به گزارش خبرگزاری به گزارش میهن تجارت، تحولات سریع دنیای امروز مفهوم آموزش را از چارچوب های سنتی خارج کرده و انتظارات نسل جدید را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. در گذشته داشتن مدرک تحصیلی و تسلط بر مجموعه ای از دانش های نظری می توانست ضامن اشتغال و موقعیت اجتماعی باشد، اما اکنون شرایط متفاوت است. نوجوانان امروزی باید برای زندگی در دنیایی که با تغییرات تکنولوژیکی، تغییرات فرهنگی و نوسانات پی در پی اقتصادی همراه است آماده شوند. در چنین محیطی، توانایی سازگاری، تصمیم گیری آگاهانه، مدیریت روابط و کنترل احساسات به اندازه دانش تخصصی مهم و حتی در بسیاری از موارد تعیین کننده تر است.
از سوی دیگر ساختار خانواده ها و الگوهای ارتباطی نیز نسبت به گذشته تغییر کرده است. کوچک شدن خانواده ها، افزایش اشتغال والدین، مهاجرت، و تضعیف پیوندهای خویشاوندی گسترده فرصت های طبیعی برای یادگیری مهارت های اجتماعی را کاهش داده است. کودکان و نوجوانان بخش قابل توجهی از وقت خود را در فضای مجازی می گذرانند. فضایی که اگرچه فرصت های یادگیری زیادی دارد، اما جایگزین کاملی برای تعامل چهره به چهره و تجربه های واقعی احساسی نیست. در نتیجه بسیاری از مهارت هایی که قبلا به صورت غیرمستقیم و در چارچوب زندگی روزمره آموخته می شدند، امروزه نیازمند برنامه ریزی آگاهانه و آموزش هدفمند هستند.
همچنین پیچیدگی انتخاب ها در جامعه معاصر، نوجوانان را با تصمیماتی مواجه کرده است که پیامدهای بلندمدتی دارد. انتخاب رشته تحصیلی، مسیر شغلی، نوع ارتباطات اجتماعی و حتی نحوه حضور در شبکه های اجتماعی همگی نیازمند قدرت تحلیل، خودشناسی و پیش بینی عواقب است. در غیاب مهارت های لازم، نوجوان ممکن است تحت تأثیر فشار همسالان، تبلیغات یا احساسات زودگذر تصمیم بگیرد و بعداً با احساس شکست یا سردرگمی مواجه شود. بنابراین پرورش توانایی تصمیم گیری مسئولانه و تقویت خودآگاهی یک ضرورت انکارناپذیر در مسیر رشد اوست.
از منظر اقتصادی، دنیای کار به سرعت در حال تغییر است و بسیاری از مشاغل سنتی جای خود را به حرفه های جدید داده اند. کارفرمایان بیش از هر زمان دیگری به دنبال افرادی هستند که علاوه بر دانش تخصصی، دارای مهارت های نرمی مانند کار تیمی، خلاقیت، انعطاف پذیری، ارتباط موثر و مدیریت زمان باشند. این مهارت ها نه تنها بهره وری فردی را افزایش می دهند، بلکه زمینه ساز پیشرفت و نوآوری سازمانی می شوند. بنابراین آمادهسازی نوجوانان برای آینده شغلی مستلزم توجه جدی به پرورش این مهارتها در کنار آموزش علمی است.
تاثیر واضح مهارت های حل مسئله، مدیریت استرس، تفکر خلاق، ارتباط موثر، مدیریت خشم و ابراز وجود در بزرگسالی / سرمایه گذاری روی مهارت ها نیز مهم تر از سرمایه گذاری های مالی است.
محسن لعلی، روانشناس بالینی و متخصص روان درمانی به گزارش میهن تجارت با بیان اینکه نقش والدین در بحث مهارت آموزی برای نوجوانان بسیار کلیدی است، به خبرنگار به گزارش میهن تجارت گفت: والدین تنها زمانی می توانند نوجوانان را به سمت کسب مهارت های زندگی سوق دهند که خودشان این مهارت ها را در زندگی شخصی و خانوادگی خود نهادینه کرده باشند.
وی می افزاید: مهارت هایی مانند حل مسئله، مدیریت استرس، تفکر خلاق، ارتباط موثر، کنترل خشم و شجاعت از جمله مهارت هایی است که سازمان بهداشت جهانی بر آموزش تاکید دارد و تاثیر آن را در بزرگسالی به وضوح می توان مشاهده کرد و آموزش مهارت های زندگی را می توان سرمایه گذاری بلندمدت تلقی کرد.
این روانشناس بالینی و فوق تخصص روان درمانی با بیان اینکه این سرمایه گذاری حتی از سرمایه گذاری های مالی نیز مهمتر است، بیان می کند: بسیاری از والدین به دنبال سپرده های بانکی یا حمایت مالی برای آینده فرزندان خود هستند، در حالی که آموزش مهارت های زندگی سرمایه گذاری دائمی است که فرد می تواند در تمام مراحل زندگی از آن بهره مند شود.
بخش قابل توجهی از مشکلات ریشه در کمبود مهارت دارد/ نیاز به تداوم و پیگیری موثر برای نهادینه شدن مهارت ها
لعلی با بیان اینکه تجربیات بالینی و مشاوره ای نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مشکلات فردی، خانوادگی و زندگی ریشه در فقدان این مهارت ها دارد، ادامه می دهد: به عنوان مثال فردی که مهارت شجاعت را نیاموخته است در موقعیت های حساس نمی تواند نه بگوید و این ناتوانی ممکن است در آینده با مشکلات جدی در روابط اجتماعی و خانوادگی مواجه شود.
وی با بیان اینکه فردی که مهارت حل مسئله را نیاموخته است در مواجهه با درگیری های ارتباطی ساده دچار گیر و سردرگمی می شود، می گوید: اگر به ریشه این مشکلات برگردیم مشخص می شود که آموزش این مهارت ها باید از دوران کودکی و نوجوانی شروع می شد و مسئولیت این آموزش هم بر عهده خانواده و هم بر عهده نظام آموزشی است.
این روانشناس بالینی و متخصص روان درمانی می افزاید: در مقاطعی برای آموزش مهارت های زندگی تلاش شده و حتی کتاب هایی در این زمینه تدوین و تدریس شده است، اما مشکل اصلی عدم استمرار و پیگیری موثر است و آموزش هایی که به صورت مقطعی ارائه می شود و در رفتار والدین، معلمان و الگوهای اجتماعی منعکس نمی شود، به سختی می تواند منجر به درونی سازی افراد شود.
آموزش مهارت های نوجوانان بخشی از فرآیند شکل گیری هویت آنهاست / پیوند مهارت های زندگی با سلامت روان
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاوره کودک و نوجوان وی با بیان اینکه اگر بخواهیم از زاویه ای دیگر به موضوع مهارت آموزی جوانان نگاه کنیم باید آن را بخشی از فرآیند هویت سازی بدانیم، به خبرنگار به گزارش میهن تجارت گفت: نوجوانی دوره ای است که فرد در حال پاسخگویی به این سوال است که من کیستم؟ و مهارت های زندگی ابزارهایی هستند که به او کمک می کنند تصویری واضح تر و پایدارتر از خود ایجاد کند. بدون این ابزارها، هویت فرد ممکن است بر اساس فشار همسالان، احساسات زودگذر یا الگوهای ناپایدار شکل بگیرد.
وی با بیان اینکه از سوی دیگر تغییرات سریع اجتماعی و فضای دیجیتال، ضرورت یادگیری مهارت های جدید را دوچندان کرده است، می افزاید: نوجوانان امروزی با حجم عظیمی از اطلاعات، مقایسه های اجتماعی و تعاملات مجازی مواجه هستند و در چنین شرایطی توانایی تفکر انتقادی، تشخیص اخبار نادرست، مدیریت زمان آنلاین و حفظ مرزهای شخصی به مهارت های سنتی زندگی تبدیل شده است.
این روانشناس و مشاور کودک و نوجوان بیان می کند: نکته مهم دیگر ارتباط مهارت های زندگی با سلامت روان است و تحقیقات نشان می دهد افرادی که توانایی تنظیم هیجانات، خودآگاهی و تصمیم گیری را دارند در برابر اضطراب، افسردگی و رفتارهای پرخطر مقاومت بیشتری دارند. به عبارت دیگر مهارت های زندگی می تواند نقش یک سپر محافظ را ایفا کند و احتمال آسیب پذیری نوجوانان را کاهش دهد.
باید به نقش مدارس به عنوان محیط تمرین اجتماعی توجه شود/ تقویت مهارت های زندگی باید روندی مستمر و گام به گام تلقی شود.
رضازاده با بیان اینکه باید به نقش مدرسه به عنوان محیط تمرین اجتماعی توجه شود، ادامه می دهد: کلاس تنها مکانی برای انتقال دانش نظری نیست، بلکه می تواند فضایی برای تمرین گفت و گو، کار گروهی، پذیرش تفاوت ها و مسئولیت باشد و اگر این مهارت ها در فعالیت های عملی و مشارکتی گنجانده شود، یادگیری آنها عمیق تر و ماندگارتر می شود.
وی با بیان اینکه از نظر تربیتی الگوپذیری بزرگسالان از اهمیت ویژه ای برخوردار است، گفت: نوجوانان بیش از گوش دادن به نصیحت رفتارها را مشاهده و تقلید می کنند و نحوه برخورد والدین و معلمان با تعارض، استرس یا شکست به طور غیرمستقیم در ذهن نوجوان ثبت می شود و الگوی رفتاری او می شود، بنابراین هماهنگی بین گفتار و کردار بزرگسالان نقش مؤثری را ایفا می کند.
این روانشناس و مشاور کودک و نوجوان، تقویت مهارت های زندگی را باید یک فرآیند مستمر و گام به گام دانست نه یک برنامه کوتاه مدت یا کارگاهی یکباره و می افزاید: این آموزش مستلزم تکرار، بازخورد و فرصت تجربه است تا بخشی از عادات رفتاری فرد شود، و سرمایه گذاری مجدد در این زمینه مسئولیت پذیرتر شود. نسلی توانمند در مواجهه با چالش های آینده
در بعد اجتماعی، افزایش تنوع فرهنگی و گسترش ارتباطات فرامرزی، ضرورت درک تفاوتها و گفتوگوی سازنده را برجسته کرده است. نوجوانان امروزه با دیدگاه ها، سبک های زندگی و ارزش های متفاوتی مواجه هستند و اگر مهارت های همدلی، مدارا و مدیریت تعارض را نیاموخته باشند، ممکن است در مواجهه با این تنوع دچار تنش شوند. آموزش این مهارتها میتواند به شکلگیری نگرش بازتر، تقویت سرمایه اجتماعی، کاهش تضادهای نسلی و فرهنگی، و زمینهسازی جامعهای با گفتگو محورتر کمک کند.
علاوه بر این، فشارهای تحصیلی و مسابقات فشرده آموزشی باعث افزایش سطح استرس در بین نوجوانان شده است. انتظار موفقیت مستمر، مقایسه های اجتماعی و نگرانی در مورد آینده می تواند سلامت روان آنها را تهدید کند. در چنین شرایطی مهارت هایی مانند تنظیم هیجان، تاب آوری، مدیریت استرس و مراقبت از خود اهمیت ویژه ای پیدا می کنند. برخورد پیشگیرانه در این زمینه نه تنها بروز مشکلات روانی را کاهش می دهد، بلکه کیفیت عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی نوجوانان را بهبود می بخشد.
نباید از نقش تجربیات روزانه و الگوهای رفتاری بزرگسالان در شکل گیری شخصیت نوجوان غافل شد. نحوه برخورد خانواده و مدرسه با مسائلی مانند شکست، مسئولیت پذیری، حاکمیت قانون و احترام متقابل پیام های آموزشی عمیقی را منتقل می کند. اگر این پیام ها هماهنگ و منسجم نباشد، نوجوان با تعارض ارزشی مواجه می شود و مسیر رشد مهارت او مختل می شود. ایجاد همسویی بین نهاد خانواده، مدرسه و رسانه می تواند بستر مطمئن تری برای درونی سازی مهارت های زندگی فراهم کند.
در مجموع توجه به مهارت های زندگی پاسخی ضروری به مقتضیات عصر حاضر است. دورانی با فرصت ها و چالش های بی سابقه. سرمایه گذاری در این زمینه فقط یک انتخاب آموزشی نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تضمین رشد متوازن فردی، ثبات خانواده و توسعه اجتماعی است. هر چه این نگاه عمیقتر و برنامهها منسجمتر باشد، نسلی توانمندتر، مسئولیتپذیرتر و آمادهتر برای رویارویی با آینده خواهد بود.
منبع : به گزارش میهن تجارت







