موضوع کسری بودجه در ایران از دوره قوار ایجاد شده است و با گسترش هزینه های دولت و نظامی ، مفهوم کسری بودجه و اهمیت آن در سیستم بودجه دستخوش تغییرات اساسی شده است.
براساس اخبار تجاری ، کسری بودجه از گذشته های دور به عنوان یکی از شاخص های اصلی سیستم اقتصادی ایران شناخته شد و کسری بودجه به عنوان یک عامل اصلی و چالشی که سایر موارد را ارائه می داد ، ذکر شد.
با این حال ، امروز شرایط اقتصاد در گذشته تغییر کرده است و اکنون کسری بودجه آن به یک عامل ثانویه تبدیل شده است که به سایر عوامل متکی است. این امر اهمیت کسری بودجه را در گذشته کاهش داده است ، اما برای این ساختار بودجه اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
این گزارش به شروع بودجه و متعاقباً ایجاد کسری بودجه در دوره قهار ، تأثیر بودجه نفت و تأثیر قابل توجه جنگ جهانی اول بر کسری بودجه می پردازد.
بودجه ایران در دوران قاجار ؛ مازاد یک میلیون تومان در دوران امیر کبیر
به دنبال شکست نظامی ایران از روسیه ، ایران ملزم به پرداخت 5 میلیون تومان بود. این نخستین بدهی بزرگ ایران در دوره قاجار بود که دولت می توانست بدون وام گرفتن بپردازد ، اما در پایان دولت فتح علی ، این دچار مضرات مالی شد. در زمان سلطنت محمد شاه ، دولت به مدت یک دهه سقوط نکرد ، اما در پایان دولت محمد شاه ، به دنبال ناآرامی های داخلی در سالهای پایانی حکومت محمد شاه ، در نتیجه ناتوانی دولت در جمع آوری مالیات و برداشت سکه ها ، کسری بودجه یک میلیون تایی.
امیر کبیر ، به عنوان اولین رئیس ناصر الدین شاه ، درباریان بودجه را کاهش داد و حتی سالانه یک میلیون تومانس را برای احتیاط در خزانه داری کشور ذخیره کرد. در دولت پس از او ، میرزا آقا خان نوری از یک سو اربابان و اشرافیت را افزایش داد و از طرف دیگر هزینه های ارتش را کاهش داد. بنابراین ، روند مازاد بودجه سالانه یک میلیون Tomans تا پایان قرن دوازدهم کم و بیش بود ، با هزینه های ایران در سال 1299 AH همزمان با سلطنت میرزا یوسف خان مستوفی آل -mamalik بود.
آغاز کسری بودجه ایران در اواخر سلطنت ناصر الدین شاه ؛ اولین کسری 120 هزار دلار بود
در دوران اعتماد به نفس آل ، سلتتانا ، خزانه ایران (حتی بر اساس ناظران خارجی) خوب و رضایت بخش بود. اما از پایان دوره ناصر ، کسری بودجه به تدریج ظهور کرد و هزینه های دولت ، به ویژه در امور نظامی ، افزایش یافت.
به هر طریقی ، بودجه در سال پایانی دولت ناصر 120،000 تومان داشت و این رقم در قانون مظفر الدین شاه در سال 1317 دو برابر شد و به 400000 تومن رسید.
اوج دولت در زمان مظفر الدین شاه با کسری 2 میلیون تومان
در سال 1319 ، وضعیت دولت ایران به اوج خود رسید به طوری که هر کجا که شاه داده می شد ، به دلیل پول نبود. کسری بودجه دولت در سال 1319 به 2 میلیون تومان افزایش یافت. در چنین شرایطی ، امین السولتان برکنار شد و جایگزین انی الدولا شد. در ابتدای عین الدالله (1321 آه) هنوز یک میلیون و 500 هزار تومان کسری بودجه وجود داشت. اما این وضعیت در دولت این الدوله تغییر کرد و دولت توانست یک سال بعد (1322) بودجه را متعادل کند و تا آستانه انقلاب قانون اساسی 500000 مازاد تومانس داشته است.
البته این کسری که در دوره ناصر یا موزافاری وجود داشت متعلق به بودجه دولت مرکزی بود ، در حالی که استانهای ایران با مدیریت حاکمان و مقامات محلی کمتر احتمال کمبود بودجه را داشتند. در حقیقت ، با بررسی بیش از پنجاه حساب موجود در دوره ناصر و موزافاری ، فقط در سال 1317 در کاشان بود و در سال 1294 ه.
کسری بودجه پس از انقلاب قانون اساسی ؛ اثرات اصلی و جبران خسارت به مدت 3 میلیون تومانس
پس از انقلاب قانون اساسی ، دولت 3 میلیون تومان کسری بودجه داشت و مجلس ملی تصمیم گرفت حتی بدون وام های خارجی و با کاهش هزینه ها ، کسری بودجه را تأمین کند. کمیسیون بودجه مجلس در اواخر سال 1286 گزارشی را ارائه داد که این کسری توسط اصلاحات جبران شده است. پیشگفتار این گزارش آمده است که امور مالی ایران دارای 3 میلیون دلار کسری است و مجلس اصلاحاتی را برای افزایش درآمد مربوط به تفاوت بین جنس و تیول انجام داده و هفت مورد از هزینه ها را تنظیم می کند.
اگرچه ظاهراً این شهرک در پایان سال 1286 روی کاغذ انجام شد ، اما در عمل اتفاق نیفتاد. از یک طرف گفته شد که با اصلاحات مالی 4 میلیون نفر اضافه شده اند ، اما در واقع دولت 3 میلیون کسری داشت. در حقیقت ، از این پس ، اقساط دوره موزافاری آغاز می شد ، و این یکی از دلایلی بود که دولت هر سال تقریباً 3 میلیون تومان داشت و هر سال اضافه می شد.
چالش بودجه های موقت و هزینه های پی در پی برای سازمان بودجه بندی
با Majlis دوم ، کسری بودجه نه تنها کاهش یافت بلکه افزایش یافت و به 8 میلیون و پانصد هزار تومانس رسید.
تأثیر مجلس در کاهش 3.5 میلیون تومان کسری بودجه
با وجود کسری بودجه ، افزایش هزینه ها هنوز توسط مجلس تصویب شده است. سه سال از بسته شدن پارلمان دوم تا تشکیل پارلمان سوم طول کشید ، در این مدت دولت وام های زیادی را قرض گرفت و با بودجه دولت روبرو شد. به نظر می رسد که در طول بزرگان سوم (1333 – 1334 AH) و در نتیجه تلاش های دولت و ماجلیس ، روند کسری بودجه متوقف شد و حتی تا حدودی نزولی. در آغاز مجمع سوم ، کسری بودجه حدود 5 میلیون تومان بود و در پایان آن کسری بودجه به یک میلیون و پانصد هزار تومانس کاهش یافت.
کسری 8 میلیون تومن دولت ایران در آستانه 1300
با این حال ، مجلس پس از یک سال سقوط کرد و دولت ها کمتر از یک سال و حتی ماه ها داشتند. در طول دوره شش ساله ، احکام زیادی بین مجالس سوم و چهارم وجود داشت که روند بزرگ شدن دولت را تسریع کرد و در نتیجه هزینه های دولت را افزایش داد. بنابراین ، در آغاز مجلس چهارم ، حدود 9 میلیون تومان کسری وجود داشت. در حقیقت ، در پانزده سال اول قانون اساسی ، مجلس حدود 5 سال در حال اداره بود و این کشور حدود ده سال بدون پارلمان اداره می شد و فقدان پارلمان فرصتی برای دولت برای افزایش هزینه ها بود. همچنین ، جنگ جهانی اول و اشغال ایران و ایجاد قحطی منجر به بحران اقتصادی شد و به دنبال آن هشت میلیون کسری در آستانه ماجلیس چهارم در سال 1300 انجام شد.
با پایان جنگ جهانی اول ، با عقب نشینی تدریجی نیروهای انگلیس و روسی ، اقتصاد ویرانگر ایران فرصتی برای ترمیم پیدا کرد. پایان جنگ خود علل ثبات بود و اقتدار دولت مرکزی از سال 1300 به بعد بیشتر گسترش یافت ، حداقل جاده ها ایمن تر و امن تر بودند و مالیات و درآمد نفتی.
پیش از پارلمان چهارم ، دولت ایران حدود 40 میلیون تومان از خارج از کشور وام گرفته بود و وضعیت مالی در این کشور ایجاد شده بود. با تشکیل مجلس چهارم ملی ، پس از هفت سال بسته شدن ساختار مالی کشور ، اندکی بهبود یافت. در حقیقت ، نهاد ماجلیس به نوعی جدایی اختیارات را ایجاد کرده بود و دولت به راحتی نمی تواند اقدامات مالی خودسرانه را انجام دهد. با این حال ، Majlis چهارم تا حدی وام 1 میلیون دلار (300،000 دلار) وام (300،000 دلار) و همچنین وام 5 میلیون دلاری (معادل یک میلیون و ششصد هزار تومانس) را در سال 1341 از بانک های آمریکایی تأیید کرد. همچنین وام 4 میلیون تومان از بانک امپریال بدون اجازه پارلمان وجود داشت که البته وزیر نفت را توجیه می کرد.
رویکرد برای افزایش درآمد مالیاتی برای جبران کسری بودجه
افزایش درآمد مالیاتی در همان زمان به دو روش مختلف عدم تمرکز و غلظت در دوره قاجار استفاده شد. با تمرکز بر افزایش درآمد دولت مرکزی ، همواره بخشی از سیاست مالی ایران در دوره قاجار بوده است. به عنوان مثال ، در دوره قاجار ، محمد شاه در تلاش بود تا با ارسال دادخواستها به دادگاههای عرفی ، درآمد مالیاتی را به دولت منتقل کند.
گام مهم دیگر متوقف کردن اجاره گمرک ، که مطابق با برنامه تمرکز برای افزایش درآمد در دولت امین الدالله در نظر گرفته شده بود و درآمد گمرکی حدود هشت برابر به قانون اساسی افزایش یافته است. اگرچه درآمد گمرکی با نیمی از جنگ جهانی اول کاهش یافته است ، اما پس از پایان قانون قاجار در مقایسه با جنگ جهانی اول ، درآمد گمرکی چهار بار افزایش یافت.
منبع: tasnim





