چالش‌های نظام بانکداری در ایران – به گزارش میهن تجارت

چالش‌های نظام بانکداری در ایران

سیستم بانکی ایران به دلیل ساختار معیوب تاریخی ، دوگانگی در بانکداری اسلامی و ضعف شفافیت و مالکیت ، با بحران های متوالی روبرو است و نیاز به اصلاحات اساسی دارد.

براساس Business News ، سیستم بانکی ایران در شرایطی با بحران های متوالی روبرو است که بسیاری از این چالش ها نه در تصمیمات متقابل بلکه در ساختارهای تاریخی آن نهفته است.

از اولین بانکهای الزام آور و امپریالیستی که توسط بیگانگان ساخته شده است ، تا شکل گیری بانک ملی به عنوان سمبل استقلال مالی و سپس ورود به مرحله ای که نتوانسته است استانداردهای جهانی بانکداری اسلامی و غفلت را اجرا کند ، دوگانگی ساختاری ایجاد کرده است.

بر این اساس ، حسین سادگی ، عضو دانشکده دانشگاه Tarbiat Modarres ، یک رویکرد واضح اما مستند برای تحولات بانکی در ایران ترسیم می کند.

او سیستم بانکی را نه تنها به عنوان یک نهاد اقتصادی بلکه به عنوان یک پدیده تاریخی و اجتماعی تجزیه و تحلیل می کند. پدیده ای که به عنوان نقش اساسی در تأمین اعتبار اقتصاد به یکی از اصلی ترین منبع بحران در کشور تبدیل شده است. از ملی سازی گسترده بانکها در سال تا گسترش موسسات مالی غیرمجاز در دهه های اخیر ، از عدم وجود الگوی خاص مالکیت بانکی گرفته تا ادغام ناکارآمد و از ضعف شفافیت در امکانات دولتی تا رشد قارچ بنگاه ها ، همه بخشی از تصویری هستند که Sadeghi مراقب است.

تلاش استاد دانشگاه برای جدا کردن علل ساختاری عوامل مدیریتی و تأکید بر لزوم شفافیت ، استقلال بانک مرکزی و اصلاح مقررات مالکیت از جمله محورهایی است که از یک آسیب شناسی شروع می شود و طرحی را برای تأمل اساسی در سیستم بانکی ارائه می دهد. سیستمی که اگر اصلاح نشده باشد ، همچنان بحران خواهد بود و بحران ایجاد می کند.

سیستم بانکی

این اقتصاددان با تأکید بر ماهیت تاریخی ساختار بانکی در ایران ، گفت: عملکرد امروز بانکها باید در یک زمینه تاریخی مورد بررسی قرار گیرد ، زیرا بسیاری از نواقص فعلی نتیجه یک روند معیوب است که به مرور زمان و در قلب بحران ها اتفاق افتاده است. سیستم بانکی پس از انقلاب ظاهراً به بانکداری اسلامی منتقل شده است ، اما نه این هدف به درستی محققان و نه مزایای بانکداری اسلامی نبوده است.

سادگی تأکید کرد: این شکست نه تنها به دلیل قوانین ناقص است ، بلکه بخشی از آن در فساد ساختاری و اجاره هایی است که ریشه در لایه های مختلف سیستم بانکی دارند. در عین حال ، ما نه به بانکداری متعارف جهان رفتیم و نه در اجرای سیستم اسلامی موفق بودیم. حتی الزامات و معیارهایی مانند بازل دو و سه مورد توجه قرار نگرفت. مسئله ای که باعث شد ما از هر دو مسیر منحرف شویم.

یکی از اعضای دانشکده دانشگاه Tarbiat Modarres با اشاره به نقش بانک مرکزی در بهبود برخی از شاخص ها گفت: “یکی از مشکلات مهم بانک ها کفایت سرمایه کم آنها بود.” پیش از 1 ، فقط چند بانک محدود قادر به رعایت حداقل مقررات 2 درصد بودند ، اما اکنون این رقم به 5 بانک افزایش یافته است که در نظر گرفته می شود. این پیشرفت نباید به عنوان یک دستاورد در نظر گرفته شود و ادامه یابد: کفایت سرمایه صرفاً برای نقش بانکی حداقل است ، نه نشانه سلامت ساختار. متأسفانه ، این شاخص در سیاست گذاری ما نادیده گرفته شده است ، در حالی که مشکلات عمیق تر حل نشده است.

از بانک امپریال به بانک ملی

سدگی در ادامه به ارائه سابقه ای از تشکیل بانکهای اول در ایران پرداخت و تأکید کرد که از ابتدا ، ساختار بانکی این کشور در نفوذ خارجی ، امتیازات و عدم وجود نهادهای ملی درگیر بود. به گفته وی ، تجربیاتی مانند بانک امپریال ، بانکداری و بانک عثمانی پیشینه هایی را تشکیل دادند که سرانجام منجر به تأسیس بانک ملی در سال 6 شد. نکته ای که استقلال پولی و مالی در ایران ایجاد کرد. با وجود این پیشرفت ها ، از دهه 1980 ، ورود بانک های خصوصی ، رشد قارچی مؤسسات پولی و ناسازگاری در قوانین پولی و بانکی ، دوباره راه را برای ناهنجاری های ساختاری که هنوز در سیستم بانکی کشور دیده می شود ، هموار کرده است.

وی افزود: “ما هنوز نمی دانیم که امروز در اقتصاد خود چه می خواهیم به دلیل همان الگوی بانکداری تاریخی در ایران ، بخشی از آن باشد.” البته ، بانکداری در اکثر کشورها بحران های زیادی داشته است و این امر علت بسیاری از بحران ها بوده است ، اما لازم به ذکر است که مسئله بانکداری در ایران بسیار فراتر از آن است که ما در تجارت آنها تخصص داریم یا رفتار آنها را با سیاست ها تغییر می دهیم. مهمترین مسئله شبکه ای است که بانکداری در هر اقتصاد برای سود ، و اگر در تجربه تاریخی ایران شفاف نباشد ، منجر به گسترش بیشتر فساد می شود.

مالکیت دورامی

استاد دانشگاه با اشاره به یکی از رادیکال ترین موضوعات سیستم بانکی در ایران گفت: یکی از چالش هایی که از ابتدای انقلاب حل نشده است ، نوع و ساختار مالکیت بانکی است. آیا سیستم بانکی کشور عمدتاً خصوصی است یا دولت؟ نظرسنجی های عمیق نشان می دهد که تعداد بانک ها تعیین کننده نیست بلکه اندازه و سهم دارایی ها و امکانات مهم است. امروز حدود 2 بانک و موسسه اعتباری در کشور وجود دارد. اگرچه تعداد بانکهای خصوصی بالاتر است ، اما بانکهای دارای کشور به دلیل اندازه زیاد و تسلط دارایی ها ، سهم بازار غالب دارند.

Sadeghi ادامه داد: نگاهی به سهم این تسهیلات نشان می دهد که بانک های دارای کشور عمدتاً نقش برجسته تری در وام دارند ، اما متأسفانه این امکانات همیشه با شفافیت روبرو بوده اند. ما گاهی اوقات این سؤال را دیده ایم که چرا بانک ملی باید بدون مکانیسم شفاف چند هزار میلیارد دلار اعطا کند؟

بخشی از این تضاد در مالکیت به دلیل تجربه ای است که در ابتدای انقلاب و مشکلی که در مورد نوع ایجاد سیستم بانکی در کشور داشتیم داشتیم. سیستم بانکی کشور در سال 6 به شدت در بحران بود. محرومیت از اعتماد به نفس عمومی ، کاهش ارزش دارایی ها و کاهش نقدینگی باعث شده است که بانک ها حتی حتی هزینه های خرد را نیز پرداخت نکنند. در چنین شرایطی ، شورای انقلابی تصمیم گرفت تا همه بانکها را به منظور محافظت از حقوق سپرده گذاران و جلوگیری از فروپاشی کامل سیستم مالی ، اعلام کند. براساس این فرمان ، دو بانک خصوصی ، دو پس انداز و وام و دو شرکت سرمایه گذاری متعلق به مالکیت دولت بودند. در این میان ، هشت بانک از قبل و مالکیت آنها تغییر نکرد.

وی تأکید کرد: از پنج بانک مشمول ملی سازی ، 5 بانک متعلق به بخش خصوصی ایران بودند و پنج بانک متعلق به سرمایه گذاران ایران و خارجی بودند. این تحول عظیم نه تنها تغییر در مالکیت بلکه آغاز مسیری برای اسلامی کردن سیستم بانکی بود. سادگی با اشاره به رویکردهای دولت پس از انقلاب ، گفت: “یک قدم مهم دیگر پس از ملی شدن ، تلاش برای ایجاد اصول اقتصاد اسلامی در بانکداری بود.” در سال 4 ، سیاست هایی مانند از بین بردن بهره ، جایگزینی هزینه ها ، ایجاد بانک اسلامی و توسعه وجوه وام در دستور کار قرار گرفت.

سدگی خاطرنشان کرد: اگرچه این سیاست ها در نگاه اول امیدوار کننده بودند ، اما در اجرای آنها با چالش های جدی روبرو بودند. در حقیقت ، آنچه از این روند بیرون آمد ، نه بانکداری واقعی اسلامی و نه بانکداری کارآمد به معنای بین المللی بود. همین ساختار دوگانه امروز سیستم بانکی را در بحران هویت قرار داده است.

رشد اعتبار ؛ بدون عدالت و شفافیت

سادگی با بررسی روندهای 5 سال گذشته ، به افزایش بی سابقه نسبت کمک های مالی به تولید ناخالص داخلی اشاره کرد و گفت که نسبت بودجه برای موسسات مالی به تولید ناخالص داخلی از کمتر از 2 درصد به حدود 2 درصد افزایش یافته است. وی گفت: “اگرچه این تعداد زیاد به نظر می رسد ، اما باید توجه داشت که بخش خصوصی فقط توانسته است سهم خوبی از این اعتبارات را در دوره های خاص به اشتراک بگذارد.” به عنوان مثال ، پس از اجرای سیاست های ماده 2 و خصوصی سازی ، این نسبت به بیش از 2 درصد در سال به بخش خصوصی می رسید.

اقتصاددان گفت: افزایش بدهی بنگاهها به بانک ها از سال 2 روند مداوم بوده و تا سال 2 جبران نشده است. “وی گفت:” سهم بانکداری در تولید ناخالص داخلی در سال حدود 1.2 درصد و 2 درصد از ایرانیان حساب های بانکی داشتند. ” با این حال ، چالش های اصلی باقی مانده است. ادغام بانکها با ساختارهای مختلف یکی از مهمترین آسیب های سیستم بانکی پس از انقلاب بود. این ادغام ها تخصص را از بین برد ، سرمایه اجتماعی را کاهش داده و رقابت را در بازار بانکی از بین برد. حتی با اجازه سود بیشتر به بانک های خصوصی ، نه تنها این رقابت افزایش یافت ، بلکه منابع به بانک های ناکارآمد رفت.

بانکهای زیرزمینی ؛ مصیبت پنهان

سادگی از فعالیتهای خارج از کشور در سیستم بانکی انتقاد کرد و گفت که تبدیل وجوه وام به موسسات مالی غیر واقعی منجر به تشکیل یک شبکه غیرقانونی در اقتصاد پولی ایران شده است. این موسسات بدون نظارت بانک مرکزی فعالیت می کنند ، ذخایر قانونی را پرداخت نمی کنند و با ایجاد پول ورشکستگی و بی اعتمادی را فراهم می کنند. عملکرد این نهادها به گونه ای است که تخمین زده می شود 5 درصد از منابع پولی کشور را داشته باشد. این به معنای بخش عظیمی از حفاظت از حفاظت و سیاست رسمی گردش خون است.

استاد دانشگاه در آسیب شناسی عملکرد بانک مرکزی اظهار داشت که وابستگی بودجه دولت به فروش ارز ، چاپ اسکناس ها و عدم استقلال بانک مرکزی باعث شده است که ایران بی ارزش ترین پول در جهان باشد. سیستم بانکی ، به ویژه بانک مرکزی ، در برابر تحریم ها و محدودیت های بین المللی بسیار آسیب پذیر است. در صورت عدم دسترسی کامل به سوئیفت ، ضعف تسویه ارز و عدم توانایی همزمان با مقررات بین المللی بانکی ، سیستم بانکی ایران نتوانسته است در روند مالی جهانی شرکت کند.

سادگی در پایان به مجموعه ای از راه حل ها اشاره کرد و گفت: توسعه خدمات بانکی ، شفافیت ترازنامه ، محدود کردن فعالیت های اقتصادی بانک ها و از بین بردن امتیازات ویژه بانک های خصوصی فقط بخشی از اصلاحات سیستم بانکی است. بانک های ایرانی باید در شبکه بین المللی فعال شوند ، از موازی سازی تحت عناوین قراردادهای اسلامی خودداری کنند و شعب خود را به کشورهای دیگر گسترش دهند. مانند بانک های خصوصی ، بانک های دارای کشور باید از شفافیت و نظم و انضباط مالی پیروی کنند و به عنوان بازوی سیاست بانک مرکزی نقش داشته باشند.

منبع: دنیای صنعت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی