علی خوانساری; پژوهشگر روابط بین الملل: مواضع تند و بی سابقه Sanae Takaichi در مورد چین و تایوان بار دیگر توجه را به تغییرات عمیق در سیاست امنیتی ژاپن جلب کرده است. تغییری که دیگر نمی توان آن را صرفاً به عنوان یک چرخش مقطعی تحلیل کرد، بلکه نشانه ای از بازتعریف موقعیت ژاپن در یک محیط امنیتی متلاطم است.
ژاپن با تکیه بر قانون اساسی صلح طلبانه خود، برای دهه ها پس از جنگ جهانی دوم از درگیری نظامی اجتناب کرد. اما امروزه شرایط منطقه به گونه ای تغییر کرده است که این رویکرد سنتی دیگر پاسخگوی نگرانی های امنیتی توکیو نیست. چین به عنوان یک قدرت رو به رشد، کره شمالی با آزمایش های مکرر موشکی و روسیه در سایه جنگ اوکراین به طور همزمان به منابع نگرانی ژاپن تبدیل شده اند.
در این میان، تاکایچی نه تنها یک سیاستمدار با مواضع قوی است. او نشان دهنده روندی در ژاپن است که معتقد است دوران احتیاط امنیتی به پایان رسیده است. اظهارات او در مورد تایوان و نیاز به آمادگی در برابر چین منعکس کننده این دیدگاه است. نگاهی که با واکنش سریع پکن مواجه شد. از هشدار به شهروندان چینی برای سفر به ژاپن تا محدودیت واردات برخی محصولات ژاپنی.
اما آنچه بیش از همه تغییر می کند، نگاه ژاپن به تهدیدات است. اگر در گذشته تمرکز امنیتی این کشور محدودتر و جهت دارتر بود، اکنون توکیو به این نتیجه رسیده است که باید با دید 360 درجه به امنیت ملی خود نگاه کند. تهدیدها دیگر فقط از یک جهت نیستند. از دریای چین شرقی و تحولات تایوان گرفته تا شبه جزیره کره و حتی مسیرهای انتقال انرژی از خاورمیانه، همگی در محاسبات امنیتی ژاپن گنجانده شده اند.
این موضوع برای کشوری مانند ژاپن که به شدت به واردات انرژی وابسته است، اهمیت دوچندان دارد. بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز این کشور از خاورمیانه تامین می شود و از مسیرهایی می گذرد که در معرض تنش های ژئوپلیتیکی قرار دارند. از تنگه هرمز گرفته تا آبراه های اطراف تایوان، هر گونه بی ثباتی می تواند مستقیماً بر امنیت اقتصادی ژاپن تأثیر بگذارد.
در چنین شرایطی، اتحاد با ایالات متحده همچنان ستون اصلی امنیت ژاپن است. تجربه رابطه نزدیک شینزو آبه با دونالد ترامپ نشان داد که چگونه توکیو با ترکیب روابط شخصی و امتیازات اقتصادی سعی در حفظ این اتحاد دارد. گاهی ژاپن حتی با وعده صدها میلیارد دلار سرمایه گذاری در آمریکا سعی کرده هزینه های این اتحاد را بپردازد.
در عین حال، فشار واشنگتن برای افزایش سهم متحدان در هزینه های دفاعی عامل مهمی در تغییر رفتار ژاپن بوده است. افزایش بودجه نظامی به 2 درصد از بودجه ناخالص داخلی (حدود 9.2 تریلیون دلار)، بازنگری در محدودیت های صادرات تسلیحات و مشارکت فعال تر در رزمایش های منطقه ای، همگی در این چارچوب قابل تحلیل هستند. اعزام نیروهای ژاپنی به فیلیپین برای شرکت در رزمایش، برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، نشانه بارز این تغییر است.
با این حال، یک سوال مهم در توکیو در حال شکل گیری است. آیا ایالات متحده هنوز یک متحد کاملا قابل اعتماد است؟ ابهام در برخی از تعهدات امنیتی آمریکا از جمله نحوه برخورد با بحران تایوان و همچنین رویکردهای اعلام شده ترامپ برای بازنگری در نظم پس از جنگ جهانی دوم، تردیدهایی را در میان نخبگان ژاپنی ایجاد کرده است.
در چنین فضایی، سیاست ژاپن بر روی یک خط باریک حرکت می کند. از یک سو همچنان به اتحاد با آمریکا به عنوان مهمترین ضمانت امنیتی خود نیازمند است و از سوی دیگر به دنبال افزایش توان دفاعی و کاهش وابستگی خود به این اتحاد است. تقویت همکاری با کره جنوبی و حضور فعال تر در ترتیبات امنیتی منطقه ای نیز بخشی از این تلاش برای تنوع بخشیدن به گزینه ها است.
در نهایت، آنچه از مواضع تاکایچی و تحولات اخیر برمیآید این است که ژاپن در حال عبور از یک دوره طولانی صلحطلبی منفعلانه به سمت نوعی واقعگرایی امنیتی است. واقع گرایی که در آن افزایش قدرت نظامی یک میهن تجارت تلقی نمی شود، بلکه یک ضرورت برای بقا در محیطی ناپایدار است. اتحاد با ایالات متحده ممکن است همچنان یک سوپاپ اطمینان برای توکیو باشد، اما نشانهها حاکی از آن است که ژاپن دیگر نمیخواهد تنها به این سوپاپ تکیه کند.





