نوبت تنبیه جاسوس – به گزارش میهن تجارت

نوبت تنبیه جاسوس - ایمنا

این آژانس که قرار بود در اتم خنثی باشد ، اکنون به لیوان قدرت تبدیل شده است که هم سلاح های هسته ای و هم اخلاق دارند. رافائل گروسی ، مردی که سایه خود را در وین سایه می زند ، اما صدای او از تل آویو شنیده می شود ، آژانس بین المللی انرژی اتمی را نه به صلح ، بلکه به سیاست های کثیف غربی رسانده است.

گزارش های بدون مستند ، نادیده گرفتن حملات به امکانات صلح آمیز ایران و موقعیت های یک طرفه که حتی ظاهر خنثی را حفظ نمی کنند ، تنها بخشی از شخصی است که اکنون دبیر سازمان ملل را دارد. نه به خاطر صلاحیت ، بلکه برای تکمیل معماهای واشنگتن و تل آویو.

در حالی که یک رژیم ، که حتی عضو NPT (اسرائیل) نیست ، با انبار کلاهک های اتمی در ارتفاعات جولان ، تمام تمرکز آژانس بر ایران است. کشوری که علی رغم همه فشار و تحریم ها ، بالاترین سطح همکاری با موسسه را دارد و همچنان در چارچوب توافق نامه ها حرکت می کند. آیا این نابرابری آزار دهنده نتیجه بی طرفی یا وفاداری به استاد است؟

در چنین شرایطی ، ایران حق دارد مسیر جدیدی را طی کند. قانون مجلس برای کاهش همکاری با آژانس ، نه عقب نشینی ، بلکه یک واکنش منطقی به رفتاری که بهانه های ایران و بازی قدرتها هدف اصلی هستند. از طرف دیگر ، استراتژی ابهام هسته ای نیز به همان اندازه “اعتماد” است که برای همیشه دفن می شود.

مسئله اکنون فقط ایران نیست. امروز ، این یک ساختار بین المللی است که باید از خود دفاع کند. اگر گروسی به جای حقیقت ، پژواک سیاست های پنتاگون و کنست است ، فروپاشی سیستم ممنوعیت ، نه احتمال ، واقعیت فردا است. جامعه بین المللی ، به ویژه جنبش غیر مجلل ، باید این تهدید را جدی بگیرد.

گروسی ، اگر قرار باشد چیزی باشد ، دیگر “نظارت” نیست. در عوض ، این ترجمه جدیدی از “اتحاد با قدرت” است. باید او را یادآوری کرد: کسی که خود را در صندلی های قدرت می بیند ، روزی در شعله های بی اعتمادی سوزانده می شود.

حقیقت؟ تئاتر ناخوشایند و تئاتر

در دنیای سیاست ، گاهی اوقات حقیقت قربانی نمی شود ، اما گروگان گرفته می شود. درست همانطور که گروسی حقیقت برنامه های مسالمت آمیز هسته ای ایران را که منجر به تل آویو می شود ، ساخته است. گزارش پر سر و صدا وی به هیئت مدیره فرمانداران ، که در آن وی ادعا کرد “نمی تواند صلح برنامه هسته ای ایران را تضمین کند” نه مستند و نه مسئولیت پذیر ، فقط مشکوک بود.

این ادعا در حالی صورت گرفت که ایران به تنهایی 5 ٪ از بازرسی های جهانی آژانس بین المللی انرژی اتمی را به خود اختصاص داد. آماری که در صورت ثبت نام در یک کشور غربی ، نمادی از “شفافیت مطلق” خواهد بود. اما وقتی صحبت از ایران می شود ، شفافیت نیز یک جرم است ، زیرا حقیقت واضح تر است ، روایت جعلی جعلی سخت تر می شود.

چه اتفاقی برای آن گزارش افتاد؟ بیانیه ضد ایرانی که توسط همان کشورهایی امضا شده است که هم مدیون ایران هستند و هم در تاریخ: انگلیس ، فرانسه ، آلمان و ایالات متحده. و در حاشیه ، رژیمی که عضو NPT ، اسرائیل نیست ، به خود اجازه داد تا حملات خود را به امکانات مسالمت آمیز ایران توجیه کند.
این به معنای آژانس است ، نه نگهبان صلح ، بلکه چراغ سبز جنگ.

اما داستان به همین جا ختم نشد. چند روز پس از شروع حملات اسرائیل ، گروسی ، که قبلاً “ابهام” را کاشته بود ، اکنون در یک چرخش خنده دار اعتراف کرد: هیچ مدرکی از برنامه هسته ای ایران به صورت نظامی وجود ندارد. این بدان معناست که یا گزارش اولیه یک دروغ بوده است ، یا اکنون درست است. در هر دو مورد ، گروسی از موقعیتی صحبت می کند که سالها فرو ریخته است.

از همه بدتر ، در آستانه تنش ها ، Grossi ، با اظهاراتی که بیشتر شبیه “میدان” از دیپلماسی بود ، اعلام کرد که تأسیسات هسته ای ایران در اعماق زمین است و آسیب رساندن به آنها آسان نیست. چند روز بعد ، ایالات متحده دقیقاً همان تسهیلات را هدف قرار داد و ادعا كرد كه زیرساخت های حیاتی ایران را نابود كرده است. ما نمی دانیم که آیا باید مدیر آژانس بین المللی انرژی هسته ای یا سخنگوی عملیات فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده باشیم!

سکوت وی در برابر تجاوز به همان اندازه سکوت خود در برابر حملات قبلی اسرائیل بهلانز و اصفهان سنگین بود. این سکوت فقط سکوت یک نهاد نیست. خیانت به فلسفه وجودی او. یک نهاد نظارتی که به بمباران یکی از اعضای NPT پاسخ نمی دهد ، تقریباً انحلال خاص خود را امضا کرده است.

در چنین شرایطی ، افکار عمومی ایران حق دارد اگر دیگر به این نهاد اعتماد نکنند. آژانس گروسی ، نه یک صلح ، که بازیگر یک سناریو شده است. سناریویی که هدف آن غرب ، نویسنده آن ، اسرائیل و قربانی اعتماد ملت ایران است.

ناخوشایند جدید به صهیونیست ها

در آخرین موقعیت ، رافائل گروسی ، در مصاحبه ای با فاکس نیوز ، بار دیگر تلاش کرد تا با القاء “ابهام جعلی” در مورد جای اورانیوم غنی شده در ایران ، فضایی را برای اطلاعات و فشار امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران فراهم کند. وی ادعا كرد كه از محل زندگی حدود 5 پوند اورانیوم بی خبر است و در پاسخ به سوالی در مورد انتقال آن به “سایت باستانی در نزدیکی اصفهان” ، وی از پاسخ شفاف خودداری كرد.

این اظهارات فنی است ، اما از نظر درونی ، آنها نظر عمومی و رسانه ای را برای حمله به یکی از مهمترین مراکز تمدن ایران آماده می کنند. حمله ای که ممکن است هویت فرهنگی ایران را نه تنها این بار هدف قرار دهد. گروسی در واقع راه را برای جرم دیگری هموار کرده است.

سکوت نهادهایی مانند یونسکو در برابر چنین ادعاهایی خطرناک و سوال برانگیز است. آیا موسسات بین المللی فقط وقتی پای ایران نیست ، فقط از میراث جهانی دفاع می کنند.

هوشمندانه از هر شفافیت

آنچه آژانس انرژی اتمی امروز تحت سایه Grossi فقط یک انحراف از وظایف حرفه ای نیست ، بلکه خیانت به اصل تأسیس موسسه است. هنگام نظارت ، ابزارهای فشار و صداقت که فقط از گلو قدرتهای غربی شنیده می شود ، طبیعی است که دیگر نامی برای “ممنوعیت” به جز در هدر وجود ندارد.

رفتار سیاسی و مأموریت آژانس نه تنها به ایران اعتماد نکرد. سایر کشورهایی که سالهاست که NPT را نگه داشته اند اکنون شک کرده اند: آیا این پیمان واقعاً مکانیسم امنیتی است یا طعمه ای برای حاوی کشورهای مستقل؟

در چنین مختصاتی ، استراتژی “ابهام هسته ای” یک تاکتیک نیست ، بلکه یک پاسخ منطقی به تلاطم ساختار فعلی سیستم نظارت جهانی است. ایران ، در حالی که از نظر قانونی به NPT پایبند است ، می تواند از ابزارهای مجاز خود برای کاهش شفافیت و تغییر زمین بازی استفاده کند. درست همانطور که دشمن بلند مدت او در سایه این ابهام ، شاخ و شانه بوده است.

وقتی اعتماد از بین رفت ، شفافیت دیگر معنی دار نیست. اعلامیه حفظ ذخایر غنی شده و امتناع از ارائه موقعیت دقیق آنها تهدیدی نیست ، بلکه دفاع قانونی از عزت ملی است. پیامی به گروسسی و اربابانش مبنی بر اینکه اگر ما از ابزارها تهدید کنیم ، همکاری دیگر توجیه نمی شود.

استراتژی ابهام به ایران اجازه می دهد تا تعادل منطقه ای را دوباره تعریف کند. این دیگر فقط یک رژیم غاصب مجهز به سلاح هسته ای نیست تا نمره بی پاسخ داشته باشد. از این پس ، اگر منطقه مبهم باشد ، ایران بخشی از این ابهام خواهد بود – و شاید نقطه ای که ترس واقعی برای غرب آغاز می شود.

اما این پایان داستان نیست. استراتژی ابهام فقط یک تاکتیک امنیتی نیست بلکه یک هشدار دیپلماتیک است: اگر آژانس ناخوشایند بازیگر فشار و نفوذ باشد ، ایران بازی را تغییر می دهد. کسانی که وزیر امور خارجه سازمان ملل را با نردبان پرونده علیه ایران بالا می برند ، باید بدانند که نردبان به زودی ممکن است زیر پاهای آنها خالی شود.

و سرانجام ، این پیام به زبان تهدید نیست ، بلکه با منطق بقا: ایران کشوری نیست که علیه باج خواهی بین المللی لبخند می زند. هرچه بازی ناسالم تر شود ، پاسخ تهران غیرقابل پیش بینی تر خواهد بود.
اگر کسی از پیمان NPT شرمنده باشد ، ایران نیست.

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی