یک کارشناس اقتصادی با اشاره به اینکه کالاهای الکترونیکی به جای حمایت از فقرا ، گفت: “بازگشت به الگوی اقتصادی جنگ در زمینه معیشت عمومی ، تثبیت قیمت های اساسی کالا است.”
در سالهای اخیر ، سیاست های پشتیبانی دولت ها در ایران همواره یکی از موضوعات چالش برانگیز اقتصاد این کشور بوده است که با تمرکز بر یارانه های نقدی و پروژه های الکترونیکی Calaberg.
در وضعیت اقتصادی فعلی کشور ، تورم نادر و کاهش شدید ارزش ارز ملی منجر به کاهش چشمگیر قدرت خرید اکثریت شده است. این وضعیت ، به ویژه در نیمه دوم سال 1396 ، با افزایش نرخ ارز آغاز شد و از ابتدای سال 1977 تشدید شد. مجمع مشاور اسلامی اجرای برنامه توزیع کالاهای الکترونیکی را به عنوان یک الزام قانونی برای از بین بردن ارز ترجیحی ، تصویب کرد ، با پیشنهاد دولت سیزدهم ، هر زمان که 4200 توم را در لایحه بودجه حذف کند و ارزش آن را جایگزین کند. نرخ)
دولت برای حل مشکلات اقتصادی/ گسترش کربوهیدرات
در سالهای اخیر ، بحث در مورد چگونگی حمایت دولت از خانوارها ، به ویژه گروه های کم درآمد ، به یکی از محورهای اصلی سیاست های اقتصادی در ایران تبدیل شده است. از زمان اجرای قانون هدف گیری یارانه در سال 2010 ، دولت های مختلف سعی کرده اند برخی از فشار معیشت را با روشهایی مانند یارانه های نقدی یا ارائه کالابرگ کاهش دهند. با این حال ، این سیاست ها با چالش ها و ابهاماتی همراه بوده اند که نیاز به نیاز به خواندن مجدد و ارزیابی آنها دارند.
برای بررسی جنبه های مختلف این موضوع ، با امین دالیری ، یک محقق سیاست اجتماعی و رفاه مصاحبه کردیم. در این گفتگو ، وی در مورد دوره تاریخی یارانه های نقدی ، دلایل کاربیل الکترونیکی ، تجربیات اجرایی و چالش ها و الزامات این سیاست ها بحث می کند.
آقای دالیری ، بیایید ابتدا برگردیم. چه زمانی و با چه هدفی سیاست یارانه نقدی آغاز شد؟
Deliri: پرداخت یارانه های نقدی در ایران در دسامبر 2010 تحت چارچوب قانون هدف قرار دادن یارانه آغاز شد. هدف اصلی این پروژه اصلاح به تدریج قیمت حامل های انرژی ، از بین بردن یارانه های پنهان و ناکارآمد و توزیع مجدد درآمد از این قیمت ها به صورت نقدی در بین خانوارها بود. دولت فکر می کرد که این روش هم به افزایش عدالت اجتماعی و هم تقویت انگیزه های مصرف بهینه انرژی در افراد کمک می کند.
اما در عمل ، بسیاری از اهداف با هم یکپارچه شدند ، گاهی اوقات در تضاد. به عنوان مثال ، در عین حال ، قیمت ها واقع بینانه بودند و مردم قدرت خرید خود را از سایت یارانه نقدی جبران می کردند. با این حال ، افزایش قیمت حامل های انرژی اثرات تورمی قابل توجهی داشت ، که عملاً قادر به جبران یارانه های نقدی نبود.
س: در سالهای پس از اجرای این سیاست ، چه چالش هایی ایجاد شده است؟
یکی از اصلی ترین چالش ها عدم شناسایی دقیق گروه های هدف بود. بدون در نظر گرفتن اختلاف درآمد یا موقعیت اقتصادی ، یارانه ها به طور مساوی به همه خانوارها پرداخت می شد. این امر همچنین برخی از منابع پشتیبانی دولت را به دهک های با درآمد بالا سوق داد.
از طرف دیگر ، نرخ تورم در کشور همیشه زیاد بوده است و این منجر به ارزش واقعی یارانه پرداخت شده است. به عنوان مثال ، همان مبلغ 45500 Tomans پرداخت شده از ابتدا بیش از یک دهه بدون تغییر باقی مانده است ، در حالی که قیمت کالاهای اساسی ضرب شده است.
از دیدگاه ساختاری ، یارانه های نقدی به تدریج به یک تعهد دائمی به دولت تبدیل شده اند که در محدودیت های بودجه ، کسری منابع و اولویت های دیگر دخالت کرده است. دولت ها از یک طرف نتوانستند یارانه های نقدی را به طور کامل حذف کنند و از طرف دیگر منابع کافی برای به روزرسانی و اصلاح آن نداشتند.
* در سالهای اخیر ، پروژه الکترونیکی Calaberg معرفی شده است. هدف از این طرح و چه تجربیاتی از اجرای آن به دست آمده است؟
پروژه Electronic Calaberg با هدف تخصیص یارانه در غیر CASH و فقط برای خرید کالاهای مشخص به جای پرداخت مستقیم پول نقد انجام شد. این روش چندین مزیت بالقوه دارد: اول ، می تواند اطمینان حاصل کند که یارانه ها صرفاً کالاها هستند ، نه دیگر. دوم ، کنترل تورم و تنظیم بازار ملزومات امکان پذیر است. سوم ، هدف بالاتری دارد.
اما در تجربه عملکرد اولیه ، چالش های زیادی وجود داشت. به عنوان مثال ، زیرساخت های فنی کافی وجود نداشت ، فروشگاه های شرکت کننده محدود بودند ، انواع کالاها کم بود و بسیاری از افراد با نحوه استفاده از آن آشنا نبودند.
از همه مهمتر ، قدرت خرید مردم مطابق با نرخ رسمی کالا نبود. هنگامی که کالای یارانه و تأیید شده با قیمت تأیید شده اما فروشندگان کالاها را با نرخ بازار می فروشند یا کالایی وجود ندارد ، کارآیی این روش مورد سوال است.
*با توجه به این مشکلات ، پیش نیازهای شما از اجرای موفقیت آمیز Calaberg الکترونیکی چیست؟
اول از همه ، شناسایی دقیق دهک های درآمدی لازم است. بدون این مرحله ، منابع را نمی توان هدف قرار داد و پشتیبانی واقعی برای دکوراسیون های پایین.
در مرحله بعدی ، زیرساخت های فنی و ارتباطی باید به طور کامل ارائه شود. این به معنای اتصال فروشگاه ها ، نظارت بر موسسات و خانوارها از طریق یک سیستم شفاف و قابل اعتماد است. تجربه گذشته نشان داده است که ضعف در این زمینه باعث نارضایتی عمومی و کاهش مشارکت می شود.
اطلاعات دقیق ، آموزش کاربر و افزایش تعداد کالاها نیز مهم هستند. نباید فراموش کرد که اگر مردم احساس کنند استفاده از Calaberg محدود ، پیچیده یا ناکارآمد است ، به طور طبیعی ترجیح می دهند یارانه های نقدی را دریافت کنند.
سرانجام ، باید تجزیه و تحلیل دقیق هزینه و سود حاصل شود تا روشن شود که کدام روش بر رفاه خانوار ، ثبات بازار و عدالت اجتماعی تأثیر خواهد گذاشت.
*و در آخر ، آیا فکر می کنید دولت ها باید از یک مدل پشتیبانی از پول نقد و غیر Cash استفاده کنند یا برای جایگزینی کاملاً جایگزین شوند؟
پیشنهاد من ترکیب مشروط و مبتنی بر شواهد است. برخی از خانوارها ممکن است نیاز به حمایت فوری پول نقد ، مانند هزینه های درمانی یا آموزش داشته باشند. در عین حال ، برای مواردی مانند نان ، برنج ، روغن یا شیر ، می توان از سیستم Calaberg استفاده کرد تا اطمینان حاصل شود که دسترسی به این موارد اساسی در دسترس است.
با این حال ، موفقیت هر مدل بستگی به تصمیمات شفاف ، مبتنی بر داده ها و همراه با ارزیابی مداوم اجراها دارد. سیاست های پشتیبانی باید نه تنها برای از بین بردن بحران های مقطعی بلکه برای افزایش مقاومت در برابر خانواده ها نیز طراحی شود.
* بنابراین راه شما برای خارج شدن از این بن بست چیست؟
من چهار پیشنهاد کلیدی دارم:
1. بازگشت به الگوی جنگ: در طول دفاع مقدس ، Calaberg (کوپن) بدون پرداخت نقدی و فقط با قیمت های ثابت اجرا شد. امروز ، کالاهای اساسی باید با قیمت تأیید شده وارد و تأمین شوند ، نه پول مستقیم به مردم.
2. حذف واقعی تاپ ها: از فناوری باید برای شناسایی دقیق دهک ها استفاده شود ، نه فقط شعارها.
3. متوقف کردن پول به اقتصاد: بودجه یارانه باید به سمت اشتغال و تولید منتقل شود.
4. شفافیت در توزیع ارز ترجیحی: تخصیص 28500 تومن به واردات کالاهای اساسی باید با نظارت مجلس و رسانه ها همراه باشد تا انحصارها از آنها سوءاستفاده نکنند.
آینده این برنامه ها را چگونه ارزیابی می کنید؟
DELIBI: اگر همین روند ادامه یابد ، ما شکست کامل Calaberg را خواهیم دید. وزیر کار اخیراً گفت: “ما برای Calaberg به منابع جدیدی نیاز داریم!” این بدان معنی است که دولت هنوز به دنبال تزریق پول به اقتصاد است ، در حالی که راه حل مدیریت عرضه کالاها است نه برای افزایش نقدینگی. مجلس و رئیس جمهور باید بلافاصله وارد شوند و از تحریف اهداف اصلی این طرح جلوگیری کنند.
یارانه نقدی فعلی و Carbulb نه تنها از درآمد کم پشتیبانی کرده اند بلکه باعث رشد تورم و تقسیمات طبقاتی نیز شده اند. الگوی موفقیت آمیز کوپن جنگ باید ترمیم شود ، یعنی عرضه قیمت های مصوب ، بدون پرداخت نقدی. ادامه روند فعلی منجر به ایجاد مشکل بزرگتر در تأمین منابع و تشدید تورم خواهد شد.
منبع: tasnim





