قطع‌نامه‌ای علیه شفافیت! – به گزارش میهن تجارت

قطع‌نامه‌ای علیه شفافیت! - ایمنا

در دیپلماتیک و بین سازهای اروپایی Nakok Troika ، هیئت مدیره AIEA یک بار دیگر نقش خود را ایفا کرد ، نه به عنوان یک ناظر بی طرف بلکه به عنوان یک بازیگر در یک نمایشنامه سیاسی از پیش نوشته شده. قطعنامه اخیر علیه ایران ، با تمام لایه های فنی خود ، از بی اعتنایی آشکار به حقوق بین الملل ، اصول انصاف و حتی سوگندهای تخصصی آژانس رونمایی کرده است.

صدور این قطعنامه در حالی صورت گرفت که گزارش های رسمی مدیر کل آژانس اذعان کرد که همکاری ایران با بازرسان نه تنها ادامه دارد ، بلکه مسائل باقیمانده می تواند در چارچوب اختلافات فنی حل شود. اما Troica اروپایی ، که گویا آنها فعالیتهای هسته ای مسالمت آمیز ایران را با شیشه های بزرگنمایی سیاسی واشنگتن مشاهده می کردند ، بار دیگر ابزار اجماع ساختگی را تنظیم کردند.

تجزیه و تحلیل قطعنامه خود نقش بلوک وسترن را نشان می دهد: 1 رای به نفع کشورهایی که یا متحد استراتژیک ایالات متحده هستند یا قربانی فشارهای دیپلماتیک آن هستند. آرای مخالف (چین ، روسیه و بورکینا فاسو) ، که بازتاب مقاومت در برابر استفاده از نهادهای بین المللی است. و این دو ممتنع ، که نشان می دهد شک در مورد ماهیت قطعنامه حتی در بین ناظران معتدل مشهود است.

وقتی آژانس از مقیاس خنثی خارج می شود

آنچه از هیئت مدیره باقی مانده است ، سایه ای کم رنگ از موسسه است که قرار بود مرز علم و سیاست را حفظ کند. آژانس که امروز باید تعادل عدالت فنی را در دست خود حفظ کند ، به یک وزن تبدیل شده است تا تعادل را در منطقه حساس آسیای غرب آسیا ایجاد کند. به نظر می رسد که مأموریت اصلی برخی از اعضای آژانس نظارت بر پروتکل ها و محافظت ها نیست ، بلکه تحمیل اراده سیاسی به لباس های قانونی است.

با این حال ، پاسخ ایران به همان اندازه دقیق بود که تنظیم محل غنی سازی سوم در قلب کوه ، نمادی از عزم ملی برای ایستادن در برابر این قاچاق است. جایگزینی سانتریفیوژهای قدیمی با نسل های پیشرفته نه تنها یک پاسخ فنی به ادعاهای دروغین است ، بلکه پیامی برای همه بازیگران سیاسی که دیگر مؤثر نیستند ، است.

اکنون که سه کشور اروپایی – فرانسه ، آلمان و انگلستان – به همراه واشنگتن به دنبال احیای حداکثر فشار با بسته بندی های فنی هستند ، باید بپرسید که چرا این کشورها برنامه های هسته ای پنهان رژیم صهیونیستی را به خود اختصاص داده اند؟ چرا آژانس در برابر رفتار دوگانه اسرائیل و حتی برخی از کشورها در شبه قاره ساکت است؟ و چرا گزارش های مدیر کل ، با وجود عدم نقض مستقیم ایران ، به گونه ای ترتیب داده شده است که می تواند خبر خبری را برای اتاق های عملیاتی روانشناختی غربی فراهم کند؟

این بار ، روایت رسمی غربی فاصله شدید از واقعیت است. نه ایران مسیر همکاری را می بندد و نه آژانس از فعالیت های ایران بی خبر است. آنچه در واقع اتفاق افتاده است سوء استفاده از یک نهاد تخصصی برای پیشبرد پروژه های فشار سیاسی و تلاش برای برچسب زدن تهدید برای برنامه ای است که بیش از دو دهه در زیر شیشه های بین المللی قرار گرفته است و بارها و بارها بر آرامش آن تأکید کرده است.

تحلیلگران بین المللی نمایشگاه نیز این اقدام را نه تنها غیر ضروری بلکه علت مستقیم تنش در نظر گرفته اند. تنش هایی که می توانست در سایه گفتگو کاهش یابد ، اما اکنون بار دیگر توسط “قلم های رسمی” به قسمت اجبار مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

پاسخ ایران به تهدید سازمان یافته

در این میان ، ایران با تکیه بر مشروعیت قانونی ، پیشینه علمی و تجربه دیپلماتیک نشان داده است که در برابر سیاست های تهدیدآمیز مطلوب و ساکت نیست. تصمیم برای شروع فرآیند غنی سازی در سایت سوم و ترویج فناوری سانتریفیوژها ، اعلام موضع گیری در زبان صنعت است: زبانی که از طریق تیتر جهت نیست بلکه با اقدام عملی است.

ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که آژانس و هواداران این قطعنامه این واقعیت تلخ را بپذیرند: به همان اندازه که نهادهای بین المللی از بی طرفی دور می شوند ، اعتبار آنها به افکار عمومی می رسد. و اگر این مؤسسات خود را به ابزارهای قدرت تبدیل کنند ، دیگر انتظار ندارند که آنها عادلانه باشند.

در پایان ، آنچه اکنون علیه ما است فقط یک قطعنامه نیست بلکه آزمایشی برای تأیید انصاف جهانی است. جمهوری اسلامی ایران ، ضمن پیروی از اصول و قوانین بین المللی ، این پیام را روشن کرده است: امنیت ، استقلال و عزت ملی نه مارک تجاری و نه به حالت تعلیق درآمده است. اکنون وقت آن است که تصمیم بگیریم: بازگشت به مسیر عقلانیت یا ادامه بازی در تئاترهای بی نظیر

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی