حمله به ونزوئلا؛ بازدارندگی مشروع یا ماجراجویی بی‌پشتوانه؟

حمله به ونزوئلا؛ بازدارندگی مشروع یا ماجراجویی بی‌پشتوانه؟


بعدی- در ماه‌های اخیر، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، تشکیلات نظامی سنگینی را در دریای کارائیب به منظور اعمال فشار و ایجاد بازدارندگی علیه ونزوئلا مستقر کرده است. مجموعه ای که شامل یک ناو هواپیمابر، حداقل هفت کشتی جنگی دیگر، ده ها هواپیما و حدود 15000 پرسنل ارتش آمریکا بود. ترامپ قبلاً از همان نیرو برای انجام حملات غیرقانونی به قایق‌های کوچکی که به ادعای او در حمل و نقل مواد مخدر نقش داشتند، استفاده کرده بود. اما در پایان این هفته، او کمپین را به میزان قابل توجهی افزایش داد و با دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، آنچه را «حمله گسترده» علیه کشور خواند، آغاز کرد.

آمریکای لاتین در خاطره واشنگتن: کودتا، زور، و میراث بی ثباتی

با این حال، اگر یک درس کلیدی از یک قرن سیاست خارجی آمریکا می توان آموخت، آن است که تلاش برای سرنگونی حتی منفورترین دولت ها، در بسیاری از موارد، نه تنها مشکل را حل نمی کند، بلکه وضعیت را بدتر می کند. ایالات متحده دو دهه در افغانستان تلاش کرد و با وجود آن نتوانست یک دولت باثبات بسازد. او در لیبی یک دیکتاتوری را سرنگون کرد، اما نتیجه آن کشوری متلاشی و بی نظم بود. پیامدهای فاجعه بار جنگ 2003 عراق هنوز آمریکا و خاورمیانه را رها نکرده و منطقه را درگیر نگه داشته است. شاید مهم ترین موضوع این واقعیت باشد که واشنگتن در مقاطع مختلف از زور برای سرنگونی دولت ها استفاده کرده و کشورهای آمریکای لاتین از شیلی و کوبا گرفته تا گواتمالا و نیکاراگوئه را بی ثبات کرده است.

دونالد ترامپ تاکنون هیچ توضیح منسجم و قابل دفاعی برای اقدامات خود در ونزوئلا ارائه نکرده است و بدون ارائه دلیل موجهی این کشور را به سمت یک بحران بین المللی سوق می دهد. اگر او بخواهد خلاف آن را ثابت کند، قانون اساسی دقیقاً مسیر را مشخص کرده است: او باید موضوع را به کنگره ببرد. در صورت عدم تایید کنگره، اقدامات وی نقض قوانین ایالات متحده خواهد بود.

دولت برای این ماجراجویی نظامی توجیهی ظاهری ایجاد کرده و هدف را نابودی «تروریست های مواد مخدر» اعلام کرده است. در طول تاریخ، دولت‌ها مکرراً رهبران کشورهای رقیب را «تروریست» می‌خوانند تا تهاجم نظامی را به عنوان یک عملیات پلیسی و قانونی پنهان کنند. اما در این مورد، این ادعا به ویژه مضحک است; زیرا ونزوئلا تولیدکننده قابل توجهی از فنتانیل یا سایر موادی نیست که در سال های اخیر موجی از مرگ و میر ناشی از مصرف بیش از حد را در ایالات متحده ایجاد کرده است و کوکائین تولیدی آن عمدتاً به اروپا می رود. همزمان، همزمان با حمله آقای ترامپ به قایق های ونزوئلا، خوان اورلاندو هرناندز را نیز عفو کرد. فردی که در دوره ریاست جمهوری خود در هندوراس از سال 2014 تا 2022 یک شبکه بزرگ قاچاق مواد مخدر را اداره می کرد.

استراتژی امنیت ملی ترامپ: بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکره غربی

با این حال، شاید توضیح محتمل‌تری برای حملات به ونزوئلا در سند جدید منتشر شده آقای ترامپ «استراتژی امنیت ملی» یافت شود. سندی که مدعی «حق» تسلط بر آمریکای لاتین است و بیان می‌کند: «ایالات متحده پس از سال‌ها غفلت، دکترین مونرو را برای بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکره غربی دوباره تأیید و اجرا خواهد کرد». در بخشی که این متن از آن به عنوان «ضمیمه ترامپ» یاد می‌کند، دولت قول داده است که نیروهای نظامی از نقاط مختلف جهان را به این منطقه بازگرداند، جلوی قاچاقچیان در آب‌های آزاد را بگیرد، از نیروی مرگبار علیه مهاجران و قاچاقچیان مواد مخدر استفاده کند و حتی ممکن است دامنه پایگاه‌ها و استقرار نیروهای بیشتر در سراسر منطقه را گسترش دهد.

به نظر می رسد ونزوئلا اولین کشوری است که هدف این امپریالیسم جدید قرار گرفته است. رویکرد خطرناک و غیرقانونی در تعیین جایگاه آمریکا در جهان. با پیگیری این خط، بدون کمترین نشانه ای از مشروعیت بین المللی، اقتدار قانونی معتبر یا حمایت داخلی، آقای ترامپ این خطر را دارد که به اقتدارگرایان در چین، روسیه و سایر کشورها بهانه و توجیهی برای تسلط بر همسایگان خود بدهد. در سطحی فوری‌تر، او هشدار می‌دهد که این همان تکبر و خودبزرگ بینی آمریکایی را بازتولید می‌کند. همان روحیه ای که در نهایت منجر به حمله به عراق در سال 2003 شد.

ترامپ و چرخش از انتقاد از جنگ عراق به بی توجهی به قانون اساسی

زمانی که آقای ترامپ نامزد ریاست جمهوری بود، حداقل به نظر می رسید که از عواقب افراط نظامی آگاه باشد: در سال 2016، او یکی از معدود جمهوری خواهانی بود که آشکارا “حماقت” جنگ جورج دبلیو بوش در عراق را به چالش کشید و در سال 2024 گفت: “من قصد ندارم جنگی را آغاز کنم؛ “من این اصل جنگی را که در ایالات متحده وجود دارد، متوقف می کنم.” باید توسط کنگره تایید شود اگرچه روسای جمهور ایالات متحده مرزهای این قانون را بارها تغییر داده اند، حتی جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق به کنگره رفت و روسای جمهور پس از او با اتکا به قانون 2001، اقدام نظامی را برای حمله به ونزوئل توجیه کردند وی هیچ “برگ انجیر” قانونی برای این اقدامات ارائه نکرده است.

بحث‌ها و بحث‌های کنگره در مورد اقدام نظامی کارکردی تعیین‌کننده و ماهیت دموکراتیک دارند: این فرآیندها با وادار کردن رئیس‌جمهور به توضیح علنی طرح حمله و با وادار کردن اعضای کنگره به پیوستن اعتبار سیاسی خود به آن طرح، ماجراجویی نظامی را مهار می‌کنند. تجربه جنگ عراق نشان داد که این هزینه ها واقعی است. سال‌ها پس از رای‌گیری، دموکرات‌هایی که از جورج دبلیو بوش حمایت کردند، از جمله هیلاری کلینتون و جان کری، هزینه‌های سیاسی پرداختند، در حالی که منتقدان جنگ، مانند برنی سندرز و باراک اوباما، بعدها به‌عنوان هشداردهنده شناخته شدند.

در مورد ونزوئلا، برگزاری مناظره در کنگره می‌تواند ضعف و ناقص بودن استدلال‌های ترامپ را آشکار کند. دولت او حمله به قایق های کوچک را با ادعای اینکه آنها یک “تهدید فوری” برای ایالات متحده هستند توضیح داده است. اما گروه وسیعی از کارشناسان حقوقی و نظامی این روایت را قبول ندارند و عقل سلیم نیز آن را ادعایی بی اساس می داند. تلاش برای قاچاق مواد مخدر به ایالات متحده، تلاش برای سرنگونی دولت ایالات متحده یا شکست ارتش ایالات متحده نیست، حتی اگر همه آن قایق ها در واقع دقیقاً همان کار را انجام می دادند.

به نظر می رسد یکی از دلایل امتناع ترامپ از درخواست مجوز کنگره این است که او می داند که حتی در میان جمهوری خواهان کنگره نیز کسانی هستند که عمیقاً به مسیری که او کشور را در پیش گرفته است مشکوک هستند. حتی اکنون، سناتورهای رند پل و لیزا مورکوفسکی و نمایندگان دان بیکن و توماس ماسی که همگی جمهوری‌خواه هستند، از طرحی حمایت کرده‌اند که هدف آن محدود کردن دامنه اقدامات نظامی ترامپ علیه ونزوئلا است.

دلیل دوم مخالفت با حملات آقای ترامپ به ونزوئلا، مغایرت این اقدامات با قوانین بین المللی است. با هدف قرار دادن و منفجر کردن قایق‌های کوچکی که ترامپ ادعا می‌کند در قاچاق مواد مخدر دست داشته‌اند، افراد صرفاً بر اساس ظن ارتکاب جرم جان خود را از دست داده‌اند. بدون اینکه امکان دفاع از خود یا برخورداری از هیچ گونه روند قانونی فراهم شود. کنوانسیون‌های ژنو 1949 و همچنین تمام معاهدات حقوق بشری از آن زمان تاکنون، چنین قتل‌های غیرقانونی را ممنوع کرده‌اند. قوانین داخلی ایالات متحده نیز همین ممنوعیت را اعمال می کند.

به نظر می رسد که دولت آمریکا دست کم در مواردی افرادی را که بی دفاع بوده اند به قتل رسانده است. در یکی از این حملات، حدود 40 دقیقه پس از اولین حمله، نیروی دریایی ایالات متحده دوباره به سمت همان قایق که از حرکت بازمانده بود، شلیک کرد. اقدامی که منجر به کشته شدن دو ملوانی شد که به لاشه قایق چسبیده بودند و ظاهراً هیچ تهدیدی نداشتند. همانطور که همکار ما و وکیل سابق ارتش ایالات متحده دیوید فرنچ نوشته است، “آنچه جنگ را از قتل جدا می کند قانون است.”

ونزوئلا؛ آزمونی خطرناک برای قدرت نمایی بدون عقلانیت

استدلال های حقوقی علیه اقدامات آقای ترامپ مهمترین نقطه انتقاد است، اما یک استدلال سرد و واقع بینانه نیز وجود دارد: این عملیات ها در راستای منافع امنیت ملی آمریکا نیست. نزدیک ترین نمونه تاریخی که می توان تا حدودی امیدوارکننده دانست، حمله 36 سال پیش رئیس جمهور جورج اچ دبلیو دبلیو بوش به پاناما است. حمله ای که منجر به برکناری دیکتاتور وقت مانوئل نوریگا شد و پاناما را در مسیر دموکراسی قرار داد. با این حال، ونزوئلا از چند جهت اساسی متفاوت است: پاناما کشوری بسیار کوچک‌تر بود و مکانی در نظر گرفته می‌شد که مقامات و نیروهای آمریکایی برای دهه‌ها از طریق کانال پاناما در آن حضور و فعالیت داشتند.

نزول ونزوئلا در هرج و مرج بسیار محتمل به نظر می رسد که نادیده گرفته شود. حتی اگر آقای مادورو دستگیر شود، ژنرال هایی که ارکان اصلی بقای رژیم او را تشکیل دادند، از صحنه محو نخواهند شد. از سوی دیگر، بسیار بعید است که همان شبکه برق بخواهد زمام امور را به ماریا کورینا ماچادو بسپارد. یکی از اپوزیسیون که گفته می شود جنبشش در انتخابات گذشته این کشور پیروز شده و جایزه صلح نوبل را در این ماه دریافت کرده است.

در سناریوهای منفی احتمالی، ممکن است خشونت گروه چپ مسلح کلمبیایی “ELN” که در مناطق غربی ونزوئلا مستقر است تشدید شود یا گروه های شبه نظامی موسوم به “Collectivos” که در دوران دیکتاتوری مادورو در حاشیه قدرت فعال بودند، نقش مخرب تری پیدا کنند. افزایش بی ثباتی در ونزوئلا همچنین می تواند بازارهای جهانی انرژی و مواد غذایی را متلاطم کند و موج جدیدی از مهاجرت را در سراسر نیمکره به راه بیندازد.

بنابراین، ایالات متحده چگونه باید با مشکل مزمنی که ونزوئلا برای منطقه و برای منافع آمریکا ایجاد کرده است، برخورد کند؟ ما در امید و ناامیدی ونزوئلایی هایی که در این وضعیت گرفتار شده اند و حتی برخی از آنها که خواستار مداخله شده اند، شریک هستیم. اما برای این بحران، نسخه های ساده و ارزانی وجود ندارد. جهان باید تا به حال به خوبی یاد گرفته باشد که “تغییر رژیم” چه خطراتی را به دنبال دارد. ما هنوز امیدواریم که بحران کنونی با هزینه های کمتر از آنچه می ترسید به پایان برسد. با این حال، ما نگران این هستیم که ماجراجویی آقای ترامپ در نهایت منجر به رنج بیشتر مردم ونزوئلا، تشدید بی ثباتی منطقه و آسیب های پایدار به منافع آمریکا در سراسر جهان شود. و ما می دانیم که جنگ افروزی آقای ترامپ نقض آشکار قانون است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی