اکنون با توجه به این جنگ پنج هفته ای، باید برای معدود ایرانیان متوهم مقیم خارج از کشور روشن شده باشد که «تغییر رژیم» از طریق حملات هوایی غیرممکن است. اما اکنون مقامات سیاسی و نظامی و نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور باید بدانند که تهدیدات ترامپ می تواند خطری جدی و واقعی برای تأسیسات زیرساختی سرزمینی این مرز و بوم باشد.
کوروش احمدی در مشرق نوشت: مهمترین ویژگی سخنرانی چهارشنبه شب ترامپ که بیشترین بازتاب داخلی و بین المللی را داشت، تهدید او به بازگرداندن «آنها» بود. [ایرانیان] “به عصر حجر، جایی که آنها تعلق دارند” بود. ترامپ پیش از این یکی دو بار در سخنرانی های مکرر خود به این موضوع پرداخته بود. اما اهمیت این تهدید این بار آن بود که در سخنرانی رسمی و مکتوب وی تکرار شد. یکی دیگر از ویژگی های این تهدید این بود که ساعاتی بعد پل مهم در حال ساخت کرج مورد حمله قرار گرفت و پس از آن ترامپ در پیامی در سایت رسمی خود مسئولیت آن را پذیرفت. او یک روز قبل از این سخنرانی با لحنی تهدیدآمیز درباره «دو، سه پل زیبا که عکس هایشان را دیده» صحبت کرده بود. با توجه به این عوامل، اکنون به سختی می توان تهدید او برای بازگشت ایران به عصر حجر را تهدیدی توخالی دانست.
یکی از درس هایی که بشریت از تاریخ گذشته آموخته این است که رهبران دیوانه مبتلا به اختلالات روانی مانند استالین و هیتلر را نباید دست کم گرفت. ما در تاریخ خود چنگیز را داشته ایم و می دانیم که کشور ما با تخریب تمدنی وسیعی از این ناحیه مواجه بوده که آثار فاجعه بار آن هرگز از تاریخ ایران پاک نشده است.
در مورد راه پیش رو، اکنون با توجه به این جنگ پنج هفته ای، باید برای معدود ایرانیان متوهم خارج از کشور روشن شده باشد که «تغییر رژیم» از طریق حملات هوایی غیرممکن است. اما اکنون مقامات سیاسی و نظامی و نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور باید بدانند که تهدیدات ترامپ می تواند خطری جدی و واقعی برای تأسیسات زیرساختی سرزمینی این مرز و بوم باشد. همه ما وظیفه داریم از هیچ اقدامی برای حفاظت از کشور و مردم در برابر گزند عملیات تهاجمی تر آمریکا و اسرائیل کوتاهی نکنیم.
بنابراین، کسانی که در رأس جناحی از اپوزیسیون سلطنت طلب، دچار توهم کودکانه شده و با تصور نادرست تغییر رژیم، به تجاوز علیه میهن دامن می زدند، اکنون با توجه به تهدید ایران برای بازگشت به عصر حجر، هیچ بهانه ای برای ادامه حمایت از تجاوز ندارند. اگر برخی از آنها به تشویق ترامپ و نتانیاهو برای حمله به ایران و حمایت از عملیات نظامی متجاوزان با هدف از بین بردن دارایی های سرزمینی ایران و توجیهات مضحک ادامه دهند، بدانند که نه تنها خائن به کشور هستند، بلکه به اتهام همکاری با جنایتکاران جنگی نیز محاکمه خواهند شد.
واقعیت این است که اقدامات نیروهای مسلح ما شامل تداوم حملات موشکی به خاک اسرائیل، محدود کردن تردد در تنگه هرمز در شرایط جنگی و عملیات علیه اهداف در برخی کشورهای عربی، علیرغم اهمیت آنها از نظر مجازات متجاوزان است، اما این عملیات ها بازدارنده نبود و متجاوزان همچنان به تجاوز و حتی افزایش سطح تجاوز علیه مصر ادامه می دهند. بنابراین ایران علاوه بر تداوم اقدامات دفاعی و نظامی باید توجه داشته باشد که تحرک و جدیت در عرصه دیپلماسی نیز ضروری است. به خصوص اینکه در شرایط کنونی مهمترین هدف ترامپ خروج از این خطر با کمترین آسیب به آبروی خود است. مسئولان ما نباید عرصه دیپلماسی را کاملاً به دست دشمن بسپارند و اجازه دهند مخالفت آنها با آتش بس و تاکید بر «پایان کامل جنگ» تاکتیک عوام فریبی و تبلیغات بی اساس مخالفت ایران با پایان جنگ را به مهاجمان بدهد. مهمتر از آن، ایران تحت هیچ شرایطی نباید پرچم صلح را به زمین بگذارد و اجازه دهد متجاوزان به دروغ ادعای آتش بس و صلح کنند. مسئولان ما نیز باید تجربه ارزشمند جنگ ایران و عراق و از دست دادن بسیاری از اهرم ها و تاکتیک ها در آن جنگ را داشته باشند. در این زمینه بیانیه مشترک پاکستان و چین زمینه مناسبی را فراهم کرده است. عناوین درج شده در این بیانیه که چند روز پیش منتشر شد، می تواند نقطه آغازی برای تحرکات دیپلماتیک ایران باشد. به خصوص که این دو کشور در راس کشورهایی هستند که ایران با آنها بیشترین روابط را دارد و غفلت از نظر آنها ممکن است باعث رنجش این چند دوست و بازتر شدن دست دشمنان منطقه ای و جهانی برای جذب آنها به اردوگاه خود شود (نویسنده پیش از این در گفت و گو با سایت جماران به تفصیل به این گفته پرداخته است).
بیشتر بدانید:
جنگ کوروش احمدی





