیر از این فکر کنند، هیچ مسیر پایداری برای معاملات از نوع کره‌سازی در آسیا یا اروپا وجود ندارد.

اهداف ساده تر ممکن است امکان پذیر باشد. گفت‌وگوهای مکرر با شی و تلاش‌ها برای تقویت مکانیسم‌های کاهش تنش موجود، مانند خطوط تلفن فوری اضطراری و کانال‌های پشتیبان بین مقامات ارشد امنیت ملی، می‌تواند روابط آمریکا و چین را روی پایه محکم‌تری قرار دهد و به جلوگیری از حوادث در آسمان‌ها و آب‌های اطراف کمک کند. چین کمک کرد تا به یک بحران تمام عیار تبدیل شود

با روسیه، توافق آتش بس که درگیری های دشوار را به مذاکرات آینده موکول می کند، اصلا ایده آل نخواهد بود. پوتین احتمالا آن را نمی پذیرد. اما اگر ترامپ بتواند این کار را انجام دهد، بهتر از ویرانی ها و خطرات تشدید تنش امروز خواهد بود. چنین توافقاتی همچنین ممکن است فضایی را برای متحدان آسیایی و اروپایی واشنگتن باز کند تا به جای ناآماده ماندن، به تدریج مسئولیت دفاع خود را بر عهده بگیرند.

مذاکرات هسته ای با کره شمالی یا ایران ممکن است نتایج بیشتری داشته باشد. در دور آخر، رویکرد دمدمی مزاج ترامپ به مذاکراتی منجر شد که تقریباً به توافقی برای او منجر شد. علیرغم روابط کیم با روسیه، پیونگ یانگ همچنان یک کشور سرکش است که از حسن نیت واشنگتن سود زیادی می برد. با ایران، چشم اندازهای بهتری وجود دارد.

تهران ممکن است موافقت کند که نه تنها برنامه هسته ای ایران، بلکه شبکه نیروهای متحد خود را نیز محدود کند. واشنگتن به نوبه خود می تواند متعهد شود که جمهوری اسلامی ایران را بی ثبات نکند و سعی کند اسرائیل را از این کار منصرف کند. با این حال ترامپ گفته است که علاقه ای به تغییر رژیم ندارد.

با توجه به همه اینها، چگونه می توان سال غیرقابل پیش بینی 2025 را پیش بینی کرد؟

هر اتفاقی که بیفتد، به نظر می‌رسد که نزول به بی‌قانونی ادامه خواهد داشت. ایالات متحده همیشه به خود و دوستانش اجازه داده است که قوانین بین المللی را در جایی که منافعش ایجاب می کند دور بزنند. اما حتی با استانداردهای مبهم دهه های اخیر، اوضاع بد است و در شرف بدتر شدن است.

اگر اسرائیل با حمایت ایالات متحده کرانه باختری را ضمیمه کند، یا اگر واشنگتن به طور یکجانبه کارتل های مواد مخدر مکزیک را بمباران کند، هنجارهای تضعیف شده در حال حاضر خطر سقوط بیشتر را دارند.

ستیزه جویان کمتر به رنج غیرنظامیان اهمیت می دهند. رهبران کشورهای دیگر ممکن است آزمایش کنند که آیا می توانند بخش هایی از خاک همسایه را تصرف کنند یا خیر. به نظر می‌رسد اکثر جنگ‌های امروزی احتمالاً ادامه خواهند داشت، شاید در برخی موارد با آتش‌بس تا زمانی که بادهای ژئوپلیتیکی تغییر کند یا فرصت‌های دیگری برای حذف رقبا ایجاد شود.

ترامپ می‌تواند معامله‌هایی انجام دهد – معاملاتی با پیونگ یانگ یا تهران که امنیت را در آسیا یا خاورمیانه بازسازی کند، یا با پکن برای جلوگیری از تبدیل رقابت به درگیری، یا با مسکو که موقتاً اوضاع را خنثی می‌کند. اما سناریوهای کابوس ناپیر – انفجار در آسیا، رویارویی گسترده تر در اروپا، یا تلاشی علیه رژیم ایران یا اخراج دسته جمعی فلسطینی ها که آتش سوزی در خاورمیانه را شعله ور می کند – را نیز نمی توان نادیده گرفت.

با افزایش سرعت تغییرات، به نظر می‌رسد که جهان برای یک تغییر پارادایم آماده می‌شود. سوال این است که آیا این روی میز اتفاق می افتد یا در میدان جنگ.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *