یک کارشناس اقتصادی هشدار داد که شوک درمانی اقتصادی عامل اصلی فشار بر فقرا و میانگین اقشار جامعه ایران است و هشدار می دهد که سیاست های بازار آزاد و تنظیم ساختاری طی پنج سال گذشته نابرابری را شدت بخشیده و زندگی مردم را دشوار کرده است.
حسین راغفر پیامدهای اقتصادی جنگ 6 روزه و نگرانی های عمومی را در جلسه ای با عنوان “اقتصاد سیاسی پس از جنگ” که توسط دانشگاه شهید بهشتتی برگزار شد ، تحلیل کرد و گفت که حمله دشمن به تهران نه تنها یک بحران نظامی بلکه یک بحران اقتصادی است.
وی از اصطلاح “شوک درمانی” برای توصیف وضعیت اقتصادی مردم استفاده کرد و افزود: “در شرایط بحرانی ، توجه مردم به مسائل اقتصادی متمرکز نیست و سیاست های عادی و نگرانی های جدید در ذهن آنها درگیر است.”
اقتصاددان تأکید کرد: در طول جنگ شش روزه ، قیمت کالاهای اساسی مانند نان ، لوبیا و اتومبیل به وضوح احساس می شود. به عنوان مثال ، قیمت برنج از 6000 تومن تا نزدیک به 4000 تومن غیر منطقی بوده است. این افزایش قیمت ها به دلیل احتکار و سوء استفاده از برخی از افراد و گروه هایی است که با منابع مالی خود بازار را تحت فشار قرار می دهند.
راغفر در ادامه گفت: دولت به مداخله بازار اعتقادی ندارد. در حالی که مردم در معرض تهاجم های انحصاری قرار دارند و نهادهای مختلف هیچ تلاشی برای مقابله با این وضعیت نمی کنند. به عبارت دیگر ، با وجود اعلام رئیس قوه قضاییه برای باز کردن پرونده برای این موضوع ، هیچ تغییر مهمی در قیمت ها ایجاد نشده است.
نیاز به مداخله و تغییر سیاست های اقتصادی
این کارشناس اقتصادی با انتقاد از گسترش نابرابری در جامعه ، گفت: “سیاست های اقتصادی به نام” بازار آزاد “و” خصوصی سازی “به طبقات میانی و پایین به شدت آسیب رسانده است. افزایش قیمت ها و نوسانات ارزی به جیب های افراد عادی و به ویژه کلاس های ضعیف تر آسیب می رساند.
عضو هیئت علمی دانشگاه الزاهرا ابعاد اقتصادی بحران های اجتماعی و سیاسی را مورد بررسی قرار داد و بر لزوم مداخله و تغییر سیاست های اقتصادی تأکید کرد.
وی گفت: “بدون اقدام جدی ، نابرابری و مشکلات اقتصادی تسریع می شود و این امر بر زندگی مردم تأثیر می گذارد.”
وی همچنین از افزایش قیمت ارز صادرکنندگان انتقاد کرد: بانک مرکزی اعلام کرد که این سیاست ها برای افزایش صادرات کشور طراحی شده است. این اقدامات به تولید کنندگان کمک می کند تا برای صادرات عمل کنند ، و من به شما قول می دهم که با باز کردن افزایش ارز به صادرکنندگان ، ارز بزرگی از صادرات این کالاها را به کشور باز کنید.
راغفر ادامه داد: به عنوان یک پیش بینی ، ارز از 2 تومن به 2 تومن کاهش می یابد. با فعال شدن بخش خصوصی و افزایش انگیزه آنها ، تولید و اشتغال افزایش می یابد و در نتیجه مردم درآمد بیشتری کسب می کنند. این به عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی کمک می کند و می تواند اقتصاد را بهتر کند.
استاد دانشگاه آل -زرا گفت: “این وعده ها نه تنها به حامیان سیاست های تنظیم ساختاری در ایران محدود نمی شود ، بلکه به عنوان وعده های جهانی بسیاری از کشورها مطرح شده است.” با این حال ، هیچ کشوری به نتایج مورد انتظار نرسیده است. در سال 2 ، سیاست های ریگان در ایالات متحده و خانم تاچر آغاز شد و مسئله تنظیم ساختاری در پی بحران بدهی جهانی در سال 2 مطرح شد.
جوانان به دنبال راه های جدید برای بهبود شرایط اقتصادی هستند. چالش ها هنوز وجود دارد!
راغفر یادآوری کرد: برخی از کشورهای بدهکار جهان متوجه شدند که آنها قادر به پرداخت بدهی خود نیستند. کشورهای غربی بلافاصله تلاش کردند تا بحران را به ویژه پس از مسئله مکزیک گسترش دهند و بسته هایی را تحت کمک ارائه دهند. این بسته ها ناشی از تجربیات دهه 1980 در آمریکای لاتین ، به ویژه شیلی و کودتای نظامی آن زمان بود.
وی در مورد تأثیر سیاست تعدیل ساختاری بر اقتصاد ایران گفت: در پاسخ به این بحران جهانی ، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به کشورهای در حال توسعه کمک می کنند. این سیاست ها همچنین در ایران به ویژه پس از جنگ و در قالب برنامه های توسعه جمهوری اسلامی اجرا شد.
اقتصاددان ادامه داد: “این سیاست ها ، صرف نظر از دولت که در محل کار بود ، دائماً اجرا می شدند و اراده فراتر از دولت ها را منعکس می کردند.” با این حال ، نتایج آنها منجر به نابرابری و فقر بی سابقه ای شد.
راغفر گفت: در سالهای اخیر ، بسیاری از جوانان به دنبال زندگی بهتر و شرایط اقتصادی تر هستند و با ورود به بازار سهام و فعالیت های مالی سعی در هدایت وجوه خود به فعالیت های مالی دارند.
وی با بررسی سیاست های اقتصادی و تأثیر آنها بر جامعه ایران ، افزود: “با وجود وعده های اولیه ، نتایج این سیاست ها در واقع منجر به نابرابری و فقر شده و اوضاع اجتماعی را به چالش کشیده است.” در نهایت ، جوانان به دنبال راه های جدیدی برای بهبود شرایط اقتصادی خود هستند ، اما این چالش ها باقی مانده است.
استاد دانشگاه گفت: “صدای این افراد به جایی نرسیده اند و بسیاری از مشکلات آنها بی پاسخ بوده است.” پس از جنگ ، یارانه های مسکن ، که توسط دولت و تعاونی های مسکن در دهه اول انقلاب تهیه شده بود ، به سرعت از بین رفت. این یارانه ها به مردم کمک کرد تا مسکن ارزان قیمت بسازند ، اما هیچ یک از وعده های پس از جنگ به نتیجه نرسید.
وی تأکید کرد: برخلاف وعده ها ، تحولات اقتصادی منجر به تجزیه اجتماعی شده و عواقب آن تا به امروز ادامه دارد. در طول جنگ ، علی رغم تحریم ها و مشکلات ، درآمد ارزی این کشور برای تأمین کالاهای مردم و همچنین آموزش و سلامت رایگان هزینه شد.
راغفار با اشاره به سرمایه گذاری در صنعت در طول جنگ ایران -عراق ، خاطرنشان کرد: در آن زمان با پس انداز انجام شده در دولت ، مبالغ عظیمی جمع آوری شده است که به فعالیت های صنعتی این کشور از جمله ایجاد فولاد موباراک و پتروشیمی اختصاص داده شده است. اما پس از جنگ ، بسیاری از این صنایع به نام خصوصی سازی به دوستان و رفقای قدرت داده شدند. این یکی از دلایل اصلی رشد نابرابری و فساد اجتماعی است.
به گفته وی ، نابرابری منجر به اثرات شکننده روانشناختی و اجتماعی می شود و بسیاری از افراد در این شرایط قربانی کشورهایی مانند اسرائیل و ایالات متحده می شوند. این سیاست ها نه تنها فقر را به وجود آورده است ، بلکه فشارهای روانی و اجتماعی را نیز افزایش داده و اعتیاد و جرم را گسترش داده است.
پیشنهادات برای خارج شدن از مشکل
این اقتصاددان می پرسد که دولت چه کاری می تواند انجام دهد؟ وی گفت که یکی از مهمترین موضوعات پشتیبانی مالی از اقتصاد است. پرداخت یارانه های نقدی به مراتب کمتر از عدم تحرک دولت است. در بسیاری از کشورها در سراسر جهان ، به ویژه در زمان بحران کرونا ، دولت ها مبلغ قابل توجهی به شرکت های آسیب دیده و افراد پرداخت می کردند.
وی گفت: رکود اقتصادی فعلی نتیجه کاهش تقاضا است و گفت: “امروز ، بسیاری از فعالیت های اقتصادی با رکود شدید روبرو شده اند و تقاضا به شدت کاهش یافته است.” در چنین شرایطی ، مردم باید احساس کنند که دولت و حاکمیت نیازهای خود را در نظر می گیرند و سعی می کنند مشکلات خود را حل کنند ، اگرچه این تلاش ها ممکن است کامل نباشد.
منبع: isna





