در یک سخنرانی استراتژیک و روشنفکری روز چهارشنبه ، رهبر عالی انقلاب اسلامی ، رهبر عالی انقلاب اسلامی ، در یک سخنرانی استراتژیک و روشنفکر ، بر موضع بی نظیر فرمانداران در مدیریت کشور تأکید کرد و اظهار داشت: “فرمانداران مدیر فرماندار استان هستند ،”
بیان او نگاهی عمیق و عاقلانه به نقش استراتژیک فرمانداران در اداره امور استان است. نگاهی به ضرورت تظاهرات قدرتهای گسترده ، واضح و سرنوشت ساز آنها به آنها ، فرمانداران در موقعیت نمایندگان ارشد دولت در استانها ، مسئولیت مدیریت حوزه کلان جغرافیایی را دارند و باید بتوانند تصمیم بگیرند و به نتایج دست یابند و به نتایج دست یابند.
با این حال ، ساختار اداری کشور هنوز با چالش هایی روبرو است که مانع از تحقق کامل این رویکرد می شود. مقاومت برخی از نهادهای نهادی ، رویه های موازی و خلاء های قانونی مؤثر از جمله موانعی است که مسیر واقعی اقتدار را برای فرمانداران قرار داده است. طی چند سال گذشته ، روسای جمهور و مدیران ارشد بارها بر لزوم تقویت نقش پاهای فشرده تأکید کرده اند ، اما در عمل ، برخی از وزرا مقاومت کرده اند.
روایت تقسیم به فرمانداران در دولت های مختلف
تجربه دولت های قبلی در زمینه اقتدار برای فرمانداران روایتی از امیدها و موانع مطرح شده است که راه را برای تحقق کامل این تقاضای اساسی بسته است.
در دولت اصلاحات ، اولین تلاش جدی برای تقویت نقش فرمانداران انجام شد ، که به دنبال افزایش اقتدار فرمانداران با هدف بهبود کارآیی و افزایش هماهنگی در سطح استان بود. اما این رویکرد ، گرچه جسورانه و مترقی بود ، اما عملاً در برابر دیوار بلند مقاومت برخی از وزارتخانه ها و عدم وجود یک چارچوب قانونی جامع قرار گرفت و نتوانست به مقیاس گسترده ای برسد.
در دولت های نهم و دهم ، موضوع موضع فرماندار به بالای توجه بازگشت ، که در طی آن برخی از اختیارات مهم اجرایی و امنیتی به فرمانداران واگذار شدند. از جمله دفتر بودجه و مدیریت استان. اما همان زخمهای قدیمی و قدیمی از موازی ها و ناسازگاری های ساختاری مانع از افزایش ارتفاع به عنوان مدیران “جامع” استانی شد.
دولت های یازدهم و دوازدهم ، گرچه با شعار عدم تمرکز و بهبود سیستم برنامه ریزی ، با احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بازسازی شدند ، در حقیقت امید به واگذاری اقتدار ، اگرچه تلاش هایی مانند اصلاح ستاد فرماندهی اقتصادی مقاومت و افزایش هماهنگی در استان ها و افزایش هماهنگی.
با رسیدن سیزدهمین دولت به قدرت ، یک درب باز جدید باز شد. در ماه ژوئیه ، شورای عالی اداری ، به ریاست آیت الله ریدی ، جلسه ای برگزار کرد و برای اولین بار در بیش از دو دهه ، مرجع فرمانداران به روز شد. در نتیجه ، حدود 5 بند جدید به مقام قبلی اضافه شد و دامنه مسئولیت های فرمانداران از نزدیک به 5 بند افزایش یافت ، حرکتی که در زمان خود بی سابقه بود و تحسین متخصصان را بالا برد.
اما این تلاش ، مانند نمونه های قبلی ، به مرور زمان و تغییر دولت ها به حاشیه رانده شد. به نظر می رسد که یک چرخه تکراری از تصمیم ، امید ، عمل و فراموشی سرنوشت فرمانداران را نشان داده است.
در یک دیدگاه کلان ، تجربه دولت های قبلی به وضوح نشان می دهد که نمایندگی اقتدار به فرمانداران یک پیشنهاد جدید نبود ، بلکه یک ضرورت خوب و مشهور و اجماع بود. با این حال ، مجموعه ای از موانع ساختاری ، فرهنگی و حقوقی هنوز اجازه نداده است که این آرزو به روشی پایدار و مؤثر برآورده شود.
استاندارد فرماندار استانی و قلب حاکمیت استان
در معماری اجرایی این کشور ، فرماندار یک شخصیت تشریفاتی نیست ، بلکه نماینده عالی دولت و محور اصلی حاکمیت در هر استان است. مدیر در صدر قرار گرفتن در معرض مسائل پیچیده ، چند بعدی و درهم تنیده در استانها قرار دارد.
فرمانداری مسئولیت فراتر از اجرای یک نهاد اجرایی خاص است. ویژگی های فرمانداری شامل طیف گسترده ای از موضوعات حیاتی در استان است: از خدمات شهرداری و مدیریت منابع طبیعی گرفته تا اقتصاد محلی ، تولید ، محیط زیست ، امنیت ، بازارهای مرزی ، تعامل منطقه ای و حتی دیپلماسی محلی. این طیف گسترده ای از وظایف نیاز به یک نمای کامل دارد.
رهبر عالی انقلاب اسلامی ، با نگاهی دقیق تر به همان واقعیت ، صریحاً گفت: “فرمانداران مدیر جامع استان هستند”؛ ؛ جمله ای که باید سنگ بنای تحول در حاکمیت استان در نظر گرفته شود. از آنجا که چنین موقعیتی فقط با قدرت تصمیم گیری ، ابزارهای اجرایی کافی و اقدام مستقل در زمینه های مختلف معنا پیدا می کند.
با این تعریف ، فرماندار صرفاً یک هماهنگ کننده یا ارتباط اداری نیست ، بلکه فرمانده حوزه اقدام در کلیه امور استان است. او همچنین باید بتواند چالش های تولید را حل کند زیرا امنیت استان را تضمین می کند. به عنوان تصمیم گیری در بحران های زیست محیطی ، باید بر توسعه اقتصادی و فرهنگی نیز تأثیر بگذارد.
اما این موقعیت استراتژیک تنها در شرایطی حاصل می شود که ساختار حاکمیت کشور این تفاوت اساسی را به رسمیت می شناسد و مکانیسم های قانونی ، اجرایی و ساختاری متناسب با آن را فراهم می کند. بدون چنین ضرورت ، کلمه “جامع” در شعار باقی خواهد ماند و فرمانداران همچنان تحت تأثیر تصمیمات بخش ، درگیری های سازمانی و عدم اقتدار قرار می گیرند.
رویای
با وجود رهبر عالی انقلاب و تلاش های انجام شده در دولت های مختلف برای تقویت موقعیت فرمانداران ، صلاحیت کامل و مؤثر برای این مدیران ارشد استانی در وضعیت موانع و چالش ها باقی مانده است. تجربه سالهای گذشته نشان می دهد که این تقاضای استراتژیک هر بار در یک زمان مطرح شده است ، اما در عمل به این هدف نرسیده است. چرا؟ پاسخ در پنج دسته نهفته است: مانع اصلی:
1. موانع قانونی و ساختاری
یکی از گره های اصلی عدم وجود چارچوب های قانونی شفاف و قدرتمند است ، قوانین موجود اقتدار فرمانداران را به وضوح و جامع تعریف نکرده است ، از طرف دیگر ، سیستم اداری ایران همیشه متمرکز شده است. ساختاری که در آن تصمیمات زیادی در پایتخت گرفته می شود ، و سازمان های اجرایی تمایلی به انتقال اقتدار به سطح استان ندارند. مقررات پیچیده و سلسله مراتبی نیز این روند را کند کرده است.
5. موانع سیاسی و مدیریتی
در سطح ملی ، برخی از وزارتخانه ها و آژانس ها نگران این هستند که واگذاری اختیارات به فرمانداران ، انسجام سیاست های کلان کشور را تضعیف کند. آنها ترجیح می دهند کنترل مستقیمی بر امور استانها داشته باشند ، که در نهایت منجر به مداخله ، موازی سازی و ناسازگاری مدیریتی در سطح استان می شود.
1. موانع اداری و اداری
حتی در مواردی که مرجع تفویض شده است ، زیرساخت های مدیریت استان گاهی اوقات قادر به انجام این کارها ، کمبود منابع مالی ، فقدان منابع ویژه انسانی ، ضعف در سیستم های نظارتی و عدم موفقیت در سیستم پشتیبانی اجرایی نیستند ، که همه این موارد منجر به نمایندگی به کاغذ شده است.
1. موانع فرهنگی و اجتماعی
یکی از موانع نرم اما تأثیرگذار ، ذهنیت تاریخی عدم تمرکز در مدیران و حتی بخشی از جامعه است. در این دیدگاه ، دولت مرکزی همیشه “خردمند و توانا” در نظر گرفته می شود و فرماندار صرفاً مجری تصمیمات پایتخت است ، تا زمانی که دیدگاه فرماندار به عنوان مدیر استراتژیک و مستقل استان شناخته نشود ، زمینه فرهنگی پذیرش ارائه نمی شود.
1. عدم آموزش و توانمندسازی
نمی توان از اقتدار سخن گفت ، اما ضرورت آموزش و توانمندسازی را نادیده می گیرد ، مسئولیت های گسترده ای نیاز به مهارت های مدیریتی ، درک عمیق از موضوعات استان و تسلط بر روابط بین رشته ای دارد. بسیاری از فرمانداران به درستی مجهز به این نقش نیستند و ساختارهای پشتیبانی لازم تعریف نشده است.
یک روش روشن برای مدیریت کارآمد استانی
مسیر توسعه پایدار و متعادل کشور بدون شک از سطح استان عبور می کند. یک فرماندار که در آن فرماندار صرفاً یک مدیر اجرایی نیست ، بلکه یک مدیر جامع و مسئول اداره استانی است ، وابسته به پیش شرط اساسی است. نمایندگی از اقتدار واقعی ، کامل و عملیاتی به فرمانداران ، تجربه دولت های گذشته نشان داده است که بدون اصلاحات ساختاری ، پشتوانه قانونی و همدلی برای نهادهای مرکزی ، هر تلاشی در این مسیر نیمه تمام شده باقی خواهد ماند ، در چنین شرایطی ، اظهارات صریح و روشنفکر رهبر عالی که گفت: “فرمانداران مدیر استان استان هستند”نه تنها این یک استراتژی برای امروز است ، بلکه قطب نما برای آینده حاکمیت در ایران است.
اکنون نوبت تصمیم گیرندگان در دولت و مجلس قانونگذاری است که این تقاضای ملی اقدامات عملی را انجام دهد. با عزم ملی ، تجدید نظر در قوانین ، ایجاد زیرساخت های پشتیبانی و از بین بردن موانع مزمن ، می توان ساختار جدیدی در مدیریت کشور ایجاد کرد. ساختاری که در آن فرماندار می تواند به عنوان رهبر حوزه استان به طور مستقل ، مسئول و پاسخگو عمل کند ، واگذاری اقتدار به فرمانداران دیگر یک انتخاب سیاسی نیست. بلکه یک ضرورت استراتژیک برای آینده ایران است، آینده ای که در آن فرصت ها به عدالت توزیع می شود ، تصمیمات از واقعیت های محلی افزایش می یابد و مدیران استانی با انگیزه ، قدرت و اقتدار ، در خط مقدم خدمت به مردم ایستاده اند.
رهبری بر مشکلات در همان استان تأکید می کند
حسین کانی در مصاحبه ای با خبرنگار IMNA گفت: “این یک جلسه بسیار خوب بود و توضیحات وزیر کشور بیانگر عزم جدی برای ایجاد یک ساختار حاکمیتی در سطح استان است.” همچنین وعده عدم تمرکز بود. یعنی فرمانداران ، به عنوان نمایندگان جمهوری اسلامی ، که حکم آنها توسط رئیس جمهور صادر شده است ، می تواند مشکلات را در همان سطح در استان حل کند ، و نیازی به وجود همه مشکلات برای ارجاع به دولت در تهران نیست. بسیاری از موضوعات موجود در استانها با حضور مدیران کل و استفاده از خرد جمعی قابل حل است.
وی افزود: “رهبر عالی بارها تأکید کرده است که مشکلات استانها نباید به تهران منتقل شود و نامشخص باشد.” در عین حال ، فرمانداران باید روابط محبوب خود را حفظ کنند ، از نگرانی مردم نترسند تا در بین مردم باشند ، به صحبت های خود گوش دهند و یاران خود را نشان دهند. وقتی مردم متوجه شوند که مقامات درد و مشکلات خود را درک می کنند ، تحمل می شوند و وقتی احساس می کنند مقامات همراه هستند ، برای حل مشکلات نیز با دولت همکاری می کنند.
در پایان ، کارشناس سیاسی گفت: “با این حال ، آنچه رهبر عالی به فرمانداران منصوب کرده است مسیری است که شهید آیت الله کشو در دولت خود پیدا کرده بود.” او در سفرهای استانی با دلسوزی و همراهی کامل با مردم بود. فرمانداران همچنین باید با استفاده از اختیارات قانونی خود برای افزایش سطح رضایت عمومی تلاش کنند تا مشکلات مردم را حل کنند.
منبع : به گزارش میهن تجارت





