به گفته خبرگزاری IMNA ، فقط چند ماه از رژه دونالد ترامپ بیش از ریاست جمهوری نبود ، با دادخواست طولانی به تحلیلگران اظهارات متناقض ، غافلگیرکننده و گاه کودکانه وی باز شد. گویا عمیق است وجود آن یک نیروی آشفته وجود دارد ، نیرویی که هر روز مجبور می شود صحبت کند. یک وعده توخالی صحبت کرده است تا دوباره چراغ ها را بچرخاند و غذای جدیدی را برای عناوین خبری تهیه کند.
با نگاهی به گذشته خود ، می توان ردپای تشنگی را دید که سالها ساکت بوده است. انتصاب از او ربوده شد. عطش دیدن ، شنیدن و در مرکز توجه وجودبشر مردی که نه برای معنا زندگی می کرد بلکه برای شهرت بود. از فروش بسته های موفقیت گرفته تا نویسندگی عناوین محبوب مانند “چگونه مانند دوقطبی فکر کن ” یعنی در حالی که امپراتوری آن ، به جای ستون های موفقیت ، در ویرانه های شرکت های ورشکسته و کازینوهای شکست خورده است آرایش کردن بوده است
حتی ورود مختصر وی به دنیای سینما ، صحنه چند رشته ای در “فقط در خانه” یادآور تشنه تبلیغات وی بود نه یادآوری بازیگری. تشنگی که در نهایت جایزه “تمشک طلایی” را برای او به ارمغان آورد. جایزه ای برای درخشش نیست ، بلکه برای افتضاح است.
ترامپ ؛ دیوانه یا خردمند؟
پاسخ ممکن است مکانی بین این دو قطب باشد. او کاملاً دیوانه نیست ، همه عاقل نیست. در عوض ، این ترکیبی از جهل است چسبناک و یک فرصت ظریف ؛ ترکیبی که در سیاست مدرن از گذشته خطرناک تر است. او نگاهی تجارت به جهان دارد ، دنیایی که به اعتقاد وی زمینه معامله است: سود ، ضرر ، چانه زنی. او هیچ چیز از مفاهیم عمیق و مبانی “سیاست واقع گرایانه” را نمی فهمد ، اما در هنر جلب توجه یک استاد بی نظیر است.
وقتی او در توییتر می نویسد ، “در غزه جهنم” ، این سؤال پیش می آید: آیا اکنون غزه را بهشت می دانید؟ چگونه ترامپ می خواهد میلیون ها نفر از افراد مظلوم را از سرزمین خود دور کند؟ با کدام منطق؟ با کدام وجدان؟ با کدام قانون انسانی؟ او نه تنها حقیقت را نمی فهمد بلکه در توهمات خود ساخته خود آنقدر غرق شده است که مرز بین آن است ایده و واقعیت را از دست داده است.
درست است که ساختار قدرت در آمریکا دارای یک شبکه پیچیده و چند لایه است و ترامپ فقط یکی از بازیگران آن است ، اما نباید اشتباه کرد و سر و صدا او ناکارآمد می دانست. او استاد بازی روانی است. اظهارات او ، گرچه گاهی اوقات بی معنی است ، اما می تواند افکار عمومی را منحرف کند ، فضا را باد کند و وارد شود. مسیر تغییر سیاست.
کف این یک خطا است
درست است که دونالد ترامپ فرمانده -در نظر گرفتن ایالات متحده است ، اما بسیاری از سازمان ها و نهادهای دولتی و غیردولتی درگیر در روند سیاست هستند ، بنابراین ترامپ تنها بازیگر قدرت در ایالات متحده نیست. با این حال ، واقعیت نباید ما را به اشتباه و نادیده گرفتن او و سخنان او وادار کنید. بیشتر اظهارات وی با هدف جلب توجه یا تهدیدها انجام می شود و لزوماً بازتاب واقعیت های سیاسی نیست.
ترامپ یک فرد عاطفی است و در مواضع خود پایدار نیست
امیر علی ابول فاتح به گزارشگر IMNA گفت: “همه موارد ، از جمله عدم سلامت روانی ، تأثیر رسانه ها ، نقش لابی ها و استفاده از سیاست های متناقض و هویج ، در تصمیمات متناقض وی نقش دارند (ترامپ). این به شخصیت ترامپ باز می گردد ؛ او یک شخص عاطفی است که در موقعیت های خود پایدار نیست. اساساً سبک خود را در تجارت و تجارت در تجارت و تجارت در تجارت و تجارت در اختیار دارد. سیاست بیش از حد به همین ترتیب ، او رفتار می کند ، به ویژه هنگامی که موضوع مربوط به مذاکرات است ، زیرا او معتقد است که طرف مقابل باید گیج و مبهم باشد.
وی افزود: لابی هایی که از رأی وی حمایت می کنند در این رویکرد درگیر هستند. برای حفظ محبوبیت و پایگاه رأی خود ، او این اظهارات را بیان می کند ، به عنوان مثال می گوید دیوار در حال ترسیم و اخراج همه مهاجران ، کلمات عجیب و غریب است که در فرآیند امکان پذیر نیست او مشتاق است که همیشه در صدر اخبار باشد.
یک متخصص امور بین الملل گفت: “یكی از علایق ترامپ این است كه خبرهای عجیب و غریب را برای دیدن ، به عنوان مثال ، تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج ایالات متحده یا نوشتن در توییتر ،” من غزه را به جهنم تبدیل می کنم “، اما در عمل نمی تواند این کار را انجام دهد.”
ابوال فاته گفت: “نمی توان به سخنان ترامپ حساب کرد. اگرچه او رئیس جمهور و شخص است اولی آمریکا است ، اما ساختار سیاسی نیز مهم است ، تخته آنچه حاکم می گوید و چگونه ساختار قدرت تعریف می شود. در دور اولی ریاست جمهوری وی این رفتارها را داشت و در دور دوم شدیدتر شده است. اظهارات متناقض و عاطفی او همیشه وجود داشته است ، مانند مذاکرات در مورد الحاق کانادا به ایالات متحده یا کمپین گرینلند ، که عضو ناتو است!
وی ادامه داد: “نمی توان گفت که این کلمات کاملاً بی اهمیت هستند و نه اینکه بگوییم کاملاً مهم هستند.” نمی توان آن را صفر و صد مورد قضاوت کرد. باید در یک با وخیم کردن ویژه در مورد آنها صحبت کرد. برخی از صحبت های او را می توان تحقق بخشید ، اما بسیاری از آنها منطقی نیستند. به عنوان مثال ، برای گفتن ، “من در غزه در جهنم هستم و صاحب آن می شوم” به هیچ وجه امکان پذیر نیست.
این کارشناس امور بین الملل گفت: “او دوست دارد به جنگ اوکراین پایان دهد ، اما هیچ یک از جنگ های یک شب یا دو روزه برای یک شبه به پایان نرسید.” برخی سخنان آن باید جدی گرفته و مورد توجه قرار گیرد ، و برخی نباید خیلی جدی گرفت.
منبع : به گزارش میهن تجارت






