«متروپل»؛ زخمی که التیام پیدا نکرده است! – میهن تجارت

«متروپل»؛ زخمی که التیام پیدا نکرده است!

با این حال ، سه سال گذشته ، آبادان هنوز زخمی شده است. برای بسیاری ، به نظر می رسد که فقط شماره تقویم تغییر کرده است و هنوز پنجره هایی وجود دارد که هر روز به جای خالی کلانشهر باز می شوند.

به گزارش اخبار تجاری ، آبادان هنوز سیاه و تنفس پوشیده نشده است. نفس که بوی گرد و غبار و گرد و غبار و حادثه پیچیده بود. هیچ کس نمی دانست که آن روز یکی از تلخ ترین خطوط تاریخ شهرشان است. هیچ کس نمی دانست که آبادان نه تنها یک ساختمان بلکه بخشی از زندگی و حافظه جمعی خود را از دست می دهد.

اکنون ، سه سال گذشته. اما هنوز هم همه از خیابان امیری مکث می کنند. خاطره ناتمام از تلخی ، هنوز هم در آنجا است. در سنگ فرش ، در درز دیوارهای اطراف ، در مغازه هایی که باز شده اند. با این حال ، وقتی نام “Metropol” را می شنوید ، چیزی شما را لرزاند. نه تنها برای کسانی که آخرین روح خود را در زیر آوارها رها کردند ، حتی برای کسانی که زنده مانده بودند تا عزیزان گمشده خود را عزادار کنند.

سقوط یک شهر

صبح دوم ژوئن ، حداقل از نظر ظاهری همه چیز طبیعی به نظر می رسید. هوا گرم و پررنگ بود. شب هشدار داده شده بود که توده های گرد و غبار از عراق در راه بودند. مردم در تلاش بودند تا روی کارهای روزمره کار کنند. خیابان امیری شلوغ تر از همیشه به نظر می رسید. برخی می خواستند خرید خود را زودتر به پایان برسانند ، برخی دیگر در مغازه ها و کافه ها ، و هیچ کس فکر نمی کرد که این آخرین قدم های آنها باشد.

در همان خیابان ، یک ساختمان نمادی از نوسازی شهر بود. متروپول ، پروژه ای که با وعده های زیادی و نظارت کمی رشد کرده بود ، اکنون سایه خود را بر قلب آبادان پرتاب می کرد. هیچ کس فکر نکرد که چند دقیقه بعد به همان سایه تبدیل به تاریکی مطلق خواهد شد.

ساعت 1:37 دقیقه نشان داد. ناگهان صدایی بلند شد. صدایی از زمین. لرزش مانند یک زمین لرزه آمد. مردم ابتدا فکر می کردند که در پالایشگاه حادثه رخ داده است زیرا این صداها معمولاً از آن طرف شنیده می شوند. اما این بار ، شعله های پالایشگاه دچار مشکل شد. به عقب به امیری نگاه می کند. جایی که هیچ ساختمان ده استوری دیگری وجود نداشت. کلانشهر فرو ریخته بود. ده طبقه ساختمان بر روی مردم مالیده شد. افرادی که چند دقیقه پیش به خیابان آمدند یا فقط از خیابان عبور کردند ، زیر بتن و آهن دفن شدند. گرد و غبار به هوا بلند شد. فریاد ، فریاد ، گریه و زمزمه جو شهر.

عالی که دروغ گفته است!

دقایق اول ، قبل از رسیدن نیروهای امداد ، افرادی بودند که خود را به زباله ها آوردند. همه آنها از بازار کویت ، خیابان امام ، خیابان پارویزی و خیابان های اطراف آمده اند. هیچ کس به فکر خطر نبود. آنها فقط می خواستند کمک کنند. صدای انسانها از زباله ها آمده است. هنوز امید وجود داشت. امدادگران و آتش نشانان نیز خیلی زود وارد شدند. این صحنه مانند میدان نبرد بود. آتش نشانان ، نیروهای هلال احمر ، بسیجی ها ، مردم عادی … همه به دنبال درب نجات بودند.

این ساختمان بارها و بارها هشدار داده بود ، صدای مهندسان مستقل و ناظران ناشناس بارها بالا رفته است ، اما در فساد و بی قانونی از بین رفت. اکنون این ساختمان نبود که فرو ریخته بود ، بلکه هیچ خبری از دیوار اعتماد وجود نداشت. یکی از شاهدان این حادثه در آن روز می گوید: “ما فقط عزیزان خود را از دست ندادیم ؛ اعتماد خود را از دست دادیم. هر روز من به اینجا می روم ، گویی آن لحظه تکرار می شود.”

زخم باز و آینده ناشناخته

سه سال گذشته ، اما آبادان هنوز زخمی شده است. کلانشهر هنوز پوشیده از ویرانه هایی است که بر زندگی افراد اطراف مردم وزن دارد. یکی از ساکنان خیابان پشت می گوید: “هر روز ، من به پنجره خود به جای خالی Metropol خیره می شوم.” من شب نمی خوابم. “نه تنها از تلخی آن روز ، بلکه به دلیل سرنوشت ویرانی ، که هنوز هم قلب شهر را وزن می کند.”

عدم اطمینان دومین فاجعه است که پس از سقوط بر روی منطقه مالیده شده است. برخی از بازرگانان می گویند که مشاغل آنها نیز آسیب دیده است زیرا تصمیم خاصی در مورد آینده مکان وجود ندارد. “مردم از اینجا کمتر عبور می کنند ؛” به نظر می رسد که یک منطقه ممنوعه هنوز ممنوع است ، جایی که بوی حادثه مطرح می شود و حافظه در هوا به حالت تعلیق در می آید. “

آمارهای رسمی می گویند که چهار نفر جان باختند. ده ها مجروح شدند. اما مجروحان فقط آنها نبودند. هزاران نفر در آن لحظه چیزی را درون آنها شکستند. خانواده مشهاد یک پدر و دیگری عروس و داماد و یک خانواده از دختر 2 و 5 ساله خود را سوگوار کردند. متروپول به جای یک فاجعه مهندسی یک فاجعه اجتماعی بود. نتیجه سالها ، غافل و نادیده گرفتن صدای متخصصان و افراد.

منبع: خبرگزاری مهر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی