برخی از جنبش های اخیر از ایالات متحده و رژیم اشغال QDS ، به همراه سایر علائم ، حاکی از تلاش برای فشار بر مسیرهای غیررسمی و اقدامات محدود نظامی است. روندی که از آن به عنوان “منطقه خاکستری” یا جنگ سایه یاد می شود. در این نوع رویارویی ، اگرچه هیچ جنگ رسمی وجود ندارد ، اما ضربات محدود و هدفمند رد و بدل می شود.
با این حال ، پیام تهران به طراحان این سناریو مشخص بوده است. ایران در برابر بازی های پنهان و اقدامات پراکنده سکوت نمی کند و از هرگونه سوءاستفاده پیروی نمی کند.
جمهوری اسلامی ایران ، در آخرین دور درگیری ، محدودیت استراتژیک قابل توجهی را نشان داد و از بسیاری از ظرفیت های بازدارندگی خود استفاده نکرد ، اما اگر رفتار ماجراجویی ادامه یابد ، پاسخ ها تغییر می کنند.
رژیم تل آویو حتی در یک رویارویی شش روزه بدون فعال کردن تمام ظرفیت های جبهه مقاومت ، با چالش های جدی روبرو شد. حال شما باید بپرسید: اگر همه این ظرفیت ها به این زمینه بیایند ، کدام ستون باقی خواهد ماند؟
در طول درگیری 5 روزه ، ایران تصمیم گرفت برخی از اهداف اصلی را در سرزمین های اشغالی در لیست انتظار نگه دارد. این تصمیم از ناتوانی گرفته نشده است ، بلکه در چارچوب محاسبات دقیق و مبتنی بر ملاحظات استراتژیک است.
علی رغم فشارها و خواسته های بی شماری برای آتش سوزی در این نقاط حساس ، تهران ترجیح می داد برخی از ظرفیت های خود را در بازدارندگی نگه دارد ، نه در این زمینه.
در حقیقت ، برخی از اهداف از پیش تعیین شده عمداً برای روز رها شدند. تعادل هوشمندانه در برابر تمایلات تهاجمی تل آویو برای یادآوری آنها که همیشه چیزهایی برای از دست دادن وجود دارد.
با این حال ، هیچ تضمینی وجود ندارد که این اهداف در درگیری های آینده همچنان محافظت شود. اگر بازی خطرناک ادامه یابد ، سکوت امروز ممکن است پاسخ هایی را که تنها یک گزینه تا دیروز بود جایگزین کند.
در دور اخیر درگیری ، جمهوری اسلامی ایران هدف قرار دادن برخی از نکات کلیدی در سرزمین های اشغالی با محاسبات پیچیده و برای حفظ ابتکار عمل را رها کرده است. نکاتی که از نظر استراتژیک می توانند تعادل داخلی رژیم اشغال را مختل کنند. این لیست هنوز باز است و هیچ تضمینی وجود ندارد که برگه در دور بعدی به طور کامل برنگردد.
1. تأسیسات آبخیزداری: نبض حیاتی در مشت
آب عنصر زندگی است. به خصوص برای رژیم غذایی که بیش از 1 ٪ از آب آشامیدنی آن را از گیاه آب شیرین کن دریافت می کند. این زیرساخت ها ، اگر روزی به یک نشانه تبدیل شود ، نه تنها زندگی روزمره ، بلکه کشاورزی و ثبات اجتماعی در سرزمین های اشغالی نیز با یک بحران بی نظیر روبرو خواهد شد.
2. شهرک های کوچک ؛ اهداف فراموش شده
در حالی که کلانشهرها مانند تل آویو و هیفا آنها در این زمینه بودند ، شهرکهای کوچک که گاهی اوقات در سرزمین های غصب ساخته شده اند ، هنوز آن را پیدا نکرده اند تا صدای آژیر را بشنوند. نابودی هدفمند این نکات می تواند منجر به فروپاشی حس امنیت ذهنی در لایه های پایین جامعه صهیونیستی شود.
1. معابر و پایگاه ها در کرانه باختری
حملات به پاسگاه ها و پایگاه های نظامی ، به ویژه در مناطقی مانند کرانه باختری ، می تواند نظم ظاهری تل آویو را در منطقه لرزاند و این میدان را در برابر بازیگران مقاوم تر کند.
1. زنجیره هسته ای ؛ نقطه کور در بحران
تا به امروز ، تأسیسات هسته ای رژیم به طور مستقیم مورد هدف قرار نگرفته است. شاید ملاحظات. اما این نقطه سکوت به راحتی می تواند طوفان را جایگزین کند ، طوفانی که نیازی به آن ندارد دیمونا شروع
1. حملات متمرکز ، گذرگاه های مرزی
در مناطق مرزی شمالی و جنوبی سرزمین های اشغالی ، انباشت مواضع نظامی و شهرکهای استراتژیک وجود دارد. تمرکز آتش محاسبه شده می تواند جغرافیای برتری صهیونیستی را در آن مکان ها تجدید کند.
1. سرزمین های کشاورزی ؛ زمین های سوزان فردا
اگر جنگ به زمین های کشاورزی برسد ، دقیقاً همانطور که امکانات کشاورزی ایران مورد هدف قرار گرفته است ، تنها خاکستری از سرزمین سبز خارج می شود.
1. بن بست تجاری ؛ محاصره از درون
در حالی که تهران درگیری با زیرساخت های تجاری به تأخیر انداخته است ، بنادر و فرودگاه های حساس رژیم مانند هیفا، اشکلون، بن گوریون وت رامونهنوز در فلش هستند. بسته شدن این شریان ها می تواند کابوس یک محاصره کامل را ایجاد کند.
1. چشم بسته
در پایان نبرد ، برخی از حلقه های شناسایی و هشدار غرب در منطقه مختل شدند. رادارهایی که تا دیروز با آسمان صحبت می کردند سکوت شده اند. در آینده ، این خاموشی می تواند کامل تر ، دقیق تر و مخرب تر باشد.
سلاح هایی که هنوز صحبت نکرده اند
در طول نبرد اخیر ، زرادخانه ایران قدرت دفاعی و تهاجمی خود را فقط از کوه یخ آشکار کرد. این محدودیت نظامی ، نه نشانه کمبود ، بخشی از استراتژی چند لایه تهران بود. استراتژی طراحی شده برای تعادل هم بازیگران فراملی و هم برای اندازه گیری واکنش های صهیونیستی به سطوح مختلف تهدید. بسیاری از ابزارهای جنگ جمهوری اسلامی در سکوت معنی دار هستند.
1. موشک های کروز ؛ شمشیر در غلاف
موشک های سفر دریایی ایرانی مانند حامل و پاوی ، علی رغم دقت ، تخته بلند و توانایی پنهان با کمترین سرعت ، هنوز به این زمینه آورده نشده است. این سلاح ها با الگوی متفاوتی از موشک های بالستیک می توانند نقش یک ابزار غافلگیرکننده را در یک نبرد کامل بازی کنند. پاسخ مؤثر تا زمان شناسایی مسیر راه اندازی از دسترس خارج خواهد شد.
2. موشک های بالستیک پیشرفته ؛ آتش پشت پرده
در طول نبرد ، ایران ده ها سال از موشک های فناوری استفاده کرد. Fatah -1 ، Khorramshahr -1 و کلاهک های سنگین تر هنوز جزو ابزاری هستند که در این زمینه خوانده شده اند.
راه اندازی چنین موشک ها – قدرت دقیق تر و بالاتر تخریب – معنایی ندارد جز ورود به مرحله جدید پاسخ. مرحله ای که ممکن است خطوط قرمز قدیمی را بی اعتبار کند.
۳ پهپاد خودکشی پیشرفته ؛ سکوت ساکت
کنار حملات پهپاد کلاسیک ، برخی از نمونه های پیشرفته تر مانند کنترل -1 یا پهپاد امید در انبارها ماند. این پرندگان کوچک ، سریع و فریبنده برای عبور از سیستم های دفاعی طراحی شده اند.
ایران خیلی دور از این پهپاد برای ایجاد اختلال ، اما تخریب زیرساخت ها نیست. اما پرتاب گسترده این پرندگان ، به همراه موجی از موشک های کروز ، می تواند “بازی اشباع” را به نفع ایران انجام دهد ، همان تاکتیکی که روسیه در جبهه اوکراین شناخته شده است.
ورود این ابزارها به صحنه دیگر فقط هدف قرار دادن سیستم های هشدار و ردیابی نیست ، بلکه دارای پیام بزرگتر است: زیرساخت ها ، ایستگاه های انرژی ، برج های مرزی و مراکز فرماندهی ممکن است اولین قربانیان ساکت باشند که ادامه می یابد.
منبع : به گزارش میهن تجارت





