محمدرضا عاشوری، دانشجوی دکترای تاریخ و مدیر گروه نهضت های اسلامی در موسسه مطالعات راهبردی خاورمیانه در کانال تلگرامی خود نوشت: میانجی گری عمان در مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا الگوی خاصی دارد که آن را از سایر بازیگران متمایز می کند.
1. عمان بی نیاز است. برخلاف برخی کشورها، نه به دنبال اعلام نقش رسمی است و نه مذاکره را به ابزاری برای حیثیت سیاسی تبدیل می کند. این پنهان کاری آگاهانه هزینه سیاسی گفتگو را برای تهران و واشنگتن کاهش می دهد.
2. عمان یک میانجی بدون برنامه رقابتی است. مسقط به دنبال نقاط استراتژیک نیست و این مذاکرات را بخشی از رقابت منطقه ای نمی داند. هدف اصلی، ثبات پیرامونی و جلوگیری از تشدید بحران است، نه «حل تعارض».
3. عمان یک میانجی کانال محور است نه توافق گرا. کار اصلی او صلح نیست، کار اصلی او بستن کانال ها نیست. وقتی همه جاده ها بسته هستند، مسقط معمولا آخرین دری است که هنوز باز است.
به همین دلیل است که عمان نه زمانی که بحران حل می شود، بلکه دقیقاً زمانی که همه چیز در بن بست است، به صحنه می آید. به زبان ساده تر:
عمان به این دلیل انتخاب نمی شود که لزوماً بحران را حل می کند، بلکه عمان میانجی می شود زیرا انگیزه ها و ظرفیت هایی را دارد که اجازه نمی دهد بحران غیرقابل مدیریت شود.





