دلیل اصلی ریزش بازار سرمایه بعد از جنگ ۱۲ روزه

بازار سرمایه

ارهتصاد۲۴- بازار سهام ایران در شش ماه اول سال رشد جزئی را تجربه کرد. اما پس از آن ، یک روند مرسوم ، مد روز و بدون جهش جدی.

شاخص کلی ، که با امید به بهبود شرایط اقتصادی و کنترل تورم در ابتدای سال همراه بود ، به تدریج و بیشتر تحت تأثیر روابط خارجی کشور ، دوره ای از رکود در معاملات ، بی اعتمادی به سرمایه گذاران و عدم محرک های اساسی بود.

به طور طبیعی ، وضعیت بازار پس از درگیری چهار روزه بین ایران و اسرائیل ، و شباهت هایی با واکنش های بازار در جای دیگر جهان ، از جمله بورس مسکو پس از حمله روسیه به اوکراین یا حتی سقوط های اولیه در بازارهای سهام اروپا در جنگ جهانی اول بسیار مهم تر شد.

پس از بازگشایی بازار پس از جنگ شش روزه ، روند نزولی محدود به روز اول نبود و طی پنج هفته گذشته ادامه یافت. فضای غالب در بازار بی اعتمادی و عدم اطمینان است و فشار فروش همچنان سنگین است. نه تنها بیشتر نمادها به تعادل برنگشته اند ، بلکه بازار علیرغم حمایت محدود دولت در روزهای اخیر ، هنوز از شوک اولیه خارج نشده است.

سهامداران خرد با تجربیات مشابه در سرمایه گذاران در سایر کشورها در بحران های نظامی به فروش رسیده اند و از ورود مجدد به بازار سرمایه گذاری خودداری کرده اند. در ایالات متحده ، اگرچه جنگ هایی مانند جنگ جهانی دوم یا کره سرانجام بازده مثبتی در بازار داشت ، اما در مراحل اولیه ، بازارها هیجان زده و شدید بودند. وضعیت فعلی بورس سهام در ایران نیز از همان الگوی اولیه پیروی می کند و موقعیت بازار را به یکی از ضعیف ترین دوره های خود در سالهای اخیر تبدیل کرده است.

دلیل اصلی کاهش بازار اخیر باید در تقسیم عمیق اعتماد ، ابهامات سیاسی و اقتصادی و نگرانی در مورد آسیب به زیرساخت های کلان اقتصادی کشور جستجو شود. بسته شدن نسبتاً طولانی بورس پس از جنگ ، ضعف نقدینگی را افزایش داده و تعادل طبیعی بازار به تأخیر افتاد. در چنین شرایطی ، بسیاری از سرمایه گذاران که از آینده اقتصادی و سیاسی کشور می ترسیدند تصمیم به ترک بازار یا منفعل باقی مانده اند. خطرات سیاسی ناشی از تحریم ها ، نوسانات شدید نرخ ارز و عدم وجود افق روشن در سیاست های اقتصادی پس از جنگ ، رفتار محافظه کارانه را بر سهامداران تحمیل می کند. تجربه بازارهای جهانی همچنین نشان داده است که ترس سیاسی بزرگترین محرک خروج سرمایه است. حتی اگر خطر واقعی محدود باشد.


بیشتر بخوانید: چه خطراتی سرمایه گذار واقعی را تهدید می کند؟


از طرف دیگر ، هیجان و ترس از روانشناختی در شرایط بحرانی به سرعت در بازار پخش می شود و صف فروش به یک واکنش جمعی تبدیل می شود. به جای پذیرش خطر بقایای سهام ، سرمایه گذاران خرد ترجیح می دهند از بازار انتقاد و فاصله بگیرند.

همان الگوی رفتاری در بحران های مشابه در کشورهای دیگر مشاهده شده است. به عنوان مثال ، پس از جنگ روسیه -کلین ، فروش گسترده در بورس های منطقه ای طی چند روز 5 ٪ کاهش یافت. در این دو کشور ، انتظار می رود که این سیاست سازنده دامنه نوسانات را در یک دوره موقت محدود کند تا از سقوط ناگهانی قیمت جلوگیری کند. اما چنین طرحی در عمل اجرا نشده است. این عدم پشتیبانی ساختاری فشار فروش را تشدید کرده و روند را عمیق تر می کند.

در شرایط مهم بازارهای مالی ، دولت ها و مقامات بازار سرمایه معمولاً در تلاشند تا از تعمیق سقوط با مداخله سریع و هدفمند ، از جمله تزریق نقدینگی ، محدود کردن نوسانات و فعال سازی صندوق های ادغام جلوگیری کنند. تجربه کشورهای مختلف ، از جمله سیاست های پشتیبانی فدرال در طول جنگ یا اقدامات مشابه در بازارهای آسیا ، این رویکرد را تأیید می کند.

با این حال ، در مورد اخیر بورس اوراق بهادار تهران – علی رغم نفوذ دولت به منابع قابل توجه ، آنها نتوانستند به بحران کمک کنند – عمق بی اعتمادی ، تأثیر شدید روانشناختی جنگ ، و عدم وجود یک کودک روشن منجر به حمایت مالی حتی برای از دست دادن عملکرد معمول خود شد و کاهش بازار ادامه داشت. این تجربه نشان می دهد که در شرایط خاص ، هزینه کردن مداخله پولی بدون بازسازی اعتماد و اصلاح سیاست های کلان برای نجات بازار کافی نیست.

نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که وجوه در کنترل احساسات فروش و حفظ بخشی از نقدینگی بازار تا حدودی مؤثر بوده است. با وجود فشار سنگین فروش در روزهای اولیه بازگشایی پس از جنگ ، برخی از بازاریابان بزرگ یا درآمد ثابت قادر به تعادل با خریدهای تدریجی ، هدفمند و برنامه ریزی شده بودند. حضور این وجوه ، به ویژه در نمادها و صنایع بزرگ ، از افت عمیق تر و نوعی ثبات نسبی در بخش هایی از بازار جلوگیری کرده است. اگرچه بازار همچنان از کاهش اعتماد به نفس عمومی رنج می برد ، عملکرد این صندوق ها ، به ویژه در مقایسه با رفتار عاطفی سهامداران خرد و واقعی ، تا حدودی حرفه ای و مبتنی بر استراتژی بوده است.

در همین حال ، بودجه اهرمی که ظرفیت بالاتری برای خرید دارند ، در صورت کار با تجزیه و تحلیل دقیق و مدیریت ریسک می توانند در تعادل بازار نقش داشته باشند. به نظر می رسد که این وجوه با وجود خطر بالاتر در روزهای آینده نسبتاً متعادل است و قادر به جذب نقدینگی سرگردان و ایجاد یک محیط ذهنی مثبت در بازار در صورت پشتیبانی هوشمند تنظیم کننده خواهد بود. با این حال ، هشدار استفاده نامناسب از اهرم در فضای شرور ضروری است. زیرا در صورت سوء مدیریت ، این ابزارها روند نزولی را تسریع می کنند و خطر سیستماتیک را افزایش می دهند. به همین دلیل ، نقش وجوه در سطح فعلی هم فرصتی است ، هم تهدیدات و هم نظارت دقیق و پشتیبانی هدفمند برای عملکرد حرفه ای آنها باید در دستور کار سیاست گذاران بازار قرار بگیرد.

همراه با اقدامات مالی ، نوسازی اعتماد به نفس عمومی و شفاف سازی فضای تصمیم گیری مهم است. اما این تنها زمانی اتفاق می افتد که حمایت هدفمند دولت با اولویت بندی دقیق فراهم شود. در حالی که منابع عمومی محدود است ، این منابع باید به جای حمایت کور از کل بازار ، که توانایی مالی محدودی دارند و باید در مواجهه با بحران ، دارایی های خود را برای معیشت خود بفروشند ، بر حمایت از سهامداران خرد متمرکز شوند. انتشار گسترده ابزارها ، مانند مقالات فرعی برای این گروه ، می تواند حداقل امنیت را فراهم کند و بخشی از بار روانی بازار را کاهش دهد.


بیشتر بخوانید: تبادل عکس/ سبزیجات فقط یک روز به طول انجامید


اگر صندوق های پشتیبانی منابع خود را صرف خرید چند درصد از افراد حقوقی کرده اند ، آنها به سهامداران خرد و بازار ظلم کرده اند. صندوق های پشتیبانی باید به وضوح گزارش دهند که منابع آنها برای جنگ هزینه شده است. خرید فقط باید به سهامداران محدود شود تا آن را مؤثرتر کند. به معنای کمک به سهامداران که قدرت صبر در برابر نوسانات بازار را ندارند. آنها باید با ضرر کمتری از بازار خارج شوند و فشار فروش عمومی را کاهش دهند. در غیر این صورت ، حتی تزریق منابع سنگین نمی تواند از فرسایش اعتماد به نفس جلوگیری کند و مسیر اصلاحات در بازار همچنان هوشیار خواهد بود.

در وضعیت فعلی بازار ، که تحت تأثیر بحران ذهنی و فشار خارجی قرار می گیرد ، ورود یا فروش سهامداران عمده و صاحبان نمونه کارها چند میلیارد دلاری نه تنها به بهبود وضعیت کمک می کند بلکه باعث کاهش بیشتر قیمت ها می شود و باعث آسیب بیشتر به ارزش ذاتی دارایی می شود. این نوع سرمایه گذاران که از نظر مالی تحت فشار معیشت نیستند و در فواصل زمانی میان مدت قادر به صبر هستند ، باید خود را از تصمیمات عاطفی فاصله بگیرند و حتی از فروش فعال خودداری کنند. در عین حال ، ناشران و موسسات مالی بزرگ نباید به دنبال فروش دارایی خود یا در صف فروش باشند. از آنجا که این رفتارها فقط موج فروش را عمیق تر می کند و منجر به ضرر خود و کل بازار خواهد شد. فراموش نکنیم که جنگ و حتی انتظار جنگ یک موضوع کوچک نیست. شوک آن می تواند همه ستون های بازار را مختل کند ، حتی اگر اقتصاد واقعی هنوز آسیب جسمی نداشته باشد.

در حقیقت ، بسیاری از دارایی هایی که امروزه به شدت سقوط کرده اند از ارزش اساسی قابل توجهی برخوردار هستند و کاهش آنها صرفاً به دلیل شرایط محیطی و نه عملکرد ضعیف است. سهامداران بزرگ باید اعتراف کنند که بازار در این مرحله مکان مناسبی برای خروج نیست و نقدینگی آنقدر آسیب دیده است که حتی با صف فروش امکان پذیر نیست. در چنین شرایطی ، منطقی ترین رویکرد برای این گروه محافظت از دارایی های ارزشمند آنها و جلوگیری از تشدید روند نزولی با تصمیمات عجولانه است. از آنجا که هرگونه اقدام عجولانه فقط منجر به تولید سرمایه بیشتر از بازار خواهد شد ، بدون اینکه خود سهامدار باشد.

سرانجام ، بازار سرمایه ایران در یکی از حساس ترین بخش های تاریخ خود قرار دارد. بخشی که در آن تصمیمات عاطفی ، سیاست گذاری ناقص و شوک ژئوپلیتیکی در هم تنیده است. عبور از این بحران با تسکین موقت امکان پذیر نخواهد بود ، بلکه با بازسازی تدریجی اعتماد ، جلوگیری از مداخلات سطحی و بازگشت به اصول اقتصاد شفاف و قابل پیش بینی. آنچه امروز به بازار نیاز دارد نه تنها پشتیبانی مالی بلکه صداقت در گفتار ، ثبات در تصمیم گیری و احترام به عقلانیت سرمایه گذار است. با این حال ، باید واقع بینانه باشد: تا زمانی که علائم واضح پایان جنگ و خروج از وضعیت امنیت سیاسی ، بازار سرمایه به سختی نمی تواند وارد مرحله جدیدی از تعادل و ترمیم شود. اگر این مسیر اصلاحات ساختاری و مطمئن انجام شود ، حتی این بحران ، مانند بسیاری از بحران های مشابه در جهان ، به فرصتی برای اصلاح ساختارها ، اصلاح و تقویت پایه های بازار تبدیل می شود.

منبع: دنیای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی