قتل الهه و انتشار تصاویر دلهره آور این فاجعه در رسانه های اجتماعی بحران جدیدی را در زمینه اطلاعات و اخلاق رسانه ایجاد کرده است. سوءاستفاده از تصاویر قربانیان برای جذب مخاطبان و کسب سود ، خطر امنیت ذهنی جامعه است.
به گفته Business News ، حادثه تکان دهنده قتل الاهه ، دختر جوانی که از خشونت یک مسافر قربانی شده بود ، فقط یک جرم وحشتناک نبود ، بلکه زخم جدیدی برای جامعه بود. آنچه تنها بدن بی جان قربانی نبود ؛ سیل تصاویر دلهره آور ، پردازش فیلم و روایت های هیجان انگیز و هیجان انگیز ، بلافاصله از فضای مجازی عبور کرد و اضطراب و غم و اندوه را در ابعاد وسیع تری آزاد کرد.
امروز ما با بحرانی روبرو هستیم که از سیاست های رسانه ای و عدم وجود پروتکل های اخلاقی و حرفه ای در پوشش فاجعه ناشی شده است. جامعه ای که هنوز در شوک یک مصیبت انسانی قرار دارد ، ناگهان خود را برای تماشای صحنه هایی پیدا می کند که هرگز نباید از یک قاب تلفن همراه تا جریان اصلی اطلاعات ساخته شود.
این وضعیت نتیجه خطای فردی نیست. ما با سیستمی روبرو هستیم که در مدیریت رسانه بحران ، نافرمانی مزمن و آشفتگی ساختاری قرار دارد. قسمت اطلاعاتی در واقع به مافیای رسانه های زرد و بازرگانان مرگ واگذار شده است. در صورت عدم وجود مقررات سفت و سخت و خطوط قرمز حرفه ای ، هر گوشه هوشمند به رسانه ای جذاب تبدیل شده است که فاجعه را با دوزهای زیاد خشونت ، تجزیه و ظلم تولید می کند. بدون کمترین نگرانی در مورد امنیت ذهنی جامعه یا عزت قربانیان.
بیایید صریح باشیم ؛ در حاشیه بحران ، یک شبکه خاموش از منافع اقتصادی و تعامل رسانه ای وجود دارد که با تصویر مرگ تجارت می کند. مافیای محتوای جنایی این روزها فعال است ، نه در پست ها ، بلکه در قلب شبکه های اجتماعی ، سیستم عامل های نامربوط و کانال های پرسود. کسانی که فاجعه را مورد توجه قرار می دهند و از رنج انسان تغذیه می کنند ، فقط با کلیک های بیشتر ، سود بیشتر و بیشتر دنبال می شوند. دردناک تر ، از آنجا که این یک گمانه زنی سیاسی نیست ، از رادار نظارت فرار می کند و هیچ کس آن را یک تهدید سیستماتیک نمی داند.
در نتیجه ، ما با نسلی از مخاطبان روبرو هستیم که خرد شده اند. نه تنها در مورد رنج بلکه به مرزهای بشریت. جامعه ای که هر روز با حجم زیادی از تصاویر دلهره آور روبرو می شود ، تحمل همدلی ، اختلال روانی مزمن و از دست دادن آستانه است. این به وضوح تهدیدی برای امنیت ملی است ، نه فقط یک نگرانی رسانه ای.
در کشورهایی که سابقه بالایی از رویارویی با این بحران دارند ، دستورالعمل های مفصلی برای پوشش رسانه ای تدوین شده است. از هشدارهای محتوا تا ممنوعیت انتشار تصاویر مشخص شده از بدن ، همه این ملاحظات حفظ کرامت انسان و سلامت روانی است. اما در ایران ، رسانه های رسمی به دلیل رویکردی منفعل ، محتاط و دیررس ، حوزه اطلاعات را به منابع غیررسمی و غیر رسمی واگذار کرده اند. مخاطبان دیگر از تلویزیون یا سازمان های خبری رسمی تغذیه نمی کنند. در عوض ، رسانه های خود را از طریق تلفن های همراه و کانال های تلگرام تأمین می کند.
در چنین شرایطی ، سکوت سیاست گذار خیانت است. فقدان چارچوب ، بی تفاوتی به آسیب روانی و عدم مسئولیت عواقب اطلاعات بحران ، همه نشانه های یک سیاست ضعیف و خطرناک است.
برای خارج شدن از این وضعیت آشفته ، اصلاحات فوری سیاست رسانه ها در مواجهه با بحران یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. اولین قدم تدوین “پروتکل اطلاعات بحران ملی” است. یک پروتکل جامع که با مشارکت موسساتی مانند وزارت کشور ، سازمان اضطراری ، صدای آمریکا ، قوه قضاییه ، سیستم عامل های دیجیتال و انجمن های رسانه های تخصصی طراحی شده و خطوط قرمز ، اخلاق و مسئولیت های هر موسسه در بحران را مشخص می کند.
در کنار آن ، تشکیل کمیته مستقل به نام “کمیته اخلاق رسانه بحران” ضروری است. نهادی که مأموریت وی نه تنها مشاهده انحراف رسانه ها ، بلکه صدور نکات و در موارد حاد ، پیگرد رسانه ها یا توهین به کاربران در بازنمایی فاجعه های انسانی است. در همین مسیر ، باید از سیستم عامل های پرپشت بالا برای فعال کردن هشدارهای محتوا قبل از نمایش در مواجهه با محتوای دلهره آور ، برای جلوگیری از قرار گرفتن در معرض ناگهانی کاربران در برابر تصاویر تکان دهنده استفاده شود.
از طرف دیگر ، آموزش روزنامه نگاران ، فضای مجازی و حتی شهروندان یک ضرورت مهم برای قرار گرفتن در معرض حرفه ای در برابر بحران است. آموزش باید بر مسئولیت اجتماعی ، کرامت انسانی و پیامدهای روانشناختی اطلاعات ناخودآگاه تأکید کند.
و در نهایت ، رسانه های رسمی به جای واکنش منفعل برای بازیابی مقام رسانه ای خود و جلوگیری از پناه بردن به منابع غیررسمی ، بی اعتبار و گاه مضر ، باید به جای واکنش منفعل ، یک فعال ، سریع و پیش از وقفه در بحران داشته باشند.
روزی قبل از نجات ، تصویر قبل از دفن منتشر می شود و روایات در کسری از ثانیه در سراسر کشور بازتولید می شوند ، سکوت و تأخیر در تدوین سیستم اطلاعات بحران دیگر فقط یک ضعف ساختاری نیست. در عوض ، این به عاملی در تشدید فاجعه تبدیل شده است. جامعه ای که هنوز در شوک یک جنایت نفس گیر است ، روایات بی رحمانه و نامنظم ندارد. روان جمعی ما نشانه چنین خشونت رسانه ای نیست.
امروزه ، اختلال در بازنمایی فاجعه های انسانی ، نه تنها از اخلاق عمومی فرسوده ، بلکه به طور مستقیم به سرمایه اجتماعی ، اعتماد عمومی و امنیت ذهنی آسیب رسانده است. این مسیر ، اگر اصلاح نشده باشد ، دیر یا زود بحران اطلاعات را به یک فاجعه ملی و اپیدمی تبدیل می کند. فاجعه ای که در آن رسانه ها به جای نجات به ابزاری برای غرق شدن در درد و ترس تبدیل می شوند.
اکنون زمان تصمیم گیری است. زمان آن رسیده است که بر عدم تحرک در برابر چرخه نقص بازنمایی بحران غلبه کرده و مسیر اطلاعات را از دام ابتذال و هیجان با طراحی یک سیستم حرفه ای ، اخلاقی و مشارکتی برای اطلاع از بحران ترسیم کنیم. اگر امروز برای مهار این هرج و مرج ایستاده باشیم ، فردا با جامعه ای روبرو خواهیم شد که نه تنها از فاجعه های انسانی بلکه نحوه روایت آنها زخمی خواهد شد.
منبع: دوران ایران





