به گفته خبرگزاری IMNA ، فوتبال فقط یک بازی نیست ، ضربان قلب میلیون ها نفر به این مستطیل سبز بستگی دارد. مستطیلی که در میان اشک ، لبخند ، امید ، ناامیدی ، پیروزی و شکست قرار داشته است ، لحظات غیرمعمول را برای ورزشکاران ایجاد کرده است.
این استادیوم چیزی شبیه به یک مکان عمومی برای فوتبالیست ها نیست ، زیرا بارها به مکانی برای گرفتن خاطرات تلخ و شیرین تبدیل شده است ، و بعید به نظر می رسد که دوستی در جهان اعتقاد ندارد که ورزشگاه و سیستم عامل های مستطیل فرصتی برای خلاص شدن از شر باند روزانه هستند.
علیرغم همه این زیبایی ها ، گاهی اوقات در فوتبال ، استادیوم دیگر یادآور خاطرات ورزشی شیرین نیست و وقتی به نام خود می آید ، ذهن مردم چیزی جز غم و اندوه و خاطرات تلخ نیست. از آنجا که روزهایی که او می توانست یک استادیوم محلی ایمن و تصفیه شده برای مظلوم بسازد ، اکنون روزهایی است که پیر و خردسال ، کودک و بزرگسالان.
فلسطین ؛ این سرزمینی است که تاریخ خود را با خون روایت می کند ، سرزمینی که سالها در صحنه ای برای مبارزه برای اثبات تنها یک چیز بوده است: “ظلم دوام ندارد”. و اکنون حتی یک استادیوم ورزشی در غزه ، به معنی فراز تخیل روزمره ما ایجاد شده است.
فلسطین و فوتبال ؛ ترکیب این دو کلمه ، گرچه کمی از ذهن خارج می شود ، داستانی را روایت می کند که نشان دهنده مبارزه برای تولد دوباره در مسیر آزادی است. افراد مظلوم این سرزمین مدت ها است که تحت حملات بی رحمانه و خصمانه رژیم صهیونیستی آموخته شده اند. کودکان فلسطینی آموخته اند که قبل از یادگیری الفبای زندگی باید زندگی خود را در مبارزه با ظلم و ستم قربانی کنند و مادران بارها و بارها عزاداری کرده اند که عزیزان خود را سوگوار کرده اند اما خم نشده اند.
این بار ، با این حال ، ما یک داستان عجیب و غریب داریم. ساعت دقیقاً ساعت 9:30 صبح 6 دسامبر بود. استادیوم یارماک نقش یک پناهگاه امن برای افرادی که به ورزشگاه تاریخی خود پناه آورده اند تا فوتبال را تماشا کنند ، بلکه برای جلوگیری از حملات وحشیانه رژیم غاصب ، اما انگار استادیوم بود یارماک مانند بیشتر نوار غزه ، به مکانی برای جنگ تبدیل می شود.
روایت ها حاکی از آن است که صدها نفر از مردان ، زنان و کودکان فلسطینی باید از بمباران بی امان رژیم صهیونیستی پس از 7 اکتبر تا استادیوم محافظت شوند. یارماک آنها پناه آورده بودند ، اما در 5 دسامبر ساعت 9:50 صبح ، درست وقتی جهان در حال عمق بود. سربازان اسرائیلی یارماک آنها محاصره شدند تا بیش از هر زمان دیگری نشان دهند که هیچ محدودیتی برای ریختن خون مظلوم ندارند.
پناهندگان روایت می کنند که صبح آنها به صدای مأمورین رژیم آمدند و دیدند که استادیوم تاریخی آنها محاصره شده است. حوالی ساعت 9:30 بامداد ، ارتش اسرائیل از سخنرانان برای اطلاع از کسانی که در ورزشگاه بودند ، استفاده کرد که مردان برای تحقیقات امنیتی از آنها جدا می شوند. مأموران وارد سالن بدنسازی شدند. آنها کودک و زن را اسیر کردند ، لباس مردانه را بیرون آوردند ، عده ای را کشتند و ورزشگاه ورزشی را به یک اردوگاه بازجویی و شکنجه موقت تبدیل کردند. بهانه چه بود؟ پیدا کردن نیروهای حماس در بین افرادی که به شدت به ورزشگاه پناه می بردند. افرادی که آن روز قادر به زنده ماندن از سربازان اسرائیلی بودند ، می گویند که سربازان رژیم بدون هیچ دلیلی در حال ضرب و شتم مردان برهنه بودند و بدون هیچ مدرکی به همکاری با حماس متهم شدند.
اوضاع زنان بهتر نبود ، ام احمد فاراج یکی از فلسطینی ها بود که پس از آواره شدن ، پس از خانه اش در شمال غزه ، به استادیوم. یارماک او آمده بود وی در ماه نوامبر پس از حمله اسرائیل به شدت آسیب دید و فک هایش شکسته و ترک ها به گردن و زبان او افتادند. پزشکان به او توصیه کرده بودند که به دلیل شدت جراحات وی ، غزه را ترک کند ، اما قادر به ترک آن نبود ، این زن شش ساله در زمین محاصره شد و در درد شدید رنج می برد.
فاراج در مصاحبه ای با رسانه های خاورمیانه ، داستان روز را روایت می کند: “سربازان اسرائیلی حدود ساعت 9 صبح شروع به ورود به صحنه کردند ، مردان و زنان را از هم جدا کردند و مردان را مجبور کردند لباس خود را به لباس زیر بپوشند. بسیاری از آنها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند ، از جمله شوهر و پسرم.
سایر شاهدان عینی که خاورمیانه با آنها تماس گرفته است ، از “تحقیر” سربازان اسرائیلی ، از جمله برای آنها صحبت کرده است. تف پرتاب شده است آنها می گویند که بسیاری از فلسطینی های آواره قبل از بازرسی سه ساعت در آنجا نگهداری می شدند.
قبل از اینکه فراج بتواند ترک کند ، به او گفته شد که همه چیز را به جز کارت شناسایی خود ترک کند ، به این معنی که حتی نمی تواند تلفن همراه یا پول دریافت کند. او و خانواده اش پس از ترک ورزشگاه مورد هدف تیراندازی های اسرائیلی قرار گرفتند ، تیراندازی که یکی از بستگانش را به قتل رساند: “مادر شوهر من یک زن سالخورده بود ، اما آنها هنگام فرار از پشت شلیک کردند.”
وی گفت: “این گلوله به پشت او رسید و سینه خود را ترک کرد.” او به شهادت رسید ، اما من نتوانستم او را با او ببرم … دو زن جوان به من کمک کردند تا بدن او را بگیرم. “
به گفته سایر شاهدان ، در لحظاتی قبل از ورود به استادیوم ، ارتش اسرائیل قتل عام در ورودی های ساختمان انجام داد و ده ها نفر را به قتل رساند و بیشترین زخمی را به همراه داشت.
یارماک از سال 5 تأسیس شد و قبل از حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی ، این مکان شادی و مسابقات مختلف در غزه بود ، اما 5 دسامبر دیگر خلق و خوی نبود. در سکوهای استادیوم دیگر هیچ پرچم و ترومپت وجود نداشت ، و فریاد زدن زنان و کودکان طرفداران را جایگزین کرد ، مستطیل سبز قرمز بود و به جای گریه ، فریاد عدالت و ظلم به وجود آمد. یارماک طنین انداز شد یارماک دیگر یک استادیوم نبود ، استادیوم اکنون به یک بازداشتگاه برای مردم تبدیل شده بود که برای فرار از سربازان رژیم به شدت در حال فرار بود. آن روز یارماک از نظر آنها ، مردان غزه در مقابل چشمان خانواده های خود تحقیر می شوند و افراد بی گناه به شهادت می رسند.
فلسطین زخمی شده بر بدن بشریت است که وجدان جهان تا آزادی خواهد بود در عوض؛ ؛ شهادت مردم او گواهی بر حقیقت غیرقابل انکار است. اینکه ظلم و ستم ، هر چقدر هم که بی رحمانه باشد ، در مواجهه با اراده ای که ریشه در ایمان و عشق به میهن دارد ، زانو می زند. تاریخ نشان داده است که هیچ شغل ابدی وجود ندارد و روزی دوباره آزادی را در بر می گیرد.
آن روز گذشت ، اما در تاریخ باقی مانده است ، مردم فلسطین همچنان برای روز آزادی می جنگند. آنها به دلیل ظلم خم نشده اند ، اما بدون شک استادیوم 6000 نفر یارماک این دیگر نمی تواند با روزهای شیرین برای آنها همراه باشد و تا زمانی که مردم فلسطین در این استادیوم ترانه آزادی نداشته باشند ، استادیوم غزه یک راوی تاریخی غم انگیز خواهد بود.
منبع : به گزارش میهن تجارت






