ارهتصاد۲۴- برزو درست ؛ کارشناس بازار سرمایه معتقد است که بازار سرمایه ایران به دنبال تحولات اخیر و وضعیت خاص ناشی از تنش های نظامی ، تصمیمات ویژه و بی سابقه ای را پشت سر گذاشته است. بسته شدن و تأخیر چند روزه بازار سهام در بازگشایی برخی از نمادها با واکنش ها و انتقادات مختلف همراه بود ، اما آیا بازار سهام در این تصمیم راهی اشتباه انجام داده یا به موقع در انجام وظایف قانونی خود عمل می کند؟ در این افراد ، برخی از معامله گران می گویند که بازار سرمایه حتی در بحرانی ترین شرایط برای حفظ اصل نقدینگی باید باز باشد. این گروه ، بسته شدن بازار را مغایر با ذات بازار سهام و عاملی در افزایش عدم اطمینان در بین سرمایه گذاران می داند.
در مقابل ، تحلیلگران و فعالان بازار سرمایه که به این شرایط عمیق تر نگاه می کنند ، معتقدند که بسته نگه داشتن بازار سهام هفته گذشته یک تصمیم منطقی و قانونی بود. در شرایط جنگ ، به نظر می رسد آنچه مهمتر از نقدینگی است ، حفظ ارزش دارایی های سرمایه گذاران و جلوگیری از ایجاد یک فضای ذهنی منفی و “وحشت فروش” است.
اگر بازار در روزهای اخیر با محدوده محدودی از نوسانات ، مانند یک درصد منفی و مثبت افتتاح شده باشد ، حتی سهامداران که قصد فروش ندارند می توانند اضطراب و فروش داشته باشند. این می تواند بازار را به چرخه سقوط بی اساس تبدیل کند. در مقابل ، صندوق های درآمد ثابت که دارایی های آنها عمدتاً شامل سپرده های بانکی و اوراق بهادار دولتی در شرایط بحرانی انعطاف پذیرتر است. در اوایل بازگشایی این وجوه ، اگرچه فشار فروش سنگین ایجاد شد ، اما تعادل به سرعت با اقدامات ورود و پشتیبانی قانونی به بازار بازگشت.
ماهیت نقدی این وجوه آنها را قادر می سازد در برابر فشار اولیه مقاومت کنند. در این راستا ، یک اجماع نسبی در مورد صندوق های سرمایه گذاری طلا وجود دارد که آن را به یک تصمیم منطقی تبدیل می کند. از آنجا که دارایی این وجوه (طلا و سکه) به راحتی قابل فروش است و حتی اگر به طور گسترده ای ابطال شوند ، در دیدگاه نقدینگی آنها مشکلی نخواهد داشت. در بدترین حالت ، این وجوه کوچکتر می شوند ، اما می توانند تعهدات خود را انجام دهند. بنابراین ، بر خلاف بازار سهام ، آنها عواقب سیستماتیک کمی دارند. با این حال ، بازگشایی بورس سهام ، بدون پشتوانه جدی مالی ، هنوز هم یک حرکت خطرناک است. پیشنهاد می شود که تنها افتتاح نمادهای مشترک سهام فقط با منابع قابل توجهی حدود 5 میلیارد دلار تا 5 تریلیون دلار به عنوان خط اعتباری برای صندوق های پشتیبانی از بازار و بازیکنان قانونی جایگزین شود ، در غیر این صورت امکان کاهش قیمت و برداشت گسترده سرمایه وجود دارد. نکته مهم دیگر این است که سرمایه گذاران وارد بازار سهام باید بدانند که این بازار در معرض خطر است. یکی از این خطرات ، بروز بحران های غیر منتظره و بسته شدن بازار برای جلوگیری از آسیب بیشتر است.
بیشتر بخوانید: از پول واقعی از بورس خارج شوید
بنابراین ، تصمیم بورس اوراق بهادار در این زمینه مطابق با وظایف و مسئولیت های آن در زمینه ثبات بازار و حفظ دارایی های مردم بوده است. سرانجام ، اگرچه برخی از سرمایه گذاران از بسته شدن بازار انتقاد می کنند ، بررسی دقیق شرایط و ماهیت بحران اخیر نشان می دهد که بورس اوراق بهادار بر اساس منطق ، قانون و تجزیه و تحلیل مناسب شرایط تصمیم گرفته است. اگرچه این تصمیم ممکن است در کوتاه مدت ناراضی باشد ، اما می تواند در طولانی مدت از ایجاد یک بحران عمیق تر جلوگیری کند.
ضرورت تشکیل یک اتاق جنگ اقتصادی در بازار سرمایه
محمد رزا آلامی ، کارشناس بازار مالی همچنین معتقد است که ایجاد یک اتاق جنگ اقتصادی هنگامی که این کشور با تهدیدهای نظامی ، تحریم های خارجی و جنگ روانی روبرو است ، اجتناب ناپذیر است. با این حال ، در طراحی چنین اتاقی ، متأسفانه نقش بازار سرمایه معمولاً یا نادیده گرفته می شود یا بسیار کم رنگ است. غافل از اینکه بازار سهام صرفاً یک بازار مالی نیست ، بلکه یک شاخص اعتماد به نفس عمومی و کانال تأمین مالی رسمی شرکتهای تولیدی کشور است. بازار سرمایه اولین مقام برای پاسخگویی به تهدیدات امنیتی ، سیاسی و اقتصادی است. کاهش شاخص ، کاهش معاملات ، کاهش وجوه و خروج پول واقعی نشانه ضعف ذاتی بازار بازار نیست ، بلکه پیام های هشدار دهنده ای است که توسط فعالان اقتصادی به دولت داده می شود.
در جنگ ، حوزه اقتصادی باید یک فرمان واحد داشته باشد. درست همانطور که نیاز به هماهنگی بین واحدهای مختلف در جبهه نظامی وجود دارد ، بازار اقتصادی نیز باید تصمیم فوری و هدفمند را در اتاق هماهنگ ، بازار پول ، شبکه توزیع ، سازمان های امنیتی و امنیتی اتخاذ کند. متأسفانه ، تجربیات سالهای گذشته نشان داده است که غفلت از پیام های بازار سرمایه منجر به تصمیمات نادرست و فرار سرمایه شده است.
هنگامی که بورس اوراق بهادار نادیده گرفته می شود ، نتیجه در فروپاشی شاخص ها ، کاهش مشارکت عمومی و بحران های اعتماد قابل توجه است. بورس اوراق بهادار باید به عنوان عضو رسمی اتاق جنگ اقتصادی در نظر گرفته شود. نه یک ناظر اجرایی ، بلکه یک بازوی تحلیلی ، نگران کننده و هماهنگ بین موسسات دولتی و خصوصی است. حضور نماینده بازار سرمایه در کنار بانک مرکزی و وزارت اقتصاد می تواند تضمین کند که تصمیمات مالی و ارزی هیچ عواقب منفی در بازار سرمایه ندارند.
منبع: دنیای اقتصاد





