چرا بازار سهام در دوگانگی امید و هراس اسیر می‏‌شود؟

چرا بازار سهام در دوگانگی امید و هراس اسیر می‏‌شود؟

در روزهایی که همه می دانند ، براساس گزارش های مالی ، ارزش ذاتی بورس اوراق بهادار بیش از آن چیزی است که در پنل تجارت مشاهده می شود ، اما فعالان قدرتمند بازار سهام همچنان در صف فروش قرار می گیرند.

براساس اخبار تجاری ، این بیانیه نیز فراوان است. روزهایی بوده است که براساس معیارهای اساسی ، خرید سهام را توجیه نمی کند. اما بازار در پشت صف با سرخوشی قرار دارد.

به جای اینکه آینه ای از اقتصاد ایران باشد ، بورس اوراق بهادار در دوگانگی ترس و امید اسیر شده است. صفر و وحدت بازار ریشه در چالش های اقتصادی کشور دارد. با این حال ، عدم وجود ابزارهای متنوعی برای پوشش ریسک باعث شده است که بازار نسبت به تعداد قیمت ها بسیار حساس باشد و اثری از تجارت عاطفی آن در پانل باقی مانده است. تنها راه برای غلبه بر این دوگانگی خطرناک ، بازگشت به ثبات بازار و تقویت قدرت پیش بینی فعالان اقتصادی است.

امیدها

بورس اوراق بهادار تهران بارها و بارها در سالهای اخیر نشان داده است که بیش از یک آینه اقتصاد ، صحنه بازتاب احساسات جمعی است. شاخص کلی گاهی اوقات با یک خبر سیاسی رشد را تسریع می کند ، و گاهی اوقات ، با وجود گزارش های مثبت شرکت ها ، به دلیل فضای ذهنی منفی غالب در بازار ، در آن قرار می گیرد.

مثال بارز آغاز امسال بود. فقط خبر از سرگیری مذاکرات بدون توافق واقعی بهانه ای برای سبز شدن موجی از خوش بینی بازار بود. از طرف دیگر ، با وجود سودآوری شرکت ها و ثبت سوابق فروش صنعت ، نسبت P/E بازار زیر 1.5 واحد است. سطحی که به معنای بدبینی شدید سرمایه گذاران به آینده است. این امید و ترس دوگانه نشانه همان چرخه روانشناختی است که علم مالی رفتاری را توضیح می دهد. داستان ها و داستان های سیاسی می توانند نیروی محرک بازارها باشند.

در ایران نیز تجربه نشان داده است که کوچکترین خبر مذاکره یا برطرف کردن مجازات ها برای ایجاد موجی از خرید کافی است. این واکنش بیش از بر اساس داده های اساسی ، بر اساس انتظارات و هیجان جمعی است. از طرف دیگر ، بازار امروز ایران نشان می دهد که چگونه سرمایه گذاران بیش از حد تخمین زده می شوند. نسبت قیمت -به نظر می رسد (P/E) کمتر از 0.5 در مقایسه با میانگین تاریخی و بازارهای جهانی مشابه به معنای این است که سرمایه گذاران آینده بسیار تاریک تر از حقیقت می بینند. این رفتاری است که از اخبار منفی غرق می شود. بازار سناریوهای بدبینانه را برجسته می کند و مقادیر پایین تر از آن را تخمین می زند.

بازار زیر

پدیده دیگر نیز در بازار ایران رایج است. رفتار انبوه یکی از مؤلفه هایی است که تأثیرات جبران ناپذیری بر سرمایه بورس اوراق بهادار داشته است. رفتارهای عاطفی ذکر شده نیز با سلطه “رفتار جمعی” تشدید می شود.

اگرچه این رفتار ممکن است در بازارهای سایر کشورها نیز مشاهده شود ، اما سرمایه گذاران خرد به دنبال صف های عمومی و جو هستند و تجزیه و تحلیل را نادیده می گیرند ، چه اساسی و چه فنی. یا بهتر است بگوییم ، تجزیه و تحلیل برای آنها به دلیل عدم شفافیت در اشکال مالی و سیاسی معتبر نیست. در نتیجه ، دانشمندان یا در خریدهای شلوغ گرفتار می شوند ، یا دارایی های خود را در فروش عجولانه از دست می دهند.

اسارت در اعداد

Asuat Damodaran ، عضو دانشکده و متخصص ارزیابی متخصص دانشگاه ، در کتابی با عنوان “ارزیابی از داستان به شماره” در محکوم کردن شرکت کنندگان در بازار ، وی بر اعداد و روایتی که در ارزیابی سهام مورد غفلت واقع می شود ، تأکید می کند و معتقد است که زندگی واقعی شرکت ها می توانند به داستان واقعی متکی باشند. نوشیدن در صورتهای مالی شرکت ها بدون دانستن اینکه چه شغلی انجام می دهند ، مسیری ناشناخته را در راه ما قرار می دهد.

در بازار ، پشتیبانی بیش از حد از تعداد پشتیبانی در شاخص سهام یا نمادهای حساس و مرزها می تواند منجر به غلبه بر رفتارهای عاطفی شود که به جز بی ثباتی منجر به بازار خواهد شد. موضوعی که به عنوان لنگر در مالی رفتاری گفته می شود. پشتیبانی ما انتظار نداریم که بشکنیم ، اما با یک پرواز سیاه قوی در آسمان بازار ، آنها با قدرت شکسته و ترس را به بازار می اندازند. رفتار کلی شاخص ممکن است طی چند سال گذشته نشان داده شده باشد ، که به دنبال عدم موفقیت در پشتیبانی و اعدادی که فکر از دست دادن آنها در ذهن معامله گران است ، به یک روند پررونق بازگشت.

بازیگر سیاسی پنهان

ریشه های دوگانگی مبادله ممکن است در رفتار انبوه و تأثیر لنگر یا اسارت در تعداد یافت شود ، اما بازیگر سریال پنهان در بورس سهام یک سازنده بازاریابی است. سیاست گذاران از سطح کلان تا سطح پایین همه بر رفتار معامله گران تأثیر می گذارند. به ویژه ، با بی ثباتی و تصمیمات مربوط به ایجاد ، این قدرت پیش بینی را حتی از بزرگترین سرمایه داران بازار به دست آورده است.

هر یک از رویکردهای سیاست گذاران در سالهای اخیر ، از قیمت گذاری دستوری گرفته تا دخالت مستقیم آنها در صنایع ، یک مسابقه در انبار باروت بوده است که آتش سوزی را به بازار سهام تبدیل کرده است. حتی تصمیمات ناگهانی در زمینه سیاست پولی در سال 2 برای همه خیلی خوب نبود. چه بودجه ای که بدون هیچ برنامه ریزی فقط با دعوت از سیاست گذاران به بازار سهام نابود شده است.

طوفانی که چندین سال است که بورس اوراق بهادار تهران را به همراه دارد ، منجر به اعتماد به نفس فعالان اقتصادی در بازار سهام و به دست آوردن قدرت تصمیم گیری می شود. علاوه بر پایداری سیاست گذاری ، ریشه اما ریشه رفتارهای عاطفی است ، بنابراین کاهش آشفتگی اقتصادی نیز راهی واقعی برای حفظ روندها در بازار سرمایه است.

با این حال ، عدم وجود جسورانه ابزارهای پوشش ریسک در بازار باعث شده است که خریداران جرات نکنند سهام را در عدم قطعیت حتی با شاخص های آماری بازار سهام و تأیید بورس سهام خریداری کنند. در نتیجه ، تنوع بیشتر ابزارها روش دیگری برای مدیریت نوسانات است.

به استثنای چند مرجع فروش و فروش ، به لطف برخی از موسسات مالی موجود در بازار ، تقریباً نمادهای بیشتری هنوز به طور سنتی معامله می شوند. راه حل دیگر مدیریت انتظارات بازار است. سیاست گذاران باید با افزایش شفافیت ، حتی در سطوح بزرگ و بین المللی ، خوش بینی یا بدبینی سهامداران را مدیریت کنند. با این حال ، وضعیت بورس و شرکت آموزش در این شرایط از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

منبع: دنیای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی