شبحی ما را می‌خواند

شبحی ما را می‌خواند

نکته مهم این است که شبح جنگ ، مانند شبح پدر هملت ، ما را به یاد مسئولیت تاریخی ، سیاسی و اخلاقی ما می اندازد. مقابله با این مسئولیت غیرممکن است و در ساختار سیاسی متعارف که به یک برنامه یا موقعیت از پیش تعیین شده متکی است ، مشابه مسئولیت نیست. این مسئولیت متفاوت و متفاوت با ناشناخته و دم من است. این مسئولیت در راه و وقایع مخالف آینده است. این مسئول تاریخ ، زمین ، خانه و مردم است. باید مسئولیت آنچه را که می خواهد دوباره ظاهر شود ، بپذیرد. شبح جنگ ما را به دلایل حادثه آن (در گذشته ، اکنون و آینده) فرا می خواند و مسئولیت ما را به یاد می آورد که چرا و چگونه ، کار و نتایج و چگونه به نظر مردم می رسد.

محمد رضا تاجیک ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شهید بهشتتی ، در یادداشتی نوشت:

بوها

جنگ دوازده روز چه مدت و کجا است؟ آیا شبح این جنگ هنوز فرا می رسد؟ شبح یک رویداد/رویداد به این واقعیت اشاره دارد که واقعیت این رویداد از سلف نیست ، اما همیشه ساخته می شود. یک رویداد مانند یک شبح حرکت می کند و با زمان تعیین می شود و مواردی مانند ارواح را در بر می گیرد. از این منظر ، شبح دوازده روزه جنگ به وراث او ظاهر می شود ، اما همچنین تمام عینی را که با آن روبرو شده است احضار می کند. شبح این جنگ هیچ وضعیت مشخصی و مشخصی ندارد. به گفته دریدا ، هستی شناسی شبح در تصمیم گیری بین دو جنبه “این است” یا “این نیست” است. شبح یک چیز بی نام است. این نه روح است ، نه بدن و نه روح. چیزی بین چیزی یا کسی که به ما نگاه می کند و هر رویکرد معنایی ، نهایی ، روانکاوی و هر رویکرد فلسفی را به چالش می کشد. شبح یک چیز قابل مشاهده است ، وقتی در مورد او صحبت می کنیم ، نمی توانیم او را ببینیم. در این سؤال که چگونه شبح ظاهر می شود ، دریدا اظهار می دارد که شبح همیشه به نظر می رسد که انگار اولین بار است که خود را نشان می دهد و می رود که گویی برای آخرین بار است. نه ، نه این یک رویارویی است که همیشه باقی مانده است. یک شبح همیشه از قبر آمده است. هیچ کس نمی تواند آمدن و رفتن او را کنترل کند.

دو

اینگونه است که صحبت کردن از یک جنگ دوازده روزه غیرممکن است و گفتن با آن غیرممکن است. نکته این جنگ به یک چیز مهم رسید ، اما این قابل مشاهده ، غیرقابل اعتماد است ، نه تماشایی. به همین دلیل ، همیشه فراتر از پدیده ها و وجود آن باقی مانده است. دریدا ، در کتاب مارکس ، از مفهوم شرم ، اعم از متافیزیکی و فوق طبیعی و همچنین دیدگاه تجربی و پوزیتیویستی از واقعیت استفاده می کند. شبح ، به عنوان یک روح و روح ، شیوه ای منزجر کننده تر و مطلوب تر از واقعیت به ما می دهد. شببه واقعیت را منعکس می کند و جنبه ها و لایه های غیرممکن و غیرممکن واقعیت را نشان می دهد. برای دانستن ماهیت گنگ واقعیت ، باید بر واکنش واقعیت واقعیت غلبه کرد. واقعیت ، به عنوان یک شبح ، از سلف و محدودیت ها مشخص نیست ، اما همیشه در حال ساخت است. واقعیت ، به عنوان یک متن ارواح ، دائماً در حال تحول و تغییر است. معنای دریدا این است که واقعیت در یک فرآیند متنی توسط عناصر نشانه شناسی توسعه یافته و تحقق می یابد. منابع و مراکز ، نهادها و افراد واقعیت تولید می شوند. بعضی اوقات این افراد فیلسوفان تولید می کنند ، و در عین حال ، آنها مصرف کننده یا مترجم این واقعیت هستند که در یک چرخه ثابت تهیه می شوند. بنابراین ، واقعیت به عنوان یک چیز تفنگدار نیست ، بلکه به عنوان یک ارواح که از قبر بالا می رود و پرسه می زند و مرزهای متعارف زمان و مکان را غرق می کند ، جایی که رویارویی واقعی و مجازی ، مرگ و زندگی ، حضور و عدم حضور.

سه

با توجه به این ترتیب نظری ، می خواهم بگویم که شبح جنگ دوازده روزه با ما است و هر لحظه ما را می خواند. جنگ دوازده روزه به پایان نرسیده است ، اما ادامه دارد. به عبارت دیگر ، واقعیت آن با پایان جنگ به پایان نرسید ، اما همیشه ساخته می شود. نمی توان آن را برای آن وضعیت قطعی ، خاص و خاص ترسیم و ترسیم کرد. نکته قابل مشاهده بی ربط است. وجود و وجود فراتر از آنچه پدیدار شد. واقعیت آن غیر واقعی است و دائما در حال تحول است. به عبارت دیگر ، واقعیت آن به عنوان مؤثرترین چیز نیست ، بلکه به عنوان یک شبح که از قبر بالا می رود و پرسه می زند و از مرزهای متعارف زمان و مکان عبور می کند ، و ما نمی توانیم عزیمت و آمدن آن را کنترل کنیم. این شبح هر لحظه با ترس و چهره به نظر می رسد و به همه مناطق وجودی (ذهنی ، عاطفی ، عاطفی ، رفتاری) ما حمله می کند و هر لحظه ناتمام آن را می گیرد.

چهار

نکته مهم این است که شبح جنگ ، مانند شبح پدر هملت ، ما را به یاد مسئولیت تاریخی ، سیاسی و اخلاقی ما می اندازد. مقابله با این مسئولیت غیرممکن است و در ساختار سیاسی متعارف که به یک برنامه یا موقعیت از پیش تعیین شده متکی است ، مشابه مسئولیت نیست. این مسئولیت متفاوت و متفاوت با ناشناخته و دم من است. این مسئولیت در راه و وقایع مخالف آینده است. این مسئول تاریخ ، زمین ، خانه و مردم است. باید مسئولیت آنچه را که می خواهد دوباره ظاهر شود ، بپذیرد. شبح جنگ ما را به دلایل حادثه آن (در گذشته ، اکنون و آینده) فرا می خواند و مسئولیت ما را به یاد می آورد که چرا و چگونه ، کار و نتایج و چگونه به نظر مردم می رسد. ما از خودمان می خواهیم که از خود بپرسیم ، کدام شب ، کدام پیام فنجان و Sabu’i آنقدر برجسته شده است که همانطور که از شاخه های برهنه درخت فانتزی او خسته شده بود ، خواب ما از بین رفت و ما خوشحال نبودیم و خوشحال شدیم ، خوشحال و خوشحال شدیم؟ شبح جنگ همچنین به ما می گوید ، “امروز ، شما فردا هش دارید.” از سنگ فانتزی خود خارج شوید ، سر خود را روی سنگ بزنید ، و اگر آن دشت بود ، از دره عبور می کرد ، و اگر کوه و دریا ، آماده و آماده برای قرار گرفتن در معرض و عبور از آن باشید … و شما هرگز به آنچه می خواستید نرسیدید ، زیرا ، به عنوان یک جمله عالی: بدترین این است که در این توهم قرار بگیرید که به آنچه می خواستید رسیده اید. … شب طولانی و با شکوه در ایده جنگ است.

منبع: جمران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی