«حجت‌الله عبدالملکی» مردی برای تمام فصول!

«حجت‌الله عبدالملکی» مردی برای تمام فصول!


آینده– وزیر کار دولت سیزدهم در تازه ترین اظهارات خود گفته است که ادعای بیکاری گسترده به دلیل محدودیت های اینترنتی صحت ندارد و فروشندگان اینستاگرام به بسترهای داخلی مهاجرت کرده و همچنان فعال هستند. حجت الله عبدالملکی حتی تخمین از دست رفتن صدها هزار شغل را اشتباه دانست و گفت: بازار کار ایران آنقدر ظرفیت دارد که تقاضا برای نیروی کار همیشه بی پاسخ می ماند.

اگر اخبار را دنبال کرده باشید و نظرات وزیر سابق را شنیده باشید، با چنین تکذیب هایی آشنا هستید. عبدالمالکی قبلا نشان داده است که با واقعیت های اقتصادی جامعه رابطه پیچیده ای دارد. به همین دلیل لقب «نظریه پرداز کارآفرینی با یک میلیون تومان» را از فضای مجازی گرفت و حالا ترجیح می دهد روایت مردم از اقتصاد اینترنتی را نبیند یا حداقل آن را تشخیص ندهد.

آقای وزیر سابق هنوز ماجرای ایجاد «شغل با یک میلیون تومان» را فراموش نکرده ایم! ایده ای که برای اولین بار در سال 1396 مطرح شد.عبدالمالکی مدعی شد با سرمایه اندکی می توان شغل ایجاد کرد. در آن زمان منتقدان می پرسیدند دقیقا چه شغلی؟ با چه ابزار و بازاری؟ اما او به عنوان معاون اشتغال و خودکفایی کمیته امداد پاسخی نداشت. سه سال بعد وقتی سمت وزارت کار را بر عهده گرفت، دوباره همان حرف ها را تکرار کرد و گفت هنوز هم می شود با 1 تا 10 میلیون تومان کار راه انداخت. دقیقاً همان روزهایی که قیمت یک موتور سیکلت دست دوم چند برابر این مبلغ بود و هزینه کرایه یک مغازه کوچک رویای یک «کارآفرین میلیونر» را فرا گرفته بود.

حالا همان نگاه دوباره برگشته است. این بار بر اساس اینترنت.

شاید از دیدگاه وزیر سابق، «وقفه کسب و کار» تنها زمانی رخ می دهد که کرکره مغازه پایین کشیده شود و صاحب کلید آن را تحویل دهد. اما مشکل اینجاست که کرکره اقتصاد دیجیتال، همان اینترنت بین المللی، نزدیک به 90 روز است که قطع شده است. حالا آنهایی که به فناوری قرن بیست و یکم اعتماد داشتند و زندگیشان به آن گره خورده بود، کرکره مغازه را پایین کشیده اند. کسانی که با یک صفحه اینستاگرام، یک وب سایت، یک درگاه پرداخت یا یک حساب تبلیغاتی زندگی می کردند.

وقتی شاتر اینترنت بین المللی پایین می آید

اون وبلاگ نویسی که درآمدش از تبلیغات اینستاگرام بوده دقیقاً در کدام پلتفرم داخلی همین مخاطب را پیدا کرده است؟ چگونه برندی که سال‌ها صرف ایجاد چند صد هزار فالوور کرده است، می‌تواند ناگهان تخلف خود را به پلتفرمی منتقل کند که زیرساخت تبلیغاتی، اعتماد عمومی یا حتی همان تعداد کاربر فعال را ندارد؟

فروشگاه های پوشاک، جواهرات، صنایع دستی و غذاهای خانگی فقط یک صفحه نداشتند. پشت هر صفحه فروش لباس، فقط یک فروشنده نبود، یک دختر بود که سفارشات را بسته بندی می کرد، یک عکاس که از محصولات عکس می گرفت، یک پیک که بسته ها را جابجا می کرد، و یک خانواده که از همین چند داستان در روز پول در می آوردند.

فریلنسرهایی که برای بازار جهانی طراحی می‌کردند، برنامه‌نویسان با پروژه‌های خارجی، مترجمانی که با سایت‌های بین‌المللی کار می‌کردند، گیمرها، یوتیوب‌برها، مربیان آنلاین، فعالان رمزارز، بازاریاب‌های دیجیتال، استارت‌آپ‌ها و حتی رانندگان تحویل کالا همگی بخشی از این اقتصاد بودند. اقتصاد به ندرت در آمارهای سنتی گنجانده می شود، اما واقعیت زندگی مردم است و نمی توان آن را انکار کرد.

اتحادیه های کارگری و موسسات اقتصادی نیز ادعای وزیر سابق را رد می کنند. اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی، اتاق بازرگانی تهران و انجمن تجارت الکترونیک بارها از آسیب‌های گسترده محدودیت‌های اینترنتی گفته‌اند. از آسیب جدی صدها هزار کسب و کار کوچک تا آسیب روزانه میلیون ها دلاری به اقتصاد دیجیتال کشور؛ اما ظاهرا همه اینها از نگاه برخی مسئولان یا اغراق است و یا مردم هنوز راه صحیح مهاجرت به روبیکا و درآمدزایی از آی تی را نیاموخته اند.

آیا آنها همان مسئولانی نبودند که جوانان را تشویق به ورود به استارتاپ ها، فروش آنلاین، تولید محتوا، کار در خانه و توسعه اقتصاد دیجیتال کردند؟ چگونه وضعیت به یکباره تغییر کرد؟ مثل این است که برق کارخانه را قطع کنند و به کارگران بگویند که می توانند با شمع کار کنند.

البته عبدالمالکی پیش از این نیز نشان داده بود که در تعریف «شغل» نظر دیگری دارد. زمانی که منتقدان از غیرواقعی بودن ایده «اشتغال با یک میلیون تومان» صحبت می کردند، برخی از حامیان این طرح، دستفروشی، لبو، حبوبات یا لباس فروشی را مثال زدند. یعنی رویای اشتغال زایی انبوه بالاخره به جایی رسیده بود که یک جوان ایرانی با مدرک دانشگاهی و تورم افسارگسیخته به سر دوراهی می رفت تا لب فروشی کند و اسمش را «کارآفرینی» بگذارد!

حالا ظاهراً همان منطق ادامه دارد: اگر اینستاگرام بسته شود، مردم به جای دیگری خواهند رفت. اگر مشتری ندارید، دوباره از صفر شروع کنید. اگر درآمد نصف شود باز هم «بیکار» محسوب نمی شوند.

اما آقای نظریه پرداز، مشکل فقط درآمد نیست. موضوع فرسایش امید است. کسی که سال ها وقت گذاشته، مخاطب جمع کرده و به یک برند اعتبار بخشیده است، وقتی اینترنت بین المللی قطع می شود، ضرر می کند و آینده اش مبهم تر می شود. به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی و اعتماد به طور همزمان از بین می روند.

نزدیک به سه ماه از محدودیت گسترده اینترنت و اختلال جدی در دسترسی آزاد می گذرد. در ابتدا گفته شد که این حادثه موقتی و مربوط به مسائل امنیتی و شرایط جنگی است و پس از عبور از بحران، وضعیت به حالت عادی باز می گردد. حالا بحث اینترنت کلاسی مطرح شده، سیم کارت های پرو با قیمت های عجیب و غریب و بازار فروش VPN و کانفیگ داغتر از همیشه شده است.

هیچ کس دقیقاً نمی داند جیب چه کسی از این اینترنت های خاص، فیلترشکن ها و دسترسی های ویژه بهره می برد، اما آنچه مردم با پوست و استخوان احساس می کنند این است که سفره آنها کوچکتر می شود. آقای وزیر سابق حداقل منکر درد مردم نشوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی