میهن تجارت- دامنه نوسانات همواره یکی از بحث برانگیزترین ابزارهای نظارتی در بازار سرمایه ایران بوده است. ابزاری که حامیان آن را سپری برای کنترل هیجان و کاهش شوک های ناگهانی می دانند و منتقدان آن را مانعی بر سر راه کشف واقعی قیمت ها و کارایی بازار می دانند.
در سالهای اخیر و بهویژه پس از دورههای پرتنش سیاسی و اقتصادی، بحث در مورد لزوم حفظ، اصلاح یا حذف دامنه نوسانها بار دیگر مورد توجه فعالان بازار قرار گرفته است.
در شرایطی که بورس ایران پس از تجربه تعطیلی طولانیمدت در دوران جنگ، بازگشایی نمادها بدون دامنه نوسانات و نوسانات ناشی از ریسکهای سیاسی، با چالشهای جدیدی روبهرو است، این سوال بیش از پیش مطرح میشود که آیا ساختار فعلی بازار سرمایه ظرفیت حرکت به سمت آزادی بیشتر در قیمتگذاری را دارد یا همچنان نیازمند محدودیتهایی است؟ همچنین مقایسه بورس ایران با بازارهای توسعه یافته و بررسی الزامات حذف دامنه نوسان به یکی از محورهای اصلی بحث کارشناسی تبدیل شده است.
مریم محبی، کارشناس بازار سرمایه با تاکید بر اینکه ماهیت بازار سهام بر عرضه و تقاضای آزاد است، معتقد است محدودیت دامنه نوسانات در شرایط عادی توجیه پذیر نیست؛ اما در شرایط عادی محدودیت دامنه نوسانات قابل توجیه نیست. با این حال، می تواند نقش موقتی را در دوره های افزایش ریسک سیاسی و عدم اطمینان شدید ایفا کند.
* خانم محبی! آیا با دامنه نوسان 3 درصد موافقید؟ چرا دامنه نوسانات بورس ایران به جای افزایش در حال کاهش است؟ دامنه نوسان بورس تا دو سال پیش 5 درصد بود اما مدت هاست محدوده 3 درصدی را برای آن در نظر گرفته اند. آیا این تصمیم درستی است؟
در کل با محدود بودن دامنه نوسان موافق نیستم. دلیل این امر در ماهیت بازار سرمایه نهفته است. این بازار مبتنی بر سیستم عرضه و تقاضا است و این تقاضاها و عرضه ها باید قابلیت ثبت به میزان نامحدود را داشته باشند. هر گونه محدودیت در این راستا می تواند بر قدرت تصمیم گیری معامله گران تأثیر بگذارد. بنابراین، همانطور که اشاره شد، من به طور کلی با محدودیت های محدوده نوسان مخالفم.
بیشتر بخوانید: رشد بورس در چرخه سریع است/ آیا موج صعودی ادامه خواهد داشت؟
اما باید استثنا قائل شد. من با کاهش دامنه نوسانات در شرایط پرخطر موافق هستم. در شرایطی که کشور از نظر ریسک سیاسی تحت فشار است، این موضوع اهمیت پیدا می کند. از سوی دیگر، به دلیل ماهیت اقتصاد دستوری و دولتی کشور، تصمیمات سیاسی تأثیرگذار بر دولت، مستقیماً بر بازار سهام تأثیر می گذارد. از این منظر، من با کاهش دامنه نوسانات تنها در شرایط خاصی مانند افزایش تنشهای سیاسی، شرایط جنگ یا دورههای عدم اطمینان موافق هستم. اما باز هم می گویم که در شرایط عادی با محدودیت این دامنه موافق نیستم.
*به طور کلی آیا بورس ایران پتانسیل حذف دامنه نوسان خود را دارد؟
واقعیت این است که ساختار اقتصادی ایران در حال حاضر به دلیل تبعیت مستقیم از تصمیمات دولت، پذیرای چنین تصمیماتی نیست. اتخاذ تصمیماتی مانند حذف کامل دامنه نوسان در شرایط فعلی می تواند منجر به ایجاد هیجان کاذب در بازار و یا مقاومت های قوی شود. اما در نهایت بورس ایران چاره ای جز حرکت به سمت اقتصاد آزاد یا اجرای قوانین حاکم بر بازارهای فرابورس ندارد. یعنی در نهایت بازار سرمایه ایران به این سمت حرکت خواهد کرد.
نباید فراموش کرد که اگر در حال حاضر دامنه نوسانی در بازار ایران وجود دارد یا محدودیت هایی مانند «حجم پایه» و مواردی از این دست وجود دارد، اینها میراث گذشته و مربوط به 20 یا 30 سال پیش است. در حال حاضر فضای بورس چه از نظر عددی و چه از نظر تعداد شرکت ها به شدت تغییر کرده است. اکنون صحبت از 800 شرکت است، در حالی که 40 سال پیش تعداد نمادهای بورسی شاید کمتر از تعداد انگشتان یک دست بود.
از نظر اعداد، مبلغ 100 ریال در اقتصاد ما معنادار بود، اما الان حتی 100 هزار ریال هم معنای قبلی را ندارد. بنابراین با وجود تغییر در فضای بازار، قوانین حاکم در برخی موارد همچنان مانند قوانین قدیمی است. البته منکر اصلاحات مطلوبی مانند ایجاد بازارهای مشتقه و رشد چشمگیر در این حوزه ها نیستم. حتی میتوانیم بورس ایران را یک بورس بالغ در منطقه خاورمیانه بنامیم، اما این محدودیتها در نهایت باید برداشته شود، حتی اگر مقاومت و هیجان ناشی از آن را پیشبینی کنیم.
اگر کشوری را می بینیم که بورس آزاد و فعال دارد به این دلیل است که اقتصاد آن کشور به سمت اقتصاد آزاد مبتنی بر عرضه و تقاضا حرکت کرده است.
بیشتر بخوانید: ارزش معاملات خرد سهام به 10 همات رسید
* در کشورهایی که بورس آنها نوسان ندارد، بورس ما چه شرایطی ندارد؟
ریشه همه این مسائل را می توان به «قیمت گذاری تجویزی» گره زد. اقتصاد فرماندهی در هر بازاری به نوعی خود را نشان می دهد. در یک جا با محدودیت قوانین گمرکی، یک جا در قالب قوانین حمایت از مصرف کننده و تولیدکننده و در بورس این محدودیت ها در چارچوب اقتصاد دستوری تعریف می شود.
اگر کشوری را می بینیم که بورس آزاد و فعال دارد به این دلیل است که اقتصاد آن کشور به سمت اقتصاد آزاد مبتنی بر عرضه و تقاضا حرکت کرده است. بنابراین ریشه اصلی اعمال محدودیت در بورس ایران برگرفته از همین رویکرد اقتصاد حمایتی و تکلیفی است که به قیمت گذاری دستوری معروف است. کشورهایی که به سمت اقتصادهای آزاد حرکت می کنند معمولاً می توانند بازارهای سهام آزادتری نیز داشته باشند.
هیچ یک از بازارهای سرمایه در کشور به اندازه بورس آتیناگر امیدوارکننده نیست
*مخالفان وجود طیفی از نوسانات بازار خودرو، مسکن، طلا و ارز را مثال می زنند که دامنه نوسانی ندارند اما هیچکس دارایی خود را مجانی نمی فروشد. آیا می توان بورس را با سایر بازارها مقایسه کرد؟
خیر، ماهیت این بازارها با یکدیگر متفاوت است. به عنوان مثال، هنگامی که شما در زمینه املاک یا اتومبیل معامله می کنید، در حال معامله یک “دارایی فیزیکی” هستید. اما اصل سهام «مشارکت» است; یعنی در حال مبادله «دارایی مالی» هستید. شما به اندازه سهام خود در یک تجارت مشارکت می کنید، در حالی که ممکن است هرگز در مدیریت یا عملیات آن شرکت دخالتی نداشته باشید. بنابراین ماهیت این دارایی ها و رویکرد بازارهای دارایی فیزیکی کاملاً با دارایی های مالی متفاوت است و نمی توان آنها را زیاد مقایسه کرد.
همچنین نمی توان ادعا کرد که تمامی قوانین حاکم بر بازار دارایی های فیزیکی و مشهود می تواند بر بازارهای غیر فیزیکی و مالی نیز حاکم باشد. مشکل ما این است که از فعالی که در بازار املاک موفق بوده است انتظار داریم با همین رویکرد و قوانین وارد بازار مالی شود و اینجا هم موفق باشد. در صورتی که قوانین، شرایط حاکم، عوامل تعیین کننده و عناصر تأثیرگذار در این بازارها کاملاً متفاوت است. هیچ یک از بازارهای سرمایه کشور به عنوان بورس «آتیناگر» نیستند و این ویژگی در سایر بازارها دیده نمی شود. بنابراین جوهر فعالیت و تحلیل در این بازارها اساساً متفاوت است.
این هیجان و شیدایی ممکن است کمی از بازار فاصله بگیرد تا بازار به تعادل برسد
* تجربه بازگشایی بورس پس از جنگ و اینکه بسیاری از نمادها بدون دامنه نوسان به دلیل افشای اطلاعات الاف باز شدند را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این تجربه قابل سنجش است؟
به نظر من این تجربه نمی تواند یک معیار دائمی باشد. بورس ما حداقل 80 روز تعطیل بود و در این مدت شاهد کاهش قدرت پول ملی، افزایش قیمت دلار و رشد قیمت ها در بازارهای موازی بودیم که منجر به “بقای” شدید این بازار شد. حتی قبل از تعطیلی بازار شاهد ریزش های غیرقابل توضیحی بودیم که نشان می داد بازار قبل از تعطیلی همچنان زنده است. ارزش جایگزینی شرکت ها به حدی بود که بورس به عنوان یکی از پتانسیل ترین بازارها برای رشد شناسایی شد اما همه این پتانسیل ها به دلیل بسته بودن بازار در قیمت ها لحاظ نشد. از سوی دیگر شاهد افزایش نرخ سود بین بانکی هستیم که بر بازار سرمایه تاثیرگذار است.
اگرچه بسیاری از کارشناسان و حتی خود من انتظار بازگشایی با چنین روند مثبتی را نداشتیم، اما بازار بسیار خوب بازگشایی شد و قطعا این رویکرد مثبت در تاریخ سازمان بورس باقی خواهد ماند. اما آیا این روند ادامه خواهد داشت؟ به نظر من نه؛ زیرا ریسک های سیاسی در نهایت جایی خود را نشان خواهند داد و این هیجان و شیدایی ممکن است تا زمانی که بازار به تعادل برسد کمی از بازار فاصله داشته باشد. به هر حال، بازار متعادل برای تصمیم گیری بسیار مطلوب تر است. از این رو انتظار دارم بازار سرمایه متعادل باشد و معتقدم این تجربه موفق لزوماً قابل تعمیم به سایر بخش ها نیست. هر بازاری در هر زمانی باید با شرایط خودش سنجیده شود و نباید تصور کنیم چون یک بار موفقیت را تجربه کرده ایم، قطعا این تغییرات در شرایط دیگر هم موفق خواهد بود.
منبع: اخبار اقتصاد





