قانون هرمز؛ طرح مجلس درباره اعمال نظارت و کنترل از آبراه ژئوپلیتیک ایران

قانون هرمز؛ طرح مجلس درباره اعمال نظارت و کنترل از آبراه ژئوپلیتیک ایران

در شرایطی که اهمیت تنگه هرمز در معادلات انرژی و امنیت جهانی بیش از پیش برجسته شده است، «قانون اقدام راهبردی برای صلح و توسعه پایدار منطقه خلیج فارس» در ایام نوروز در مجلس دوازدهم کلید خورد.

به گزارش اعتماد، با توجه به اظهارات نمایندگان مجلس به ویژه اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دوازدهم، این طرح را می توان تلاشی برای بازتعریف جایگاه جمهوری اسلامی ایران در این گذرگاه راهبردی تلقی کرد. تلاشی که به طور همزمان سه هدف را دنبال می کند: تثبیت نقش امنیت، ایجاد درآمد پایدار و طراحی مکانیزم مالی مستقل.

علیرضا سلیمی، یکی از اعضای هیأت رئیسه مجلس در تشریح جزئیات این طرح گفت: «طرح مدیریت تنگه هرمز از چهار بخش اصلی تشکیل شده است که به ترتیب شامل «امنیت کشتیرانی»، «دریافت عوارض آلودگی زیست محیطی»، «دریافت عوارض خدمات راهنمایی» و «تشکیل صندوق توسعه و توسعه منطقه» است.

همچنین طبق مبحث دوم و سوم، کشتی های عبوری ملزم به پرداخت عوارض زیست محیطی بابت آلودگی ایجاد شده و هزینه خدمات راهنمایی دریایی خواهند بود. بخش چهارم این طرح نیز به تشکیل صندوق توسعه و پیشرفت منطقه اختصاص دارد که درآمد حاصل از آن صرفاً در راستای پروژه های عمرانی و اقتصادی استان های جنوبی کشور هزینه می شود.

بررسی جزییات این طرح که کلیات آن به تصویب کمیسیون امنیت ملی رسیده است، نشان می دهد که قانونگذار در تلاش برای گذار از نقش سنتی در تنگه هرمز به نقشی چند بعدی است. نقشی که امنیت، اقتصاد و امور مالی را به طور همزمان در بر می گیرد. اگر این طرح با زیرساخت های لازم، هماهنگی دیپلماتیک و مدیریت ریسک اجرا شود، می تواند جایگاه ایران را در معادلات منطقه ای ارتقا دهد. اما اگر چالش های حقوقی و بین المللی نادیده گرفته شود، همین ظرفیت می تواند به منبع تنش و هزینه تبدیل شود.

جزئیات طرح تنگه هرمز چیست و چه اهدافی را دنبال می کند؟

طرح مذکور در چند ماده به دنبال تعریف سازوکار جدیدی برای عبور از تنگه هرمز است. در ماده اول این طرح، دولت موظف است با همکاری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران خدماتی از قبیل راهنمایی دریانوردی، بازرسی گذرگاه‌ها و شناورها، ارائه استانداردهای زیست‌محیطی و ارزیابی رعایت آنها، ممنوعیت عبور یا توقیف شناورهای متخلف و ارائه گواهی تمکن مالی گذرگاه هوروز و غیره را به شناور ارائه دهد.

مقاله یک طرح مجموعه ای از خدمات را در ظاهر برمی شمارد، اما در واقع معنای بیشتری دارد. ترکیب «هدایت»، «بازرسی» و «دستگیری» نشان می دهد که قانونگذار به دنبال ایجاد نوعی «اقتدار عملیاتی» بر تردد در تنگه است; یعنی ایران نه تنها ناظر گذر، بلکه تنظیم کننده فعال آن است.

همین رویکرد در ادامه مقاله و یادداشت‌های آن آشکارتر می‌شود. جایی که تاکید می شود « شناورهای مربوط به کشورهای متخاصم و … از تنگه هرمز عبور نخواهند کرد» و عزم این کشورها به سازوکارهای امنیتی داخلی واگذار شده است.

معنای عملی این بند ایجاد ابزار فشار ژئوپلیتیکی است. ابزاری که به ایران اجازه می دهد تا هزینه های طرف مقابل را بدون ورود مستقیم به درگیری افزایش دهد. اما چنین ظرفیتی به همان اندازه که بازدارنده است، می تواند واکنش های بین المللی را حتی در سطح اقدام نظامی برای باز نگه داشتن مسیر به همراه داشته باشد.

ارائه یک اقتصاد خدماتی در اطراف تنگه

علاوه بر این بعد امنیتی، قانون به وضوح به دنبال ایجاد یک اقتصاد خدماتی در اطراف این تنگه است. در ماده دوم آمده است که دولت موظف است زیرساخت بنادر و جزایر را برای ارائه خدماتی مانند سوخت رسانی و انبارداری توسعه دهد. این جهت گیری به وضوح بیان می کند که نگاه طراحان طرح به «کنترل» محدود نمی شود، بلکه هدف این است که ایران در رقابت با بازیگرانی مانند امارات متحده عربی به قطب خدمات دریایی تبدیل شود.

اگر این زیرساخت ها به درستی توسعه یابند، تنگه هرمز می تواند از یک گذرگاه صرف به یک نقطه توقف اقتصادی تبدیل شود که کشتی ها برای خدمات به آن وابسته هستند.

در همین چارچوب، ماده چهارم نیز با تاکید بر شارژ ریالی خدمات هدایت ناوبری، جنبه درآمدی این طرح را تکمیل می کند. نکته مهم در این مقاله، الزام حفظ مزیت قیمتی مسیر هرمز نسبت به مسیرهای جایگزین است. موضوعی که نشان می دهد قانونگذار به رقابت ژئوپلیتیکی مسیرهای انرژی توجه داشته و تلاش کرده تا بین درآمدزایی و حفظ جذابیت مسیر تعادل برقرار کند.

ورود شرکت های کشتیرانی به سیستم بانکی ایران

شاید مهمترین و در عین حال چالش برانگیزترین قسمت طرح مربوط به حوزه مالی و ارزی باشد. در ماده سوم تصریح شده است که «ارائه گواهی تمکن مالی… منوط به داشتن حساب ریالی… در مؤسسات مالی و اعتباری ایران است». این جمله در واقع تلاشی برای ورود شرکت های کشتیرانی به سیستم بانکی ایران است. چنین اقدامی می تواند به تقویت جایگاه ریال و افزایش گردش مالی داخلی کمک کند، اما در عمل با مانعی جدی به نام تحریم مواجه است. زیرا بسیاری از شرکت های بین المللی تمایلی به برقراری ارتباط مستقیم مالی با سیستم بانکی ایران ندارند.

همین دیدگاه در تبصره این ماده با تأسیس شرکت جدید ارائه خدمات مالی و بیمه ای تکمیل شده است. شرکتی که قرار است نقش جایگزینی برای موسسات بیمه بین المللی داشته باشد. موفقیت این ایده به قابلیت اطمینان آن در سطح جهانی بستگی دارد. موضوعی که بدون تعاملات گسترده بین المللی محقق نخواهد شد.

گام بعدی در این مهندسی مالی در مقاله پنجم برداشته شده است. جایی که امکان ایجاد بستر عرضه و فروش کالاهای ترانزیت وجود دارد و حتی تصریح شده است که «پرداخت هزینه ها و تراکنش ها… فقط با ارزهای دیجیتال… توسعه یافته توسط شرکت های ایرانی خواهد بود». این پاراگراف نشان دهنده تلاش برای عبور از سیستم مالی مبتنی بر دلار و ایجاد یک اکوسیستم دیجیتال مستقل است. با این حال، پذیرش چنین ارزی در سطح بین المللی یک چالش بزرگ خواهد بود. زیرا اعتماد، نقدینگی و ثبات سه مولفه کلیدی در موفقیت هر ابزار مالی هستند.

ابعاد پنهان طرح کنترل تنگه هرمز

در کنار این رویکردهای اقتصادی و مالی، قانون به بعد دیپلماتیک نیز توجه کرده است. در ماده ششم تاکید شده است که ایران می تواند با همکاری کشورهای غیر متخاصم از جمله عمان این خدمات را ارائه دهد. این بند تلاشی است برای کاهش بار سیاسی طرح و تبدیل آن به یک ابتکار منطقه ای و نه صرفاً یک اقدام یکجانبه. مشارکت کشورهای منطقه می تواند هم مشروعیت این سازوکار را افزایش دهد و هم هزینه های آن را تقسیم کند.

مقاله هفتم نیز نشان می دهد که در دوره گذار، نگاه امنیتی همچنان حاکم است. در این ماده آمده است که «تا ایجاد سازوکار اجرایی… تردد کلیه شناورها… تنها با تصویب کتبی شورای عالی امنیت ملی امکان پذیر خواهد بود». این بدان معناست که در کوتاه مدت، امکان اعمال کنترل کامل بر ترافیک وجود دارد. اگرچه این وضعیت موقتی تعریف می شود، اما می تواند به سرعت واکنش های جدی بین المللی را برانگیزد.

در ادامه مقاله هشتم سعی دارد با ایجاد «صندوق بازسازی و توسعه خلیج فارس» این طرح را در چارچوبی توسعه‌گرا و صلح‌محور قرار دهد. منابع این صندوق از محل غرامت های جنگی و سرمایه گذاری کشورها تامین می شود و هدف آن توسعه زیرساخت ها و بازسازی منطقه است.

این بخش به جای پیام اجرایی حامل پیامی سیاسی است: پیوند امنیت با توسعه و ارائه تصویری مثبت از نقش ایران در منطقه.

در نهایت ماده 9 با تعیین مهلت هفت روزه برای تدوین آیین نامه های اجرایی نشان می دهد که قانونگذار به دنبال اجرای سریع این طرح است. با این حال، چنین شتابی همچنین می تواند منجر به عدم قطعیت در اجرای آن شود.

این قانون چه پیامی برای تنگه هرمز دارد؟

طرح 9 ماده ای ارائه شده از سوی شورای اسلامی ایران در خصوص تنگه هرمز در شرایط حساس منطقه ای و بین المللی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تنگه هرمز یکی از مهم ترین گذرگاه های استراتژیک جهان به شمار می رود که بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از طریق آن انجام می شود.

اهمیت این طرح را باید در چند سطح بررسی کرد. اولین جنبه امنیتی آن است. در سال های اخیر تنش های منطقه ای و حضور نیروهای خارجی در آب های اطراف ایران افزایش یافته است. این موضوع تامین امنیت تنگه هرمز را به یکی از اولویت های اصلی سیاست گذاران ایرانی تبدیل کرده است.

رمضانعلی سنگدوینی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، طرح 9 ماده ای مجلس را تلاشی قاطع برای تقویت کنترل و نظارت ایران بر این گذرگاه حیاتی توصیف کرده و گفته است: «چنین طرحی می تواند به کاهش تهدیدات احتمالی و افزایش توان بازدارندگی در برابر اقدامات خصمانه کمک کند».

سنگدوینی با اشاره به بعد اقتصادی این طرح می گوید: تنگه هرمز شریان اصلی صادرات انرژی بسیاری از کشورهای منطقه است و هرگونه اختلال در این مسیر تاثیر مستقیمی بر قیمت جهانی نفت و ثبات بازارهای انرژی خواهد داشت.

این نماینده مجلس همچنین تاکید می کند که جمهوری اسلامی ایران با ارائه این طرح به دنبال تثبیت نقش کلیدی خود در مدیریت این مسیر است و همچنین می توان از این اقدام به عنوان اهرمی در مذاکرات اقتصادی و سیاسی با سایر کشورها استفاده کرد.

سومین جنبه مهم این طرح، بعد سیاسی و دیپلماتیک است. تصویب چنین طرحی از سوی مجلس این پیام روشن به جامعه جهانی دارد مبنی بر اینکه ایران رویکردی فعال و قاطع به منافع و حاکمیت خود در این منطقه حساس دارد.

جبار کچچینی نژاد دیگر نماینده مجلس دوازدهم نیز تاکید می کند که شورای اسلامی به عنوان یک نهاد قانونگذاری در مقابل افکار عمومی مسئول دفاع از منافع ملی است و ارائه این طرح می تواند نشان دهنده تلاش نمایندگان برای پاسخگویی به مطالبات عمومی در حوزه حفظ امنیت، استقلال و منافع اقتصادی کشور باشد.

وی با بیان اینکه این طرح را می توان در چارچوب سیاست کلی کشور برای مقابله با فشارها و تحریم های خارجی تفسیر کرد، می گوید: «مجلس با این اقدام نشان داد که در تلاش است تا ابزارهای جدیدی برای تقویت جایگاه ایران در عرصه بین المللی ارائه دهد».

نماینده رشت همچنین تصریح می کند: این تصمیم می تواند پاسخی به تحولات اخیر منطقه باشد، افزایش حضور نظامی برخی قدرت ها در اطراف تنگه هرمز و همچنین بروز برخی درگیری ها و ناامنی ها، نگرانی هایی را برای ایران ایجاد کرده است و در چنین شرایطی، تدوین یک طرح جامع می تواند به عنوان اقدامی پیشگیرانه برای مدیریت بحران های احتمالی آینده تلقی شود.

در مجموع می توان طرح 9 ماده ای در خصوص تنگه هرمز را اقدامی چند بعدی دانست که اهداف امنیتی، اقتصادی و سیاسی را به طور همزمان دنبال می کند. این طرح نه تنها بازتابی از شرایط پیچیده منطقه است، بلکه نشان دهنده تلاش ایران برای ایفای نقش فعالتر در مدیریت یکی از مهم ترین گذرگاه های استراتژیک جهان است. تصمیم مجلس در این زمینه را باید در چارچوب راهبرد کلان کشور برای تقویت حاکمیت ملی و افزایش قدرت چانه زنی در سطح بین المللی تفسیر کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی