واشنگتن پست: چطور ایران توانسته ماهرانه از ورود به جنگ مستقیم اجتناب کند؟

پایگاه خبری تحلیلی میهن تجارت (mihantejarat.com):

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در مقاله ای تحلیلی به بررسی رابطه ایران با سایر طرف های «محور مقاومت» در چهارمین سالگرد ترور قاسم سلیمانی توسط آمریکا پرداخت و این رابطه را افقی و در عین حال عمیق خواند.

به گزارش عصر ایران، متن کامل این گزارش به شرح زیر است:

به گفته تنی چاند، اعضای گروه های محور مقاومت و تحلیلگران نظامی، جنگ غزه به ایران این فرصت را داده است تا ظرفیت شبکه تازه بازسازی شده شبه نظامیان متحد خود را نشان دهد. این شبکه گستره راهبردی تهران را نشان می دهد و در عین حال به آن اجازه می دهد از جنگ فاصله بگیرد.

از زمان حمله هفتم اکتبر توسط حماس به اسرائیل، هر روز یکی از این گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران در منطقه، حمله‌ای را به نقطه‌ای در خاورمیانه انجام داده است – و در برخی روزها حملات متعددی در نقاط مختلف صورت گرفته است.

حوثی ها در یمن کشتی های اسرائیلی را در دریای سرخ هدف قرار می دهند. کتائب حزب‌الله و دیگر گروه‌های عراقی به پایگاه‌های آمریکایی در عراق و سوریه حمله می‌کنند و حزب‌الله لبنان هر روز در حال تبادل آتش با نیروهای اسرائیلی در سراسر مرز اسرائیل و لبنان است.

این حملات ممکن است تصادفی به نظر برسند، اما ثمره یک استراتژی به دقت سازمان‌دهی شده است که پس از ترور قاسم سلیمانی، رهبر نخبه سپاه قدس ایران، در سال 2020 برای ایجاد انسجام در اتحاد ضعیف شبه‌نظامیان – که توسط تهران به عنوان «هسته اصلی» توصیف شد. از مقاومت». نامگذاری شده، شکل گرفته است.

اگرچه به نظر می‌رسد که این گروه‌ها با هم ارتباطی ندارند – یک سازمان شورشی در یمن، یک جنبش چریکی در لبنان و شبه‌نظامیانی که برای مبارزه با نیروهای آمریکایی در عراق تشکیل شده‌اند – اعضا و تحلیلگران می‌گویند که همه آنها یک چیز مشترک دارند. : وفاداری آنها به ایران که آنها را تسلیح و تامین مالی کرده و الهام بخش آنهاست. آنها به همراه حماس اجزای اصلی محور مقاومت را تشکیل می دهند.

“جوزف ووتل” فرمانده سابق سنتکام که بر نیروهای آمریکایی در منطقه نظارت داشت، گفت: آنچه این عناصر مختلف انجام داده اند و با این حملات پیش می روند، نشان دهنده قدرت این شبکه نیابتی است که ایران در سراسر جهان ایجاد کرده است. منطقه، و این موضوع بسیار نگران کننده است.

مقامات مرتبط با سه گروه اصلی مقاومت در مصاحبه‌های خود سطحی از هماهنگی بین خود را توصیف کردند که در مقایسه با گذشته بی‌سابقه است. آنها گفتند که نمایندگان شبه نظامی از طریق یک اتاق عملیات مشترک که به طور منظم، اما نه همیشه، در بیروت ملاقات می کند، همکاری و مشورت می کنند.

مقامات گفتند که هیچ گروهی تحت کنترل نیست و هر کدام بر اساس توانایی ها و برنامه های محلی خود در مورد اینکه چه و چه زمانی حملاتی را در منطقه خود انجام دهند، خودمختاری دارند. برای مثال، حوثی‌ها مسئولیت حمله به کشتی‌ها را بر عهده گرفته‌اند تا جامعه بین‌المللی را تحت فشار قرار دهند تا اسرائیل را مجبور به آتش‌بس در غزه کند. در واکنش به حمایت دولت بایدن از اسرائیل، گروه‌های عراقی پایگاه‌های آمریکایی را هدف قرار می‌دهند و حزب‌الله نیز به سمت اسرائیل شلیک می‌کند تا نیروهای اسرائیلی را از جبهه غزه دور کند.

در همان زمان، مقامات این گروه‌ها گفتند، همه اقدامات برای جلوگیری از یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر سازماندهی شده‌اند – که نشان می‌دهد در حالی که شبه‌نظامیان بر عملیات‌های فردی خودمختاری دارند، اقدامات آنها به گونه‌ای طراحی شده است که با اهداف استراتژیک ایران در تضاد نباشد.

یکی از مقامات کتائب حزب الله، بزرگترین گروه عراقی که این حملات را انجام می دهد، گفت: «در طول جلسات، ما درباره به روز رسانی ها و تحولات در همه جبهه ها و اینکه چگونه عملیات از نظر استراتژیک برای هر جبهه سود می برد، بحث می کنیم. پشتیبانی می کند، اما وقتی نوبت به تصمیم گیری ها و اقدامات میدانی می رسد، تصمیم با ماست.”

مقامات می گویند که سید حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان به عنوان عالی ترین شخصیت و قدیمی ترین فرمانده، موفق ترین و مبارز ترین گروه، نقش رهبری را در تحکیم این ائتلاف ایفا کرده است.

شهادت سلیمانی باعث سکته در رهبری مرکزی شد. سلیمانی به‌عنوان فرمانده شاخه بین‌المللی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تقریباً به‌تنهایی به پرورش شبه‌نظامیان پرداخت و از این طریق به مقامی افسانه‌ای دست یافت که بسیار فراتر از رتبه رسمی او بود.

بدون سلیمانی، رقابت ها بالا بود، به ویژه در میان شبه نظامیان عراقی که رهبرشان، ابومهدی المهندس، در همان حمله علیه سلیمانی ترور شد.

نصرالله برای میانجیگری وارد عمل شد و شروع به اجرای استراتژی جدیدی کرد که او آن را «وحدت جبهه‌ها» نامید و همه گروه‌ها متعهد شدند در صورت حمله به هر یک از آنها در مناطق مربوطه خود، اقدام کنند. جنگ غزه اولین بار است که این استراتژی اجرا می شود.

مقامات می گویند که موقعیت نصرالله در این جبهه بی نظیر است. هنگامی که او اولین سخنرانی عمومی خود از زمان آغاز جنگ غزه را ایراد کرد، شبه نظامیان عراقی در میدان تحریر بغداد گرد آمدند تا این سخنرانی را به صورت زنده از روی صفحه نمایش بزرگ تماشا کنند.

این مسئول کتائب حزب الله عراق گفت: ما حسن نصرالله را سخنگوی رسمی مقاومت، یکی از ارکان اساسی و یکی از مهمترین نمادهای مقاومت می دانیم. او احترام و قدردانی همه احزاب عراقی را دارد و ما او را چتری برای همه خود می دانیم. “

ووتل یادآور شد که پس از ترور سلیمانی، او نگران بود که شبه نظامیان عراقی نظم و انضباط تحمیل شده توسط فرمانده ایرانی خود را از دست بدهند. در عوض، او گفت که به نظر می رسد انسجام آنها در نتیجه بازسازی نسبت به گذشته تقویت شده است.

ووتل گفت: “به نظر می رسد که آنها به جای عمودی، افقی رفته اند و این یک نقطه قوت برای آنها است.”

حمیدرضا عزیزی، استاد سابق مطالعات منطقه‌ای دانشگاه شهید بهشتی تهران که هم‌اکنون عضو مدعو مؤسسه بین‌الملل و امنیت آلمان است، می‌گوید: «به یک معنا، ایران هم پشت این فعالیت‌های گروه‌های مقاومت است و هم ایران. این نیست.”

به گفته عزیزی، جانشین سلیمانی، سردار اسماعیل قاآنی، کاریزمای سلف افسانه ای خود را در روابط شخصی خود با گروه های مقاومت ندارد. در نتیجه، ایران نیروی قدس را تغییر مکان داده است تا به گروه های محلی خودمختاری بیشتری بدهد و در عین حال خیرخواه آنها باقی بماند.

به گفته عزیزی، اما قاآنی در پشت صحنه بسیار فعال است و بین پایتخت های کشورهایی که شبه نظامیان در آن مستقر هستند رفت و آمد می کند.

به گفته یکی از افراد مرتبط با حزب الله و آشنا به اوضاع، در اکثر جلسات عملیات مشترک یکی از مسئولان سپاه حضور دارد. ناصرالدین عامر، سخنگوی حوثی ها در صنعا که رئیس خبرگزاری صبا است، گفت: اما ایران تنها به عنوان “یکی از همه آنها” نشان داده می شود، بدون اینکه نقش مهمی ایفا کند.

به نظر می رسد این استراتژی از دیدگاه ایران به خوبی کار می کند. عزیزی گفت که این کشور توانسته است نفوذ منطقه ای خود را از طریق حملات جداگانه بدون ایجاد درگیری بزرگی که می تواند متحدان شبه نظامی را به خطر بیندازد و به طور بالقوه ایران را مستقیماً وارد جنگ کند، تحکیم کند.

وی گفت: ایران احساس راحتی می کند، این گروه ها می توانند برای دفاع از منافع خود گرد هم آیند و تمایل خود را نشان داده اند که اجازه ندهند یکی از اعضای آن یعنی حماس بدون واکنش محور مقاومت به طور کامل از صحنه خارج شود. ” “

این که آیا این استراتژی به نفع ایران ادامه خواهد داشت یا نه، با ابراز خشم فزاینده اسرائیل از حملات حزب الله در امتداد مرز شمالی خود، مورد سوال است.

بنی گانتز، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی هفته گذشته هشدار داد که اسرائیل ممکن است یک حمله تمام عیار به لبنان انجام دهد: «اگر جهان و دولت لبنان برای جلوگیری از حملات به شمال اسرائیل و دور نگه داشتن حزب الله از مرزها اقدامی نکنند، ارتش اسرائیل این کار را انجام خواهد داد. انجام خواهد داد.”

اسرائیل همچنین حملات خود را به متحدان و دارایی های ایران در منطقه افزایش داده است. دوشنبه گذشته، حمله اسرائیل به سوریه، یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نام سید رضی موسوی را به شهادت رساند که منجر به تهدیدات انتقام‌جویانه مستقیم ایران شد.

با این حال، ورود به یک جنگ علنی و مستقیم، استراتژی ایران را بر هم خواهد زد. اما مقامات شبه نظامی می گویند مطمئن هستند که حملات آنها بازدارندگی کافی برای اسرائیل و ایالات متحده بدون تشدید درگیری فراتر از سطوح فعلی ایجاد می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *