آمریکا چه نقشی ایفا می‌کند؟

به گزارش خبرگزاري ايمنا، شايد اگر 5 روز پيش کسي درباره چنين وضعيتي در حلب صحبت مي کرد، او را «کاملاً با موضوع بيگانه» مي دانست، اما چگونه و چرا ناگهان همه چيز فرو ريخت؟ بی شک نباید این رویداد را بدون توجه به زمینه ها و پشت صحنه آن تحلیل کرد; چون «ترک عادت» بود و طبق روندهای فعلی نمی توانست اتفاق بیفتد.

برای درک بهتر، کافی است در نظر داشته باشید که از اواخر سال 2015، گروه های سلفی و تکفیری در ادلب هرگز عملیاتی را آغاز نکرده اند. با این تفاوت که در نهایت مجبور به عقب نشینی بیشتر شدند. بالاخره ۵۶ ماه پیش با آتش بس موافقت کردند و عموماً از فضای عملیات بزرگ فاصله گرفتند. اما این بار در عرض سه روز نزدیک به 300 کیلومتر مربع را اشغال کردند و از همه مهمتر بخشهایی از شهر «حلب» (پایتخت اقتصادی سوریه در سالهای قبل از جنگ) را بدون درگیری قابل توجه و معنادار تصرف کردند! این تفاوت را چگونه باید تحلیل کرد؟

در تحلیل علل این تفاوت یا دوگانگی باید سطوح نظامی، امنیتی و سیاسی را از یکدیگر تفکیک کرد. در سطح سیاسی و دیپلماتیک دو موضوع «مشاوره آنکارا و مسکو درباره حلب» و «نقش تشویق و حمایت آمریکا از تجاوزات تحریرالشام به حلب» باید مورد توجه قرار گیرد. در این یادداشت به طور ویژه به شرح موضوع دوم یعنی «نقش تشویق و حمایت آمریکا از تجاوزات تحریرالشام به حلب» می پردازیم.

اولین کانال ارتباطی موثر تحریرالشام و واشنگتن

فروردین 1400 برای اولین بار «ابومحمد الجولانی» سرکرده گروهک تروریستی «حیات تحریر الشام» با آمریکایی‌ها گفت‌وگوی رسمی داشت. «مارتین اسمیت» روزنامه نگار مشهور آمریکایی به ادلب آمد و با الجولانی در مخفیگاه رهبر تحریر الشام مصاحبه کرد تا این مصاحبه در برنامه «فرانت لاین» شبکه PBS منتشر شود.

تنها دو ماه بعد، منابع خبری مختلف گزارش دادند که وی با جاناتان پاول، نماینده سازمان جاسوسی انگلیس و فرستاده سابق لندن به لیبی نیز با الجولانی در ادلب دیدار کرده است. پس از آن این کانال ها فعال شد و حداقل در 5 نوبت دیگر نمایندگان آمریکا و کشورهای اروپایی برای دیدار با جولانی به ادلب آمدند.

اما این تمام ماجرا نبود. بدیهی است که طرف غربی می خواست تروریست های تحریر الشام را آزمایش کند و تصویر واقعی تری از آنها ایجاد کند. از سوی دیگر، الجولانی در تلاش بود تا طرف غربی را متقاعد کند که متحدی بهتر از او در وضعیت واقعی سوریه پیدا نخواهند کرد و باید از او به عنوان یک نیروی اپوزیسیون – که دارای فضای حاکم است – حمایت کنند.

پیشنهاد آمریکا برای حمله به حلب بخشی از طرح بزرگ آمریکا برای تقسیم سوریه به دو بخش

این وضعیت ادامه داشت تا اینکه در مارس 2023، ایالات متحده پیشنهاد کرد که هیئت تحریرالشام از ادلب به سمت حلب حمله کند. در این زمینه حاضر شدند به تحریرالشام امتیاز بیشتری بدهند و حتی زمینه را برای حذف نام آنها از لیست گروه های تروریستی فراهم کنند! بر اساس برآوردهای آمریکایی، تحریر الشام تنها گروهی بود که توانست برای فشار بر گروه های مقاومت و ارتش سوریه به سمت حلب حرکت کند. به عبارت دیگر، «قوات ثریا الدیمقراطیه» (QSD) انگیزه ای برای این کار نداشت و از سوی دیگر آن را به ضرر خود می دید; زیرا او نمی خواست وارد درگیری های میدانی جدی با رژیم سوریه شود. از سوی دیگر گروه های مسلح مخالف در «جیش الوطنی» نیز تابع سلسله مراتب فرماندهی ارتش ترکیه هستند و ظاهرا آنکارا به توافقات خود با روسیه پایبند بوده و رسما نتوانسته دستور عملیات را صادر کند. در نتیجه تنها گزینه باقی مانده هیئت تحریر الشام بود و مقامات واشنگتن با رهبر تحریر الشام وارد مذاکره شدند. به همین دلیل مشوق هایی برای حاکم ادلب در نظر گرفتند تا این کار را انجام دهد.

در آن زمان نقشه کلان آمریکا این بود که قسد و درگیری را با یکدیگر ائتلاف کند و از سوی دیگر طی دو عملیات مهم بتواند بخش های مهمی را از کنترل سوریه خارج کند. ارتش این دو عملیات مهم آشکارا حمله گروه های مخالف به «حلب» و تجاوز اشغالگران آمریکایی به «البوکمال» و تلاش برای اتصال «التنف» و «شرق فرات» بود. حتی برخی آمریکایی های خوش بین ابراز امیدواری کردند که سه استان جنوبی سویدا، درعا و قنیطره به درگیری بپیوندند تا نیمی از خاک سوریه در کنترل ارتش سوریه و نیمی دیگر تحت کنترل مخالفان باشد.

اما پروژه مذکور با شکست مواجه شد. ترکیه تحت هیچ شرایطی زیر بار این ایده نمی رفت و خطر قسد را بیش از دولت مرکزی سوریه می دانست. از سوی دیگر رویکردهای تمامیت خواهانه رهبران کرد نیروهای دموکراتیک سوریه خشم قبایل عرب استان دیرالزور را برانگیخته بود و همین موضوع باعث اعتراض برخی از قبایل حلب در شرق فرات شد.

در چنین شرایطی، پروژه ایالات متحده شکست خورد. اما یک کانال ارتباطی خوب بین تحریرالشام و واشنگتن ایجاد شد. الجولانی آمریکا را ابرقدرتی دانست که در مبارزه با بشار اسد ثابت قدم است. در نتیجه او فکر می‌کرد که با جلب حمایت آمریکا، وابستگی تحریرالشام به حمایت آنکارا کاهش می‌یابد و استقلال نسبی بیشتری در مقابل ترکیه خواهد داشت. دوم اینکه از طریق آمریکا می تواند وزن و قدرت خود را در سوریه افزایش دهد. وی در مقابل آمریکا مشاهده کرد که الجولانی تنها گزینه قابل اعتماد و نیمه مستقل در میان اپوزیسیون سوریه است و آنها باید ابتدا در مورد بقیه با اردوغان به توافق برسند.

تلاش آمریکا برای متقاعد کردن تحریرالشام در سه ماه گذشته

پس از حادثه «مجدالشمس» و عزم جدی رژیم صهیونیستی برای وارد آوردن ضربه بزرگ و بی سابقه به مقاومت، یکی از برنامه هایی که در دستور کار قرار گرفت، فعال شدن جبهه سوریه بود. در این زمینه سناریوهای متعددی در دستور کار قرار گرفت که یکی از آنها حمله تروریست های هیئت تحریر الشام به شهر حلب بود.

مهم ترین مزیت این طرح عدم دخالت مستقیم آمریکا و عدم دخالت رژیم صهیونیستی در این پرونده بود. به این ترتیب رژیم صهیونیستی می توانست بر برنامه های بعدی خود متمرکز شود و همزمان مخالفان سوری نیز به شهر حلب حمله کردند و به مقاومت ضربه زدند. در این زمینه باید مراقب بود که نقش غیرمستقیم آمریکا نیز به گونه ای باشد که اثری از آن باقی نماند. چرا که بخش مهمی از بدنه مخالفان و به ویژه بدنه گروه های تکفیری دارای جهت گیری قوی علیه آمریکا هستند.

در این راستا، واشنگتن از کانال های ارتباطی قبلی خود استفاده کرد و از گروه های مخالف سوری خواست برای حمله به حلب آماده شوند. در این زمینه «حیات تحریر الشام» بهترین و قابل اعتمادترین گزینه بود و باید امکانات کافی و حمایت اطلاعاتی و سیاسی صورت گیرد. از سوی دیگر، تجربه مارس 2023 آمریکا را بر آن داشت تا این بار به نقاط ضعف و حساسیت های ترکیه توجه کند و اطمینان دهد که قرار نیست این عملیات بخشی از طرح بزرگتری با عنوان «ائتلاف مخالفان و نیروهای دموکراتیک سوریه» باشد و مخالفت فقط قرار است تصرف حلب قدرت و وزن بیشتری داشته باشد.

اما یکی از حساسیت های جدی ترکیه موضوع «همکاری مستقیم گروه های مخالف با آمریکا» بود. ترکیه سال ها برای تبدیل گروه های مخالف به ستون های منطقه ای خود سرمایه گذاری کرد و اکنون خروج آنها از دایره «نیابتی» و رابطه مستقل آنها با آمریکا نامطلوب تلقی می شود. در آن زمان، ترکیه تنها با تشکیل اتاق عملیات مشترک (معروف به «فتح المبین») موافقت کرد. اما مخالف اجرای این عملیات بود.

نکته جالب اینجاست که در این مرحله تعدادی از گروه های مسلح تحت امر «جیش الوطنی» به اتاق عملیات فتح المبین پیوستند و این موضوع خشم ترکیه را برانگیخت. تا جایی که گروه بزرگی مانند «جبهه شامیه» شاهد انشعاب و تضعیف رهبری تحت فشار ترکیه بود.

آتش بس در لبنان و آغاز عملیات تروریستی در ادلب

پس از ناامیدی اردوغان از دیدار با بشار اسد، آمریکا فشار بیشتری بر گروه های مسلح وارد کرد و همزمان رایزنی جدی تری با آنکارا را در دستور کار قرار داد. نتیجه این شد که تحریر الشام به همراه گروه های مسلح حاضر در استان ادلب (احرارالشام، فیلق الشام و…) اتاق عملیات فتح المبین را فعال کردند و حمله گسترده ای را به حلب آغاز کردند.

از نظر زمانی، آمریکا پیام داد که بهترین زمان برای حمله به حلب زمانی است که آتش بس در لبنان اعلام شود. رژیم صهیونیستی در آخرین روزهای قبل از آتش بس تمامی راه های ارتباطی سوریه و لبنان را نابود کرد. هدف از این کار بستن راه ارتباطی سوریه و لبنان بود تا رزمندگان مقاومت به ویژه حزب الله لبنان نتوانند به راحتی و به سرعت از لبنان به شمال سوریه برگردند.

اما ترکیه…

در مورد ترکیه باید در نظر داشت که آنها از کنترل درگیری بر حلب صمیمانه استقبال می کنند. آنها در مذاکرات خود با آنکارا مایل بودند در ازای بازگشت درگیری به حلب، امتیازات گسترده ای در سوریه و خارج از سوریه به مسکو بدهند. به گفته آنها، کنترل درگیری بر حلب می تواند موقعیت درگیری را در شمال تثبیت کند و سرمایه ها را به این منطقه جذب کند. همزمان، بخش مهمی از آوارگان سوری در ترکیه نیز به وطن خود باز می گردند. در عین حال، وزن درگیری در معادلات خارجی افزایش می یابد و – با توجه به نفوذ بالای ترکیه در میانه درگیری – آنکارا می تواند از این موضوع بهره ببرد.

در این عملیات، ترکیه از اشغال حلب در پشت صحنه سیاسی و امنیتی حمایت می کند. زیرا از یک سو آن را در راستای منافع خود می بیند و از سوی دیگر نمی خواهد گروه های اپوزیسیون از مدار او خارج شوند و بنابراین – در شعاع استقلال آنها – از حمایت نسبی برخوردار است. علاوه بر این، باید توجه داشت که در صورت اشغال کامل حلب، بحث سیستم حکومتی حلب نیز مطرح خواهد شد و ترکیه می خواهد در آنجا نیز نقش غیرمستقیم ایفا کند. همانطور که در ابتدا ذکر شد، در مقاله ای دیگر در مورد نقش ترکیه به تفصیل صحبت خواهیم کرد.

جمع بندی

با توجه به توضیحات فوق، مشخص می شود که ایده اشغال حلب اساساً یک پروژه آمریکایی برای اعمال فشار بیشتر بر مقاومت در سطح کلان منطقه بوده است. چه بسا بیشتر نیروهای پیاده گروه های تروریستی پشت صحنه نباشند و با اندیشه خام «جهاد» به حلب حمله کرده باشند. اما در واقع آنها بخشی از برنامه بزرگ آمریکا برای حمایت از امنیت رژیم صهیونیستی و تضعیف مقاومت بودند. این نکته واقعاً آموزنده است که عده ای با فکر جهاد و آرزوی شهادت در راه خدا، نه تنها در عمل نمی جنگند، بلکه از پشت به رزمندگان و مقاومت کنندگان خنجر می زنند.

منبع: تسنیم

منبع : به گزارش میهن تجارت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *