آشتی بالقوه بین چین و هند یک رویداد تاریخی در سیاست جهانی خواهد بود و می تواند الگوی کلیدی برای نظم جهانی جدید در قرن 5 باشد. از دیدگاه هند ، آنچه اتفاق می افتد وعده برجسته ترین میراث مودی در یک سابقه سیاسی کثیف است. به خصوص که او ماه آینده وارد سن 5 سالگی می شود.
به تازگی ، هند و چین گامی بزرگ و خطرناک در جهت پیشرفت تدریجی روند عادی سازی روابط دو جانبه برداشته اند. این روند ممکن است ماهیتی شبیه به “آشتی” پیدا کند ، به ویژه هنگامی که نخست وزیر هند نارندرا مودی در حاشیه جلسه سازمان همکاری شانگهای (SCO) در بندر تیانجین شمال شرقی چین با رئیس جمهور چین شی جینپینگ دیدار می کند. آشتی بالقوه بین چین و هند یک رویداد تاریخی در سیاست جهانی خواهد بود و می تواند الگوی کلیدی برای نظم جهانی جدید در قرن 5 باشد. از دیدگاه هند ، آنچه اتفاق می افتد وعده برجسته ترین میراث مودی در یک سابقه سیاسی کثیف است. به خصوص که او ماه آینده وارد سن 5 سالگی می شود.
سفر تاریخی وانگ یی به دهلی نو
بدون شک ، وزیر امور خارجه چین ، وانگ یی ، که همچنین عضو دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و مدیر کمیته امور خارجه مرکزی است – به عنوان نقطه عطفی در تاریخ روابط دو کشور در دهلی نو ثبت می شود. این سفر یک “بازیکن” است ، زیرا بدون شک وانگ یکی از با تجربه ترین دیپلمات های جهان است ، بنابراین این مذاکرات مرزی را به یک مأموریت برای استفاده از فضای مثبت اخیر و تبدیل روح جدید به یک روند عادی تبدیل کرده است.
وانگ صریحاً استدلال كرد كه چین و هند موظفند به عنوان قدرتهای بزرگ عمل كنند ، الگویی برای كشورهای در حال توسعه و ترویج تعدد جهان و روابط بین الملل دموکراتیک باشند. در همین زمان ، وانگ و جشانکار تأکید کردند که روابط دو جانبه “جرم بحرانی” شکل می گیرد. وزیر امور خارجه چین گفت که در روابط پکن -delnnu “علائم مثبت بازگشت به همکاری” وجود دارد. جیشانکار همچنین تأکید کرد که روابط بین دو کشور “به طور مداوم در حال بهبود است” و “مبادلات و همکاری در همه زمینه ها به سمت عادی سازی حرکت می کنند.”
جالب اینجاست که جاسکار از هند و چین خواست تا “به طور مشترک ثبات اقتصاد جهانی را حفظ کنند.” وزیر امور خارجه هند همچنین اظهار داشت كه دهلی آماده است تا “اعتماد سیاسی متقابل با چین را عمیق تر كند ، همکاری های مفیدی را در زمینه اقتصاد و تجارت تقویت كند ، معاملات مردمی را گسترش دهد و به طور مشترک صلح و صلح را در مناطق مرزی حفظ كند.”
دستاوردهای سفر تاریخی
سفر وانگ نیز برخی از دستاوردها را کسب کرد. دو بازیگر مسائلی مانند پروازهای مستقیم ، تسهیل تجارت و سرمایه گذاری ، همکاری در رودخانه های مرزی ، بازگشایی تجارت مرزی از طریق گذرگاه های هیمالیا ، تسهیل صدور ویزا به گردشگران ، بازرگانان ، رسانه ها و سایر بازدید کنندگان به زائران هندی را پیدا کرده اند.
براساس گزارش ها ، چین ممنوعیت صادرات کودهای نادر خاک و شیمیایی به هند و همچنین تجهیزات سنگین برای ساخت تونل در مناطق کوهستانی را برطرف می کند.
شاید مهمترین پیشرفت این باشد که دو کشور در حال بررسی “دستاورد اولیه” در تعیین مرزها و موافقت با مکانیسم های مدیریت مرزی جدید هستند. مکانیسم هایی که به کاهش استرس نیز کمک می کنند. این بسیار حساس است ، زیرا افکار عمومی هند به شدت تحت تأثیر روایت های یک طرفه پس از جنگ و همچنین ایده ایجاد مرزی است که هرگز در تاریخ وجود نداشته است. اینجاست که رهبری مودی بسیار حیاتی است. مودی احتمالاً یکی از معدود رهبران امروز است که دارای اعتبار ، عزم و چشم انداز مورد نیاز برای مدیریت یک قرارداد مرزی با چین است. او عادی سازی روابط با چین را در اولویت قرار می دهد و می داند که یک رابطه پایدار به “پیش بینی و ثبات” بستگی دارد. عاملی که توافق مرزی را به یک ضرورت تبدیل می کند.
بررسی هندی در سیاست سنتی خود
به طور سنتی ، پس از جنگ سرد ، هند رابطه با ایالات متحده را به عنوان اهرم فشار علیه چین در اولویت قرار داد. طبیعی بود که این منجر به شکل گیری تخیل غیرواقعی شد. از جمله واشنگتن ، دهلی را “متعادل” در برابر پکن دید.
با این حال ، سیاست های خارجی دونالد ترامپ و به ویژه اقدامات اخیر وی برای محدود کردن استقلال استراتژیک هند ، به عنوان زنگ بیدار عمل کرد. از طرف دیگر ، تصمیمات اخیر هند تا حدودی ناشی از فشارهای اقتصادی داخلی است. دهلی ، به دنبال محدودیت هایی که در سالهای اخیر به چین تحمیل شده است ، سرمایه گذاری چین را به خود جلب می کند و معاملات مردمی را برای تقویت اعتماد به نفس اقتصادی خود گسترش می دهد. در عین حال ، به دلیل فشار ایالات متحده مانند تعرفه های سنگین ، هند به دنبال تنوع بخشیدن به روابط اقتصادی و تجاری با کشورهایی مانند چین برای کاهش فشار خارجی واشنگتن است.
علاقه مشترک به دنیای ضرب
وانگ یی نشان داده است که پکن به اندازه دهلی مشتاق است ، به ویژه هنگامی که دولت ترامپ با یک دوست و دشمن جنگ تجاری را به خود جلب کرده است. بنابراین هر دو طرف دریافتند که منافع مشترکی دارند. به ناچار ، همکاری استراتژیک بین چین و هند می تواند دستاوردهای بزرگی را برای Brix به همراه آورد. همین دیدگاه ترامپ را نگران کرده است. او بارها و بارها بریکس را به دلیل تلاش برای خلاص شدن از شر دلار از ارز جهانی متهم کرده است.
داوری هنوز زود است ، اما اگر روند مثبت در روابط چین شتاب یابد و به یک نیروی محرکه در سیاست های بین المللی تبدیل شود ، می تواند روند سه جانبه روسیه -China را نیز زنده کند. فرایندی که مسکو از اواخر دهه 1980 ، به پیشنهاد جوگانی پریماکوف ، دولت روسیه را ارتقاء داده بود. واقعیت این است که تعادل سربازان در سطح بین المللی طی سه دهه گذشته در تنگه های وخیمی بوده است که پریماکوف با پیش بینی ها پیش بینی کرده بود.
در مقابل ، یک لابی قوی آمریکایی در هند وجود دارد که بر رسانه ها ، متفکران ، دانشگاه ها و حتی دستگاه های دولتی و نخبگان جامعه تأثیر گذاشته و روابط خود را با ایالات متحده به عنوان “مشارکت تعیین کننده قرن 5” معرفی می کند. در این میان ، بسیاری از منافع متناقض وجود دارد. علاوه بر این ، ترس و بدبینی در مورد اهداف چین وجود دارد که وقت گیر خواهد بود. با افزایش قدرت جهانی چین ، حضور آن در مناطق محیطی هند نیز برجسته تر می شود ، طبیعی است. اما هند غالباً این موضوع را از پنجره امنیتی می بیند ، که پایه و اساس افزایش “درک تهدید” را فراهم می کند.
از طرف دیگر ، مسئله پیچیده جانشینی دالایی لاما نیز وجود دارد ، که نشان می دهد دهلی با احتیاط در حال حرکت است تا حساسیت های چین را تحریک نکند. یک دیپلمات سابق هندی اصرار دارد که ترامپ با رویکرد خود به هند دهلی را از دست داده است. بیانیه ای که طبق گفته برخی از تحلیلگران ، درست نیست.
با این حال ، ناامیدی دولت ترامپ از هند ماهیت ژئوپلیتیکی دارد. پیتر ناوارو ، مشاور برجسته کاخ سفید در مورد تجارت و تولید و نزدیکان ترامپ ، اخیراً یادداشتی را در Financial Times منتشر کرد که ایالات متحده نباید فناوری های ارتش پیشرفته را به هند منتقل کند ، زیرا دهلی “به روسیه و چین نزدیک می شود”.
با این حال ، اگر ترامپ به تحریم هند برود – فرصتی که نمی توان آن را رد کرد – این می تواند دهلی را به یک تجدید نظر عمیق از آموزه “استقلال استراتژیک” سوق دهد. آموزه ای که تاکنون اعتقاد داشته است که همه کشورها برابر هستند ، اما آمریکا “بیشتر” از دیگران است.





