میهن تجارت- بورس تهران در دومین روز هفته تحت تاثیر خبر توافق احتمالی ایران و آمریکا با رکورد 30 سجاف در صف تقاضا در سطوح مختلف بازار، معاملات خود را آغاز کرد و روزی رویایی بود که 99 درصد نمادهای قابل معامله سبز و قطره ای بودند، ارزش معاملات 10 هزار میلیارد تومان در سجاف ایستاده بود و در هر سجاف 7 میلیارد تومان بود! ورود 5.4 همات پول واقعی (معادل 52 درصد ارزش معاملات) از دیگر اتفاقات و رکوردهای جالب یکشنبه بازار بود. در این روز شاخص کل با رشد 2 درصدی به کانال 3.9 میلیونی پیوست و شاخص هم وزن با ثبت بازدهی قوی تر 3.3 درصدی همانند روزهای گذشته وارد کانال یک میلیونی شد و بار دیگر ثابت کرد که در این مقطع، شاخص متعادل پتانسیل رشد بیشتری دارد! لازم به ذکر است از زمان افتتاح بازار تا کنون یعنی طی 4 روز کاری گذشته در مجموع 15.5 برابر ورودی تالار شیشه ای …
یکشنبه بازار را در حالی پشت سر گذاشتیم که به طور کامل و جدی تحت تاثیر اخبار سیاسی قرار گرفت و رسیدن سیگنال ها از پاکستان و بحث توافق دو مرحله ای بازار را در صف تقاضا قفل کرد! به وضوح مشخص است که بازار در این مقطع 3 رویداد مهم را دنبال می کند. موضوع اول مربوط به تحولات سیاسی و اخبار پیرامونی ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان و تا حدودی قطر است. موضوع دوم انتشار گزارش های ماهانه و 12 ماهه و تحولات کلی کدال است. و سومین موضوع انتظارات تورمی و اثرات آن بر بازار است. بنابراین در این گزارش به طور خلاصه در مورد هر 3 موضوع صحبت خواهیم کرد. اما قبل از ورود به این مباحث به این نکته اشاره کنیم که با پیشرفت بازار، اهمیت انتخاب سهام و دقت در خرید بیشتر می شود.
از مبحث اول یعنی تحولات سیاسی خاص شروع می کنیم. آنچه در صحنه دیده می شود این است که طرفین به توافقی دو مرحله ای نزدیک می شوند. از نظر ما این شرایط بسیار خاص است و فکر می کنیم اگر به هر دلیلی این تبادلات و پیام ها و افکار بعدی به توافق نرسد، دوره جنگ و حمله شدید را تجربه خواهیم کرد. در واقع فضای نه جنگ و نه صلح کنونی نمی تواند زیاد دوام بیاورد و احتمالا تکلیف این موضوع باید قبل از جام جهانی روشن شود. اما کاملا مشخص است که این فضا به دلیل محاصره دریا فشار بر اقتصاد ایران را بیش از هر چیز افزایش داده است.
از دیدگاه ما، فضای سیاسی منطقه وارد مرحله جدیدی، اما مبهم شده است. مرحله ای که در آن بازی قدرت به میدان نبرد روایت ها و نمایش اقتدار تبدیل شده است. توئیت ترامپ فراتر از یک توافق دیپلماتیک، بیانیه ای فشار محور با معماری روانی-سیاسی است. متنی که سعی می کند قبل از نهایی شدن واقعیت جدید را بر ذهن بازیگران منطقه تحمیل کند. نام بردن همزمان عربستان سعودی، امارات، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن، بحرین و اسرائیل تنها یک مرجع سیاسی نیست. این نمایش حساب شده “محاطره ژئوپلیتیکی” و القای اجماع منطقه ای تحت فرمان واشنگتن است. عبارت «توافق با مذاکره گسترده» نیز حامل پیامی سنگین و چند لایه است. یعنی مرحله مذاکرات اولیه تمام شده و اکنون زمان پذیرش دستور جدید فرا رسیده است.
بیشتر بخوانید: چرا بورس تهران رشد کرد؟ / ارزش دلاری بورس به 60 میلیارد دلار رسید
پیام پنهان این روایت، بازتعریف آمریکا به عنوان اتاق فرماندهی امنیتی خاورمیانه است. تلاشی برای واشنگتن برای معرفی مجدد خود به عنوان «معمار ثبات» و همزمان به عنوان «مهندس مهار ایران». این پیام دارای 3 لایه استراتژیک به طور همزمان است. فشار مستقیم بر ایران با ترسیم چارچوبی که قوانین آن در واشنگتن نوشته شده است، با برجسته کردن بازگشایی تنگه هرمز، شوک وارده به بازارهای جهانی را آرام می کند و در نهایت با ارائه یک اتحاد امنیتی که هدف آن القای این پیشنهاد است که تهران دیگر با بازیگران پراکنده مواجه نیست، بلکه با یک بلوک هماهنگ و همگرا مواجه است.
در دل این صحنه 3 تاکتیک سیاسی در هم تنیده دیده می شود. اول، دیپلماسی را نشان دهید. جایی که ترامپ بار دیگر از “روایت بزرگ نجات” استفاده می کند تا این تصویر را ایجاد کند که او تنها بازیگری است که می تواند خاورمیانه را از آستانه انفجار دور کند. دوم، فشار از مسیر «توافق قریب الوقوع»; تکنیکی که با القای نزدیک شدن پایان مذاکرات، فضای روانی «اجتناب ناپذیر بودن تصمیم» را به طرف مقابل تحمیل می کند. سوم، ایجاد یک اتحاد امنیتی منطقه ای. جایی که نام نتانیاهو در کنار رهبران عرب قرار می گیرد، صرفاً یک آرایش رسانه ای نیست، بلکه اعلام تولد یک چارچوب جدید ژئوپلیتیکی است که می خواهد پرونده ایران را از یک مناقشه سیاسی به یک موضوع «امنیت جمعی منطقه ای» تبدیل کند.
در این میان، کلیدی ترین و انفجاری ترین بخش توافق بدون شک تنگه هرمز است. شریان اصلی انرژی جهان و حساس ترین اهرم ژئوپلیتیک ایران. اشاره به «گشایش تنگه هرمز» نه تنها معنای اقتصادی دارد، بلکه مجموعه ای از تعهدات امنیتی، نظامی و راهبردی را نیز به همراه دارد. از کاهش احتمال درگیری های دریایی تا بازگرداندن اعتماد به بازار انرژی و مهار شوک های نفتی. اما در لایه عمیقتر، این بند میتواند به معنای ورود مستقیم به پرونده محدود کردن ظرفیت بازدارندگی دریایی ایران باشد. نکته ای که احتمالاً سخت ترین و پرتنش ترین قسمت هر توافق ممکن را تشکیل خواهد داد.
در نهایت، نمی توان این خبر را صرفاً اعلام یک تفاهم سیاسی دانست. بلکه باید آن را نشانه ورود پرونده ایران به مرحله جدیدی از بازطراحی امنیت منطقه ای و مهندسی موازنه قدرت در خاورمیانه دانست. در این روایت، ترامپ تنها از «توافق» صحبت نمیکند. او در حال ساختن تصویر بزرگتری است: فرافکنی اقتدار آمریکا، مدیریت ترس جهانی، تنظیم مجدد اتحادهای منطقه ای و آوردن تهران به یک میدان تصمیم گیری تاریخی. بنابراین اگر وضعیت تحولات سیاسی را جالب ندانید، نکات مثبت بازار فرصتی برای خروج است، اما اگر به هر دلیلی توافقی صورت گیرد، بدون شک قیمت های فعلی به خاطره تبدیل می شود و حرکت بازار به یک ابر چرخه صعودی تبدیل می شود.
موضوع دوم مربوط به انتشار گزارش های ماهانه است. با پایان دومین ماه سال و آغاز خرداد ماه، شرکت ها در راه انتشار گزارش های سالانه و ماهانه هستند. از دیدگاه ما، هر دو نوع این گزارش ها بسیار مهم هستند. اما اگر بخواهیم به چشم انداز وزن بدهیم، نقش گزارش های ماهانه بیشتر می شود و با توجه به محاصره اقتصادی، گزارش های فروردین ماه مبنای مهمی برای چشم انداز سود شرکت ها خواهد بود. حتی بر این باوریم که انتشار این گزارشها باعث متعادل شدن موجهای بدبینی و خوشبینی و رفتار منطقیتر بازار میشود. گزارش های ماهانه می تواند نقش مهمی در این جریان داشته باشد و مسیر روشنی را برای سهامداران در انتخاب صنایع و شرکت ها فراهم کند. و موضوع آخر مربوط به تورم عجیب در کشور است. از ابتدای جنگ تاکنون قیمت بسیاری از کالاها بین 50 تا 100 درصد افزایش یافته است. این موضوع دو اثر مستقیم و غیرمستقیم بر بازار دارد. اثر مستقیم آن افزایش نرخ فروش محصولات شرکت ها و در نتیجه افزایش درآمد و تداوم رشد سود آنهاست و اثر غیرمستقیم آن این است که به هر حال با افزایش قیمت انواع کالاها باید شاهد رشد قیمت سهام در بازار سرمایه باشیم. با این حال، اگر فضای سیاسی ملتهب شود، بازده سهام ممکن است کمتر از سایر بازارها باشد.
در خاتمه باید گفت حال و هوای این هفته را در حالی به حرکت در می آوریم که اخبار سیاسی باز هم لنگر بازار را گرفته است. سهامی که این روزها با افزایش 15 تا 40 درصدی بدون دامنه باز می شود، این تصور را ایجاد می کند که بازار پتانسیل ایجاد بازدهی جالب را در اکثر نمادها، به ویژه آن دسته از سهامی که با محدودیت باز می شوند، دارد. دستیابی به بازدهی 30 درصدی سهام در برزخ سیاسی این روزهای بازار هدفی جسورانه و شیرین برای بازار است که تحقق آن نیازمند روزهای بدون تنش سیاسی و حمایت ارکان بازار است.
اما بیایید به بازار برویم. بازاری که واقعا عالی و درخشان بود و در نبود نمادهای آسیب دیده، حرکت جذاب و قدرتمند دیگری را انجام داد؛ بنابراین برای امروز بازار مثبت و حرکت شاخص به سمت کانال 4 میلیونی را خواهیم داشت.
منبع: بورس 24





