چرا ارزش دلاری بورس آب رفت؟

بورس تهران

میهن تجارت- همزمان با تشدید ریسک‌های ژئوپلیتیکی و تداوم بی‌ثباتی اقتصادی، بازار سرمایه ایران بار دیگر با کاهش چشمگیر ارزش دلار مواجه شده است. این بازار که در اوج سال 2019 ارزشی در حدود 400 میلیارد دلار داشت، اکنون به محدوده نزدیک به 70 میلیارد دلار رسیده است. کاهش سنگینی که نشان دهنده موانع قدرتمندی است که مسیر حرکت بازار را بسته و ریشه در مجموعه ای از عوامل بنیادی، ساختاری و سیاسی دارد.

سروش گرامی، کارشناس بازار سرمایه درباره دلایل آغاز این روند نزولی گفت: روند قیمت دلار عملا از سال 1398 آغاز شد؛ اما در سال 1398، قیمت دلار آغاز شد. زمانی که بازار در اوج تاریخی خود بود. از آن زمان به بعد، سود شرکت ها کاهش یافت و نسبت های ارزش گذاری کاهش یافت.

وی درباره کاهش سودآوری توضیح داد: یکی از مهمترین عوامل عدم تعادل انرژی بود. در سال های اخیر بسیاری از شرکت های بزرگ با محدودیت هایی در زمینه برق، گاز و حتی آب مواجه بوده اند. تولید سال به سال کاهش یافت و این موضوع مستقیماً به سودآوری فشار آورد. وقتی تولید کاهش می یابد، طبیعتا سود دلار نیز کاهش می یابد و ارزش بازار کاهش می یابد.

به گفته این تحلیلگر، ساختار کالامحور بورس ایران نیز از این افت بی تاثیر نمانده است. پس از جهش قیمت ها در دوره پسا کرونا، بسیاری از کالاها وارد فاز اصلاح شدند. امروزه به جز برخی از اقلام مانند اوره و مس، اکثر کالاهای اساسی زیر سقف تاریخی معامله می شوند. یعنی درآمد دلاری شرکت های بزرگ نسبت به آن دوره کاهش یافته است.

گرمی عامل مهم دیگر را شکاف ارزی دانست و اظهار داشت: در سال های گذشته شکاف نرخ رسمی ارز با دلار آزاد در مقاطعی به حدود 100 درصد می رسید. شرکت ها صادرات خود را با نرخ های پایین تری قیمت گذاری کردند، در حالی که مبنای ارزش گذاری بازار دلار آزاد بود. این موضوع نشان داد که سود دلار کم است. اکنون که این شکاف کاهش یافته و سیاست حرکت به سمت تک نرخی شدن ارز در دستور کار قرار گرفته، کم کم آثار آن در گزارش ها دیده می شود و می تواند بخشی از ارزش دلاری بازار را بازگرداند.

این کارشناس با اشاره به افت نسبت قیمت به سود بازار گفت: علاوه بر کاهش سود، ضریب ارزش گذاری نیز کاهش یافته است. P/E بازار به محدوده حدود 4 واحد رسیده است که بخش مهمی از آن ناشی از افزایش نرخ سود و رشد ریسک است. نرخ بهره از حدود 20 درصد در سال 2019 به نزدیک به 40 درصد رسیده است و این امر سرمایه را به سمت بازار پول سوق داده است. بهره چند نرخی نیز بر عدم قطعیت افزوده است.

وی درباره حمایت مستقیم دولت تاکید کرد: تزریق پول یا حمایت های موردی ممکن است در کوتاه مدت موثر باشد اما در بلندمدت مشکل را حل نمی کند. بازار بیش از پول انداختن به اصلاحات ساختاری نیاز دارد. دولت باید به سمت حل عدم تعادل انرژی حرکت کند. توسعه انرژی های تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی و تشویق سرمایه گذاری در زیرساخت ها می تواند تولید شرکت ها را افزایش دهد. از سوی دیگر، تنظیم نرخ سود و ایجاد ثبات در سیاست های پولی و ارزی ضروری است. تعیین شرایط سیاسی و کاهش ریسک های سیستماتیک نیز نقش تعیین کننده ای در بهبود ارزش گذاری بازار دارد.

این تحلیلگر در خاتمه خاطرنشان کرد: افت ارزش دلاری بورس نتیجه مجموعه عوامل بنیادی است. اگر سودآوری پایدار شود، ریسک ها کاهش یابد و ثبات به اقتصاد بازگردد، بازار سرمایه می تواند دوباره به جایگاه بالاتری برسد. اما بدون اصلاحات عمیق، تزریق پول نقد راه حل پایداری نخواهد بود.

بازار قوی با پول ترسو شکل نمی گیرد

میلاد زمانی، کارشناس بازار سرمایه به بررسی عدم رشد ارزش بورس تهران پرداخت و گفت: از زمانی که زمزمه های توافق مطرح شد، بازار واکنش های مثبتی از خود نشان داد، اما با وقوع درگیری ها و افزایش ریسک جنگ، بالاترین میزان بلاتکلیفی بر بازار سایه انداخت. این ریسک همچنان وجود دارد و اجازه نمی دهد بورس مسیر ثابتی را طی کند.

وی افزود: بازار در مقاطعی توانسته بود بخشی از عقب ماندگی ارزش دلاری خود را جبران کند اما با هر موج افزایش نرخ دلار باز هم عقب می ماند. دلیل اصلی را باید در خطر جنگ و عدم اطمینان سیاسی جستجو کرد.

زمانی با اشاره به رفتار سرمایه گذاران تصریح کرد: در شرایط فعلی ترجیح سرمایه گذاران این است که به سمت دارایی های مطمئن مانند طلا حرکت کنند. حتی در دوره هایی که ریسک ها تشدید می شود، شاهد خروج پول از صندوق های بورس طلا هستیم. این نشان می دهد که وزن ناامنی های سیاسی و اقتصادی در تصمیم گیری سرمایه گذاران بسیار زیاد است و چشم انداز روشنی برای آینده ندارند.

وی تاکید کرد: جهت گیری های کلان اقتصادی دولت در بودجه و سیاست ها آن طور که باید به نفع بازار سرمایه نبوده است. شاید این عوامل تاثیر تعیین کننده ای نداشته باشند، اما بی تاثیر هم نیستند و در کنار سایر ریسک ها، فشار مضاعفی به بازار وارد می کنند.


بیشتر بخوانید: سقوط بورس تا کجا خواهد بود؟


این تحلیلگر بازار سرمایه با اشاره به وضعیت صنایع پیشرو و ارزآور تصریح کرد: شرکت های بزرگ به ویژه در حوزه فلزات و کالاها همچنان با عدم تعادل انرژی دست و پنجه نرم می کنند. گزارش هایی که منتشر می شود با انتظارات سرمایه گذاران همخوانی ندارد و همین موضوع باعث تضعیف اعتماد شده است. در زمانی که بحث تک نرخی شدن دلار مطرح شد، بازار رشد چشمگیری را تجربه کرد. اما با افزایش مجدد ریسک ها و رشد نرخ ارز، دوباره شاهد کاهش ارزش دلاری بازار بودیم.

وی زمانی تصریح کرد: مداخله مستقیم دولت در سمت تقاضا و بالا بردن مصنوعی بازار در بلندمدت نتیجه ای جز خسارات سنگین تری ندارد. بازار باید بر اساس مکانیزم عرضه و تقاضا متعادل شود و کشف قیمت انجام شود. هرگونه مداخله مستقیم این تعادل را بر هم می زند.

وی در عین حال خاطرنشان کرد: حمایت دولت می تواند در حوزه سیاست های پولی و ثبات اقتصادی معنا پیدا کند. اگر سیاست ها به گونه ای باشد که نقدینگی سرگردان به جای حرکت به سمت دلار و طلا به سمت بازار سرمایه هدایت شود و تصمیمات ناگهانی و یک شبه متوقف شود، امید و خوش بینی به بازار بازمی گردد.

این کارشناس با اشاره به مقایسه شرکت های داخلی با نمونه های بین المللی گفت: اگر شرکت های مس و فولاد ایران را با همتایان جهانی خود مقایسه کنیم قیمت ها به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. در شرایط عادی و بدون ریسک سیاسی، این شرکت ها حتی چندین برابر ارزش فعلی قابل معامله هستند. اما ریسک‌های ژئوپلیتیکی و بی‌ثباتی اقتصادی به بازار اجازه واکنش کامل به این ارزش را نمی‌دهد.

وی زمانی در جمع بندی تاکید کرد: بزرگترین ریسک بازار سرمایه عدم ثبات است. پول بازار سرمایه، پول ترسو است و با کوچکترین شوکی از بازار خارج می شود. تجربه تعطیلی بازار در زمان جنگ و هیجانات فروش پس از آن نمونه بارز این رفتار بود. حمایت متناوب ممکن است بازار را در کوتاه مدت افزایش دهد، اما ادامه مسیر مستلزم هجوم سرمایه است. هجوم سرمایه تنها در سایه امنیت اقتصادی، ثبات سیاسی و کاهش عدم اطمینان شکل می گیرد. در غیر این صورت بازار سرمایه نمی تواند جریان نقدینگی پایداری را جذب کند.

منبع: دنیای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی