بعدی- امروز تنها هفت نسخه از «در آستانه ابدیت» در دنیا باقی مانده است و نسخه تهران به دلیل دست نوشته هنرمند روی آن ارزشی مضاعف دارد.
به گزارش به گزارش میهن تجارت به نقل از روزنامه هنر، در روزهایی که نگاه جهانیان به تحولات سریع خاورمیانه دوخته شده است، بازگویی یک اثر هنری منحصر به فرد که در اعماق موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می شود، معنایی نمادین و تازه یافته دارد.
این اثر کپی سنگ نگاره معروف ونسان ون گوگ به نام «در دروازه ابدیت» است. عنوانی که به نظر می رسد با سرنوشت محتوم و فراز و نشیب این اثر در تاریخ معاصر ایران گره خورده است.
خلق اثر: از لاهه تا لندن
داستان این اثر به نوامبر 1882 باز می گردد. زمانی که ون گوگ در لاهه هلند اقامت داشت. او در این دوران مجذوب چهره های سالخورده و رنجور شده بود که آنها را «مردان یتیم» می نامید. ساکنان آسایشگاه محلی که ردپای عمیق زمان و فقر در چهرهشان نقش بسته بود.
مدل این اثر مردی 72 ساله به نام «آدریانوس سیدرلند» بود. بر خلاف تصور رایج که این حالت چهره نشانه نزدیک به مرگ است، سیدرلند سال ها پس از آن مدلینگ زندگی کرد و در سن 87 سالگی درگذشت، زندگی طولانی برای آن سن.
نکته جالب این است که ون گوگ عنوان اثر را به زبان انگلیسی نوشته است. در آن زمان به فکر مهاجرت به لندن و استخدام تصویرگری بود و امیدوار بود با ارائه آثاری با عناوین انگلیسی راه خود را به مطبوعات انگلیس باز کند; تلاشی که البته در آن زمان با بی تفاوتی و رد درخواست های او مواجه شد.
امروزه تنها هفت نسخه از این سنگ نگاره در جهان باقی مانده است و نسخه تهران به دلیل دست نوشته هنرمند بر روی آن ارزشی مضاعف یافته است.
سفر به شرق: از معاون رئیس جمهور آمریکا تا دادگاه ایران
این اثر قبل از رسیدن به تهران، مسیری طولانی و پرماجرا را طی کرد. ون گوگ این نسخه را به دوست هنرمندش آنتون ون راپارد داد. پس از انتشار در میان چندین مجموعه دار خصوصی، در اوایل دهه 1970، این اثر توسط نلسون راکفلر، تاجر برجسته و معاون رئیس جمهور ایالات متحده و همسرش مری خریداری شد.
راکفلر بعداً این اثر را به یوجین تاو، دلال آثار هنری در نیویورک فروخت. سرانجام در سال 1354 این اثر به قیمت 65000 دلار برای مجموعه موزه هنرهای معاصر تهران خریداری شد. موزه ای که در مهرماه 1356 افتتاح شد تا به یکی از غنی ترین مراکز هنر مدرن جهان تبدیل شود.
درد مشترک: هنرمند و سوژه در آستانه فروپاشی
هفت سال پس از خلق این نسخه چاپی، در ماه مه 1890 و در ماه های آخر عمر، ون گوگ نسخه رنگی و بزرگ تری از همین موضوع را در قالب یک نقاشی رنگ روغن خلق کرد. این نقاشی زمانی کشیده شد که او در آسایشگاه «سنرمی» بستری بود. مشت های گره کرده و سر خمیده پیرمرد در این تصویر بازتاب همان رنج و بن بستی است که خود ون گوگ در درون دیوارهای آسایشگاه تجربه کرده است.
دکتر تئوفیل پیرون، رئیس آسایشگاه، در نامهای به تئو (برادر وینسنت) مینویسد: «او معمولاً سرش را در دستانش میگیرد و اگر کسی با او صحبت میکند، به نظر میرسد درد دارد و میخواهد تنها بماند».
بسیاری از منتقدان هنری، «در آستانه ابدیت» را نه پرتره ای از سیدرلند، بلکه «خود پرتره» وضعیت ذهنی ون گوگ می دانند. کمتر از سه ماه پس از اتمام این نقاشی، ونسان ون گوگ در ناامیدی به زندگی خود پایان داد.
هنر در شعله های آتش: میراثی در خطر
در پی تحولات اخیر و حملات نظامی به خاک ایران، نگرانی ها در مورد امنیت گنجینه منحصر به فرد موزه هنرهای معاصر افزایش یافته است. اگرچه مسئولان موزه همواره بر امنیت آب انبارهای زیرزمینی تاکید داشته اند، اما تداوم درگیری ها سایه تهدید را بر تمامی بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران گسترانده است. همانند روزهای اخیر گزارش هایی مبنی بر آسیب دیدن آثار تاریخی اصفهان و کاخ گلستان تهران منتشر شده است.
واقعیت تلخ این است که اگرچه این اثر ون گوگ به عنوان بخشی از سرمایه های ملی ایران در انباری امن نگهداری می شود، اما تاریخ نشان داده است که مرز مشخصی بین امنیت هنر و امنیت انسان در زمان جنگ وجود ندارد. فاجعه واقعی شاید این باشد: در حالی که جهان نگران سرنوشت کاغذی است که ون گوگ در زیرزمین های تهران چاپ کرده است، مردمی که در خیابان های اطراف آن زندگی می کنند از چنین حمایت دیپلماتیک و هنری برخوردار نیستند.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، میراث ون گوگ با رنج بشر در خاورمیانه طنین انداز شده است.





