اعتبار تهدیدهای ترامپ متغیری تعیین کننده در روند مذاکرات آینده خواهد بود. به این معنا که او با استفاده از تمام ابزارهای تهدیدآمیز در اختیار خود، تلاش خواهد کرد تا به حداکثر خواسته های خود بر سر میز مذاکره برسد و چماق آغاز مجدد جنگ را در دستان خود نگه دارد. طبیعی است که این امر می تواند با واکنش منفی ایران مواجه شود و تمایل به مذاکره یا توجیه توافق را در داخل کشور مشکل ساز کند. علاوه بر این نگاه محتاطانه و تا حدی بدبینانه به آتش بس کنونی، دلایلی برای امیدواری به تحقق و توافق وجود دارد.
نکته اول این است که برخلاف گذشته، به نظر می رسد این بار چین به طور جدی در صدد میانجی گری بین ایران و آمریکا است. اگرچه پکن این کار را از طریق پاکستان انجام می دهد، اما به نظر می رسد که در پشت صحنه، چین نقش کلیدی و تعیین کننده ای در پذیرش آتش بس از سوی ایران داشته است. در حالی که پیش از جنگ، میانجی گری چین در مذاکرات پذیرفته نمی شد، اما به نظر می رسد اکنون هم پکن و هم تهران خواهان نقش مهم چین در میانجیگری هستند و حتی مطرح شده که این کشور ضامن صلح بعدی خواهد بود.
با توجه به تجربه ای که در توافق ایران و عربستان با میانجی گری چین وجود داشت، به نظر می رسد در صورت تمایل تهران این بار، چین می تواند زمینه دستیابی به توافق بلندمدت ایران و آمریکا را فراهم کند که البته محدودیت هایی برای ایران خواهد داشت. نکته مهم دیگر در رابطه با نقش چین این است که تجربه دو سال گذشته نشان داده است که اختلافات ایران و آمریکا به قدری عمیق است که کشورهای کوچک و متوسط مانند قطر، عمان و سایر بازیگران مانند مصر، ترکیه و پاکستان به تنهایی نمی توانند این اختلافات را حل کنند.
دومین دلیل خوش بینی نسبی به توافق، تغییر سمت مذاکره توسط آمریکاست. حضور جی دی ونس به عنوان معاون اول رئیس جمهور آمریکا در این مذاکرات نشان از اهمیت مذاکرات دارد و می تواند به معنای نشان دادن اراده آمریکا برای دستیابی به توافق باشد. ما می دانیم که استیو ویتکاف و جرد کوشنر روابط نزدیکی با مقامات اسرائیلی داشتند. علاوه بر این، فاقد تخصص لازم در زمینه سیاسی بودند. تغییر مذاکره کننده اصلی توسط آمریکا در صورت صحت می تواند به این معنا باشد که این بار شانس دستیابی به توافق بیشتر از قبل است. البته طبیعی است که ایران برای دستیابی به توافق باید هم شکل و هم محتوای مذاکرات خود را تغییر دهد. بنابراین حضور در مذاکرات می تواند امید به توافق را افزایش دهد.
دلیل سوم این است که ایران قبل از جنگ اخیر در مواضع خود انعطاف نشان داده بود و در صورت تداوم این انعطاف می تواند امید به توافق را بیش از پیش افزایش دهد. نکته دوم تغییرات ساختار قدرت داخلی در ایران پس از شروع جنگ است. شهادت رهبر معظم انقلاب و برخی از فرماندهان نظامی و حتی شخصیت های سیاسی باعث تحول در ساختار قدرت شده و ساختار جدید قدرت هنوز شکل نهایی خود را پیدا نکرده است. در چنین شرایطی که معمولاً دوره گذار از نظر قدرت است، ممکن است در طرف ایرانی، سیاستمداران موجود و تصمیم گیرندگان فعلی حاضر به پذیرش ریسک توافق با آمریکا نباشند.
البته نکته مهم دیگر توجه به اهمیت ساختارها و نهادهای ایجاد شده طی سه دهه اخیر در تصمیم گیری است که می تواند تا حدودی این وضعیت را تعدیل کند. به عنوان مثال، شورای عالی امنیت ملی به عنوان یک نهاد و ساختار، نقش تعیین کننده ای در پایان جنگ 12 روزه و پایان جنگ اخیر داشته است و این بدان معناست که اگر سیاستمداران حاضر به پذیرش ریسک توافق نباشند، می توانند هزینه این توافق را بر دوش نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی بگذارند که یک نهاد اجماع هستند و می توانند هزینه چنین توافقی را بپردازند. بنابراین باید دید در تعامل بین فرد و ساختار، در نهایت این ساختار خواهد بود که سرنوشت توافق را تعیین می کند یا افراد تعیین کننده تر خواهند بود.
سومین نکته در مورد شکنندگی آتش بس کنونی، نقش مخربی است که اسرائیل در مذاکرات قبلی ایفا کرده است. بعید است که اسرائیل در حال حاضر آماده پذیرش یک توافق بلندمدت بین ایران و ایالات متحده باشد. مگر اینکه مطمئن باشد این توافق به نفع اسرائیل است یا حداقل نگرانی های آن را حل کند. تل آویو در دو دهه اخیر همواره نگران توافق دوجانبه ایران و آمریکا بدون رضایت اسرائیل بوده است. از سوی دیگر، تل آویو می داند که بدون حمایت آمریکا قادر به مقابله با ایران نیست. بنابراین اسرائیل در پارادوکس دشواری گرفتار شده است که باید بتواند راه حلی برای آن بیابد. از یک سو برای مقابله با ایران به حمایت آمریکا نیاز دارد و از سوی دیگر نمی تواند مانع توافق آمریکا با ایران شود. بنابراین سیاستی که در پیش گرفته این است که مذاکرات را به هم بزند و فضای بدبینانه ای را در مذاکرات ایران و آمریکا ایجاد کند و حداکثر تلاش خود را برای جلوگیری از توافقی که در آن منافع اسرائیل نادیده گرفته شود، به کار گیرد.
* کارشناس ارشد مسائل بین الملل





