آمریکا و اسرائیل درچه‌ صورتی دوباره با ایران وارد جنگ می‌شوند؟

آمریکا و اسرائیل درچه‌ صورتی دوباره با ایران وارد جنگ می‌شوند؟

به گفته اسرائیل ، هدف حمله نظامی به ایران “تغییر سیستم سیاسی” بود.

روزنامه اسرائیل Etemad نوشت: اسرائیل با قدرت نظامی تحت حمایت ایالات متحده ، از طریق ترور فرماندهان ارشد و دانشمندان هسته ای ، حملات سایبری ، هوا و موشکی به عنوان “جنگ مدرن و جنگ ترکیبی” ، در اثر قدرت و زیرساخت های دفاعی و امکانات هسته ای مورد اصابت قرار گرفت.

در حقیقت ، نکته تعیین کننده اسرائیل و ایالات متحده تخریب تأسیسات هسته ای نبود ، زیرا بحث برانگیز بود ، بلکه امید شوک روانی تعجب بر تحریک جامعه ایران و بی ثباتی و همچنین اختلال در نیروهای مسلح و عدم توانایی پاسخگویی بود.

انتخاب تاریخی و استراتژیک مردم ایران برای همراهی با مهاجمان و ادامه زندگی سیستم سیاسی در ایران ، همراه با ادامه حملات موشکی به اهداف تعیین شده در سرزمین های اشغال شده ، دو نشانه آشکار و متمایز توسط ناظران برای ارزیابی نتیجه جنگ است. به عنوان اعتراف به مؤسسات و مقامات اسرائیل ، حمله به زیرساخت های هسته ای ایران تأثیر “تأخیر و تأخیر” داشته است و به معنای نابودی آن نیست ، بنابراین سؤال این است که چرا و چگونه جنگ از سر گرفته می شود ، با فرض عدم موفقیت ایالات متحده و اسرائیل در حمله به ایران؟ تفاوت بین گذشته در صورت جنگ ، اهداف و روش جنگ چیست؟

پاسخ به دو موضوع متفاوت اما به هم پیوسته ، که امکان تکرار جنگ و خصوصیات آن ، در مقایسه با گذشته ، منوط به مسئله “علت” شکست ایالات متحده و اسرائیل در حمله نظامی ایران است ، زیرا ارزیابی علت شکست در تکرار جنگ و روش آن نقش مهمی خواهد داشت.

دلیل شکست ایالات متحده و اسرائیل در حمله به ایران ، شکاف بین اهداف سیاسی با سطح عملیات بود ، زیرا اهداف اصلی سیاسی مانند تغییر سیستم سیاسی از طریق عمل محدود نظامی و شوک روانی حاصل نمی شود. از آنجا که ایالات متحده جنگ گسترده را با شکل گیری طالبان و صدام گسترده می کند ، اگرچه سرانجام نتوانست سیستم جدید را تأسیس کند و نتیجه ای غیر از بی ثباتی در این کشورها و در منطقه نداشت ، بنابراین اگر جنگ از ایران غافلگیر شد ، نتیجه جنگ و چگونگی ایجاد آتش بس. و آمریکا به راحتی و مانند گذشته امکان پذیر نخواهد بود.

با این توضیح ، اگر هدف ایالات متحده و اسرائیل تغییر سیستم سیاسی در ایران مانند گذشته باشد ، در گذشته امکان پذیر نخواهد بود ، در غیر این صورت تحقق می یافت. از آنجا که این هدف نیاز به تغییر در راه و آمادگی برای جنگ و ائتلاف گسترده دارد ، تاکنون هیچ علامتی وجود ندارد و هزینه های آن به دلیل “گسترش جنگ طولانی” مطابق با نتایج مطلوب نیست.

طبق گفته های ایالات متحده و اسرائیلی ، تهدید هسته ای ایران و نابودی آن ، یا ایجاد تأخیر شش ماهه در سال در بازسازی تأسیسات هسته ای ایران ، هدف از بازگرداندن جنگ و در چه توانایی های نظامی می تواند فراهم شود؟
جدا از موارد فوق ، هدف قرار دادن “فضای جنگ در ایران” ، از طریق تهدید مداوم اعتصاب نظامی یا اقدامات امنیتی و نظامی ، بدون پذیرش مسئولیت آن ، چیزی جز گسترش سطح جدید بی ثباتی در منطقه نخواهد داشت ، و چنین اقدامات به معنای جنگ نخواهد بود ، مانند تجربه جنگ 12 روزه ، هرچند که هنوز هم می تواند این کار را انجام دهد.
براساس این مطالعه ، هدف ترامپ و نتانیاهو از پیروزی معنی دار در جنگ ، به جای اینکه مطابق با واقعیت های استراتژیک و اجماع ناظران و کارشناسان باشد ، با هدف توجیه علت حمله نظامی به ایران و استفاده از فشار تهدید نظامی برای از سرگیری مذاکرات ، بر اساس تبدیل موفقیت های نظامی و تاکتیک ها انجام می شود. این اساس نتایج جنگ یا مذاکراتی است که پس از آن انجام می شود. در نتیجه ، باید در جنگ 12 روزه و عملیات روانشناختی ایالات متحده -اسرائیلی فراتر از تأثیرات روانی غافلگیرکننده برای ترتیب جدول مذاکره و تعیین دستور کار خود باشد.

منبع: اعتماد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی