بعدی- موضوع مهاجرت در ایران یک تغییر بازی است که همراه با ناملایمات اجتماعی دستخوش تغییراتی می شود. اکنون برخی به احتمال افزایش تمایل به مهاجرت پس از ناآرامی های روز اشاره می کنند. بنابراین باید یک بار دیگر به علل و فراز و نشیب های موضوع مهاجرت نگاه کرد.
بر اساس گزارش فردا، سید محمود نجاتی حسینی، مدیر گروه جامعه شناسی دین – پژوهشکده مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، در تعریف موضوع مهاجرت می گوید: مهاجرت – یعنی مهاجرت داوطلبانه یا غیرارادی یک فرد یا گروهی از نقطه ای به نقطه دیگر به امید بهبود وضعیت زندگی آنها، به ویژه پس از انقلاب توده ای در ایران همواره شاهد بوده ایم. از روستاها به شهرهای مرکزی و از این شهرها به شهرهای بزرگ و سپس به کلانشهرها و کلانشهرهایی مانند تهران».
خطر مهاجرت به حاشیه شهر را فراموش نکنیم
سید محمود نجاتی حسینی به به گزارش میهن تجارت می گویدعلاوه بر این مهاجرتهای داخلی که نوعی معضل اجتماعی نیز به شمار میرود – چرا که باعث خالی شدن روستاها از جمعیت لازم برای بقای جامعه محلی و همچنین کاهش نیروی کار در بخش کشاورزی و دامپروری و همچنین افزایش بیرویه جمعیت و ترافیک شهری در شهرهای پذیرنده مهاجر، افزایش بیکاری و حتی افزایش قیمت مسکن شهری، افزایش بیکاری و حتی افزایش قیمت مسکن شهری و افزایش بیکاری شهری میشود. میزان جرم و جنایت – باید به یک معضل اجتماعی در زمینه مهاجرت شهری نیز اشاره کرد که محصول شرایط بحرانی اقتصادی دهه اخیر کشور و نتایج منفی آن برای زندگی در شهرهای بزرگ، متوسط و کوچک است.
منظور وی مهاجرت های درون شهری از مناطق شمالی شهر یعنی مناطق مرفه و گران به مناطق مرکزی شهرها و همچنین از این مناطق به مناطق جنوبی و ارزان تر و حاشیه شهرها و همچنین شهرهای پیرامونی است که از نظر وی: «از نظر جامعه شناسی پیامدهای منفی اجتماعی- فرهنگی برای فرزندان خردسال مهاجر به ویژه خانواده های مهاجر دارد.»
مهاجرت های خارجی چندین دهه است که گریبان ایران را گرفته است
این جامعه شناس نوع دیگری از مهاجرت در ایران را این گونه بررسی می کند: «لازم به ذکر است که مشکل مهاجرت اضافی که جامعه کنونی ایران، کشور-دولت و دولت-ملت را به ویژه در چند دهه گذشته گریبانگیر جامعه کنونی ایران کرده است، منظورم مهاجرت فراسرزمینی یا اصطلاح تعمیم یافته آن، مهاجرت به خارج از کشور است.
قبل از پرداختن به ماهیت و ابعاد فرهنگی-اجتماعی مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور و نتایج و پیامدهای اقتصادی سیاسی آن برای جامعه و کشور- دولت، نکاتی قابل تأمل است که به سه دسته تقسیم می شود و از دیدگاه نجاتی حسینی به شرح زیر است:
فقط حدود 20 درصد ایرانی ها به مهاجرت فکر نمی کنند!
اولاً از دیدگاه ایشان: «مطالعات موجود نشان میدهد که طی سه دهه اخیر، بهویژه تمایل ایرانیها به مهاجرت بسته به شرایط بحرانیتر کشور افزایش یافته است. برخی از آمارهای برگرفته از مطالعات تجربی اخیر نشان میدهد که تنها حدود 20 درصد ایرانیها به مهاجرت فکر نمیکنند! این بدان معناست که اکثر مردم کم و بیش فکر میکنند که مهاجرت از وطن خود به خارج از کشور بسیار زیاد است! موضوع اجتماعی در مورد مهاجرت به خارج از کشور موضوعی که باید از منظر جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی، ریشه های شکل گیری آن و همچنین انگیزه ها و دلایل این نوع تفکر و همچنین شرایط ساختاری محیطی برای ایجاد این نوع انگیزه، یعنی تفکر در مورد مهاجرت بررسی شود.
دیاسپورای ایرانی بزرگترین دیاسپورای جهان است
ثانیاً این جامعه شناس خاطرنشان می کند: «جمعیت ایرانیان مهاجرت کرده به خارج از کشور و تشکیل دیاسپورای بزرگ ایرانی در خارج از مرزهای سرزمینی ایران نیز بخشی از معضل اجتماعی مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور است. بر اساس آمار رسمی و کارشناسی جمعیت ایرانی خارج از کشور که برگرفته از داده های نهادهای مرتبط (مانند: دبیرخانه رصدخانه شورای عالی عمران ایران، دبیرخانه شورای عالی عمران ایران، سازمان دیده بان ایران، شورای عالی عمران ایران، سازمان دیده بان ایران، شورای عالی عمران ایران، سازمان دیده بان ایران، سازمان دیده بان ایران، سازمان دیده بان ایران، شورای عالی عمران ایران، ثانیاً، این جامعه شناس ثانیاً، این جامعه شناس خاطرنشان می کند ثانیاً، این جامعه شناس خاطرنشان می کند: جمعیت دیاسپورای ایران بین 8 تا 10 میلیون نفر در نوسان است یک اشتباه، این دیاسپورای ایرانی احتمالاً باید بزرگترین دیاسپورای جهان باشد.”
مهاجران ایرانی حدود یک و نیم تریلیون دلار ثروت در کشورهای دیگر انباشته اند
نجاتی حسینی در درجه سوم خاطرنشان می کند: بررسی شاخص های اقتصادی-اجتماعی این دیاسپورای ایرانی نشان می دهد که ایرانیان مهاجر خارج از کشور حدود یک و نیم تریلیون دلار ثروت و سرمایه در کشورهای دیگر انباشته اند! آنها در حرفه های مهندسی، پزشکی و حقوقی، در صنعت ارتباطات و اینترنت و فناوری های هوافضا و همچنین در مؤسسات آموزشی، علمی و تحقیقاتی غرب سرآمد بوده اند. از این حیث، ما با یک معضل اجتماعی دیگر مرتبط با دیاسپورای ایرانی مواجه هستیم که باید بیشتر روی ماهیت و پیامدهای آن و راهکارهای کارشناسی علمی برای کاهش اثرات آن کار کرد. منظورم بحث فرار مغزها، سرمایه، نیروی کار و نیروی کارآفرین از ایران است. از این نظر، شاهد نرخ بحرانی افزایش مهاجرت گروه های اجتماعی توانمند اعم از دانشجویان، اعضای هیأت علمی و کادر پزشکی و پرستاری هستیم. همانطور که نرخ افزایش مهاجرت سرمایه داران و کارآفرینان ایرانی نیز بحرانی شده است.
تحقیقات سیاست مهاجرت به اندازه کافی انجام نشده است
از دیدگاه او واقعیت اجتماعی این است: «هم از منظر جامعهشناسی سیاسی اقتصادی مهاجرت و هم از دیدگاه روانشناسی اجتماعی و فرهنگی مهاجرت، ترکیب چهار عنصر اجتماعی یعنی میل، تمایل، توانایی، تدبیر مهاجرت، اقدام مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور را تشکیل میدهد؛ علاوه بر این، دو عنصر مهم مهاجرت، یعنی مهاجرت، عامل مهم مهاجرت، یعنی مهاجرت، نیز عامل مهم کشش، مهاجرت، مهاجرت مجدد است. مهاجرت همچنین هم افزایی بین عوامل نهادی و ساختاری محیط زندگی در ایران و دلایل و انگیزه ها و نیات و اهداف فعالان در فرآیند مهاجرت و تحقق آن گنجانده شده است.
بنابراین، از دیدگاه این جامعهشناس: «در ایجاد مهاجرت چند میلیون ایرانی به خارج از کشور برای بررسی جامعهشناختی موضوع اجتماعی مهاجرت ایرانیان و پژوهشهای سیاست مهاجرت، باید طیف وسیعی از علل – یعنی عوامل نهادی ساختار برونزا – و دلایل – یعنی عوامل کنشگری درونزا – را در نظر گرفت.
مهاجرت یک اقدام منطقی با هدف ریسک اجتماعی است
یکی دیگر از واقعیت های اجتماعی از دیدگاه او این است که: «از دیدگاه جامعه شناسی و نظریه عقلانیت اجتماعی، مهاجرت اساساً یک کنش عقلانی با هدف مخاطره اجتماعی است، یعنی قصد و عمل مهاجرت با مخاطراتی در مبدأ و مقصد مهاجرت همراه است که بیشتر آن ها را نمی توان به طور دقیق برای کنشگر، یعنی مهاجر یا فرد مهاجر و خانواده مهاجر به گروه های اجتماعی و خانواده در حال مهاجرت، پیش بینی کرد.
کنشگر مهاجر نوعی کنشگر منطقی است
اما از دیدگاه او: «فعال مهاجر نوعی کنشگر منطقی است که ریسک اجتماعی را از طریق مدل تحلیل هزینه- فایده انجام می دهد. بر اساس این مدل اقتصادی-اجتماعی، وقتی کنشگر به این نتیجه می رسد که رفتن از وطن خود به مکان دیگری که وطنش نیست، برای او و خانواده اش سودمندتر است و از این رو با بررسی ظرفیت و تصمیم گیری فرزندانش، آینده را بررسی می کند. در دسترس اوست، او مهاجرت می کند، حتی با ریسک اجتماعی بالا و ریسک و حتی ریسک.
مهاجران پناهنده وضعیت اقتصادی اجتماعی ژله ای دارند
وی در مورد مهاجرت از نوع پناهندگی می گوید: این خطر اجتماعی بسیار زیاد است زیرا آینده ای مبهم، نامشخص و متزلزل است و وضعیت اقتصادی اجتماعی ژله ای پیش روی فعال مهاجر است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: اما در مهاجرتهای اقتصادی که با سرمایهگذاری انبوه مالی مورد تقاضای کشور مقصد همراه است و توسط سرمایهداران، تجار و کارآفرینان اقتصادی انجام میشود، میزان ریسک اجتماعی مهاجرت همچنان کمتر از مهاجرت علمی است و همچنان مهاجرت اقتصادی از نوع نیروی کار است که بستگی به سطح مهارت و ماهیت بازار کار و ماهیت بازار کار و ماهیت بازار کار و ماهیت بازار کار و ماهیت بازار کار و ماهیت بازار کار و ماهیت بازار کار و نوع نیروی کار کشور و میزان ریسک اجتماعی مهاجرت دارد. از درآمد حاصل از کار و هزینه های زندگی در مقصد، درجه خطر اجتماعی مهاجرت در نوسان است.
خطرات فرهنگی مهاجرت باید جدی گرفته شود
در مجموع مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور از دیدگاه وی: «مخاطرات فرهنگی دارد: از جمله شوک فرهنگی ناشی از تفاوتهای فرهنگی در سبک زندگی فردی و اجتماعی، بهویژه زمانی که مقصد کشوری غربی در آمریکا، آمریکای شمالی، اقیانوسیه و اروپا باشد و همچنین از نظر یافتن شغل مناسب، داشتن درآمد مناسب، داشتن هزینههای زندگی مناسب، داشتن هزینههای زندگی مناسب و توانمندی در افزایش هزینههای زندگی، در مجموع مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور از دیدگاه او در مجموع، خطرات فرهنگی دارد. ویژگی های فردی و اجتماعی-فرهنگی مهاجر از جمله سن، درآمد، مهارت های تخصصی، دانش و سواد رسانه ای اینترنتی، تجربیات مهاجرتی، نوع سبک زندگی در وطن، میزان خطر اجتماعی مهاجرت برای مهاجران و خانواده هایشان متفاوت است.
خطر مهاجرت جامعه Z و Alpha کمتر از نسل های B، X و I است
به گفته وی: داده های موجود نشان می دهد که نسل Z و آلفا یعنی همگروه سنی متولدین سال 1370 به بعد، یعنی نسل جوان تحصیلکرده ایرانی که با سبک زندگی غربی در انواع مهاجرت یعنی مهاجرت علمی، آموزشی، پژوهشی، دانشگاهی و مهاجرت اقتصادی آشنا هستند، میزان خطر اجتماعی مهاجرت آنها کمتر از نسل B1، در نسل B1، کمتر از نسل B1 بود. پس از میلاد) و نسل های X و IG (متولدین سال های 1340 تا 1360 میلادی)».
بازدارندگی ها ادامه دارد
نکته پایانی بحث از دیدگاه نجاتی حسینی این است که: «از دیدگاه جامعهشناسی مهاجرت و روانشناسی اجتماعی مهاجرت و بر اساس حداقل سه مدل تحلیلی که تبیین شده است، یعنی مدل عوامل دافعه/جاذبه مهاجرت، میتوان به مدل تحلیل عقلانی و منطقی تحلیل اجتماعی، ساختار اقتصادی و فایدهی مهاجرت اشاره کرد. ماهیت اقتصادی-سیاسی و الزامات قانونی محیط از جمله شرایط بحران اقتصادی، مشکلات کار و معیشتی، تورم و تحریم و پیامدهای منفی آن برای زندگی در وطن از یک سو و فقدان یک دولت رفاهی کارآمد که بتواند مهاجرت را کاهش دهد و ایرانیان را به ماندن تشویق کند، همگی از عوامل دافعهکنندهای هستند که تمایل به مهاجرت ایرانیان را تشدید و تقویت میکنند.
بازگشت مهاجران به وطن فقط یک شوخی سیاسی است
به گفته وی: تا زمانی که این عوامل وجود داشته باشد که احتمالا و متأسفانه این شرایط ادامه خواهد داشت مگر اینکه تغییر خاصی در عملکرد دولت ایجاد شود، بنابراین میزان مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور نه تنها کاهش نمی یابد بلکه افزایش می یابد. همین طور ادعای دولت مبنی بر اتخاذ سیاست های بازگشت مهاجران ماهر به وطن، فقط یک شوخی خواهد بود! متاسفانه.”





