یک تحلیلگر اقتصادی گفت که شبکه بانکی در کنار فقرا و در مقابل فقرا قرار دارد ، گفت: در دهه 1980 ، بسیاری از افراد ثروتمند وام های خانگی زیادی را خریداری کردند و از اواسط دهه 1980 بازار املاک و مستغلات به یک موتور تورم و رشد قیمت همه کالاها تبدیل شده است. بانکها بخش کوچکی از منابع خود را به متقاضیان مسکن وام می دهند ، اما شش درصد وام هایی که به بخش مسکن می دهند به نیازمندان واقعی داده نشده است بلکه به کسانی که مسکن اجاره را خریداری کرده اند و ثروتمندتر شده اند.
ناصر زکرری در جلسه ای تحت عنوان “اقتصاد ملی و تأثیرات مخرب بانکداری پیشتاز” توسط انستیتوی دین و اقتصاد گفت: با پیروزی انقلاب اسلامی ، فرایندی از عدالت شکل گرفت که سعی در شناسایی و بررسی این جنایت در همه جا داشت. قانون اساسی اتخاذ شده در سال 6 برای از بین بردن روابط ظالمانه از عناصر اجتماعی و اقتصادی ایران تنظیم شده است. بنیاد مسکن تأسیس شد و تصور می شد بسیاری از مردم خانه ندارند. بنابراین امام خمینی به دنبال از بین بردن این محرومیت و ظلم از جامعه بود.
وی افزود: در اوایل دهه 1980 ، برنامه ریزان مطالعه ای را برای اجرای یک مدل ریاضی برای تخصیص بودجه و از بین بردن محرومیت از مناطق محروم آغاز کردند. ” به طوری که در فاصله معقول تفاوت سطح در شاخص های اقتصادی و اجتماعی در مناطق مختلف حل می شود. مسئله بانکداری ربا در این زمان مطرح شد. فرایندی وجود داشت که به دنبال شناسایی نمونه های ظلم بود. این یک تجلی عدالت در جامعه بود که پس از چهار دهه و سالها تحمل سالهای جنگ و ناآرامی و فشار اقتصادی دشمنان ، هنوز پشیمان است.
این تحلیلگر اقتصادی با اشاره به تأکید قرآن کریمان بر برخورد با ربا گفت: “اگر بخواهیم ادعا کنیم که بانکداری ما بی رحمانه نیست ، ربایک باید در سیستم بانکی از بین برود.” USA یک کد کدگذاری مجموعه ای از روابط اقتصادی ظالمانه است که شرایطی را برای گروهی ایجاد می کند که می تواند شبکه را درو کند. یعنی آنها توسط دیگران نقض می شوند و آن را به نفع خودشان مصادره می کنند.
زکرری عناوین بانکداری بی رحمانه را به چهار بخش تقسیم کرد و گفت: “اولین قیمت با ازدحام جمعیت است.” هر بنگاه خدماتی را ارائه می دهد که قیمت نهایی را ارائه می دهد و سود متعادل را برای آن تعیین می کند. اگر قیمت برای سود بالاتر بالا باشد ، حق مشتری است. به عنوان مثال ، در خودرو ، مشتری در یک ماشین کلاس اول قیمت گذاری می شود ، اما ماشین تحویل داده شده به آن یک ماشین 3 است.
وی گفت: “عناوین دوم رفتار ظالمانه می تواند سوء استفاده از رفتار مشتری باشد.” یعنی خریدار باید در شرایطی باشد که مجبور به خرید کالا باشد و فروشنده از این کار سوء استفاده کند و کالاها را با قیمت بالایی به فروش می رساند.
زکرری عناوین سوم را به عنوان مکانیسم های بی رحمانه همراه توصیف کرد و گفت: “در این شرایط ، مکانیسم هایی ایجاد می شود که منجر به ایجاد روابط بی رحمانه به نفع یک گروه و به ضرر عموم مردم می شود.” این مورد از شرایط تورمی است که ارزش و ثروت را از کمترین درآمد تا با درآمد بالا ایجاد می کند.
یک کارشناس ارشد توسعه و توسعه اقتصادی گفت که ما وظیفه ارائه آموزش رایگان برای عموم را طبق قانون اساسی داریم و افزود: در حالی که اکنون هزینه ها برای آموزش پرداخت می شود.
وی گفت: “تیتر چهارم که می تواند رابطه بی رحمانه بین بانک و مردم را درک کند ، انحصار است.” این بانک در واقع یک امتیاز دارد و مکانی را اشغال می کند که باید به نفع مردم عمل کند و اگر این کار را انجام ندهد. این بانک باید مطابق با اهداف توسعه کشور باشد. اما اگر بانک چنین کاری نکند و فقط سود را دنبال کند ، به ضرر سهامدار عمل می کند.
زکرری گفت که بانک ها از رسوب نقدینگی مردم در بانک استفاده می کنند و می گویند که این بانک در حال جمع آوری این پول و سودهای عظیمی است. ضمن ارائه خدمات به صورت رایگان. گویی سالهاست که اینگونه بوده و خدمات بانکی رایگان است. اگر یک فضای رقابتی وجود داشته باشد ، ممکن است به آنها جایزه اهدا شود.
وی ادامه داد: در سالهای اخیر ، سیستم E -Banking با بانکداری سنتی جایگزین شده است که راحت شده است. این رویکرد نیازی به نیروی انسانی و هدر رفتن منابع ندارد. سود دولت این است که از پسماند و پول جلوگیری شده است. مشتریان نیز به نفع خود هستند. زیرا آنها در شعبه به تأخیر نمی افتند و می توانند کار خود را در بانک انجام دهند. بنابراین هر سه بازیگر ، مشتری ، بانک ها و مردم سود برده اند.
E -Banking نمونه ای از بی عدالتی است
زکرری گفت ، اما بانک در اینجا به طور تصادفی می گوید من باید از مشتری سود کسب کنم. از آنجا که من برای e -banking هزینه می کنم. با این توجیه برای کوچکترین خدمات مانند موجودی و انتقال از شما دریافت می کند. این بدان معنی است که بانک برای سود بیشتر منابع را تعیین می کند. همان خدماتی که وی ارائه داد و اکنون ارائه داد ، از مردم پول می گیرد. در حقیقت ، از E -Banking برای دریافت هزینه های ظالمانه استفاده می کند.
تحلیلگر این بانک گفت که این بانک کمترین توجه را به کاهش قدرت خرید مردم نشان نمی دهد و گفت که این بانک توسط همه مشتریان توجیه شده است و نیازی به توجه به قدرت خرید مشتری ندارد. این همچنین بی اعتنایی به عدالت است.
وی گفت: “این بانک ، زیرا این انحصار است ، تمام مزایای E -Banking را می گیرد و تمام هزینه ها را برای مشتری می گذارد.” این نمونه ای از رفتار بی رحمانه است. یعنی بانک این پول را دقیقاً همانطور که می آید ، از مردم می گیرد. این بانک گاهی اوقات افرادی را استخدام می کند که باید درآمد کسب کنند و ساده ترین کار این است که در جیب مردم تسلیم شوند.
بانک ها در بازار مسکن به یک موتور تورم تبدیل شده اند
زکرری گفت که شبکه بانکی در کنار فقرا و در مقابل فقرا قرار دارد و گفت آنچه از دهه اتفاق افتاد این بود که به دلیل رونق بازار املاک و مستغلات ، گروهی از املاک و مستغلات تأثیرگذار و جامعه امکانات اجاره ای ارزان قیمت از بانک ها در مقیاس بزرگ. این پول به بازار املاک و مستغلات رفت. بعداً ، بانک ها از این سوال پرسیدند که چرا خودشان از بازار مسکن بهره مند نمی شوند و به دنبال افزایش قیمت واحدهای مسکونی و تجاری به شدت افزایش یافته اند.
یک کارشناس ارشد رشد و توسعه اقتصادی خاطرنشان کرد: از اواسط دهه 1980 اتفاق افتاد. یعنی بازار املاک و مستغلات به یک موتور تورم و رشد قیمت کلیه کالاها تبدیل شد و این منجر به تشدید تورم شد. درست است که ریشه اصلی تورم کسری بودجه است ، اما ارتباط بانک با تجارت املاک و مستغلات نیز باعث تورم شده است. بنابراین می توان گفت که این بانک درگیر فقیر مردم بوده است.
وی گفت که بانک ها بخش کمی از منابع خود را به متقاضیان مسکن وام می دهند. اما 5 ٪ از بانکهایی که به بخش مسکن داده می شدند در مورد نیازمندان صادق نبودند ، اما به کسانی که مسکن را برای اجاره خریداری می کردند ، داده می شدند. یعنی به جای وام دادن به متقاضیان واقعی ، به ثروتمندان وام می دهد. نتیجه این بود که یک وزیر محترم 4 واحد آپارتمان را خریداری و اجاره کرده بود. به جای کمک به افراد به خانه ، کلاس ضعیف تر شده و مستاجران ضعیف تر هستند.
منبع: isna





