اظهارات دیروز رهبری با فرمانداران بود که سه محور کلیدی داشتند. گفتگو با مردم برای ترغیب آنها ، افزایش اقتدار فرمانداران و سرانجام مسئله فساد و ضرورت مبارزه با آن و رد فساد سیستمیک در ایران.
براساس اخبار تجاری ، هر سه موضوع باید مورد بررسی قرار گیرد و چگونه آنها واقعاً به حقیقت می پیوندند.
توصیه برای شنیدن سخنان مردم ، حتی اگر تیز باشد و تلاش برای ترغیب مردم کار درستی است. شاید هنگام شنیدن این دستور ، فرمانداران فکر می کردند که ما اغلب همین کار را انجام می دهیم ، و هر کجا که برویم ، اگر کسی صحبت کند ، ما پاسخ خواهیم داد.
پس چرا مردم هنوز اعتراض می کنند؟ از آنجا که مقامات استان و کشور می بینند که چند نفر و چقدر باید به همه سؤالات و اعتراضات پاسخ دهند؟ حال یک نفر متقاعد شده است ، با سوال بعدی چه باید کرد؟ یا چگونه می توان معترضین بعدی را برای پاسخ و ترغیب یافت؟
بنابراین ، تحقق این هدف معقول ممکن است فردی امکان پذیر نباشد و این روند باید از طریق رسانه های رسمی و فراگیر انجام شود و مشمول همه اعضای دولت و سایرین باشد. بدون رسانه های آزاد و قابل اعتماد ، ترغیب عمومی از طریق مکالمات فردی بسیار ناکارآمد و ناپایدار است.
بنابراین فرمانداران باید در مرحله اول مسئله را از طریق صدا و سایر رسانه های استانی پیگیری و حل کنند ، در غیر این صورت مشکل باقی خواهد ماند. بعید است که چنین هدفی حاصل شود.
نکته بسیار مهم دیگر تأکید بر افزایش اقتدار فرمانداران است. واقعیت این است که سیستم اداری ایران بسیار متمرکز است و همه راه ها در پایتخت به پایان می رسد ، اما مسئله دیگری وجود دارد که باید همزمان برطرف شود. اقتدار ناکافی با مسئولیت ها. این بسیار مضر تر از عدم اقتدار است. اکنون مسئولیت ها و انتظارات بسیاری از سوی فرمانداران وجود دارد ، در حالی که قدرت آن مفقود است.
علاوه بر این ، همه آنها نگران این هستند که به دلایل مختلف سیاسی و غیر سیاسی محاکمه و محکوم شوند. افزایش اقتدار باید متناسب با انتظارات و اعتماد نسبی به مدیران باشد. این نه تنها در سطح فرمانداران بلکه در وزارتخانه ها و دولت است.
نکته مهم دیگری که قبلاً ذکر کرده است ، نیاز به مبارزه با فساد و رد فساد سیستم در ایران است. فساد سیستم دو تعریف کلی دارد که آنچه توسط رهبری نفی شده است ، اولین مورد است و من افراد پیشرو را که ادعا می کنند این نوع فساد سیستم را در ایران دارند ، نمی شناسم. در این تعریف ، سیستم از بالا به پایین فاسد است ، که مقامات همه یا اغلب فاسد و عمد و آگاهانه فاسد هستند.
کمتر احتمال دارد چنین فساد را به سیستم نسبت دهد. اما فساد سیستمیک معنای دیگری دارد که همه ما باید سعی کنیم آن را برطرف کنیم. تعریف دوم از این فساد ، وجود قوانین و معیارهایی است که ناخواسته فساد را تقویت می کنند. به عنوان مثال ، مقررات وام و تسهیلات ، قیمت ارز ، انرژی ، مجوزهای مختلف ، امتیازات عجیب و غریب برای افراد ، سیستم های قیمت گذاری با شکاف های بالا ، سیستم سهمیه و غیره ، همه عواملی هستند که فساد را تشدید می کنند.
در حقیقت ، مقررات اجاره و تبعیض آمیز منبع فساد است. آیین نامه تصویب شده توسط سیستم ، حتی اگر تصویب آنها براساس اهداف خیرخواهانه بود. واقعیت این است که علی رغم مقررات فساد ، هیچ مسئولیتی قادر به مبارزه مؤثر فساد نیست. سالم بودن و سالم ماندن بسیار خوب و ضروری است ، اما این مشکل را حل نمی کند. معرفی لازم برای مبارزه با فساد ، از بین بردن استانداردهای اجاره و فساد است.
منبع: میانگین





