سال 2023 سال مهمی برای شرکت والت دیزنی بود. اما چرا؟ زیرا این شرکت در 25 مهرماه سال جاری 100 ساله شد. تقریباً همه در جهان نام دیزنی را شنیده اند، بنابراین این شرکت نیازی به توضیح بیشتر ندارد. اما این شرکت فوق العاده معروف نمی توانست چنین تاریخ مهمی را نادیده بگیرد. بنابراین انیمیشن «آرزو» اثری است که به صورت ویژه همزمان با صدمین سالگرد تأسیس این استودیو تولید شده است. اکنون در بررسی زیر به شما خواهیم گفت که چگونه این انیمیشن جدید هدیه دیزنی برای صدمین سالگردش است.
به گزارش ویجیاتو، قبل از نقد و بررسی این انیمیشن باید بدانید که در مراحل اولیه تولید، «آرزو» به عنوان شاهکاری جدید برای صدمین سالگرد استودیو دیزنی معرفی شد که در آن برای اولین بار گرافیک کامپیوتری معمولی جایگزین شد. با نقاشی های کلاسیک آبرنگ اما در حین ساخت این فیلم ظاهراً برخی از مشکلات فنی پیش آمد و جادوی مورد انتظار دیزنی رخ نداد. حالا بیایید درباره مشکل این اثر انیمیشنی که نتوانسته انتظارات مخاطب را در گیشه برآورده کند، صحبت کنیم.
اما داستان این انیمیشن از این قرار است: در پادشاهی روخاس که در نزدیکی شبه جزیره ایبری قرار دارد، دختر جوانی به نام آشا که می خواهد آرزوی پدربزرگش برآورده شود، از پادشاه جاودانه جزیزا درخواست کمک می کند. توانایی برآوردن آرزوها اما وقتی با پاسخ منفی پادشاه مواجه می شود، آشا تاریکی را احساس می کند که هیچ کس دیگری در مورد حاکم این قلمرو، پادشاه Magnifico انجام نمی دهد. این باعث می شود که او از ستاره ها کمک بخواهد. در پاسخ به آرزوی او، ستاره ای از آسمان ظاهر می شود و معلوم می شود که دارای قدرت جادویی است. حالا آشا و ستارها باید با هم بر تاریکی حاکم روجاس غلبه کنند و برای آینده ای بهتر برای مردم خود بجنگند.
انیمیشن “آرزو” هدیه صدمین سالگرد شرکتی است که اسباب بازی ای را به ما نشان داد که روزی می تواند صحبت کند و تبدیل به یک شخص واقعی شود (پینوکیو). شکستن یک نفرین خواهد داشت و این هدیه ای است از طرف شرکتی که داستان موفاسا و سیمبا را به ما داد. بنابراین وقتی شرکتی مانند این تصمیم می گیرد فیلمی به نام آرزو بسازد تا 100 سال فروش جادوی خود را به ما جشن بگیرد، انتظارات نه تنها زیاد، بلکه احساسی است، زیرا این شرکت هدیه خود را به مخاطبانی که از نظر فنی با آنها بزرگ شده است تقدیم می کند. این امر نشان می دهد.
بنابراین، با چنین بار سنگین گذشته و سنگینی، باید از دیزنی انتظار زیادی داشت. انتظارات در این انیمیشن نه برآورده شده و نه حتی نزدیک به برآورده شدن هستند. اما علت چیست؟ وجود داستانی مبهم و نه چندان جالب که نه تنها مخاطب مشتاق دیزنی را به خود جذب نمی کند، بلکه حوصله شان را سر می برد. انیمیشن آرزو در مرکز روایت خود هیچ نوع رستگاری را هدف قرار نمی دهد، زیرا اساس خود داستان آنقدر ضعیف است که هیچ چیز ملموسی نمی تواند روی آن بایستد. به طور کلی، این انیمیشن شامل یک داستان مسطح از دختری است که به دنبال مشکلی است که در وهله اول مبهم است.
در پایان، با چنین پیشینهای ناچیز، Wish شبیه یک برداشت زیبا اما متوسط از فرمول کلاسیک دیزنی است. میشه بگید چه فرمولی؟ منظورم هسته اصلی داستان است. مضمون یک اشتیاق عمیق یا یک قطب نمای داخلی قدرتمند به سمت یک زندگی بهتر برای سال ها سنگ بنای کلاسیک دیزنی بوده است. به عنوان مثال، سیندرلا می خواست بدون پدرش زندگی بهتری را تجربه کند، سفید برفی می خواست با یک شاهزاده ملاقات کند، پیتر پن می خواست هرگز بزرگ نشود و پینوکیو می خواست یک پسر واقعی باشد.
با این حال، در انیمیشن جدید دیزنی، تیم سازنده کریس باک و فاون ویراسانتورن دوباره به این ایده آشنای میل می پردازند، اما مشکل اینجاست که آنها علاقه خاصی به افشای تز اعلام شده خود ندارند. این بدان معناست که ما هرگز نخواهیم فهمید که خود آشا چه آرزویی داشت و از اساس آرزوها، او تبدیل به ابزاری مفید برای کل داستان می شود. پس در چنین فضایی انیمیشن Wish سعی می کند فریم به فریم آثار موفق دیزنی را کپی کرده و به نام نوستالژی در اختیار مخاطب قرار دهد.
جالب اینجاست که روزی روزگاری در همان صنعت انیمیشن هالیوود، «شرک» به تکنیک های پست مدرن مشابه انیمیشن Wishful متوسل شد، اما در آن انیمیشن غول سبز، اشاره به افسانه های معروف صرفاً سرگرم کننده بود، تزئینی دلنشین برای یک طرح. کاملا مستقل. اما در «Desire» تعادل بین قدیم و جدید، گذشته و آینده دیزنی به طور قابل توجهی مختل شده است. و دلیل اصلی این ضعف ساختار خود دیزنی است. متاسفانه خبر بد اینجاست که مشکلات این انیمیشن به وضوح نشان دهنده رکود خلاقیتی است که استودیو والت دیزنی در آن قرار دارد.
مدیران دیزنی از ترس ریسک کردن، بارها و بارها به فرمول های اثبات شده بازمی گردند و علیرغم سر و صداهای عمومی علیه مسیری که در پیش گرفته اند، همچنان مخاطبان جهانی خود را با تصمیمات بد ناراحت می کنند. بنابراین مشکل دیزنی، مثل همیشه، پول نیست، بلکه ناتوانی در خلق چیزی اساساً جدید است. پس در این ناتوانی، اثری مانند آرزو با تمام کمالات بصری اش (که در این قسمت نیز مورد نقد قرار می گیرد) تنها آرزوی جایگاه یک کارت پستال زیبا را دارد، یک ویدیوی تبلیغاتی ایده آل که میراث انیماتورهای بزرگ دیزنی را تجلیل می کند.
فراموش نکنید که تأثیرگذارترین فیلمهای انیمیشن دیزنی اغلب مضامین پیچیدهای را در زیر نمای کودکانهشان بررسی میکنند، از درسهای شیرشاه در مورد سرنوشت و از دست دادن تا پرتره فروزن از انزوا و پیوندهای خواهرانه فراتر از فشارهای اجتماعی. این ستون فقرات دراماتیک سرمایه گذاری مخاطب را بر روی شخصیت ها تقویت می کند و در عین حال طنین ماندگاری را از داستان ها تضمین می کند. اما در مقابل، هدیه 100 سالگی دیزنی به معنای واقعی کلمه خالی از همه این نکات است.
اما انتقاد من به فرم بصری انیمیشن Wish از پالت رنگی به کار رفته در آن نشات می گیرد. اگرچه این فرم بصری باعث می شود این پادشاهی افسانه ای در یک داستان خوب جان بگیرد، رنگ های غالب خاکستری و خاموش هستند. چنین زبان بصری افسردهکنندهای در تضاد با جهانهای شگفتانگیزی است که دیزنی بهخاطر به تصویر کشیدن آنها با رنگهای خیرهکننده مشهور است. در نتیجه این رویکرد بصری، پادشاهی روزاس گاهی اوقات احساس عقیم می کند تا جادویی. برای فیلمی که حول محور تحقق رویاهای بلندپروازانه و آرزوهای متحول کننده می چرخد، شرم آور است که دیزنی اهداف بصری انیمیشن خود را برای ارج نهادن به میراث والای خود مطرح نکرده است.
در پایان باید گفت: انیمیشن آرزو یک هدیه کوچک تولد برای 100 سالگی دیزنی است. به طور کلی، از همان ابتدای این فیلم، وقتی کتاب داستان جلوی دوربین باز می شود تا چند صفحه اول یک افسانه را فاش کند (مانند دیزنی با سفید برفی و زیبای خفته)، مشخص است که این بازگشتی است به پشت سر است بازگشت به گذشته که نه حرف تازه ای دارد و نه حتی شکل بصری، چیزی است که نزد مخاطب امروزی تازگی دارد.
اما با نگاهی به همه اینها، مشخص است که بزرگترین مشکل «آرزو» این است که باورپذیری ندارد. این اثر می خواهد به استودیو خود ادای احترام کند، اما به جای دنبال کردن داستانی که بتواند این کار را انجام دهد، به یکسری ارجاعات و بازی های نوستالژیکی بسنده می کند که هر کدام بیش از گذشته مخاطب را خسته می کند. حتی هر تلاشی برای متمایز ساختن این انیمیشن از نظر بصری به دلیل طراحی ناامید کننده شخصیت از بین می رود. بنابراین این اثر برای صدمین سالگرد دیزنی شکست خورده است.





