چالش مزمن نظام بانکی و اقتصاد ایران چیست؟ – به گزارش میهن تجارت

چالش مزمن نظام بانکی و اقتصاد ایران چیست؟

سالهاست که مدیریت سیاسی ، تسهیلات غیر منبع و بانکی ، امروز اقتصاد ایران را در حاشیه پرتگاه قرار داده است. گزارش های رسمی بانک مرکزی از وضعیت مهم 2 بانک و نیاز به 6 تریلیون دلار برای پس انداز سیستم بانکی یک زنگ خطر جدی است.

براساس Business News ، سیستم بانکی این کشور در دهه های اخیر با پدیده ای به نام “Natraz” دست و پنجه نرم کرده است. مشکلی که نه تنها سلامت داخلی بانک ها را تهدید کرده است ، بلکه با تأثیرگذاری بر تورم ، پایه پولی و رکود تولید ، به یک چالش ملی برای اقتصاد این کشور تبدیل شده است. این پدیده آنقدر عمیق و پیچیده است که کارشناسان از آن به عنوان “معدن فعال در اقتصاد ایران” یاد می کنند. مین هایی که اگر فکر نکنند ، عواقب جبران ناپذیری برای ثبات مالی کشور به همراه خواهد داشت.

براساس آخرین ارزیابی بانک مرکزی ، 10 بانک نسبت کفایت سرمایه 8 ٪ دارند. 10 بانک زیر 8 ٪ و 5 بانک نزدیک به 6 ٪ و 9 بانک کفایت سرمایه منفی دارند.

نسبت کفایت سرمایه یکی از شاخص های اصلی در ارزیابی سلامت مالی بانک ها است که نشان می دهد سرمایه بانکی چقدر به تسهیلات و نیازهای مردم پاسخگو است.

نقص: وقتی ترازنامه ها ناسالم می شوند

به عبارت ساده تر ، نافرمانی هنگامی اتفاق می افتد که بدهی بانکی از دارایی یا دارایی های تولیدی خود پیشی بگیرد. در ایران ، این بی حوصلگی عمدتاً به دو روش شکل می گیرد:

تجمع دارایی های غیرمولد مانند املاک و مستغلات مازاد ، ضرر یا امکانات ناخوشایند

بدهی های بانکی سنگین به سپرده گذاران ، پرداخت سود بالا و هزینه های سربار ناشی از تسهیلات دولتی و دولتی

سبد ها نشان می دهد که نسبت کفایت سرمایه در بسیاری از بانکهای بزرگ به استانداردهای بین المللی کاهش یافته است. این بدان معنی است که بانک ها حتی قدرت کافی برای مقابله با یک بحران مالی متوسط ​​ندارند.

اظهارات صریح مقامات بانک مرکزی: هشدار و قول

در ماه های اخیر ، مقامات ارشد بانک مرکزی نیز درباره عمق بحران صریح تر شده اند.

محمدپور ، معاون رئیس نظارت نظارت بر بانک مرکزی گفت: “اگر این بانک ها اصلاح نشوند ، آنها یکپارچه ، متوقف یا انحلال خواهند شد.”

محمد رضا فریزین ، رئیس بانک مرکزی ، در سخنرانی رسمی خود گفت: “اگر بانک ها بخواهند تأمین مالی مؤثر داشته باشند ، نعمت ها باید برطرف شوند.” تحقق نسبت کفایت 8 ٪ سرمایه برای بانک ها به 1100 تریلیون منبع دلار نیاز دارد. “

وی همچنین در مورد برنامه هایی برای فروش دارایی راکد ، افزایش سرمایه بانکها و کنترل بانک مرکزی صحبت کرده است.

رئیس بانک مرکزی با اشاره به الزام قانون برای برداشتن بانک ها از شرکت ، گفت: “با اجرای برنامه تخصصی بانک ها ، بانک های مختلف باید وظایف خود را داشته باشند و در زمینه تخصص خود کار کنند.” بنابراین ، فعالیت بانک ها در زمینه بانکداری و ارائه خدمات بانکی غیرقابل قبول است. “

برنامه های تصحیح بانک مرکزی

بانک مرکزی مجموعه ای از برنامه ها را برای مقابله با افزایش و بازگرداندن ثبات به سیستم بانکی ، از جمله:

بانک ها باید از شرکت خارج شوند: یکی از مهمترین محورهای این اصلاحات ، نیاز بانک ها برای خروج از فعالیت های شرکت ها ، به عنوان حبس شرکتی بانک ها ، افزایش ریسک های مالی و تشدید و جلوگیری از تخصیص کارآمد منابع به بخش های تولیدی است.

تهیه یک لایحه جامع برای اصلاح ساختار بانکی: بانک مرکزی در حال تهیه یک لایحه جامع برای اصلاح ساختار بانکی است. این لایحه با همکاری مجلسی ، وزارت امور اقتصادی و دارایی و سایر سازمان های دولتی تهیه می شود.

اطلاع رسانی از برنامه اصلاحات به بانکهای ناتراز: در ابتدای سال جاری ، بانک مرکزی به بانکهای 9 بانک ناتراز ابلاغ کرد. رئیس بانک مرکزی تأکید کرد که ترازنامه بانک ها در دستور کار قرار دارد و این برنامه ها دائماً برای دستیابی به نتیجه گیری دنبال می شوند.

عواقب تورم: از تورم پنهان گرفته تا تورم مالی

نافرمانی بانکها عواقبی فراتر از دیوارهای سیستم بانکی دارد. مهمترین آثار آن عبارتند از:

افزایش وابستگی بانکها به منابع بانک مرکزی ، که منجر به ایجاد پول بدون پشتیبانی و افزایش پایه پولی می شود.

نرخ بهره بالا برای جذب سپرده ، که منجر به یک مسابقه مخرب بین بانک ها و افزایش هزینه تولید برای تولید شده است.

بی عدالتی مالی ؛ از آنجا که بانک های ناسالم به دلیل اجاره مدیریتی یا وابستگی سیاسی از خطوط اعتباری استفاده می کنند ، در حالی که بانک های انضباطی در حال رقابت هستند.

ریشه های ساختاری: سیاست و امکانات

با نگاهی دقیق تر ، نافرمانی بانکها نه تنها یک پدیده مالی بلکه نتیجه نوعی حاکمیت ناکارآمد بر سیستم بانکی است. برخی از ریشه های اصلی آن به شرح زیر است:

تسهیلات بدون منابع: بانکها به وام هایی مانند ازدواج ، زایمان و اشتغال روستایی بدون منابع جبران خسارت نیاز دارند

مالکیت دولت و شبه دولت در بانک ها: که منجر به سوء مدیریت ، استخدام سفارشی و تخصیص اجاره شده است

ضعف نظارت مؤثر بانک مرکزی تا سالهای اخیر باعث شده است تا بحران جمع شود

استراتژی های موجود ؛ مسیر دشوار اما اجتناب ناپذیر

با توجه به حجم بحران ، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد چندین مسیر اصلاحی را معرفی کرده اند:

افزایش سرمایه بانکها از دارایی های مازاد و ادعاهای دولت

نظارت لحظه ای وضعیت نقدینگی بانک ها و کنترل نرخ بهره از طریق سیاست بازار آزاد

تغییر مکانیسم انتصاب مدیران بانکی بر اساس صلاحیت حرفه ای نه روابط سیاسی

اصلاح ساختار تسهیلات و جلوگیری از وام از دست دادن و شرکت های وابسته

در این زمینه ، بانک مرکزی امسال اجرای برنامه ای به نام “ترازنامه بانکی” با هدف از بین بردن دارایی های سمی ، سازماندهی بدهی معوق و احیای تسهیلات واقعی را ارائه داده است.

چرا ضرر بانکها فقط مشکل بانک ها نیست؟

نافرمانی بانک ها صرفاً یک مشکل شهودی نیست. در عوض ، این یک مانع اساسی برای رشد اقتصادی ، کنترل تورم ، عدالت مالی و تولید تولید است. هیچ اصلاح اقتصادی در کشور بدون پاکسازی و اصلاح شبکه بانکی پایدار نخواهد بود.

اگرچه اقدامات اصلاحی آغاز شده است ، اما پیش رو به اراده سیاسی ، نظارت عمومی ، شفافیت و همکاری نهادهای بالادست نیاز دارد. بانک ها معادن فعال هستند که اگر امروز خنثی نباشند ، فردا اقتصاد کشور را تکان می دهند.

در یک جمله ، اگر بانک ها برطرف نشوند ، هرگونه اصلاح اقتصادی در کشور با یک چالش جدی روبرو خواهد شد. درست همانطور که یک موتور معیوب نمی تواند بدن یک ماشین را تحت فشار قرار دهد ، سیستم بانکی ناسالم نمی تواند از رشد اقتصادی ، کنترل تورم یا تولید پشتیبانی کند.

منبع: tasnim

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهادات سردبیر:

تبلیغات متنی