هرمز در آستانه یک تصمیم بزرگ؛ آیا ایران می‌تواند امنیت تنگه را از میدان جنگ به میز مذاکره منتقل کند؟

هرمز در آستانه یک تصمیم بزرگ؛ آیا ایران می‌تواند امنیت تنگه را از میدان جنگ به میز مذاکره منتقل کند؟

بعدی- در روزهای آینده، تنگه هرمز می تواند کانون یکی از تعیین کننده ترین مذاکرات امنیتی در سال های اخیر در منطقه خاورمیانه باشد. مذاکراتی که اگرچه در ظاهر بر عبور ایمن خطوط کشتیرانی تجاری متمرکز است، اما در دل، اساسی ترین گره درگیری ایران، آمریکا و دولت های خلیج فارس را هدف قرار می دهد: چه بازیگری و با تکیه بر چه مکانیزمی امنیت حیاتی ترین آبراه ترانزیت انرژی جهان را تضمین می کند؟

بر اساس گزارش فردا، بر اساس برنامه ریزی دیپلماتیک، روز دوشنبه 23 شهریور ماه، وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و 6 کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در شهر صلاله عمان برای بررسی سازوکار مشترک مدیریت ناوبری دریایی در تنگه هرمز دیدار خواهند کرد.

این رویداد چندجانبه نتیجه مستقیم رایزنی های فشرده و محرمانه ای است که طی ماه های گذشته به صورت دوجانبه بین تهران و مسقط در جریان بوده و اکنون در آستانه ارتقاء به مدل امنیت جمعی منطقه ای قرار دارد.

فریدون مجلسی دیپلمات سابق و تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در گفتگو با به گزارش میهن تجارت ابعاد، فرصت ها و چالش های این نشست مورد نقد و بررسی قرار گرفته است:

هرمز دیگر فقط یک موضوع بین ایران و آمریکا نیست

فریدون مجلسی وی در خصوص ضرورت و ابعاد راهبردی نشست عمان گفت: اهمیت اساسی این نشست دقیقاً از آنجا شروع می شود که تنگه هرمز دیگر به سادگی به عنوان متغیری در مناقشه دوجانبه ایران و آمریکا تعریف نمی شود. هرگونه محدودیت، اختلال یا محدودیت در تردد در این گذرگاه بین‌المللی، مستقیماً عربستان، امارات، کویت، قطر، بحرین و عراق، شریان حیاتی و ثبات اقتصادی را هدف قرار داده و در عین حال نظم و تعادل بازار جهانی نفت و گاز را با شوک‌های شدیدی مواجه خواهد کرد.

وی در ادامه افزود:برآوردهای پیش از جنگ نشان می داد که حدود یک پنجم نفت و گاز جهان از مسیر هرمز می گذرد و اکنون جریان نفت از این آبراه به حدود 75 درصد سطح قبل از جنگ رسیده است. در چنین فضایی، پایتخت های عربی خلیج فارس، فراتر از اتخاذ مواضع سیاسی یا مقابله با تهران، با یک نگرانی فوری امنیتی و اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند. چگونه می توان امنیت و قابل پیش بینی بودن صادرات نفت را بدون کشاندن به ورطه درگیری مستقیم نظامی بازگرداند؟»

این کارشناس سیاست خارجی با اشاره به جایگاه ویژه میانجی سنتی منطقه خاطرنشان کرد: در این هندسه سیاسی، نقش سلطنت عمان دوچندان می شود و مسقط بر خلاف بسیاری از متحدان منطقه ای خود توانسته است روابط سازنده و متوازن خود را با جمهوری اسلامی ایران طی سالیان متمادی حفظ کند و در عین حال، کانال های دیپلماتیک سرمایه عربی را با واشنگتن فعال نگه دارد. عمان نه در جایگاه یک طرف مناقشه، بلکه در نقش میانجی و طراح راه حل های عملیاتی ملموس.

مجلسی تصریح کرد: ایران و عمان پیش از این درباره نحوه تنظیم تردد در هرمز و طراحی فرمول موقت تردد شناورها صحبت کرده بودند؛ بنابراین نباید نتیجه نشست روز دوشنبه را مترادف با «گشایش کامل» تلقی کرد و آنچه روی میز مذاکره در گام اول است احتمالاً دستیابی به سازوکار موقت، قانونی و هماهنگ یک چارچوب تجاری برای تصویب است. کریدور دریایی مدیریت شده که در آن مسیر ناوبری، برنامه ترافیک، کلاس شناورها و اقدامات حفاظتی و نظارت امنیتی به وضوح تدوین شده است.

این دیپلمات باسابقه خاطرنشان کرد: این تمایز حیاتی است زیرا تهران امنیت هرمز را جدا از پازل بزرگ درگیری و موازنه قوا با آمریکا ارزیابی نمی کند. همانطور که مقامات کشور تاکید کرده اند، تا زمانی که فشارهای همه جانبه، سیاست های تحریمی و اقدامات تهدیدآمیز آمریکا ادامه داشته باشد، تحقق امنیت فراگیر و بدون تنش در کشتیرانی دور از انتظار خواهد بود.»

فرصت ایران؛ تبدیل هرمز به اهرم دیپلماتیک

این تحلیلگر سیاست خارجی در تشریح فرصت های بالقوه نظام دیپلماسی در این رویکرد گفت: این توافق مرحله ای و محدود می تواند به عنوان برگ برنده و ابتکاری دیپلماتیک برای نظام سیاست خارجی ایران نیز مورد استفاده قرار گیرد و در این چارچوب تهران قادر است این پیام روشن را منتقل کند که برقراری ثبات در هرمز از طریق فرآیند واگذاری دستور به کشورهای فرامنطقه ای خارج از خلیج فارس از طریق ناوگان انحصاری خلیج فارس انجام نمی شود.

وی تصریح کرد: این راهبرد دارای ارزش سیاسی عظیمی است؛ زیرا پیامد اصلی استقرار و مانورهای نظامی ارتش آمریکا در منطقه، سوق دادن امنیت محلی خلیج فارس به سمت نظامی گری و فرامنطقه ای شدن بوده است. اگر تهران بتواند دولت های عربی را به توافق برساند که امنیت هرمز بدون اتکا به نیروهای خارجی قابل مدیریت است، یک پیروزی دیپلماتیک برجسته خواهد بود.»

مجلسی درباره چالش ها و مخاطرات این مدل هشدار داد: با وجود این فرصت، آسیب پذیری و ریسک جدی نیز در متن ماجرا وجود دارد، اگر خروجی رایزنی ها به بازگشایی یک آبراه کاهش یابد، اما ریشه های اصلی تنش شامل تحریم های بانکی و نفتی است. محاصره بنادر ایران و سطح اصطکاک نظامی بین ایران و آمریکا بلاتکلیف می ماند و نظم حاصله بسیار ژلاتینی و آسیب پذیر خواهد بود.»

وی ادامه داد: واقعیت میدانی این است که حتی در صورت اجماع دوجانبه بین ایران و شورای همکاری، حوادثی مانند تیراندازی‌های احتمالی، تصرفات متقابل، حملات پراکنده به پایگاه‌ها یا تأسیسات پالایشگاهی یا تغییر در تشکیلات نظامی آمریکا می‌تواند همه این ترتیبات را ظرف چند ساعت از بین ببرد. از سوی دیگر، آنها حاضر به امضای توافقی نیستند که آنها را در تضاد امنیتی با کاخ سفید قرار دهد.

باب المندب; متغیری که معادله هرمز را پیچیده تر می کند

این فعال و کارشناس مسائل بین الملل گفت: در این معادله نباید از یک متغیر استراتژیک غفلت کرد: ژئوپلیتیک باب المندب. در کنار تلاش های دیپلماتیک در اطراف هرمز، کنترل کامل حوثی ها در جزیره مایون در دهانه باب المندب و حملات گسترده به شریان های نفتی.فشار فزاینده ای بر مسیرهای جایگزین صادرات سوخت عربستان سعودی اعمال کرده است.

وی تاکید کرد: این تداوم ساختاری نشان می دهد که مقوله امنیت ناوبری از مرزهای هرمز و خلیج فارس فراتر رفته است، دریای سرخ و تنگه باب المندب اکنون به یک کریدور امنیتی یکپارچه تبدیل شده است و دقیقاً از این زاویه است که کشورهای خلیج فارس انگیزه مضاعفی برای دستیابی به توافق دوستانه با ایران احساس می کنند؛ چرا که گزینه های جایگزینی برای مقابله با ایران و زمینی بودن آنهاست.

فریدون مجلسی خاطرنشان کرد: حقیقت این است برای جمهوری اسلامی ایران، تنگه هرمز فراتر از گذرگاه دریایی طبیعی، اهرمی اساسی در دکترین امنیت ملی و بازدارندگی سیاست خارجی محسوب می‌شود. البته وزن و کارکرد استراتژیک این اهرم زمانی به حداکثر می رسد که بتوان از آن برای برقراری نظم پایدار و امتیازدهی دیپلماتیک استفاده کرد، نه صرفاً برای تحمیل هزینه به طرف های دیگر.

وی در پایان یادآور شد: ارزش واقعی اجلاس صلاله در عمان دقیقاً در این مرحله محک زده می شود: اگر تهران بتواند شورای همکاری را متقاعد کند که امنیت منطقه یک امر درون زا و قابل تفکیک از برنامه های مداخله جویانه واشنگتن است، این نشست می تواند نقطه شروع معماری جدید امنیتی در خلیج فارس مستعار شدن اما اگر واگرایی پیرامون نقش آمریکا، تضمین‌های حقوقی متقابل و دامنه تحریم‌ها مانع از انعقاد توافق شود، نشست آتی چیزی جز یک آتش‌بس تاکتیکی کوتاه‌مدت در دل بحران فرسایش نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *