پیش بینی مهم از نرخ ارز/ دلار چند می شود؟

دانشگاه تهران


به گزارش میهن تجارت،

این روزها اقتصاد ایران درگیر نوسانات ارزی است. در حالی که پس از سه سال در دولت سیزدهم، نرخ تورم در کانال بیش از 40 و 50 درصد قرار داشت، به نظر می رسید با تغییر دولت ثبات ادامه پیدا کند، اما نشد. اکنون در گزارش های رسمی تورم رو به افزایش است و در بازار هر دلار آمریکا تا 82 هزار تومان قیمت گذاری شد. هنوز هیچ یک از نهادها و مسئولان دولتی به این سوال که چرا نرخ ارز افزایش یافته است، پاسخ مناسبی ندادند.

در همین رابطه محمدتقی فیاضی، منتقد اقتصادی و کارشناس حوزه اقتصاد کلان می گوید: اگر امروز در کشور مشکلاتی مانند نوسانات ارزی وجود دارد، به جای مقصر دانستن دولت فعلی، باید به نقش پررنگ دولت اشاره کرد. دولت سیزدهم در این شرایط. به گفته این کارشناس، تعدیل قیمت ها زمانی می تواند موثر باشد که قبل از انجام این کار، تورم کشور کنترل شده و وضعیت باثباتی در کشور حاکم باشد.

مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید.

دولت فعلی از زمان روی کار آمدن از دلار گرانتر شده است. چه چیزی باعث این وضعیت شده است؟

به نظرم نکته مهمی که باید به آن توجه کنیم این است که دولت چهاردهم مقصر اصلی این اتفاقات نیست. وضعیت فعلی نتیجه اقدامات اشتباه گذشته است. به عنوان مثال، همان بودجه پر از کسری و ناهماهنگی که با آن باید سال را سپری کرد، محرک مهمی برای افزایش قیمت ها است.

تا به امروز اگر توانستند تا حدودی اوضاع را مدیریت کنند به این دلیل بود که در سه سال دولت سیزدهم بایدن به ما فرصت فروش بیشتر نفت را دادند و این به قدری دست دولت را در منابع باز کرد. ناکارآمدی خود را با ارز ادامه دادند. برای پنهان کردن علاوه بر ناکارآمدی های ذکر شده، البته سیگنال های منفی زیادی نیز در این مدت منعکس شد که آثار خود را داشت.

نیازی به نگرانی نیست؟

اتفاقا وجود دارد. بخش مهمی از این نوسانات ناشی از اتفاقاتی است که در عرصه سیاسی رخ داده است، یعنی تحولات غیراقتصادی بر فضای اقتصادی تأثیر می گذارد و این یک اختلال جدی است.

از نظر زمانی آیا تعدیل نرخ دلار در زمان مناسبی انجام شد؟

من اینطور فکر نمی کنم. برای اینکه بتوان نرخ ها را تعدیل کرد و سپس آزاد کرد، باید تورم را کنترل کرد، زیرا با وجود نرخ تورم بالا، اقداماتی مانند تعدیل نرخ ارز یا خود حامل های انرژی زمینه ای برای تشدید نرخ تورم می شود. در واقع اگر دولت قصد اصلاح امور را دارد ابتدا باید ثبات یعنی نرخ تورم تک رقمی را ایجاد کند و سپس با یک برنامه حساب شده و تدریجی قیمت ها و حتی قیمت گذاری را اصلاح کند.

مدافعان عملکرد دولت می گویند با وجود اختلاف نظرهای فراوان نمی توان تورم را مهار کرد. کنترل تورم با ابزارهای موجود چگونه اجرا می شود؟

دولت باید با حذف هزینه های مازاد و بودجه های اضافی، تورم را کنترل کند. درست است که نارضایتی وجود دارد اما دلیل این نارضایتی مصرف گرایی مردم نیست، بلکه مشکل اصلی هزینه های اضافی است که از بودجه دولت می شود. راه حل واضح است، مانند اقدامات اعلام شده ایلان ماسک، که کاهش قابل توجهی در مخارج دولت است که می تواند بخش قابل توجهی از کسری بودجه جاری را حل کند.

منظورت دقیقا چیه؟

ببینید، منظور من به طور خاص هزینه است. اما واضح است که در شرایط فعلی نباید بودجه های اجتماعی قطع شود. یعنی منطقی نیست که با حذف بودجه هایی مانند آموزش و پرورش و بهداشت تحت فشار مضاعف مردم را تحت فشار قرار دهیم. اما از بودجه صدا و سیما گرفته تا انواع دانشگاه ها و رسانه های دولتی تا هزینه های فرهنگی اگر حذف شوند به سرعت می توانند به کاهش تورم کمک کنند.

از سوی دیگر بخشی از مشکل به شرکت های دولتی برمی گردد. شرکت های زیان دهی که مشکلاتشان قابل حل نیست باید منحل شوند. سایر گروه هایی که اصلاح پذیر هستند باید واگذار شوند و دولت حداکثر باید در این شرکت ها سهام داشته باشد.

آیا این مواردی که شما گفتید کاربردی است؟

ببینید مشکل اینجاست که بدون اصلاحات جدی در بخش هزینه‌ای لوایح بودجه، نمی‌توان امیدوار بود که گام‌های موثری برای اصلاحات پایدار برداشته شود. من درک می کنم که این اقدامات ممکن است به اقتدار و حمایت بالایی از بالادست نیاز داشته باشد.

به ویژه اینکه اگر قرار است با هزینه های غیرضروری برخورد کنیم، نمی توان به سراغ بنیادها و نهادها رفت و تاکید کرد که بودجه آنها حذف شود و از بودجه عمومی چیزی به آنها داده نشود. در واقع محدودیت منابع نشان می دهد که چاره ای جز این نیست که یا از سفره مردم دور بماند و بودجه های غیراقتصادی پرداخت شود یا این بودجه ها حذف شود و نیازهای مردم و کشور در اولویت قرار گیرد. این استخوان زخم اقتصاد کشور در زمانی که درآمدهای نفتی بود شاید به چنین مرحله ای نرسیده باشد و امروز باید حل شود.

علاوه بر این به نظر می رسد ارتباط پزشکان با نهادها و افراد بالادستی خوب است و چون توانسته مجوزهای لازم برای FATF یا خروج از صندوق توسعه را بگیرد، بعید است در این مورد با مخالفت مواجه شود. .

وزارت اقتصاد به دنبال تک نرخی کردن بازار ارز است. آیا چنین امکانی وجود دارد؟

چنین امکانی وجود دارد به شرطی که عواقب سنگین آن را بپذیرند. یعنی می توانند بازار توافقی را هم حذف کنند، اما باید بپذیرند که نرخ ها سالانه 30 تا 40 درصد تعدیل می شود که آثار تورمی آن می تواند تا 80 درصد برای مصرف کنندگان باشد. در اقتصادی که ارزش پول ملی آن هر سال کاهش می یابد، سنگ تمام گذاشتن روی سگ دشوار خواهد بود. فکر نمی کنم با این شرایط از عهده تک نرخی شدن ارز بر بیایند.

از زمانی که فرزین سکان هدایت را به دست گرفت، بانک مرکزی سیاست تثبیت را دنبال کرد، اما نرخ تورم کمتر از 30 درصد نیست. عدم رعایت سیاست تثبیت از سوی وزارت اقتصاد یا سازمان برنامه چقدر در شکست این سیاست موثر بود؟

در هر صورت وقتی سیاست تثبیت به نحوی نباشد که کسری در بخش بودجه را کنترل کند، واضح است که به طور کامل موفق نخواهد بود. تورم از 50 درصد به 30 درصد رسید. اما اگرچه بانک مرکزی بیش از دوره های قبل در کنترل ترازنامه بانک های معوق اقدام کرد، اما عزم لازم را نداشت و این امر بر تورم اثر فزاینده ای دارد.

به نظر شما آیا بانک مرکزی در ایران با این میزان اقتدار و استقلال می تواند به وظیفه ذاتی خود (حفظ ارزش پول ملی) عمل کند؟

واقعیت این است که نمی تواند و نتوانسته است. حفظ ارزش پول ملی وظیفه ذاتی همه بانک‌های مرکزی جهان است، هرچند سیاست‌گذار پولی زمانی این وظیفه را می‌پذیرد که استقلال کافی داشته باشد. متأسفانه بانک مرکزی از اعتبار کافی در بین تصمیم گیران برخوردار نیست و به همین دلیل توصیه های آن اغلب مورد توجه قرار نمی گیرد. اما استقلال بانک مرکزی چندان آسان نیست زیرا بانک مرکزی مستقلی مثل امروز دلیلی برای پاس کردن چک های دولتی نمی بیند.

اگر بانک مرکزی در تضعیف همیشگی پول ملی مقصر نیست، پس انگشت اتهام نابسامانی های پولی و اقتصادی را کجا بگیریم؟

من فکر می کنم سیستم تصمیم گیری و حاکمیت ما مسئول این وضعیت است. به ویژه نهاد دولتی در این شرایط نقش پررنگی دارد که حاضر به ایستادگی در کنار اصلاحات اساسی بودجه و هزینه نبود و هر زمان مغایرتی وجود داشت با پولی‌سازی آن سعی در تحمیل تورم و تضعیف ارزش ریال داشت. مثل این است که وقتی دولت بی پول می شود دستش را به جیب مردم می زند و هزینه ناکارآمدی خود را بر درآمد خانوار تحمیل می کند.

رئیس سازمان برنامه در زمان تحویل لایحه بودجه 1404 تورم هدف گذاری شده در سال آینده را کمی بیش از 30 درصد اعلام کرد. با این توصیف، چنین چیزی چقدر امکان پذیر است؟

تا زمانی که توافق مهمی صورت نگیرد که به سرعت فروش نفت ایران را به دو میلیون بشکه برساند و زمینه بازگشت همه ارز حاصل از نفت به ایران را فراهم کند، تورم کشور به کمتر از 40 درصد نخواهد رسید. در این صورت مشکل از نظر ساختاری حل نشد، اما درآمدهای ارزی می‌تواند مانند آب روی آتش عمل کند و فرصت بیشتری برای اصلاحات ساده‌تر مانند مسکن فراهم کند.

آیا برآوردی دارید که دولت چقدر می تواند از بودجه کم کند؟

برآوردهای شخصی من نشان می دهد که 30 تا 50 درصد از هزینه های دولت و بودجه کشور را به راحتی می توان حذف کرد (یعنی بدون عواقب قابل توجه اقتصادی و اجتماعی). مثلاً دولت ایران به یک یا دو شبکه تلویزیونی و رادیویی بیشتر نیاز ندارد یا اینکه 40 تا 50 درصد از کل پست های مدیریتی کشور بدون مشکل حذف می شود.

در حوزه فرهنگ می توان با اغماض گفت همه نهادهای آن به جز وزارت ارشاد را می توان کنار گذاشت.

چشم انداز نرخ دلار را تا پایان امسال و سال آینده چگونه پیش بینی می کنید؟

از نظر نرخ دلار نیز یک حساب سرانگشتی نشان می دهد که تا پایان سال در کانال 90 تا 100 هزار تومان قرار می گیرد. در سال آینده و سال های بعد با فرض ثابت ماندن شرایط، سالانه 30 تا 40 درصد گران تر خواهد شد.




منبع:

اخبار آنلاین





دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبرهای امروز:

لفاظی تازه ترامپ: ایران دو یا سه روز فرصت دارد، شاید تا اوایل هفته آینده / روز دوشنبه، تا حمله به ایران، یک ساعت فاصله داشتم / دیروز با من تماس گرفتند «قربان، می‌شود صبر کنید؟ فکر می‌کنیم به توافق نزدیک شده‌ایم» / فکر می‌کنم گرفتن غبار هسته‌ای (ذخایر اورانیوم) مهم است، شاید از نظر روانی بیشتر از هر چیز دیگری مهم باشد

خبرنگار: ایران چند روز فرصت دارد تا پای میز مذاکره بیاید؟/ ادعای ترامپ: دو یا سه روز؛ شاید تا اوایل هفته آینده؛ یک بازه زمانی محدود / روز دوشنبه، تا حمله به ایران، یک ساعت فاصله داشتم/دیروز با من تماس گرفتند «قربان، می‌شود صبر کنید؟ فکر می‌کنیم به توافق نزدیک شده‌ایم» / فکر می‌کنم گرفتن غبار هسته‌ای (ذخایر اورانیوم) مهم است، شاید از نظر روانی بیشتر از هر چیز دیگری مهم باشد

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی