به گزارش اختاز نیوز به نقل از دنیای اقتصاد، همزمان با حمله آمریکا به ایران، بار دیگر نقش خودروسازان آمریکایی در تولیدات نظامی مورد توجه قرار گرفته است. در این زمینه، دولت ترامپ به دنبال خواندن یک مدل تاریخی مانند جنگ جهانی دوم است.
با توجه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دولت ترامپ به دنبال بازخوانی یک الگوی تاریخی و تبدیل غولهای خودروسازی و سازندگان بزرگ آمریکایی به بازیگران کلیدی در زمینه تولید تجهیزات نظامی است. استراتژی اتخاذ شده در بسیاری از کشورهای جنگ زده در جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز تکرار شد. در جنگ 8 ساله ایران، کامیون ها و وانت های تولید شده توسط برخی خودروسازان به ستون فقرات لجستیک جنگ تبدیل شدند و نقش اساسی در انتقال نیرو، مهمات، آذوقه و سوخت به خط مقدم داشتند. از سوی دیگر بخشی از توان کارخانجات خودروسازی به سمت تولید قطعات مورد نیاز صنایع دفاعی و مهندسی رزمی معطوف شد. همچنین بسیاری از خودروسازان به عنوان نیروی فنی برای تعمیر خودروهای آسیب دیده جنگ به جبهه ها اعزام شدند.
اکنون رئیس جمهور آمریکا در جنگ تحمیلی خود علیه ایران به نوعی می خواهد بسیج صنعتی ایالات متحده آمریکا در سال های پر التهاب جنگ جهانی دوم را تداعی کند. زمانی که چرخهای صنعت خودرو برای استفاده غیرنظامی برای به حرکت درآوردن ماشین جنگی آمریکا متوقف شد. در آن لحظه سرنوشت ساز، کارخانه های عظیم دیترویت هویت سنتی خود را کنار گذاشتند و به زرادخانه هایی برای رفع نیازهای جبهه ها تبدیل شدند. از ابتدای سال 42 دولت وقت با ممنوعیت فروش خودروهای شخصی و توقف کامل خطوط تولید، تمام توان ملی را به سمت جنگ سوق داد. در آن زمان از سیل تولید سالانه تنها نیم میلیون خودرو تحت عنوان «ذخایر ملی» باقی مانده بود که به شدت سهمیه بندی شده و فقط در اختیار مشاغل حیاتی و رانندگان نقش کلیدی قرار می گرفت.
به گزارش پایگاه تحلیلی صنعت خودرو یواس، در آن لحظه سرنوشت ساز با تشکیل «هیئت تولید جنگ» (WPB)، شریان های حیاتی اقتصاد آمریکا از جمله فولاد، لاستیک و سوخت کاملاً تحت فرمان دولت قرار گرفت. این تصمیم آغاز فرآیندی بود که در آن خودروسازان هویت غیرنظامی و تجاری خود را به نفع الزامات دفاعی رها کردند. در آن روزها، روح صنعت تغییر کرد. ماشین آلات سنگین از کف کارخانه ها برچیده شد، تسمه های نقاله برای اهداف جدید و استراتژیک دوباره طراحی شدند و حتی قالب های قدیمی قطعات خودرو به دهانه کوره های ذوب رفتند تا از خاکستر، بدنه مخازن و پوسته بمب ها متولد شوند.
همزمان با این تحول در خطوط تولید، دولت با اعمال محدودیت های شدید در مصرف سوخت و تعیین محدودیت سرعت 35 مایل در ساعت، دستور آهنینی را بر جامعه تحمیل کرد. این رویکرد سختگیرانه تضمین میکرد که نه تنها چرخهای کارخانهها، بلکه تمام قدرت و ریتم زندگی ملی در خدمت یک هدف واحد، یعنی جنگ قرار گیرد. اکنون، با نگاهی به این پیشینه تاریخی، به نظر می رسد دولت ترامپ بار دیگر به دنبال تبدیل نمادهای صنعت غیرنظامی به ستون های قدرت نظامی است. همانطور که گفته شد، الگوی اعزام صنایع غیرنظامی به میدان جنگ، فصلی آشنا در تاریخ معاصر ایران است. به گزارش خبرنگار العالم، ایران در سال های جنگ تحمیلی (1359 تا 1367) تجربه ای مشابه و ماندگار در بسیج قدرت صنعتی خود داشت.
در آن زمان که شرکای غربی به تعهدات خود پشت کردند و زنجیرهای تحریم های شدید تسلیحاتی بر روی کشور بسته شد، شریان های صنعتی ایران به ویژه در بخش خودروسازی مسیر خود را به سمت حمایت مستقیم از جبهه های نبرد تغییر دادند. در آن لحظه سرنوشت ساز کارخانه ها که نماد شکوفایی و ترافیک شهری بودند هویت خود را بازتعریف کردند. خطوط تولید خودروهای سواری متوقف و مراکز تولید و مونتاژ خودروهای سنگین، نیمه سنگین و نظامی جایگزین شدند. از دل این توسعه، خودروهای دو چرخ متحرک و کامیون های بازطراحی شده متولد شدند که وظیفه حیاتی جابجایی نیرو و تجهیزات در مناطق صعب العبور را بر عهده گرفتند. علاوه بر تولیدات جدید، بسیاری از خودروهای تجاری موجود نیز تغییر کاربری داده و لباس رزم به تن کردند و به ناوگان لجستیکی و نظامی جبهه ها پیوستند. کارخانه های خودروسازی کشور با تکیه بر دانش فنی و نبوغ مهندسی متخصصان داخلی به یکی از بازوهای راهبردی و ستون های اصلی پشتیبانی جنگ تبدیل شدند. نقشی کلیدی که فرماندهان عالی رتبه نظامی در آن زمان بارها با تمجید از آن به عنوان یکی از عوامل پایداری در برابر تهاجم یاد کرده اند.
مشارکت در تولید تجهیزات نظامی
در گزارش وب سایت آمریکایی یو اس ای تودی، تاثیر جنگ بر خودرو به شکل ملموس تری به تصویر کشیده شده است. بر اساس اسناد این گزارش، تا سال 1944، ذخیره استراتژیک خودروهای سواری در آمریکا به حدی رسیده بود که از آن سیل خروشان تولیدات قبلی تنها 30000 خودرو باقی مانده بود. در حالی که کارخانه ها در دود و آتش تولیدات نظامی غرق شده بودند، خودروسازان آمریکایی سعی کردند چراغ برندهای خود را در حافظه جمعی مردم روشن نگه دارند. آنها با پیوند دادن آوازه نام خود به چرخ های تولید مهمات، تصویری مطلوب از خود ارائه کردند و مدام وعده دادند که این دوران سخت مقدمه ای برای بازگشت به دوران شکوه و شکوفایی پس از جنگ باشد. در واقع تبلیغات آنها برای فروش محصولی نبود که وجود نداشت، بلکه برای زنده نگه داشتن یک «رویا» بود. نمونه ای از این رویکرد روانی و بازاریابی هوشمند شعار نمادین و معروف شرکت فورد بود که تاکید می کرد به زودی آرامش و روزهای روشن فرا می رسد و جاده ها دوباره میزبان گشت و گذارهای بی دغدغه خواهند بود. به این ترتیب، صنعت خودروسازی آمریکا به تنهایی مسئولیت تامین 20 درصد از کل نیازهای تسلیحاتی جنگ جهانی دوم را بر عهده گرفت. تلاشی 29 میلیارد دلاری که در آن جنرال موتورز با قراردادهایی به ارزش 12 میلیارد دلار پیشتاز شد و پس از آن غول هایی مانند فورد و کرایسلر قرار گرفتند.
اما بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، در روزهای اخیر و با تشدید جنگ بین ایران، آمریکا و اسرائیل، تلاش جدیدی در راهروهای پنتاگون شکل گرفته است. مقامات ارشد دفاعی ایالات متحده در حال مذاکره با مری بارا، مدیرعامل جنرال موتورز و جیم فارلی، مدیر عامل فورد هستند تا آنها را به مشارکت مستقیم در تولید تسلیحات و تجهیزات نظامی تشویق کنند. به طور مشخص هدف تزریق نیروی انسانی و ظرفیت های کارخانه ای این شرکت ها برای جبران کمبود مهمات است. ضرورتی که ناشی از کاهش نگران کننده ذخایر تسلیحاتی آمریکا در پی نبردهای اوکراین و رویارویی با ایران است. این مذاکرات نشان می دهد که آمریکا بار دیگر به دنبال تنظیم چرخ های صنعت با آهنگ جنگ است. مسیری که حتی قبل از شروع جدی درگیری ها با ایران مشخص شده بود. دولت ترامپ قبلاً کارایی این غولهای صنعتی را در تغییر سریع جهت تولید از خودروها به دستگاههای تنفس مصنوعی در طول همهگیری کرونا آزمایش کرده بود. اما ریشه های اصلی این تفکر به جنگ جهانی دوم برمی گردد. دورانی که خودروسازان دیترویت خطوط مسافربری را تعطیل کردند تا بمب افکن ها و تانک ها را به عنوان «زرادخانه دموکراسی» بسازند.
صنعت خودروی ایران در جنگ
حال سوال اینجاست که آیا خودروسازی کشورمان در شرایط فعلی می تواند به صنایع دفاعی و نظامی کمک کند؟ پاسخ این سوال را باید با نگاهی واقع بینانه به وضعیت کنونی این صنعت داد. صنعت خودروسازی ایران همچنان یکی از بزرگترین بخشهای صنعتی کشور محسوب میشود و دارای شبکه گستردهای از تولیدکنندگان، قطعهسازان و نیروی انسانی متخصص است. ظرفیتی که در صورت نیاز می تواند در برخی زمینه ها به سایر بخش ها کمک کند. یکی از فعالان صنعت خودرو در پاسخ به سوال خبرنگار دنیای اختسان که از وی پرسید آیا خودروسازی می تواند به صنعت دفاعی کشور کمک کند؟ وی با بیان اینکه شرایط امروز تفاوت های مهمی با دهه 60 دارد، گفت: زیرا در حال حاضر بخشی از تولید خودرو وابسته به زنجیره تامین خارجی بوده و تامین برخی قطعات و مواد اولیه نیز به عوامل خارجی گره خورده است. همین موضوع باعث شده انعطاف صنعت برای تغییر سریع مسیر تولید محدودتر از گذشته شود.
وی معتقد است با وجود این محدودیت ها همچنان می توان از برخی ظرفیت های موجود صحبت کرد. صنعت خودرو می تواند در زمینه هایی مانند تولید خودروهای خدماتی و پشتیبانی، تامین ناوگان حمل و نقل، نوسازی و نگهداری تجهیزات و حتی تولید برخی از قطعات عمومی ایفای نقش کند. این کارشناس خودرو تاکید می کند: اگرچه نقش صنعت خودرو در شرایط کنونی شاید به گستردگی برخی نمونه های جهانی یا حتی تجربیات گذشته نباشد، اما این صنعت همچنان می تواند بخشی از نیازهای حمایتی را در حد توان خود پوشش دهد.





