در پاسخ به مدیر کل مدیریت آژانس بین المللی انرژی هسته ای ایران ، کاظم غاریب آبادی چیزی را منتشر کرد که به شرح زیر است:
“مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش جدیدی را در مورد برخی از جمهوری اسلامی ایران منتشر کرد. در این رابطه ، من می خواهم موارد زیر را برای شما تعریف کنم:
اول ، مدیرکل آژانس قطعنامه نوامبر را به عنوان اشاره ای به گزارش این گزارش ذکر کرده است. متأسفانه ، این همان قطعنامه ای است که سه کشور اروپایی و آمریکایی بدون در نظر گرفتن دستاوردهای سفر مدیر کل به ایران ، در یک اقدام سیاسی در شورای فرمانداران به تصویب رسیدند. جای تاسف است که مدیر کل هیچ اشاره ای به بی اعتنایی این کشورها به مأموریت خود در این گزارش نکرده است.
دوم ، تمام این گزارش با حضور چند ماده هسته ای بیش از دو دهه پیش در دو مکان ادعا شده بر اساس یک سری داده های جعلی توسط رژیم صهیونیستی سروکار دارد. جالب اینجاست که در طول گزارش ، هیچ ابهام در مورد فعالیت های هسته ای فعلی ایران یا انحراف در فعالیت ها و مواد هسته ای وجود ندارد. در این زمینه مواردی وجود دارد که باید در نظر بگیرید. اول ، تمام ادعاهای مربوط به برنامه هسته ای گذشته ایران علیه قطعنامه نوامبر پس از نتیجه گیری صلیب اعلام شده است. بنابراین ، عمل آژانس کاملاً برخلاف مقررات قطعنامه است و یک اقدام سیاسی برای احیای ادعاهای تأیید نشده و انحرافی است. دوم ، آژانس خود اشاره می کند که دو مورد از این چهار مکان ، لوئیزانیان – چیز و همچنین ماریوان So -Called ، آنها دیگر به عنوان مباحث باقی مانده در نظر گرفته نمی شوند. اکنون ، برجسته کردن این دو موضوع و پرداختن به آنها صرفاً این است که تعدادی از موضوعات گذشته تأیید نشده را در قالب یک پرونده حجیم برای یک طرفه استفاده سیاسی جدید علیه ایران انجام دهیم. سوم ، برای دو مکان دیگر ، varamin و توتاباد باید تأکید کرد که ایران توضیحات لازم را به همراه مستندات ارائه داده است ، از جمله در دو سفر آخر معاون تحریم های آژانس بین المللی انرژی هسته ای به تهران. جمهوری اسلامی ایران هیچ فعالیت غیرقابل پیش بینی ای ندارد. آنچه مسلم است این است که توضیحات و اسناد مختلفی در مورد این دو مکان که ادعا می کنند بیش از دو دهه قبل است ، وجود دارد. در حالی که تمام فعالیت ها و مواد هسته ای ایران تحت نظارت آژانس قرار دارد و هیچ انحراف مشاهده نشده است ، بزرگنمایی دو ادعا و بیش از حد در مورد آنها صرفاً بهانه ای برای ایجاد یک نگرانی مصنوعی است ، در حالی که در منطقه ما ، رژیم صهیونیستی غیر عادی است. این است و آژانس و کشورهای مدعی نیز شجاعت ندارند.
سوم ، اگرچه آژانس در گزارش خود ادعا كرد ، “سه مکان بخشی از برنامه هسته ای ساختاری نبوده است كه تا اوایل دهه 1980 توسط ایران انجام شد و در برخی از فعالیت ها” در جاهای دیگر “مورد استفاده قرار گرفت ، اظهار داشت كه” آژانس هیچ نشانه ای معتبر از برنامه هسته ای ساختاری ندارد. پله در ایران جاری نیست و اظهارات بالاترین مقامات ایرانی را در نظر می گیرد که استفاده از سلاح های هسته ای با قوانین اسلامی ناسازگار است. “اعتراف آژانس نشان می دهد که این سازمان به ابزاری برای فشار مجدد در فشار گذشته بر ایران تبدیل شده است.
چهارم ، نکته دیگر این است که گزارشی را غیر مرتبط با این مأموریت ، که یک غنی سازی 2 ٪ است ، بپردازد. در این گزارش آمده است: “اگرچه فعالیت های غنی سازی تحت خود به خودی خود ممنوع نیست ، اما این واقعیت که ایران تنها کشور سلاح غیر هسته ای در جهان است که اورانیوم غنی شده و انباشته شده تا 5 ٪ است ، اما هنوز هم نگرانی جدی را به خود جلب می کند و به دلیل پیامدهای احتمالی گسترش سلاح های هسته ای ، توجه بین المللی را به خود جلب کرده است.”
تا زمانی که فعالیت های هسته ای کشورها تحت نظارت آژانس باشند ، باید در این رابطه تأکید شود. هیچ محدودیتی در سطح غنی سازی در برابر اسناد آژانس وجود ندارد و تنها محدودیت آن عدم انحراف آن به اهداف غیرقانونی است.
در این چارچوب ، مدیرکل آژانس حق ندارد یک فعالیت مشروع را به عنوان یک نگرانی معرفی کند. آقای گروسی کاملاً یک اقدام سیاسی به نفع برخی از کشورهای خاص است که باید پاسخگو باشند.
پنجم ، یکی دیگر از موضوعات بی ربط که آقای گروسی در گزارش خود ذکر کرده است مربوط به کد اصلاحی 1.2 است. در این مورد ، باید اذعان کرد که پس از خروج ایالات متحده از کارگزاری و عدم انجام تعهدات سه کشور اروپایی طبق این توافق نامه ، جمهوری اسلامی ایران همچنین اجرای تعهدات هسته ای خود را فراتر از تحریم های خود در اجرای قانون استراتژیک مجمع اسلامی متوقف کرد. کد 2.3 ، که به اعلامیه اولیه تسهیلات هسته ای اشاره دارد ، به عنوان تعهد به یک طرف در نظر گرفته نمی شود و آن را به عنوان تعهد آژانس قانونی نمی کند.
ششم ، این گزارش همچنین ادعا كرد كه “ایران در طی چند سال گذشته انتصاب بازرسان باتجربه را لغو كرده است ، كه این امر توانایی آژانس را برای مؤثر و كارآمد تضعیف می كند.” لازم به ذکر است که طبق گزارش آژانس در مورد اعدام می بینم در سال 1 ، 5 دسامبر 2009 ، 5 بازرسی در بخش های عملیاتی و پاداش ایران به کار گرفته شد. سه نفر از این بازرسان نیز در دفتر مقررات ایران فعالیت می کنند. این واقعیت که جمهوری اسلامی ایران ، پس از اقدام سیاسی سه کشور اروپایی در هیئت مدیره ، انتصاب برخی بازرسان را با ملیت این کشورها حفظ کرد ، نباید به عنوان ظرفیت و ظرفیت آژانس در ایران در نظر گرفته شود. طبیعی است که ایران نمی تواند به شهروندی این کشورها اطمینان داشته باشد و لغو بازرسان منصوب حق یک طرف برای ایران است. واقعاً مایه تاسف است که آقای گروسی فعالیت دو بازرس از ملیت های مختلف را برای ایران نادیده می گیرد و ظرفیت و ظرفیت آژانس را برای چند بازرس با تابعیت سه کشور اروپایی خلاصه می کند!
هفتم ، همه موارد فوق ، در حالی که در این گزارش آمده است که “ایران همچنان در مورد مسائل مربوط به مجازات معمول با آژانس همکاری می کند ، و آژانس در حال تلاش های گسترده برای تأیید کشور مطابق با چرخه سوخت هسته ای ایران است.” در گزارش اجرای حرمت می بینم در سال 4 بیان شده است که “دبیرخانه به این نتیجه رسیده است که مواد هسته ای بیان شده در چهار کشور از جمله ایران در فعالیت های مسالمت آمیز باقی مانده است.” گزارش تحریم ها در سال 2 نیز نکات قابل توجه دیگری دارد. به عنوان مثال ، در این گزارش آمده است که از بین پنج کشور با توافق بدون پروتکل اغراق لازم ، که در بین این گروه از کشورها نیز قرار دارد ، تأسیسات هسته ای در ایران در ایران است. 2 از 5 بازرسی از این گروه از کشورها فقط از ایران انجام شده است. تأیید اطلاعات طراحی از 5 مورد فقط از ایران انجام شده است. ۱۲۶۰ روز بازرسی شخص ۱۸۹۵ روز بازرسی در این گروه فقط از ایران انجام شده است. در همین گزارش آمده است که 5 میلیون یورو از 5 میلیون یورو و 6000 یورو فقط در ایران فقط در ایران هزینه شده است. همچنین 5 میلیون یورو و 500 یورو از بودجه اضافی یا داوطلبانه آژانس ، که در مجموع 5 میلیون یورو بوده است ، در ایران نیز هزینه شده است.
این حجم فعالیت های آژانس در ایران چیست؟ آیا این به جز همکاری گسترده ایران با آژانس است؟! نشانه این که آژانس هیچ انحراف و مشکلی در مسائل تحریم های فعلی پیدا نکرده است و روی موضوعات بسته گذشته خود متمرکز شده است؟ آیا تحت فشار برخی از کشورهای خاص به جز یک اقدام سیاسی است؟!
هشتم ، ما در این مجموعه بین المللی در طول زندگی آژانس شاهد اقدامات سیاسی و سیاسی متعددی بوده ایم. سکوت مرگبار کشورهای غربی و ایالات متحده و مقامات آژانس علیه رژیم صهیونیستی اسرائیل نمونه بارز این سیاسی سیاسی است. از طرف دیگر ، در گذشته دیده ایم که پرونده آنها بدون هیچ گونه اقدامی در مورد دو کشور و پیمان غیر گسترده به هیئت مدیره بسته شده است.
حال ، چرا آژانس و برخی از کشورهای خاص به دنبال ایجاد یک پرونده جعلی با احیای ادعاهای تأیید نشده گذشته و البته بسته برای جمهوری اسلامی ایران هستند؟! حکم با افکار عمومی است. “
منبع : به گزارش میهن تجارت





