شکاف های قدرتها فرصتی را برای ایران ایجاد کرده اند تا با استفاده از استراتژی تنش کنترل شده و همکاری با چین و روسیه ، مسیر جدیدی را برای عبور از توقف فعلی در مذاکرات هسته ای پیدا کنند.
براساس اخبار تجاری ، روزنامه خوراسان خطاب به علی شمخانی ، که طبق گزارش های خبری ، مسئولیت کمیته هسته ای ایران -us در چند ماه گذشته را بر عهده داشته است:
اکنون ، و پس از این واقعیت که بن بست جدی در مذاکرات وجود دارد و ایالات متحده واقعاً غنی سازی را در داخل ایران قرار داده است ، لازم است که دوباره بر برخی از فرضیه های قبلی بازنویسی شود.
فرضیه اول این بود که آمریکایی ها مشتاق بودند که به هر حال به توافق برسند ، اما آنها به دنبال به دست آوردن فروش در داخلی بودند. این فرضیه ، صرف نظر از اقتصاد سیاسی داستان ، معتقد بود که کاهش صدای خشونت آمیز آمریکایی پس از نشست نتانیاهو و ترامپ در واشنگتن و جلوگیری از جنگ ، صرفاً به دلیل نرم شدن ایران در پذیرش اصل مذاکره است. نگاهی به کاهش تنش منطقه ای یکی از عواملی بود که وضعیت مذاکرات را بهبود می بخشد و حتی قصد داشت از لابی عرب در واشنگتن برای کمک به مذاکرات استفاده کند.
این نگرش سعی کرد تا جریان اصلی آمریکایی ها را به چندگانه نشان دهد و به سخنان من در رسانه ها توجه نکند زیرا ما تحت فشار سختکارهای داخلی قرار داشتیم. این دیدگاه گفت که مشکل ما با آمریکا در مورد غنی سازی با برخی از ایده های فنی خلاق می تواند حل شود و تنها یک امتیاز گل برای مصرف رسانه های آمریکایی کافی است. در این نگرش ، مسئله امتیاز اقتصادی به حاشیه رانده شد.
اکنون ، پس از چند دور تعامل با دولت ترامپ ، مشخص شده است که فرضیات فوق به طور قابل توجهی نادرست بوده است. اول از همه ، تغییر لحن آمریکایی در اوایل ماه آوریل بیشتر تحت تأثیر اقتصاد داخلی ایالات متحده قرار گرفت و نه اینکه تحت تأثیر پذیرش ایران از اصل مذاکره قرار گرفت. اوضاع در 7 آوریل و سقوط تاریخی به حدی شدید بود که اقتصاد ایالات متحده می تواند در یک رکود بی سابقه قرار بگیرد. اما به محض اینکه اوضاع در اقتصاد ایالات متحده بهبود یافت و از لبه شدید رکود اقتصادی خارج شد ، لحن هم در رسانه ها و هم در مذاکرات تغییر کرد.
هنگامی که مشکلی در اقتصاد ایالات متحده و نیاز به پایین نگه داشتن قیمت نفت وجود داشت ، لحن آرام و مذاکره در ریل ها بود. اما از آنجا که تنش و تصویب سعودی از جبران کاهش فروش نفت ایران خودداری کرد ، لحن تشدید شد. ایران صرف نظر از واقعیت بیرونی و اقتصادی داستان ، منجر به بازی شد که به این موضع رسید.
اکنون که طرف مقابل به تنظیمات قبلی بازگشت و با تهدید جنگ و استفاده از اقتصاد ایران سعی در غنی سازی دارد ، مفهوم برخی از اشراف می تواند با یک پیشنهاد خلاق فنی یا کنسرسیوم به نتیجه مطلوب برسد. با این حال ، طرف دیگر به دنبال دریافت ابهام هسته ای از ایران است و قصد دارد این کارت را از جمهوری اسلامی برای همیشه بگیرد.
راه درست چیست اما چه؟ حالا که ما یک دیوار بزرگ و بتونی در مقابل خود داریم ، چگونه باید با آن برخورد کنیم؟ آیا ما باید یک مهندس فنی بیاوریم تا شاید این بتن را با یک مته شارژ بشکند؟ یا به عقب برگردید و به پشت ما نگاه کنید و از راه یاد بگیرید و مسیرهای دیگر را امتحان کنید.
درک افزایش تنش در لحظه ای که ترامپ نتوانسته است به جنگ اوکراین پایان دهد و اتفاقاً تنش و همچنین جنگ تجاری با چین شکست خورده است و در واقع شکست خورده است. درک کنید که استرس کنترل می شود یا حتی نمایشی در خاورمیانه و افزایش خطر قیمت نفت برای بازارهای آمریکا افزایش می یابد و ممکن است ما بتوانیم از این ابزار استفاده کنیم. بگذارید درک کنیم که ایران باید از فاصله بین قدرتهای بزرگ استفاده کند و حتی اروپا را در لیست قرار دهد.
استفاده از این شکاف به معنای رتبه بندی همه طرف ها و بازی با کارت های مختلف از جمله همکاری با رقیب است تا حزب اصلی را به جدول مذاکره برساند. اگرچه این پس از بن بست فعلی در مذاکرات دشوار است ، اما به دلیل شرایط بین قدرت ، هنوز هم ممکن است.
اصرار بر مذاکره با ایالات متحده ، ایران را به پایین و پایین تر رسانده است. درست همانطور که وقایع بی شماری از توافق های منطقه ای و جهانی بدون حضور ایران در حال حرکت است و عملاً ایران و جبهه مقاومت را از نظم آینده منطقه حذف می کند. جسورانه برای گفتن نه به ایالات متحده در این لحظه و ایجاد یک برنامه مثبت برای مدیریت کشور و قراردادهای بین المللی آن بدون توافق ، یک اهرم اصلی برای افزایش احتمال توافق در آینده نزدیک است. در حالی که ادامه مذاکرات نشان می دهد ایران ضعیف است و ظرفیت ها و ظرفیت های موجود را یک به یک می سوزاند.
همچنین ، عدم وجود کارت استرس کنترل شده برای تأثیرگذاری بر فضای داخلی کاخ سفید و گروه های مخالف آن کشور ، اشتباهی است که باید به سرعت جبران شود. در حالی که گروه انزوا مانند زهره به دنبال هشدار ترامپ برای ورود به جنگ با ایران است ، دیگران به دنبال نشان دادن ضعیف ایران هستند.
صدای جیر جیر اخیر کارلسون – مشهور و نزدیک به ترامپ ، همان درگیری را در حمله به مارک لوین نشان می دهد. وی به وضوح تأکید می کند که جنگ با ایران منجر به افزایش قیمت نفت ، کشته شدن هزاران آمریکایی و رکود گسترده ای خواهد شد و اظهار داشت که لوین و سایر افراد نئو او به منظور متوقف کردن غنی سازی بلکه تغییر در ایران به دلایل ایدئولوژیک نیست. کارلسون می گوید که علیرغم دانستن اینکه ایران حذف غنی سازی را نمی پذیرد ، آنها هنوز درخواست را برای شکست مذاکرات و ترامپ به جنگ روی میز گذاشتند.
راه درست برای ادامه مسیر ایرانی -آمریکایی تقویت استدلال این گروه انزوا در کاخ سفید است. یعنی باید نتیجه گرفت که حمله ترامپ به ایران ، البته توسط رژیم ، به معنای جنگ گسترده منطقه ای ، افزایش شدید قیمت نفت و سرانجام حرکت ایران به سمت بمب یا تشدید همکاری با چین و روسیه است.
این عناصر و متغیرها احتمال جنگ را کاهش می دهد و در صورت عدم جنگی ، ترامپ مجبور است خط قرمز عدم غفلت را در ایران حذف کند. این به معنای شکستن بن بست فعلی است ، نه از طریق مسیر مذاکره فنی بیشتر ، بلکه از طریق مسیر پاسخ سیاسی و خطر سیاسی.
آنها به یک مذاکره جدی و واقعاً استراتژیک با چین و روسیه نیاز دارند. چیزی که در تمام این سالها هواداران سیستم بوده است ، اما هرگز اتفاق نیفتاد. مذاکرات با این دو کشور معمولاً جزئی یا بسته به آینده دوردست است و هرگز در زمین واقعاً استراتژیک نبوده است. مذاکره استراتژیک به معنای مذاکره یکپارچه است که توسعه ، اقتصاد ، فناوری ، امنیت ، نظامی ، سیاست و غیره را مختل می کند و تصویری واقعی و واقعی از همکاری های استراتژیک ایجاد می کند.
نقش مهم و تأثیرگذار آقای شمخانی در این لحظه می تواند تولید این برنامه مثبت باشد و آن را با مذاکرات واقعی با این دولت ها اجرا کند. این کار حیاتی زمینه ای را برای هرگونه توافق مطلوب با ایالات متحده فراهم می کند. ظرفیت سفر ژوئیه رئیس جمهور در طول این مسیر بسیار حیاتی است و زمان در حال گذر است. آقای شمخانی دیر می شود.
منبع: خراسان





