هرمز را ببندیم؟ بازی با آتش!

تنگه هرمز

نسخه تکراری حساس ترین تنگه هورموز شریانی انرژی جهان بدون در نظر گرفتن هزینه ها هنوز مطرح می شود.

اما اگر به موضوع علم سیاست و حقوق بین الملل نگاه کنیم ، “بستن تنگه هورموز” نمایش قدرت نیست ، بلکه جرقه بحران های بزرگتر و تغییر زمین بازی به ضرر ایران است.
از دیدگاه قانون دریاها ، تنگه هورموز چهارراهی است که برای حمل و نقل بین المللی استفاده می شود و اصل آزادی عبور در چنین آبراهها- حتی با وجود عدم پیوستن به ایران به کنوانسیون 1982 ، به عنوان یک رسم تلفیقی شناخته می شود. هر اقدام یک جانبه برای مسدود کردن را می توان به راحتی “اختلال در آزادی حمل و نقل” و حتی “استفاده از زور” در نظر گرفت و بهانه تشکیل ائتلاف های چند ملیتی با “پرچم ضمانت قایقرانی” را فراهم می کند.

فراموش نکنیم که مسیرهای اصلی ترافیک کشتی ها تحت برنامه ای برای جدا کردن سازمان بین المللی دریایی در زیر آبهای عمان واقع شده اند. بنابراین ، هر اقدام یک جانبه ، خواه توسط سایر کشورها و نهادهای بین المللی مورد اختلاف باشد یا نه. معنای عملی چنین عملی واضح است ، به جای اینکه ایران در موقعیت رفتار خصمانه ایستاده باشد ، ناگهان در موقعیت متهم قرار می گیرد و قاب بندی روایت به رقیب تبدیل می شود.

از “جنگ تانکرها” در دهه 1960 تا به امروز ، هرگونه اختلال در امنیت خلیج فارس در خلیج فارس ، در کمترین زمان ناوگان ، اسکورت های نظامی و عملیات پاکسازی را به آبراه می کشد و خطر پیشرفت را افزایش می دهد. در چنین محیطی ، هزینه نظامی تنگه هورموز برای ایران بسیار بیشتر از سود سیاسی کوتاه مدت آن است. طرف مقابل نیز ابزارهای کافی برای بازگشایی مسیر و گسترش درگیری دارد.

اقتصاد سیاسی ما نیز با این نسخه سازگار نیست. تنگه هورموز شریان صادرات ما است و مسیر ورود بخش مهمی از کالاهای اساسی است. شوک این شریان ، قبل از آنکه رگ دیگران را به خود جلب کند ، گلو اقتصاد ایران از جمله پریمیوم و جهش باری ، اختلال در زنجیره تأمین و تأثیر مستقیم بر معیشت مردم را تحت فشار قرار داد. در عین حال ، برخی از رقبای منطقه ای سالها ساخته شده اند تا وابستگی به تنگه هورموز ، خطوط لوله و پایانه های جایگزین را کاهش دهند. تأثیر این اختلال لزوماً متقارن نیست و فشار بر روی شانه های ما ممکن است سنگین تر باشد. در بازدارندگی ، اگر به هزینه جدول شهروندان پایان یابد ، آنها “آسیب پذیری” ایجاد می کنند ، نه “قدرت”.

نتیجه سیاسی این عمل نیز نمی تواند نادیده گرفته شود. بسته شدن تنگه ، افکار عمومی و نهادهای بین المللی را از اصل طرف خصمانه دیگر- به اتهام “اختلال در آزادی حمل و نقل” و ارائه اجماع حقوقی سیاسی علیه تهران منحرف می کند. از قطعنامه های الزام آور گرفته تا ائتلاف های جدید نظامی در آبراه. در عین حال ، ابتکار واسطه های منطقه ای مانند عمان تضعیف می شود و دست ایران در دیپلماسی محکم تر است.
سپس شرکای منطقه ای و آسیایی نیز باید دیده شوند. اختلال در تنگه هورموز مزایای مستقیم واردکنندگان اصلی انرژی در آسیا را هدف قرار داده و به جای تقویت تراز آن با مواضع ایران ، آنها را به سمت “بازگشایی” سوق می دهد. در جغرافیای سیاسی امروز ، که یک ضرورت برای تنوع بخشیدن به مشارکت ها است ، با یک تصمیم عاطفی نباید همان شرکا را به خط فشار بین المللی اضافه کرد. از طرف دیگر ، التهاب آبراه در ادبیات “تهدید امنیت دریایی” را تقویت می کند و این زمینه را برای مانور برخی از همسایگان در مورد اختلافات – از جمله جزایر ایران – آماده می کند.

گزینه مسئول واضح است ؛ بازدارندگی هوشمند و هدفمند ، نه قفل کردن آبراه. ایران می تواند هزینه هرگونه رفتار خصمانه را افزایش دهد. در سرزمین حقوقی و سیاسی ، با ابتکار عمل دیپلماتیک و رسانه ای و در صورت لزوم ، با پاسخ های مناسب و قانونی (مانند پاسخ سرنوشت ساز ایران به اسرائیل و ایالات متحده در جنگ 12 روزه) بدون آنکه روایت قانونی یا گرفتن معیشت مردم را بدهد. تقویت هماهنگی عمان در مدیریت ترافیک و مدیریت ایمنی دریایی ، فعال کردن مسیرهای قانونی در برابر تهدیدها و آزار و اذیت و در سطح استراتژیک ، گسترش ظرفیت های صادراتی به دور از تنگه هورموز در سواحل ماکران و عمان ارزان تر و گران تر از شعار است. سپس بازدارندگی برای افزایش “هزینه طرف مقابل” معتبر است و “هزینه های داخلی” را مهار می کند.

خلاصه اینکه تنگه هورموز پایتخت ژئوپلیتیکی ایران است ، نه محرک تیراندازی های عاطفی. تبدیل این آبراه به وسیله ای برای انتقام ، فشار اقتصادی بر مردم ما می افزاید ، خطر پیشرفت نظامی را افزایش می دهد و روایت را به نفع رقیب تغییر می دهد. پاسخ صحیح به تحریم های ایالات متحده و برخی از کشورهای غربی “اقدامات عاطفی” نیست. راه درست پیگیری حقوق ایران در جامعه بین المللی ، مشاوره فعال و اتحاد هوشمند برای به دست آوردن حقوق مردم است. با رفتارهای عاطفی ، ما فقط کشور را در نهادهای بین المللی و بار فشار اقتصادی بر ملت سنگین تر می کنیم. قدرت واقعی در “کنترل و تاکتیک” است ، نه در نسخه های پرخطر و شعار.

منبع: جمهوری اسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی