شکل حکمرانی و نوع توسعه در حوزه آبریز دریاچه ارومیه، زمینه‌ساز بروز بحران در دریاچه شد / پروژه‌های احیایی حتی به اهداف پیش‌بینی‌شده خود نیز نزدیک نشدند!

دریاچه ارومیه

علی آرداهی ، متخصص مدیریت زیست پزشکی تالاب ، درباره خشک شدن دریاچه ارومیا گفت: در سال آب فعلی ، بارندگی 2 درصد کمتر از طولانی مدت بود. در چنین شرایطی ، اگر 5 ٪ از دریاچه ارومیا کاهش یابد ، این قابل درک و قابل قبول است. اما کسری کسری دریاچه به مراتب بیشتر از این بوده است. می توان نتیجه گرفت که مسئله نه تنها خشکسالی بلکه حاکمیت آب ، شکل توسعه و اولویت بندی سایر موارد به جای محیط است.

با توجه به اخبار تجاری ،

دریاچه ارومیا سالهاست که به عنوان بزرگترین دریاچه شور در خاورمیانه شناخته شده است. این دریاچه نقش مهمی در تعادل آب و هوایی منطقه و همچنین معیشت افراد اطراف آن ایفا کرد. اما امروز کاملاً خشک شده است و سطح آبی آن جایگزین مناطق بزرگ نمکی شده است. چه چیزی باعث اثرات جدی زیست محیطی ، اقتصادی و اجتماعی در شمال غربی کشور شده است.

خشک شدن دریاچه ارومیا نه تنها مربوط به خشکسالی نبود و عوامل انسانی نقش اساسی در خشکسالی دریاچه داشتند.

در مورد دلایل خشکی دریاچه ارومیا ، اخبار تجاری وی مصاحبه ای با علی آرداهی ، یک متخصص زندگینامه تالاب انجام داده است که در زیر آن را خواهید خواند.

***

در اواخر دهه 1980 ، توسعه ناپایدار در دریاچه ارومیا شدت یافته است

*نقش سدها و به طور کلی راه مدیریت منابع آب در دریاچه ارومیا چیست؟

در منطقه حوضه دریاچه ارومیا بیش از هفت میلیارد متر آب مکعب وجود دارد. از این مقدار ، بیش از حدود 1.5 میلیارد متر مکعب توسط دفتر مرکزی روایت می شود و در برخی مطالعات قبلی حدود 1.5 میلیارد متر مکعب به عنوان دریاچه ارومیا در نظر گرفته می شود. دیگر آب استخراج شده را می توان برای نوشیدن ، صنعت و کشاورزی هزینه کرد. اما آنچه در حوضه دریاچه از سال 2 یا از اواخر دهه 1980 اتفاق افتاد این بود که توسعه ناپایدار آن منطقه شدت می یابد.

از آن زمان ، سدهای بی شماری در زمینه حوضه آبریز ساخته شده است. به طوری که تعداد آنها اکنون به بیش از 100 سد رسیده است. در همین زمان ، منطقه تحت کشت نیز بسیار توسعه یافت و بسیاری از طوفان های باران به کشت آب تبدیل شدند. در الگوی کشت ، محصولات با بیشترین مصرف کننده جایگزین شدند. محصولاتی مانند سیب و چغندر و موارد دیگر.

شکل حاکمیت و نوع توسعه در حوضه آبریز دریاچه ارومیا راه را برای بحران در دریاچه هموار کرد

این شکل از توسعه همزمان با تشدید چاههای غیرمجاز بود. یعنی تعداد چاههای غیرمجاز و حتی چاههای مجاز با مجوزهای صادر شده در دریاچه ارومیا طی سه دهه به شدت افزایش یافته است. مجموعه این عوامل منجر به کنترل تدریجی ، کنترل و هزینه های دیگر استفاده های دیگر ، به ویژه کشاورزی ، به ویژه کشاورزی ، به ویژه کشاورزی شد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که شکل حاکمیت و نوع توسعه در حوضه حوضه دریاچه ارومیا متأسفانه باعث بحران در این منطقه آب شده است.

در وهله اول ، روش حاکمیت و در وهله دوم تغییرات عوامل آب و هوایی شرایط بحرانی دریاچه ارومیا را تشدید می کند.

با این حال ، در دهه گذشته ، عوامل آب و هوا نیز به طور قابل توجهی نشان داده اند. در حوضه های مختلف کشور ، از جمله دریاچه ارومیا ، فلات مرکزی و دریای خزر ، تغییر به وضوح در عوامل اقلیمی مشاهده می شود. این تغییرات شامل کاهش بارش ، تغییر در رژیم بارش و افزایش قابل توجه دما در مقایسه با میانگین های طولانی مدت است. در منطقه حوضه دریاچه ارومیا ، این تحولات آب و هوایی نیز شرایط بحرانی را تشدید می کند. بنابراین می توان گفت که در وهله اول ، روش مدیریت و در وهله دوم تغییرات عوامل آب و هوایی شرایط بحرانی دریاچه ارومیا را تشدید می کند.

هیچ تعادل بین توسعه و حفاظت از محیط زیست در سیستم توسعه کشور وجود ندارد / هیچ مکانیسمی برای عملکرد قانون دریاچه دریاچه ارومیا وجود ندارد.

*با توجه به تأثیر شکل حاکمیت در سرزمین دریاچه ارومیا ، چرا فعالیت های ترمیم نتوانست دریاچه ارومیا را نجات دهد؟

وقتی صحبت از روندهای توسعه و حفاظت در جهان و کشورهای توسعه یافته می شود ، آنها روندهای مشابهی را تجربه کرده اند. آنها توسعه ناپایدار را اخراج کردند ، عواقب منفی را مشاهده کردند و سپس سعی کردند تعادل بین توسعه و حفاظت از محیط زیست ایجاد کنند. این همان پادشاه است که متأسفانه در سیستم توسعه کشور وجود ندارد. یعنی هیچ تعادل بین توسعه و حفاظت از محیط زیست وجود ندارد.

با توجه به این سؤال که چرا فعالیت های احیا پاسخ نداده است ، باید به عنوان مثال ، مدیریت و اقتصاد سیاسی آب ، تعارض منافع بین نهادهای مختلف و عدم وجود مکانیسم الزام آور برای آزادی دریاچه از جمله موانع جدی باشد. باید در نظر داشت که آزادی این دریاچه ضمانت های قانونی دارد. قانون دریاچه ها پس از قانون در نظر گرفته می شود ، اما هیچ مکانیسمی برای عملکرد قانون وجود ندارد.

علاوه بر این ، اصرار بر روشهای ساختاری در مدیریت منابع آب یکی از مهمترین مشکلات است. متأسفانه ، با وجود این واقعیت که احیاء صحبت شده است ، آنها هنوز هم نتوانستند مسئله تضاد و اقتصاد سیاسی آب را برطرف کنند. به همین دلیل ، سرانجام در این زمینه مشاهده می شود که دریاچه ارومیا هنوز نامناسب است.

حاکمیت آب به جای محیط دریاچه ارومیا به شکل توسعه و اولویت بندی برای سایر مصارف دست یافته است.

*چگونه نتیجه بگیریم که سرزمین دریاچه ارومیا نتیجه عوامل انسانی بود؟

گفته می شود که در سال آب فعلی ، بارندگی 2 درصد کمتر از طولانی مدت بود. در چنین شرایطی ، اگر حق دریاچه 5 ٪ کاهش یابد ، این قابل درک و قابل قبول است. اما کسری کسری دریاچه به مراتب بیشتر از این بوده است. می توان نتیجه گرفت که مسئله نه تنها خشکسالی بلکه حاکمیت آب ، شکل توسعه و اولویت بندی سایر موارد به جای محیط است.

در همان شرایط ، پروژه های ترمیم انجام شد و کارکنان احیاء شکل گرفت. کار سختی وجود داشت و تاریخ 15 ساله وجود دارد. به عنوان مثال ، یکی از اهداف کاهش و کنترل مصرف آب در بخش کشاورزی صرفه جویی در آب برای دریاچه ارومیا بود.

اما در عمل ، اگرچه پروژه های ترمیم به سمت کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی حرکت می کردند ، اگر آب نجات یافت یا راندمان کشاورزی در یک منطقه افزایش یافت ، آب نجات یافته برای افزایش کشت خرج شد یا کشاورزان محلی تصمیم به اجرای کشت سودآور تر گرفتند.

سمت راست دریاچه پایدار ، منظم و کاملاً پرداخت شده نیست / بستگی به آنچه اتفاق می افتد به دلیل آب و هوای پایین است.

نکته دیگری که در این مدت اتفاق افتاده است این است که حق دریاچه پایدار ، منظم و کامل نیست. به همین دلیل ، بهبود نسبی شرایط دریاچه در سالهای تولیدی ، مانند 1977 به 5 ، به دلیل ترس غیر طبیعی بود. به محض حذف شرایط تولیدی ، هیچ اثری از اقدامات مدیریتی برای حفظ اوضاع وجود نداشت و وضعیت دریاچه بسیار مهم شد.

یعنی ما به آنچه اتفاق می افتد به دلیل باران جوی وابسته هستیم. قابل درک است که چهار یا پنج سال باقی مانده است ، که در سال گذشته پایین تر از حد معمول بوده و شاید فقط طبیعی باشد. اما ما برای افزایش مقاومت دریاچه چه کاری انجام دادیم؟ به عنوان مثال ، در فصول سیل ، برای به حداکثر رساندن جریان سیل به دریاچه ترتیب داده شده است؟ یا بسیاری از جریانهای سیل از دسترس خارج و علف هرز بودند؟ مدیریت ، همراه با تأثیرات و پیامدهای خشکسالی و سایر موارد موجود ، در اینجا معنی دارد.

اگر پروژه های احیاء اجرا شود و ظرفیت نهایی آنها انجام شود و آب به دریاچه آورده شود ، هنوز بیش از دو میلیارد متر مکعب از پروژه های کسری آب / احیای آب حتی به اهداف پیش بینی شده آنها نزدیک نشده است.

به طور خاص ، در مورد پروژه های احیای دریاچه ، لازم به ذکر است که سه پروژه اصلی ، یعنی انتقال کانیداب و بازیافت و تصفیه فاضلاب و تصفیه فاضلاب و تصفیه فاضلاب در شرق و غرب آذربایجان ، حداکثر ظرفیت تأمین حدود 1.5 میلیارد سنج آب مکعب را داشتند. با این حال ، دریاچه ارومیا 1.5 میلیارد متر مکعب است. بنابراین حتی در خوش بینانه ، اگر پروژه ها اجرا شوند و ظرفیت آنها برآورده شود و آب به دریاچه تحویل داده شود ، بیش از دو میلیارد متر مکعب آب باقی خواهد ماند.

یکی از سیاست های اشتباه این بود که تمرکز نهایی روی این پروژه ها در مقر ترمیم بود و تصور نمی شد که اگر این پروژه ها با بیشترین ظرفیت اجرا شوند ، هنوز بیش از دو میلیارد متر مکعب کسری آب وجود دارد. در آنجا بود که مقر احیا باید زودتر کار کند تا الگوی مصرف را اصلاح کند.

به عنوان مثال ، پروژه انتقال آب Kannikib در این طرح پیش بینی شده بود تا به دریاچه 2 میلیون متر مکعب آب برسد. اما در عمل ، ظرفیت واقعی آن تنها 2 میلیون متر مکعب است و حتی این مبلغ در سالهای اخیر متفاوت است و بین 2 تا 5 میلیون متر مکعب آب وجود دارد.

بنابراین ، بنابراین پروژه های سخت افزاری و پروژه های ساختاری حتی به اهداف پیش بینی شده آنها نزدیک نمی شدند. منابع مالی ، انرژی ، سرمایه گذاری و زمان زیادی برای این پروژه ها صرف شده بود ، در حالی که از ابتدا مشخص بود که آنها قادر به تأمین نیازهای دریاچه نیستند و نیاز به کار در مدیریت الگوی مصرف داشتند. همچنین ظرفیت پیش بینی شده این پروژه ها برآورده نشده است.

برای مطالعه بیشتر در مورد گزارش روایت 30 هزینه و یک دریاچه خشک! در اخبار تجاری بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی