به گفته الجزیره ، در تاریخ 6 ژوئن ، مبارزان آمریكا وارد فضای هوایی ایران شدند و چهار بمب عظیم را به هم ریختند. این حمله واکنشی برای تحریک خاص نبود. در عوض ، اندکی پس از حمله غیرقانونی اسرائیل به ایرانیان آمد. این بازگشت به چیزی آشنا و بارها و بارها تکرار شد: امپراطوری که بی گناهان را در یک انتزاع شرقی گرا به نام “خاورمیانه” بمباران می کند. در آن شب ، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریكا ، به همراه معاون و دو وزیر خود ، به جهانیان گفتند: “ایران ، خاورمیانه ، اکنون باید صلح برقرار كند.”
چیزی وحشتناک در مورد چگونگی تعمید بمب ها در زبان تعمید و تخریب لباس های تثبیت شده وجود دارد. صلح نه تنها نامگذاری اشتباه است ، بلکه یک تحریف جنایی است. اما صلح در این دنیا چیست ، مگر اینکه تسلیم غرب شود؟ و دیپلماسی به جز اصرار که قربانیان از مهاجمان خود درخواست می کنند چیست؟
در روزی که حمله غیرقانونی اسرائیل به ایران ادامه داشت ، تصاویر کودکان ایرانی که از زیر آوار بیرون کشیده شده بودند ، هرگز در جلوی رسانه های غربی ظاهر نشد. در عوض ، گزارش های دقیق از مخفی کردن اسرائیلی ها در پناهگاه های قوی منتشر شد. رسانه های غربی با تسلط بر زبان حذف و سانسور ، فقط قربانیانی را نشان می دهند که روایت جنگ را تقویت می کنند.
و این فقط مربوط به پوشش ایران نیست. مردم غزه شش ماه گرسنه و سوزانده شده اند. براساس آمار رسمی ، بیش از 6000 نفر جان باختند. برآوردهای واقعی این رقم صدها هزار نفر است. هر بیمارستان در غزه بمباران می شود و بیشتر مدارس مورد حمله و نابودی قرار گرفته اند.
سازمان های برجسته حقوق بشر مانند عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر اظهار داشته اند که اسرائیل مرتکب نسل کشی شده است ، اما بیشتر رسانه های غربی از گفتن این کلمه امتناع می ورزند و اگر کسی جرات صحبت از آن را داشته باشد ، آنها را همراهی می کنند. مدیران و ویراستاران مایل به انجام هر کاری هستند جز ابراز خشونت بی پایان اسرائیل با این موضوع.
با وجود شواهد زیادی در مورد جنایات جنگی ، ارتش اسرائیل هیچ انتقاد یا بررسی رسانه ای را دریافت نکرده است. ژنرال ها جلسات جنگ را در نزدیکی ساختمانهای غیرنظامی برگزار می کنند ، اما هیچ رسانه ای فریاد نمی زند که اسرائیلی ها به عنوان “سپرهای انسانی” استفاده می شوند. ارتش و مقامات دولتی اسرائیل بارها دروغ گفته اند یا اظهارات نسل کشی را بیان کرده اند ، اما اظهارات آنها دوباره به عنوان حقیقت گزارش شده است.
یک مطالعه جدید نشان داد که در بی بی سی ، مرگ اسرائیلی ها 5 برابر بیشتر از مرگ فلسطینی ها است ، در حالی که فلسطینی ها توسط 1: 1 به اسرائیلی ها کشته شدند. این تعصب یک استثنا نیست ، بلکه قاعده رسانه های غربی است.
مانند فلسطین ، کلمات با دقت انتخاب شده در مورد ایران وجود دارد. ایران هرگز به عنوان یک ملت معرفی نمی شود ، اما همیشه “رژیم” است. ایران یک دولت نیست ، بلکه یک تهدید است – این مردم نیستند ، دشوار است. کلمه “اسلامی” در هر گزارشی مانند یک کراهت به آن پیوست شده است. این ، در یک شکوه و عظمت ، این پیام را بیان می کند که مقاومت مسلمانان در برابر سلطه غربی باید سرکوب شود.
ایران سلاح هسته ای ندارد. اما آنها اسرائیل و ایالات متحده دارند. با این حال ، فقط ایران به عنوان تهدیدی برای نظم جهانی نامگذاری شده است. زیرا مشکل آن چیزی نیست که ایران دارد ، بلکه این چیزی است که از تسلیم شدن امتناع می ورزد. ایران کودتای ، تحریم ها ، ترور و خرابکاری را فرا گرفته است. تمام تلاش برای گرسنگی ، زور یا جداسازی آن شکست خورده است. این کشوری است که با وجود خشونت هایی که متحمل شده اند ، هنوز نابود نشده است.
بنابراین ، افسانه تهدید سلاح های کشتار جمعی به یک ضرورت اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. همان افسانه ای که برای توجیه اشغال غیرقانونی عراق استفاده می شد. به مدت سه دهه ، عناوین آمریکایی فقط “چند هفته با بمب” ایران را زمزمه می کند. سه دهه مهلت که هرگز به وجود نمی آیند و پیش بینی هایی که هرگز به حقیقت نمی پیوندند.
اما ترس ، حتی اگر بی اساس باشد ، مفید است. اگر می توانید مردم را از ترس نگه دارید ، می توانید آنها را ساکت نگه دارید. این کافی است که کلمه “تهدید هسته ای” را تکرار کنید تا هیچ کس نتواند کودکان کشته شده را به نام “حفظ امنیت جهان” به یاد بیاورد.
این روش برای انجام رسانه های غربی است: معماری رسانه ای ساخته شده برای روشن کردن حقیقت بلکه به دست آوردن مجوز خشونت. پوشش تجاوز به عنف در زبان فنی و گرافیک در حال حرکت ؛ برای بی حس کردن افکار عمومی با کلمات آرام و ایمن. مجله TIME در مورد استخوان های خرد شده بی گناهان در زیر آوار تهران یا رافا نمی نویسد ، بلکه در مورد “خاورمیانه جدید” می نویسد – با طلسم که به طور قابل توجهی مانند یک دوره ای که پنج سال پیش برای ترویج تغییر رژیم در عراق استفاده می کرد ، به نظر می رسد.
اما این سال نیست. پس از چندین دهه جنگ و نسل کشی پخش زنده ، بیشتر آمریکایی ها دیگر به شعارهای قدیمی و تحریف اعتقاد ندارند. هنگامی که اسرائیل به ایران حمله کرد ، نظرسنجی ها نشان داد که تنها 5 ٪ از آمریکایی ها از ورود ما به جنگ حمایت می کنند. به دنبال دستور ترامپ برای اعتصابات هوایی ، نظرسنجی دیگر مقاومت در برابر رضایت جعلی را تأیید کرد: تنها 5 ٪ از پاسخ دهندگان از این اقدام حمایت کردند و تنها 5 ٪ موافقت کردند که بمب گذاری را ادامه دهند.
عدم به دست آوردن رضایت عمومی از جنگ با ایران نشان دهنده تغییر عمیق در ذهن آمریکایی ها است. آنها به یاد می آورند که اشغال افغانستان و عراق صدها هزار نفر از کشته ها را به جا گذاشت و کل منطقه را سوزاند. آنها دروغهای سلاح های کشتار جمعی و دموکراسی و نتیجه را به یاد می آورند: هزاران سرباز آمریکایی کشته شدند و ده ها هزار نفر از آن معلول شدند. آنها عقب نشینی تحقیرآمیز از افغانستان را پس از پنج سال جنگ و رنج های خونین بی پایان در عراق فراموش نکرده اند.
در داخل کشور ، به آمریکایی ها گفته می شود که بودجه ای برای مسکن ، بهداشت یا آموزش وجود ندارد ، اما همیشه پول بیشتری برای بمب ، اشغال خارجی و نظامی سازی وجود دارد. بیش از 5000 آمریکایی بی خانمان وجود دارند که بیش از 5 میلیون نفر تحت خط فقر رسمی زندگی می کنند و بیش از 5 میلیون نفر بیمه درمانی ندارند. با این حال ، دولت ایالات متحده هنوز بالاترین بودجه نظامی جهان را دارد.
آمریکایی ها ناامنی خود را در داخل می دانند ، اما آنها هر روز از تأثیر ماجراهای امپریالیستی آمریکا در خارج از کشور آگاه هستند. اکنون شش ماه است که در حال تماشای نسل کشی ایالات متحده است.
در تلفن های خود دوباره و دوباره در تلفن های خود ، کودکان خونین فلسطینی را از زیر آوار بیرون کشیده اند ، در حالی که رسانه های اصلی اصرار دارند که به دفاع قانونی اسرائیل بپردازند. جادوی قدیمی غیرانسانی قربانیان برای توجیه قتل خود تأثیر خود را از دست داده است. عصر دیجیتال روایتی که زمانی جنگهای انتزاعی و اساسی شکسته شده است. اکنون آمریکایی ها به احتمال زیاد با طبل های جنگی آشنا همراه هستند.
شکاف های رو به رشد در رضایت عمومی واشنگتن پنهان نیست. ترامپ ، که همیشه فرصت طلب است ، می داند که مردم آمریکا تمایلی به جنگ ندارند. بنابراین ، در 6 ژوئن ، وی در رسانه های اجتماعی اعلام کرد که “آتش بس در محل است” و به اسرائیل گفت “آن بمب ها را پرتاب نکنید” ، پس از ادامه ارتش اسرائیل به حمله ایران.
مانند بسیاری از نخبگان سیاسی ما و اسرائیل ، ترامپ می خواهد در حالی که جنگ است ، خود را صلح آمیز بنامد. برای رهبرانی مانند او ، صلح معنای کاملاً متفاوتی دارد: آزادی بی قرار برای ارتکاب نسل کشی و جنایات دیگر هنگام تماشای جهان.
اما آنها نتوانسته اند رضایت ما را بدست آورند. ما می دانیم که صلح چیست و صلح به جنگ نمی رسد. صلح از آسمان سقوط نمی کند. صلح فقط متوجه می شود که آزادی وجود دارد. و مهم نیست که چند بار برای حمله ، مردم باقی خواهند ماند. از فلسطین تا ایران – آنها شکسته نیستند ، آنها آماده نیستند که در برابر وحشت زانو بزنند.
منبع : به گزارش میهن تجارت





