پیام تهران به تل آویو / اگر کاخ سفید به حرف‌های امثال ما گوش داده بود…

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

استفان والت ستون نویس و رنه بلفر، استاد روابط بین الملل دانشگاه هاروارد، در مقاله ای در مجله فارین پالیسی نوشتند: تصمیم ایران برای تلافی حمله اسرائیل به ساختمان بخش کنسولی سفارت خود در دمشق با شلیک ده ها موشک و پهپاد نشان دهنده بایدن است. سوء مدیریت دولت در کنترل وضعیت در خاورمیانه است. مقامات آمریکایی که تا یک روز قبل از حمله حماس در 7 اکتبر خود را متقاعد کرده بودند که منطقه در “آرامش ترین وضعیت خود در دهه های اخیر است” به گونه ای عمل کرده اند که پس از تحولات اخیر وضعیت را بدتر کرده است. قوی‌ترین استدلالی که می‌توان در دفاع از آنها ارائه کرد این است که آنها در ایجاد این وضعیت تنها نبودند و دولت‌های ترامپ، اوباما، بوش و کلینتون همگی در دهه‌های گذشته اشتباه کرده‌اند.

به گزارش سرویس بین الملل میهن تجارتدر ادامه این مقاله آمده است: واکنش دولت بایدن به حمله 7 اکتبر حماس 3 هدف عمده را دنبال کرد. نخست، واشنگتن به دنبال رساندن پیام حمایت قاطع خود به اسرائیل بود. این امر از طریق حمایت شفاهی، جلسات منظم با مقامات ارشد اسرائیل، دفاع از تل آویو در برابر اتهامات نسل کشی، وتو کردن قطعنامه های آتش بس در شورای امنیت و ارائه سلاح های مرگبار به اسرائیل انجام شده است. هدف دوم واشنگتن تلاش برای جلوگیری از تشدید بیشتر جنگ غزه بوده است. و در نهایت، هدف سوم، وادار کردن تل آویو به خویشتنداری و محدود کردن آسیب به شهروندان فلسطینی و در عین حال به حداقل رساندن آسیب به وجهه و اعتبار ایالات متحده است.

این سیاست شکست خورده است زیرا اهداف آن ذاتاً متناقض است. حمایت بی قید و شرط از اسرائیل باعث شده است که رهبران آن انگیزه کمی برای تبعیت از فراخوان های واشنگتن برای خویشتن داری داشته باشند، بنابراین جای تعجب نیست که آنها این درخواست ها را نادیده بگیرند. غزه ویران شده است، حداقل 33000 نفر (از جمله بیش از 12000 کودک) جان خود را از دست داده اند و مقامات آمریکایی اذعان می کنند که غیرنظامیان در معرض خطر گرسنگی قرار دارند. شبه‌نظامیان حوثی در یمن که خواستار آتش‌بس در غزه هستند، همچنان کشتی‌های بین‌المللی را در دریای سرخ هدف قرار می‌دهند، درگیری محدود بین اسرائیل و حزب‌الله ادامه دارد و خشونت‌ها در کرانه باختری افزایش یافته است. و اکنون در تلافی حمله اول آوریل اسرائیل، ایران حمله مستقیم به اسرائیل را آغاز کرده و احتمال وقوع یک جنگ گسترده را افزایش داده است.

از آنجایی که آمریکایی ها به شنیدن این گزاره مکرر که ایران مظهر شر مطلق است عادت کرده اند، ممکن است برخی از خوانندگان تمایل داشته باشند که تهران را مسئول همه این بحران ها بدانند. البته من هیچ احساس همذات پنداری با دولت ایران ندارم، اما سوال اینجاست که آیا تلاش های تهران برای قاچاق سلاح های سبک و سایر سلاح ها به کرانه باختری (یا نوار غزه) اقدامات شنیع است؟ آیا تصمیم این کشور برای انتقام از حمله به ساختمان کنسولگری خود که منجر به کشته شدن ژنرال های ایرانی شد، می تواند کسی را شگفت زده کند؟

طبق مفاد کنوانسیون ژنو، جمعیت تحت اشغال متخاصم حق مقاومت در برابر نیروی اشغالگر را دارند. با توجه به اینکه اسرائیل از سال 1967 کرانه باختری و قدس شرقی را اشغال کرده و با استعمار ساکنان این مناطق بیش از 700 هزار شهرک نشین غیرقانونی و هزاران فلسطینی را به قتل رسانده است، تردیدی نیست که این اقدامات مصداق بارز آن است. اشغال خصمانه». مقاومت در برابر اشغالگری اقدامی مشروع تلقی می‌شود و کمک به جمعیت اشغال‌شده لزوماً اشتباه نیست، حتی اگر ایران به دلایل خود و نه از سر دلسوزی برای فلسطینی‌ها این کار را انجام داده باشد.

همچنین اقدام ایران در تلافی حمله اسرائیل به ساختمان کنسولگری خود و کشته شدن دو ژنرال ارشد این کشور فاقد شواهد تجاوز ذاتی است، به ویژه اینکه تهران بارها این سیگنال را مبنی بر عدم تمایل به جنگ گسترده ارسال کرده است. در واقع، اقدام تلافی جویانه ایران به گونه ای انجام شد که هشدارهای قابل توجهی به اسرائیل بدهد و به گونه ای طراحی شد که نشان دهد تهران نمی خواهد تنش ها را بیشتر کند. همانطور که مقامات آمریکایی و اسرائیلی معمولاً پس از توسل به زور می گویند، ایران صرفاً تلاش کرده است تا “بازدارندگی خود را دوباره برقرار کند”.

نباید فراموش کرد که ایالات متحده چندین دهه است که مقادیر زیادی سلاح به خاورمیانه ارسال کرده است. این کشور سالانه میلیاردها دلار تسلیحات نظامی پیشرفته در اختیار تل آویو قرار می دهد و دائماً موضع خود را تکرار می کند که حمایت واشنگتن از تل آویو بدون قید و شرط است.

این حمایت حتی با بمباران و گرسنگی دادن غیرنظامیان در غزه تزلزل نکرده است. وقتی اسرائیل به ساختمان کنسولگری ایران حمله کرد، واشنگتن حتی پلک هم نزد، در حالی که این کشور حمله اخیر اکوادور به سفارت مکزیک در کیتو را محکوم کرده بود. در عوض، مقامات ارشد پنتاگون برای نشان دادن حمایت خود از تل آویو به اورشلیم سفر کردند و جو بایدن تعهد “آهنین” خود به امنیت اسرائیل را تکرار کرد. در این شرایط، شکی نیست که مقامات اسرائیلی معتقدند می توانند توصیه های آمریکا را نادیده بگیرند.

حمایت سخاوتمندانه و بی قید و شرط ایالات متحده از اسرائیل در دهه های گذشته به اسرائیل این امکان را داده است که هر کاری که می خواهد انجام دهد و منجر به اتخاذ سیاست ها و نگرش هایی نسبت به فلسطینی ها شده است که در طول زمان به سمت افراط گرایی گرایش پیدا کرده اند.

این وضعیت ناخوشایند به ایران اجازه داده است تا خود را به عنوان قهرمان آرمان فلسطین معرفی کند، به دستیابی به سلاح هسته ای نزدیک شود و تلاش های آمریکا برای منزوی کردن آن را خنثی کند. اگر کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) و متحدانش به فکر خود باشند، از اقداماتی که به اسرائیل کمک کردند پشیمان خواهند شد.

در مقابل، کسانی از ما که برخی از اقدامات اسرائیل را مورد انتقاد قرار داده‌ایم و به دروغ به آنها برچسب یهودستیزی زده‌اند، در واقع سیاست‌هایی را توصیه می‌کردیم که برای آمریکا و اسرائیل بسیار بهتر بود. اگر به توصیه‌های ما عمل می‌شد، اسرائیل امروز امن‌تر بود، ده‌ها هزار فلسطینی هنوز زنده بودند، ایران از دستیابی به بمب دورتر بود، خاورمیانه تقریباً آرام‌تر بود و اعتبار ایالات متحده مدافع حقوق بشر و نظم مبتنی بر قوانین دست نخورده باقی خواهد ماند. بود. در نهایت، اگر سرزمین‌های اشغالی اکنون بخشی از تشکیلات خودگردان فلسطین بود، ایران هیچ دلیلی برای قاچاق سلاح به کرانه باختری نداشت و مقامات ایرانی انگیزه کمی برای فکر کردن به اینکه کشورشان در صورت دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای امن‌تر خواهد بود، نداشتند.

اما تا زمانی که سیاست آمریکا در قبال خاورمیانه تغییری اساسی ایجاد نکند، این احتمالات امیدوارکننده دور از دسترس خواهد ماند و اشتباهاتی که ما را به این نقطه رسانده است، بارها و بارها تکرار خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *